بی پولی دولت ومردم وخشکسالی سرمایه گذاری
sبرای اندازه گیری تولید ناخالص داخلی یک روش محاسبه هزینهها است . بر اساس این روش تمام کالاها و خدمات نهایی تولید شده در یک اقتصاد باید توسط شخصی خریداری شود. در این روش کالاهایی که هنوز فروخته نشدهاند نیز حساب میشوند، زیرا قرار است در آینده فروخته شوند. در این روش هزینه های دولت ، مصرف مردم ونیز سرمایه گذاری سه پایه اساس برای اندازه گیری تولید ناخالص داخلی هستند. شوربختانه درسالهای تازه سپری شده سرمایه گذاری داخلی که از کسر درآمد ومصرف به دست می آید روندی کاهنده داشته است زیرا درآمد ملی رشدهای ناچیز داشته است. از سوی دیگرپس اندازهای بین المللی نیز راهی به بخش های اقتصادایران پیدا نکرده است. با توجهبه اینکه دولت نیز با سقوط درآمدهای نفت روبه رو شده است هزینه های دولت که هماه هزینه های عمرانی است نیز به چاله افتاده است.
در صورت تداوم این وضعیت علاوه بر اینکه زیر ساخت ها دریک دوره میان مدت به دلیل عدم نوسازی و افزایش مورد نیاز مستهلک می شوند بلکه بنگاههای بزرگ صنعتی وپتروشیمی نیز از واردات تکنولوژی روز دورمی مانند و قدرت رقابت را از دست می دهند. برای عبور از این فاجعه یک راه بیشتر وجود ندارد و آن افزایش سرمایه است ونه آینکه پول موجود در حساب شرکت ها را از این بخش برداشته به بخش دیگر ببریم. این سرمایه گذاری نیست و چاپ پول هم دردی را دوا نمی کند بلکه بر میزان شتاب تورم می افزاید. اگر این وضعیت ادامه یابد شهروندان نیز با کاهش شغل پایدار مواجه شده و توانایی نان آوری آنها تقلیل می یابد. نهادهای قدرت درایران باید تا امروز متوجه این وضعیت شده باشند و باید راههایی را برای افزایش سرمایه گذاری بازکنند. سرمایه گذاران بین المللی ونیز رهبران احزاب وگروههای سیاسی حاکم بر دولتهای فعلی ونیز آنهایی که شانس برنده شدن در آینده را دارند سرمایه مازاد خود را به کشوری می برند که اطمینان دارند با تحریم روبه رو نیست و از نظر داخلی ثبات سیاسی دارد. رفتار حزب کمونیست چین که از فراز ایران پرواز کرد و درریاض فرود آمد نمونه بارزی از ادعای یادشده است. راه با برای توسعه سرمایه گذاری هموار نکنیم اقتصادایران زمینگیر خواهد شدو شهروندان تهیدست خشمگین می شوند.