سیاستهای عجیب کشتی را تا مرز نابودی برد
آقای فتیلهپیچ با سلحشوری و دلاوریاش همچون تندر و رعد بر پیکر حریفان فرود آمد و پشت همگان به تشک افکند. زمانی که عبدالله موحد در زادگاهش بابلسر نونهالی بیش نبود و به ماهیگیری میپرداخت، آهسته آهسته با صید شاهماهیها به صیاد بزرگ لقب گرفت. گرمای سوزان خورشید و شلاق بیدار امواج عصیانگر دریا روی عضلاتش از او مردی ساخت که آوازه جسارت و قدرتش در سواحل پیچید. در جهانی ادمونتون هنوز ستاره اقبالش در اوج میدرخشید و ششمین مدال طلای خود را به ارمغان آورد. ابراهیم جوادی با ساز و برگ بیشتری به میدان رهسپار و با غلبه بر چهرههایی نظیر رومان دیمیتریف رقیب سرسخت شوروی و آکی هیکو اومِدا ژاپنی فاتح سکوی قهرمانی شد. همچنان که در جهانی 1971 صوفیه که در زمین فوتبال استادیوم واسیلفسکی برگزار میشد در بهترین دوران آمادگی خود بهسر میبرد و برای سومین مرتبه صاحب گردنآویز طلا شد.
محمد قربانی بعد از کسب مدال نقره 1969 و برنز 1970 سرانجام طلسم گرفتن مدال طلا در وزن 52 کیلوگرم را شکست. با اراده پولادین و امیدواری سزاوار این سکو بود. اواسط دهه 70 میلادی همه جا سخن منصور برزگر از شاگردان منصور اینانلو و منصور تبریزی بود؛ پسری با چشمهای سبز روشن و موهای مشکی همواره آخرین امید و آرزوی کشتی ما در کشتی توفانزده و به گِل نشسته به حساب میآمد تا یکبار دیگر از نام و آواز ه این سرزمین دفاع کند. یادآور قدمهای با سطوت و باصولت او در جهانی 1973 تهران به همراه محسن فرحوشی، ابراهیم جوادی و محمدرضا نوایی در چهارراه کالج روی چهار تشک فولدیک آلمانی که دل هزاران بیننده در پای تلویزیون و تماشاچی حاضر در استادیوم نصیری را شیرینکام کرد. وقتی جهانی 1975 مینسک در حالی که 2-5 از آشور علیف از شوروی جلو بود روی سگک حریف دچار مصدومیت شدیدی از قسمت پا شد، هربار آشور به همان زخمهای کهنه هجوم میبرد، انگار انتظار داشتیم رقیبش مانند آقا تختی در جدالش با الکساندر مدوید جوان در جهانی 1962 باشد. منصور همچنین بار لشکر شکست خورده در المپیک 1976 مونترال و جهانی 1977 لوزان را به تنهایی بر دوش خود حمل کرد.
با وقوع انقلاب 57، قطع ارتباط سیاسی با ایالات متحده، حمایت از افغانستان به دلیل تصرف این سرزمین توسط شوروی و جنگ با کشور عراق باعث شد تا ایران در دو المپیک 1980 مسکو و 1984 لسآنجلس و سه جهانی 1983 کییف، 1986 بوداپست و جهانی 1987 کلرمون فرانت بدون هیچگونه دلیل منطقی، با سیاستهای نادرست و برنامهریزی غلط مدیران نابلد غایب باشد تا دوران افول از راه برسد. سقوط در جهانی 1981 اسکوپیه با تک مدال نقره رضا سوختهسرایی مقدمه شکست بزرگی در جهانی 1982 ادمونتون به وجود آورد؛ سیاهترین نتیجه تاریخ کشتی رقم خورد، بدون کسب حتی یک مدال برنز. جهانی 1983 کییف به دلیل صف آرایی بیژن سیفخانی فرنگیکار 74 کیلوگرم با حریف اسراییل که حتی با برتری به پایان رسید که با رسیدن دستور از سوی وزارت امور خارجه مبنی بر عدم حضور کشتیگیران آزادکار در رقابتها ابلاغ گردید. این تصمیم یک اشتباه محض و غیرقابل بخشش بود. محمود کدخدایی یکی از آمادهترین کشتیگیرهای اعزامی از آن اتفاق به عنوان تلخترین خاطره عمرش یاد کرد: «سرنوشت من با از دست دادن مدال آن مسابقات به کلی تغییر کرد، مدالی که میتوانست مسیر دیگری در زندگی پرحاشیهام ایجاد کند.» محمدحسن محبی در 1985 بوداپست به همراه مجید ترکان روی سکوی دومی تکیه زد؛ اما هنگام نواخته شدن سرود سرزمین یانکیها با صلاحدید هیات سرپرستی ایران از سکو پایین آمد و همین امر موجب محرومیت او و پس گرفتن مدالش شد. پس از جهانی 1973 تیم کشتی آزاد ایران نتوانست در این آوردگاه مدال طلا کسب کند. اما علیرضا سلیمانی در فینال جهانی 1989 مارتینی با شکست دادن بوریس بامگارتنر، ملقب به اسب پنسیلوانیا به 16 سال حسرت خاتمه داد و اشک شوق بر گونههایش جاری شد. همچنان این افتخار در فوق سنگین تنها مانده است. همچنین ناصر زینلنیا و اکبر فلاح که با تجربه شرکت در المپیک سئول نقشههایی در ذهن میپروراندند با بیتوجهی مربیان پس از دو، سه نبرد موفقیتآمیز گرفتار اضافه وزن شدند و از ادامه رقابتها بازماندند. اسماعیل فردین هم برای دیدن برادر به سوییس رفته بود و هم مسابقات را از نزدیک تماشا کند، اما مصدومیت نابهنگام محمدحسن محبی باعث شد تا او به طرزی عجیب و تاریخی، دوبنده ایران در مسابقات جهانی ر ا بر تن کند.