در تیراژ جهان تکثیر شو سردار!
10سال زندگی در حوالی سیبری و برف بازی کافی است.حالا دیگر وقت آن رسیده سردار چمدانهایش را ببندد و با چشمهای سرگردان روسها خداحافظی کند.آنجا در بزرگترین سرزمین اروپای غربی و در شرق آلپ، متمولان لیون انتظار مردی را میکشند که هرگاه دلش بگیرد آشیانهها را ویران میکند و همچون بولدوزر تمام دیوارها را از سر راه خود بر میدارد.فوروارد بیتکراری که در این سالها قریب به ۹۰ گل در فوتبال باشگاهی روسیه به ثمر رسانده و در قامت آقای گل بارها تزارها را شیدای ساقهای خود کرده است.
در سالهای اخیر انتقادات بسیاری به واسطه منفک نشدن سردار از لیگ روسیه به گوشها رسید، اما فرزند گنبدکاووس ترجیح داد در زنیت بماند و منتظر فرصت مناسبی باشد تا پس از کوچ به قلب اروپا بسان پرندهای بیبال و پر غمباد نگیرد.
حالا لیون که روزگاری جلوتر از پی اس جی در لیگ یک فرانسه پیشتازی میکرد و پاریسیها را سر جایشان مینشاند برای تبلور دوباره روی به تفنگدار ایرانی آورده است.مهاجمی که ثابت کرده چشم بسته هم میتواند راه دروازهها را پیدا کند و پشت دست بزرگترین سنگربانان دنیا را داغ بگذارد. برای سومین گلزن برتر تاریخ تیم ملی ایران، لیون جای سوتوکوری نیست. او اگر قادر باشد در لوشامپیونا پردههای ابری را کنار بزند و به تمامکنندهای قهار بدل شود قطعا در شهر چشم نواز لیون دیگر کسی شعبدهبازیهای موسی دمبله را به خاطر نخواهد آورد و ورزشگاه پنجاه هزارنفری المپیک یکسره نام مروارید درخشانی را صدا خواهد کرد که در ۲۶سالگی به اوج پختگی رسیده است.
گلهای او در راه رسیدن تیم ملی به جام جهانی قطر کاری کرد که دوست و دشمن به هنر گلزنی آزمون ایمان بیاورند و او را برگ برنده موسیو اسکوچیچ لقب دهند.
حالا هنرنمایی در باشگاهی با ۷۱ سال قدمت و ویترینی لبالب از جامهای زرین میتواند کاری کند که سردار فوتبال ما سر از روی جلد اکیپ درآورد و در جدول گلزنان لیگ فرانسه به رقیب سرسخت لئو مسی کبیر بدل شود.
صد البته حضور شماره ۷ متعصب در اردوگاه لیون به معنای بسته شدن پرونده بازیگری وی نخواهد بود.گلادیاتور ۱۸۶ سانتیمتری اگر آن سوتر از رود سن پرواز کند و در شبنشینی شلوغ ستارهها بدرخشد مسیر رسیدنش به لالیگا، بوندس لیگا یا حتی لیگ جزیره هموارتر خواهد شد و قادر خواهد بود با دست پر گزینهای پرطمطراق را انتخاب کند. باید باور کرد بالگشایی یک ستاره در مرز ناگهان هرگز یلخی و بیهوا نخواهد بود.حتما باید سردار باشی تا بتوانی در تیراژ جهان تکثیر شوی و دلها را با خود همراه کنی و قصیده خوشبختی را بر لبها بنشانی.
سردار ایرانی آنقدر جنم دارد که روزهایی رمانتیک را در فراسوی اقیانوس اطلس تجربه کند و در جلد مهاجمی آوانگارد شادی را به کافههای دنج بالای شهر لیون ببرد.فرزند خلف خلیل آزمون که روزگاری با اسپکها و ساعدهایش ترکمنها را سر به هوا میکرد برای آنکه به اتوپیای خود چنگ بیندازد و دور یا نزدیک سر از سانتیاگو برنابئو درآورد گریز و گزیری ندارد جز آنکه با اشتهای وصف ناپذیر در خط آتش لیون توفان به پا کند و آنقدر به سیم آخر بزند که اخبار ساعت ۲۰ به وقت لیون به جای جنگ و خون و فقر از تولد پسری در میانه چمنزار خبر دهد.دردانهای که قادر خواهد بود « له گونس » را به عرش الصاق کند و به زهردارترین توپچی تیمی بدل شود که سابقه هشت بار قهرمانی در سوپرجام فرانسه را در دوسیه خود دارد.
حالا پتر بوش رهبر ارتش لیون در انتظار نجاتدهندهای است که آرامش را به نیمکت هدیه خواهد داد و با فرارها و دریبلها و گلهایش بر تن رقیبان خراش خواهد انداخت.
روزهای سرد سنت پترزبورگ ته گرفتهاند و پسری که به جمع بچه شیرهای عزیز ملحق خواهد شد خیلی زود زنگها را به صدا درخواهد آورد و زمستانی سوزناک را برای رقیبان لیون ترسیم خواهد کرد.
همیشه سرنوشت بچهها را مادرها نمینویسند.گاهی یک جفت ساق زهردار هم میتواند تقدیر را حک کند و دور از آشوب بیفایده جهان قلبها را بلرزاند.درست همان کاری که ساقهای سردار آریایی انجام میدهند.