شبح لیبرالیسم خیال پردازانه بر سر دولت رییسی
محمد رضا ناراست نمیگفت و پس از مرگش که کارشناسان از بیم و هراس آزاد شدند با کنار هم قرار دادن سخنان او و تصمیمهایش که در قالب ۱۹ ماده قانون شده «انقلاب شاه و ملت» تبلور یافت نشان میدهد او درست میگفته است و بیشتر تصمیمهایش را از نوشتههای خلیل ملکی رییس سوسیالیست جبهه سوم برمیدارد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز افرادی مثل بهزاد نبوی در دولت با این اراده که باید چپتر از چپهای غیرمذهبی شد سم سوسیالیسم را به جان اقتصاد ایران ریختند و آن را به بیراهه کشاندند. پس از پایان جنگ و نیز عادی شدن زندگی اقتصادی در دولت اول هاشمیرفسنجانی و در دل تونل اقتصاد متمرکز و دستوری ایران کورسویی از آزاد کردن فعالیتهای اقتصادی از قیدها و بندهای نهادهای حکومتی دیده میشد. در سالهای فعالیت دولت نخست هاشمیرفسنجانی چپهای مذهبی و راستهای افراطی این دولت را لیبرال خواندند که البته آگاهان میدانند یک نامگذاری سیاسی برای نابودی رفسنجانی بود. پس از آن و در حالی که چپهای مذهبی به درون دولت سیدمحمد خاتمی آمدند و وقتی واقعیتها را دیدند دست از لجاجت و خودسری کارشناسانه برداشتند یک خیال و کابوس هیولایی آفرید به نام لیبرال و نئولیبرال. این موجود خیالی که در ایران هرگز در صحنه تصمیمگیریهای کلان به ویژه در سیاست خارجی که یک متغیر بااهمیت در شکلدهی اقتصاد است هیچ نقش و سهمی نداشته است مسبب و موجب همه بیماریهای اقتصادی شده و حتی دولت احمدینژاد نیز دولت لیبرال یا دولت تحت نفوذ لیبرالها خوانده شد. حالا و در شرایطی که مجلس یازدهم مجلس انقلابی خوانده میشود و در حالی که دولت سیزدهم نیز دولتی انقلابی خوانده میشود و قوه قضاییه و نیز شورای شهر و همه نهادهای قدرت در دست انقلابیون است باز هم گفته میشود دولت تحت نفوذ لیبرالها میخواهد یارانههای انرژی را حذف کند. به طور مثال یاسر جبرییلی که گویا در یک کمیسیون مهم مجمع تشخیص مصلحت نظام عضویت دارد و یک چهره بانفوذ در میان مدیران انقلابی همنسل خویش است در صفحه تلگرامی خود نوشته ضمن انتقاد از دولت سیزدهم که چرا به جای افزایش مالیات برای تامین منابع درآمدی بودجه میخواهد از مسیر حذف یارانهها به این منبع دست یابد نوشته است: «خاصیت جریان لیبرال موجود در کشور این است که همیشه در جایگاه منتقد قرار میگیرد و از دولت طلبکار است. وقتی سیاستهای پیشنهادی این جریان در کشور اجرا میشود و به نتیجه مطلوب نمیرسد، هیچگاه مسوولیت قبول نمیکنند و همچنان خود را در جایگاه طلبکار قرار میدهند. بنابراین در زمینه یارانه پنهان نیز مسببان وضع موجود در جایگاه منتقد قرار گرفتهاند و در تلاشند باز هم دولت را به سمت یک تصمیم غلط سوق دهند.»به نظر میرسد این نویسنده و تحلیلگر جوان و کسی که در دسته دشمنان موجودهایی خیالی به نام لیبرال در دولتهای پس از جنگ میگردند و آنها را راهبر تصمیمهای اقتصادی دولتها معرفی میکنند که در نهایت به بدبخت شدن مردم منجر شده است باید برای بقای باعزت دولت سیزدهم و دفع شر از لیبرالهای پنهان، نام و نشان آنها را به رییس دولت و به هر نهاد دیگر بدهد تا دولت سیزدهم در باتلاق نیفتد.