زلزله اجتماعی وجنبش نان در ایران
به طور مثال محمدسالار کسرایی، جامعهشناس سیاسی در گفت وگو با لیلا ابراهیمیان روزنامه نگار توسعه درایران باوردارد روندهای رخ داده در اقتصاد ایران و در بخش کشاورزی از آخر دوره قاجار ودر سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی و نگاه حاکم بر انقلابیون راه را برای افزایش احتمال برای رخ دادن زلزله اجتماعی و جنبش نان درایران هموار کرده است.وی توضیح داده است : شعار مرکزی انقلاب، «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» بود. البته در ادبیات امام خمینی مفاهیمی چون پابرهنهها، مستضعفان و ستمدیدهها به وفور وجود داشت و اینها مفاهیم جدیدی بودند که وارد ادبیات سیاسی ایران شدند. گرچه در ظاهر این شعارها همگی سیاسی هستند ولی شعار استقلال در ترکیب با مفاهیم گفته شده پیامدهایی برای سیستم کشاورزی به همراه داشت. تقسیم زمینهای کشاورزی توسط هیئت های هفتنفره به همراه تاکید بر الگوی خودکفایی تحت تأثیر ایدئولوژی چپ هم بود. البته یادآور میشوم که برخی از روحانیون با تقسیم زمینهای کشاورزی موافق نبودند. مصادره زمینهای کشاورزی و تقسیم آن از نظر برخی اشکال داشت و فقط در فضای انقلاب چنین تصمیمهایی توجیه میشد. فشار گفتمان چپ در اینجا قابل تأمل است. در سالهای 1357 تا 1359 گروههای چپ فعال بودند و در مناطق روستایی به دنبال پایگاه بودند. حوادث گنبد و کردستان و غیره نشان میداد که گروههای چپ متوجه مناطق روستایی شده و به دنبال جذب نیرو و هوادار بودند. سیستم کشاورزی بزرگ مقیاس یا توسط کشت و صنعتها اداره میشد و یا در ید بقایای مالکان بزرگ بود. با تصمیم هیئتهای هفتنفره زمینهای بزرگ شناساسی و تقسیم شد. این زمینها به خوشنشینها واگذار شدند. این دومین ضربه به سیستم بزرگ مقیاس زمینداری و کشاورزی در ایران بود. زمینهای بزرگ به زمینهای کوچک تقسیم شد و همانطور که گفتم هم بهرهوری زمینها پایین آمد و هم مصرف آب بیشتر شد. از سوی دیگر هزینه تولید بالا رفت و این اقدام تبعات زیستمحیطی زیادی هم داشت. سیستم کشاورزی ایران با این دو تغییر علیرغم همه محاسن، لطمات زیادی دید.
بنابر تحلیل این جامعه شناس سیاسی ، نتیجه تصمیمهای نادرست باعث شد که پنج استان اصلی کشاورزی یعنی خوزستان، اصفهان، کرمان، فارس و خراسان رضوی درگیر بحران جدی شوند. یا استانهای دیگر مثل سیستان و بلوچستان که زمانی وضعیت کشاورزی خوبی داشت، الان وضعیت خیلی بدی دارد. سیاستهای چندوجهی کشاورزی در چهار دهه گذشته نظام کشاورزی را مختل کرده است.وی تاکید کرده است : توسعه، یک بسته همبسته است. امکان ندارد که کشوری کشاورزی توسعهیافتهای داشته باشد ولی صنعت آن عقبمانده باشد، یا سیستم اقتصادی توسعهیافته باشد ولی جامعه به لحاظ سیاسی و فرهنگی و اجتماعی عقبمانده باشد. توسعه باید همزمان در زمینه سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی رخ دهد. اگر به نادرست در یک حوزه سرمایهگذاری شود و به سایر بخشها بیتوجهی شود، تعادل به هم خواهد خورد. در دهه شصت گسترش جمعیت کشور رشد فزایندهای داشت؛ افزایش جمعیت بدون توجه به سایر زمینهها، کشور را با گرفتاریهایی درگیر کرده است. بنابراین ما در دهه بعد در زمینه آموزش، اقتصاد، شغل، رفاه اجتماعی، بهداشت و درمان بهسرعت گرفتار مشکلات زیادی شدیم. تأسیس مدارس غیر انتفاعی و نیز تأسیس دانشگاههای مختلف مسئله آموزش را در کوتاهمدت حل کرد. اما بلافاصله مشکلات دیگری و از جمله مشکل اشتغال ظاهر شد. نبود زمینه برای اشتغال باعث مهاجرت در داخل (از روستاها و منطق محروم به شهرها) و به خارج از کشور شد و این مسئله باعث به هم خوردن ترکیب اجتماعی شهرها شد و معضلات عدیدهای را دامن زد که هماکنون شاهد آنها هستیم و گسلهای زیادی را در جامعه به وجود آورده است. از سوی دیگر مصادرهها و گسترش بخش دولتی حجم دولت را بعد از انقلاب اسلامی بزرگتر کرد و امروز دولت میراثدار مشکلات بسیار زیادی است. دولت بزرگ مالک، باعث شده چشم همه به دست دولت دوخته شود. بخش خصوصی در این شرایط بخش پویا و فعالی نیست؛ این نه در کشاورزی رخ داده و نه در سایر حوزهها. امروزه ایران با مشکلات زیادی روبهروست؛ کمآبی، فقر، حاشیهنشینی و غیره محصول سیاستگذاریهایی است که در آن هیچ دوراندیشیای نشده است. انقلاب ایران به دنبال حل مشکلات حاشیهنشینی اقشار مختلف بود، ولی بهطور غیرقابل باوری مشکلات گسترش پیدا کرده، بنابراین جنبشهای آینده جنبش برای نان است.