الزامهای پیش و پساز تفاهم تاریخی
محمدصادق جنانصفت
در روزهاي بيم و اميد در جريان گفتوگوهاي دولت يازدهم با كشورهاي غربي از آذر ۱۳۹۲ تا امروز چند اتفاق مهم در حوزه سياست داخلي و خارجي ايران رخ داده است كه بايد در كانون توجه قرار گيرند. رخداد نخست رويكرد تازه به گفتوگو با غرب و كشورهاي گروه ۱+۵ بود.
دولت يازدهم با قدرت ديپلماسي بالايي كه به وزارت خارجه آورد شرايط را براي خروج از انزواي ديپلماتيك ايران آماده كرد.
رخداد دوم در جريان گفتوگوهاي هستهيي پذيرش منطق برد – برد و جا انداختن الزامهاي اين منطق در ميان جامعه تصميمسازان و تصميمگيران ايران بود.
اين منطق الزامهايي دارد كه يكي از آنها داشتن نيرومندي در پذيرش دادن برخي امتيازهاست. اين منطق كه پذيرفته شد شرايط براي تداوم گفتوگوها مهيا شد و هر خواستهيي از طرف متقابل يك هجوم به حساب نيامد و با خروج از گفتوگو از طرف ايرانيان مواجه نشد. رخداد سوم و بسيار با اهميتتر در فرايند گفتوگوهاي هستهيي اين بود كه مقامهاي ارشد ايران و ايالات متحده امريكا در يك تصميمگيري منطقي و شجاعانه پذيرفتند كه ميتوانند بدون حضور ساير طرفهاي درگير پرونده هستهيي با يكديگر گفتوگو كنند. واقعيت اين است كه گره اصلي پرونده هستهيي بايد توسط ايران و ايالات متحده باز ميشد كه همينطور نيز شد و ظريف و كري چند بار در سال ۱۳۹۳ گفتوگوي دوجانبه موثر انجام دادند.
پيش از اين، ايران و اين كشور از يكديگر فرار ميكردند و حاضر به گفتوگو نبودند و كار پرونده هستهيي به همين دليل گره خورده بود.
رويدادهاي ياد شده به اضافه اجماعي كه در ميان نيروهاي اصلي موثر بر سياست در داخل پديدار شد و البته تا اندازهيي نيز آثار منفي تحريم اقتصادي از عوامل طي شدن فرايند گفتوگوهاي هستهيي بودند كه در ۱۳ فروردين ۱۳۹۴ نتيجه داد.
براي اينكه عظمت فرايند طي شده منجر به تفاهم به دست آمده و دستاوردهاي آن را درك كنيم بايد به فروردين ۱۳۹۲ برگرديم و دلهرههاي آن روزها را در ذهن زنده كنيم.
دولت يازدهم با قدرت ديپلماسي بالايي كه به وزارت خارجه آورد شرايط را براي خروج از انزواي ديپلماتيك ايران آماده كرد.
رخداد دوم در جريان گفتوگوهاي هستهيي پذيرش منطق برد – برد و جا انداختن الزامهاي اين منطق در ميان جامعه تصميمسازان و تصميمگيران ايران بود.
اين منطق الزامهايي دارد كه يكي از آنها داشتن نيرومندي در پذيرش دادن برخي امتيازهاست. اين منطق كه پذيرفته شد شرايط براي تداوم گفتوگوها مهيا شد و هر خواستهيي از طرف متقابل يك هجوم به حساب نيامد و با خروج از گفتوگو از طرف ايرانيان مواجه نشد. رخداد سوم و بسيار با اهميتتر در فرايند گفتوگوهاي هستهيي اين بود كه مقامهاي ارشد ايران و ايالات متحده امريكا در يك تصميمگيري منطقي و شجاعانه پذيرفتند كه ميتوانند بدون حضور ساير طرفهاي درگير پرونده هستهيي با يكديگر گفتوگو كنند. واقعيت اين است كه گره اصلي پرونده هستهيي بايد توسط ايران و ايالات متحده باز ميشد كه همينطور نيز شد و ظريف و كري چند بار در سال ۱۳۹۳ گفتوگوي دوجانبه موثر انجام دادند.
پيش از اين، ايران و اين كشور از يكديگر فرار ميكردند و حاضر به گفتوگو نبودند و كار پرونده هستهيي به همين دليل گره خورده بود.
رويدادهاي ياد شده به اضافه اجماعي كه در ميان نيروهاي اصلي موثر بر سياست در داخل پديدار شد و البته تا اندازهيي نيز آثار منفي تحريم اقتصادي از عوامل طي شدن فرايند گفتوگوهاي هستهيي بودند كه در ۱۳ فروردين ۱۳۹۴ نتيجه داد.
براي اينكه عظمت فرايند طي شده منجر به تفاهم به دست آمده و دستاوردهاي آن را درك كنيم بايد به فروردين ۱۳۹۲ برگرديم و دلهرههاي آن روزها را در ذهن زنده كنيم.