با تحریم ها رییسی هم نمی تواند نفت بفروشد
ضمن اینکه ما با چالش یا چالش های مضاعف دیگری هم موجهیم؛ از تحریم های بیمه، کشتیرانی و ... گرفته تا مسائل امنیت دریایی که همه این موارد مزید بر علت است. ما در خصوص صادرات نفت و مشتقات نفتی به ونزوئلا، سوریه، لبنان و دیگر کشورها شاهد چه کارشکنی هایی که نبودیم. لذا حتی اگر ایران بخواهد به صورت مستقل با کشورهایی که حتی حاضر به پذیرش تبعات دور زدن تحریمها هم باشند نظیر ونزوئلا، سوریه و ... کار کند، عملاً با چالش های متعددی مواجه است. پس این مسئله ارتباطی به اوجی، زنگنه یا هر وزیر دیگری ندارد. اساساً فروش و صادرات نفت به شکل جدی به احیای برجام گره خورده است. اما چالش مضاعفی که در این بین وجود دارد آن است که وزارت امور خارجه و وزارت نفت هیچگاه مبنای اقتصادی برای خود تعریف نکرده اند. در عمل دیپلماسی اقتصادی، دیپلماسی نفتی و دیپلماسی انرژی با تحولات حوزه سیاست خارجی گره خورده است، به گونهای که میتوان گفت عملاً دیپلماسی اقتصادی، دیپلماسی انرژی و دیپلماسی نفتی گروگان تحولات و تحرکات حوزه سیاست خارجی است. ولی ما برای اینکه شاهد کاهش وابستگی اقتصاد و دیپلماسی انرژی به تحولات حوزه سیاست خارجی و تحریم ها باشیم باید از وضعیت تک وجهی به وضعیت چند وجهی گذار کنیم، چرا که قطعاً با دیپلماسی نفتی نمی توان مشکلات کشور را حل کرد.
دیپلماسی انرژی قطعاً باید علاوه بر حوزه نفتی وارد حوزههایی چون گاز، پتروشیمی، میعانات و بخش های پایین دستی وزارت نفت شود و در آن بخش هم هم خود را فعال کند. چون دیپلماسی انرژی در تمامی این زمینه ها می تواند جوابگو باشد و هر کدام می توانند بخشی از چالشهای کشور را حل کنند. اما زمانی که وزارت نفت و در کل دولت ها در کشور روی صادرات تک محصولی نفت خام تاکید دارند سبب شده است که توجه کمتری به صنایع تبدیلی در حوزه نفت داشته باشیم.اگر رئیسی و جواد اوجی به دنبال ایجاد تحول جدی در این زمینه هستند باید یک سیاست جدی و همه جانبه را عملیاتی کنند چرا که تک تک عوامل یاده شده در سوالتان در این زمینه سهم خود را داشته اند. از انفعال وزارت امور خارجه بگیرید تا کم کاری وزارت نفت و همچنین خلاء دانش به روز و نبود امکانات و تجهیزات لازم. مضافا در این بین مسئله نبود سرمایه و سرمایهگذاری هم دخیل است. زمانی که تحریم ها سبب شده است شرکت ها و کشورها از سرمایهگذاری در صنعت نفت ایران فرار کنند عملاً این حوزه جذابیتی برای سرمایه گذاری پیدا نمیکند، در نتیجه دست دولت برای استفاده از امکانات، تجهیزات و دانش به روز هم خالی است. انها علاوه بر آن است که متاسفانه همواره یک مقاومت جدی در داخل کشور نسبت به سرمایه گذاری خارجی در صنعت نفت، گاز، پتروشیمی و ... وجود دارد که سبب شده که ما، هم از سرمایهگذاری خارجی محروم باشیم و هم اینکه نتوانیم از امکانات و دانش به روز در حوزه نفت و انرژی استفاده کنیم. خوب در این وضعیت ما بهتر از این نمی توانیم عمل کنیم. بارها عنوان شده است که ایرانیان مقیم دیگر کشورها سرمایه های بالایی دارند که دولت می تواند آنها را در داخل کشور به کار گیرد، کما این که طرح سرمایه گذاری ۲۵۰ هزار دلاری در داخل کشور مطرح شد، اما در طول این سالها حتی یک مورد هم برای سرمایهگذاری در داخل کشور پیدا نشد؛ چرا؟ ما باید بفهمیم چه عامل یا عواملی سبب شده است که هموطنان ما در خارج از کشور به فکر سرمایه گذاری در داخل ایران نباشد؟ قطعاً نمی توان چکش تحریم ها را هم در افزایش ریسک سرمایهگذاری در ایران نادیده گرفت، اما به نظر می رسد که مسئولین هم جذابیتی برای سرمایهگذاری در داخل کشور ایجاد نمی کنند که فرد، شرکت یا کشوری بخواهد خطر سرمایه گذاری در داخل کشور را بپذیرد؛ دادن تابعیت برای سرمایهگذاری در ایران هیچ جذابیتی ندارد، ما باید تضمین های لازم، چه تضمین سرمایه، چه تضمین سود، نحوه شرکت و دیگر مسائل را به عنوان جذابیت های سرمایه گذاری خارجی در دستور کار قرار دهیم.
حسن مرادی، استاد دانشگاه و کارشناس حقوقی حوزه انرژی – دیپلماسی ایرانی