اقتصاد با "عجی مجی لاترجی"درست نمی شود
غضنفری درسخنرانی اش با تشریح شیوه اجراییاش در صندوق توسعه ملی برای متقاعد کردن مدیران بخشهای دولتی و خصوصی برای بازگرداندن منابع ارزی تسهیلات پرداختشده صندوق توسعه ملی گفت: وقتی در گذشته با مخالفت مدیران مذکور برای بازگرداندن منابع صندوق روبهرو شدم چاره کار را در این دیدم که مفهوم «توسعه» را مقابل مفهوم «تولید» که مورد اتکای این عزیزان بود، قرار دهم و تشریح کنم. به این معنا که وقتی دلیل عدم بازگرداندن منابع صندوق را سرمایهگذاری در تولید بیان میکردند، توضیح دادم صندوق توسعه ملی با نگاه توسعهمحور باید منابع پرداخت شده را به چرخه مالی بازگرداند تا بتواند این منابع را به شرکتها و دستگاههای جدید پرداخت کند و به حمایتش از بخشهای مختلف اقتصادی ادامه دهد چرا که منظور صندوق از توسعه، تکرار تولید است، یعنی منابع صندوق باید به چرخه ارائه تسهیلات برگردد تا بتواند در اختیار اشخاص و بخشهای دیگر هم قرار بگیرد تا در نهایت فرآیند توسعه محقق شود در غیر این صورت شاید تولید محقق شود ولی توسعه نه.
از نظر وی بودجه، منابعی است که هر ساله مصرف شده و به صفر میرسد اما منابع صندوق باید افزایش یابد. بین سرمایه و ثروت تفاوت وجود دارد. بهترین محل برای فرود و ورود منابع نفتی، صندوق توسعه ملی است نه بودجه سالیانه دولتها. اگر در دولتهای بعد از انقلاب درآمدهای نفتی از طریق صندوق تبدیل به ثروت شده بود، شاید امروز صندوق بیش از ۱۰۰۰ میلیارد دلار سرمایه داشت که میتوانست از سود فعالیتهایش در بودجههای سالانه هزینه کند؛ اقدامی که سالیان طولانی در کشور نروژ در حال انجام است.غضنفری در ادامه به تبیین مفهوم نظریه نفرین منابع پرداخت و گفت: براساس نظریات برخی محققان علم توسعه، علت ناموفق بودن کشورهای دارای منابع خدادادی وجود انبوه و سرشار این موهبتهای الهی است اما مخالفان معتقدند نحوه استفاده از منابع، علت توسعهنیافتگی و عدم رشد اقتصادی کشورهای دارای منابع طبیعی است.
غضنفری تباهندگی در اقتصاد را به سه دسته پنهان، آشکار و مزمن تقسیم کرد و گفت: بیثباتی مدیریتی و تغییرات مدیریتی پیوسته در وزارتخانههای دولتی و حتی شرکتهای خصوصی عامل مزمن شدن تباهندگی در این سازمانها و شرکتهاست یا نوسانات نرخ ارز ناشی از فرآیندهای تباهنده است. کاهش سطح معیشت عمومی، نارضایتی عمومی از کیفیت کالاها و خدمات و افت صادرات از نتایج فرآیندهای تباهنده است.از نظر وی اثر اولیه فرآیندهای تباهنده بر روی منابع ملی است که مصرف بیهوده آنها «موجب تباهیده شدن» آنها میشود یعنی تا وقتی این منابع وجود دارند آنها استحصال شده و با صرف آنها به عنوان ورودی سیستمها، مانع از آشکار شدن نتایج فرآیندهای تباهنده میشوند.رییس هیات عامل صندوق توسعه ملی معتقد است که عادت ناشایستهای که فرآیندهای تباهنده در برخورد با نفت خام یعنی اولین منبع خدادادی شناخته شده نزد دولتها ایجاد میکنند آن است که حکمرانان از آن پس، همه منابع را به صورت چاه نفت میبینند و در پی استخراج و مصرف آن هستند. از نظر حکمرانان هر منبعی که بتواند پولی به دست دهد باید استخراج و استحصال شود تا زمان فعلی سپری شود و در صورت اتمام باید سراغ منبع بعدی رفت.از نظر غضنفری چاههای هفتگانه که «اقتصادهای تباهیده» در کشورها با موهبتهای سرشار الهی سراغ آنها رفته و یا خواهند رفت عبارتند از: چاه نفت واقعی شامل منابع نفتی، منابع گازی و فرآوردههای نفتی، چاه نفت طبیعی شامل معادن، مراتع طبیعی و جنگلها، دریاها و منابع آبی، گردشگری، چاه نفت تملیکی شامل فروش داراییها، اموال، املاک و کارخانههای مصادرهای و تملیکی، چاه نفت مجازی شامل خلق پول، چاپ پول و تسعیر مجدد منابع ارزی خطوط اعتباری بانکی، چاه نفت اکتسابی شامل درآمدهای مالیاتی، اخذ عوارض و تعرفههای گوناگون، فروش مجوزها، فروش تراکم، چاه نفت قرضی استقراض داخلی و اوراق قرضه خزانه، استقراض خارجی، صندوقهای بازنشستگی و چاه نفت اعتباری وقف، نذورات و سایر منابع برپایه باورها و سرمایههای انسانی و اجتماعی. هرگاه همه چاههای نفت خالی شدند نوبت به سرمایههای اجتماعی میرسد، اخلاق تنزل مییابد و ناامیدی فراگیر میشود.