سایه انقلاب بر سر چین و روسیه
آیا انقلاب پیششرطهایی دارد؟
گروهی از اساتید علوم سیاسی و جامعهشناسان بر این باور هستند سازماندهی، راهبرد مشخص و رهبر کاریزماتیک پیششرطهای وقوع انقلاب یا تحولات سیاسی عمیق هستند . لری دایاموند، محقق سیاسی که چند پژوهش درباره گذار از حکومتهای اقتدارگرا انجام داده در گفتگو با پایگاه اینترنتی «اسلیت» بر این باور است که اعتراضها در چین و روسیه هیچکدام از پیششرطهای لازم برای وقوع انقلاب را ندارند. اوریل هینز، مدیر اداره اطلاعات ملی آمریکا نیز اخیرا در یک گفتگوی تلویزیونی گفته بود که رهبران اعتراضها در کشورشان را به منزله «خطر فوری» برای تداوم حکمرانی خود ارزیابی نمیکنند.
در مقابل چارلز کورزمن، جامعهشناس در دانشگاه کارولینای شمالی آمریکا سه پیششرط «سازماندهی، راهبرد و رهبر کاریزماتیک» برای وقوع انقلاب را به کل زیر سوال میبرد. او بر این باور است که این عوامل اغلب در جریان جنبشهای مردمی به طور «خودکار» پدید میآیند. این جامعهشناس همچنین بلشویکها را یکی از جریانهای انقلابی پیش از انقلاب اکتبر روسیه میخواند که در نهایت قدرت را پس از پیروزی انقلاب به دست گرفتند. تحولاتی که منجر به فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی شد نیز پیش از ایستادن بوریس یلتسین بر روی تانک در مسکو در جریان بود اما آن رویداد او را به شخصیتی تاریخی و سرنوشتساز تبدیل کرد. به عبارت دیگر رهبرانی مانند بوریس یلتسین بیش از آنکه مهارتی در آغاز جنبش و حرکت اعتراضی داشته باشند بیشتر در موقعیتشناسی و استفاده از جنبشی اعتراضی در یک بزنگاه تاریخی مهارت داشتند.
در این میان مهارت حکمرانان کنونی در چین و روسیه در زمینه سرکوب، شناسایی و بازداشت رهبران احتمالی هرگونه جنبش اعتراضی را نباید نادیده گرفت. بازداشت مخالفان ولادیمیر پوتین، رئیسجمهوری روسیه از جمله الکسی ناوالنی، منتقد سرشناس او را در همین راستا باید تفسیر کرد. یکی از شباهتهای اصلی حکومتها در چین و روسیه تلاش آنها برای ایمنسازی نظام سیاسی در برابر فشار مردمی است. حکمرانی ولادیمیر پوتین طی سالهای گذشته بیش از پیش جنبه فردی پیدا کرده است. او با انحصار کنترل رسانهها و تلاش برای حذف منتقدان از راههای مختلف تلاش کرده است تا همه منافذ ممکن برای ابراز وجود آنها را محدود کند. تاکید بر رهبری فردی پوتین در حکومت کنونی روسیه از زمان تزارها بیسابقه توصیف میشود.شی جین پینگ، رئیسجمهوری چین نیز تنها چند هفته پیش از آغاز اعتراضها علیه سیاست «کووید صفر»، در کنگره حزب کمونیست برای سومین دوره پیاپی در راس حزب و حکومت قرار گرفته بود. نفوذ کنونی شی جین پینگ در عرصه سیاسی چین از زمان مائو در بین رهبران این کشور بیسابقه است. یکی از چالشهای اصلی پیشروی هر دو نظام سیاسی در چین و روسیه تیغ دولبه اصلاحات است. بسیاری از رهبران اقتدارگرا پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق به این نتیجه رسیدند که اصلاحات و نرمش در برابر خواستههای شهروندان نه تنها به حفظ حکومت کمک نخواهد کرد بلکه در عمل زمینه فروپاشی و هرج و مرج را پدید میآورد. با این حال مقاومت در برابر اصلاحات و سرکوب متداوم نیز باعث میشود که مقاومت و خشم شهروندان افزایش یابد و در نهایت انفجاری که هدف اصلی حکومت جلوگیری از آن است روی دهد. حکومتهای اقتدارگرا همواره از این بیمناک هستند که هرگونه عقبنشینی و امتیازدهی ممکن است به اعتراضها دامن بزند و انگیزه معترضان برای تغییر را افزایش دهد.
رئیسجمهوری چین به وضوح از تجربه اصلاحات در سالهای پایانی اتحاد جماهیر شوروی به این نتیجه رسیده است که هرگونه اصلاحات و حرکت به سمت دموکراسی و تقویت آزادیها به سبک کشورهای غربی میتواند خطرناک باشد. ولادیمیر پوتین نیز به نظر میرسد که پایه و اساس ارزشی حکومتش را بر مخالفت با غرب و ارزشهای غربی استوار کرده است. این امر به طور خاص طی ماههای گذشته با تهاجم نظامی به اوکراین بیش از پیش تقویت شده است.رهبران چین و روسیه در عمل با سیاست «کووید صفر» و حمله به اوکراین موقعیت داخلی خود را که بر تامین رفاه و امنیت شهروندان در ازای آزادیهای سیاسی استوار بود تضعیف کردند. چینیها با سیاست «کووید صفر» احساس کردند که نه تنها آزادی سیاسی ندارند بلکه رفاهی که وعده داده شده بود نیز از آنها گرفته شده است.شهروندان روسیه نیز امنیت خود را به ویژه پس از اعلام بسیج عمومی برای اعزام به جبهههای جنگ در اوکراین در مخاطره دیدند. شی جین پینگ از سیاست «کووید صفر» خود عقبنشینی کرده است تا بتواند اعتراضها را کنترل کند. هرچند پیامدهای شیوع ناگهانی و گسترده ویروس کرونا در پرجمعیتترین کشورهای جهان هنوز چندان مشخص نیست. در مقابل رئیسجمهوری روسیه با گذشت نزدیک به یک سال از تهاجم نظامی به اوکراین هنوز به طور ملموس برای پایان دادن به این مناقشه انعطافی از خود نشان نداده است.
چنین سناریویی در روسیه (به قدرت رسیدن نظامیان) نیز در صورت تداوم شکستهای ارتش این کشور و از دست دادن احتمالی شبهجزیره کریمه منتفی نیست. لری دایاموند در همین زمینه میگوید: «شکست در جنگ یکی از دلایل رایج تغییر نظامهای سیاسی است.»چارلز کورزمن هم معتقد است که هرچند وقتی به گذشته نگاه میکنید «انقلابها کاملا قابل درک» به نظر میرسند اما «ذاتا» تا وقتی به وقوع نپیوستهاند «غیرقابل پیشبینی» هستند.
در نهایت میتوان نتیجه گرفت که نحوه مواجهه حکومتهای چین و روسیه با چالشهای پیشروی آنها در سال ۲۰۲۳ میتواند سرنوشت آنها را تعیین کند. کنترل شیوع ویروس کرونا و پیامدهای آن چالش اصلی پیشروی شی جین پینگ است. ولادیمیر پوتین سرنوشت نامعلوم جنگ اوکراین و پیامدهای آن (از جمله کمبود تسلیحات و تحریمهای خارجی) را پیش روی خود میبیند