ساعت 24 - تندروهای چسبیده به نهادهای رسمی و غیررسمی قدرت در نظام سیاسی حاکم بر ایران زنده به آنند که ناآرام باشند. آنها برای ناآرامی نهادینه شده در اندیشه و رفتار خود بهانههای بسندهای دارند. بهانه نخست و پنهانشده در پشت سخنهای بیهوده و پوچ و بهدردنخور، رفتن از پلههای قدرت و دستیابی به داراییهای باد آورده است. بدون چون و چرا باید قبول کرد این خواست تندروها به نسبت سن، موقعیت خانوادگی، پیشینه و تحصیلات از سوی نهادهای رسمی و غیررسمی قدرت پاسخ داده شده و به این ترتیب تندروها بادیگارد شدهاند.
dir="RTL" style="text-align:right">بادیگاردها شاید تا هنگامی که رخدادی نباشد همیشه در سایه باشند و کسی آنها را نبیند و تنها زمانی از سایه بیرون میآیند که آشوب و آشفتگی باشد.اگر این آشوب و آشفتگی روزافزون و مدتدار باشد بادیگاردها به آرامی جای کسانی که قرار است از آنها صیانت کنند را میگیرند و به پله اول فرماندهی میرسند.بادیگاردهای تندرو کاری میکنند که آشوب ادامه یابد و آنها همچنان در پله اول باشند. در این دورههای سخت است که بخشی از قدرت رسمی به آنها تفویض شده و پس گرفتن آن از سوی نهادهای رسمی سخت و برخی اوقات ناممکن میشود.این تندروها هرگاه پای مدارا و آشتی پیش بیاید و نهادهای قدرت بخواهند فروتنی کنند و برای آرام نگه داشتن شهروندانی که اعتراض میکنند مدارا کرده و از سختگیریها بکاهند، راه را سد میکنند و میگویند فروتنی به معنای پسرفت است و نباید چنین شود.
این روزها میبینیم که تندروها بر طبل خشونتورزی میکوبند و این را در سیاست خارجی و نیز در سیاست داخلی بلند و بلندتر میکوبند تا صداهای فروتنانه به گوش نرسد.به طور مثال اینها نامهنویسی سیدمحمد خاتمی و نیز حسن روحانی را دیرهنگام برشمرده و فریادها بلند میکنند که اصل نوشته این دو سیاستمدار و نیز کسان دیگری که این روزها میخواهند فروتنی را روادار کنند شنیده نشود. تندروها در سیاست خارجی نیز دستور میدهند باید فلان کشور را چنین ادب کرد و فلان کشور را چنان کوبید و…واقعیت این است که جامعه ایران امروز بیش از هر چیز به فروتنی نهادهای قدرت نیاز دارد و آنها هستند که با داشتن بیشترین سهم از قدرت در شرایط دشوار قرار گرفتهاند. باید دانست فروتنی هرگز به معنای پسرفت نیست و این چیزی است که از سوی تندروها به گوش میرسد.