دولت همهکاره و اقیانوسی به عمق یک بند انگشت
با توجه به مقدمه یادشده میتوان گفت اگر در یک سرزمین، دولتی بخواهد از هر کدام از دولتهای یادشده بخشی را برداشته و آن را مطابق میل خود شکل دهد، هرگز نهتنها در انجام هیچیک از وظایف خود کامیاب نخواهد شد، بلکه همه چیز را از تعادل خارج میکند و سررشته هر کاری از دستش خارج میشود و در هر دوره فعالیتی میکند که با فعالیتهای دیگر تناقض دارد و همه گروههای اجتماعی را ناراضی میکند. در عرف و در سیاست چنین دولتهایی را دولتهای همهکاره و قیم معرفی کردهاند. دولت همهکاره به همین دلیل که میخواهد در هر کاری دخالت کند نیروی کارشناسی کافی به دست نمیآورد و کارها به دست میانمایههایی میافتد که خود را عقل کل میدانند.
دولت همهکاره بنا به ضربالمثل مشهور که میگوید فلان کس اقیانوسی است به عمق یک بند انگشت، در هر کاری کمی دخالت غیرکارشناسانه کرده و توازن را برهم میزند و دنبال کار دیگر میرود و شهروندان نیز میفهمند چنین دولتی کاری را تا آخر پیش نخواهد برد. عموما دولتهای ایران و به ویژه دولت سیزدهم را میتوان نمونه بارز دولت همهکارهای دانست که هیچ کاری را تا آخر و با کامیابی جلو نمیبرد. دولت سیزدهم دلار خرید و فروش میکند و قیمت ماست و شیر را تعیین میکند، سهام عدالت جابهجا میکند، قیمت پول مردم در بانکها را تعیین میکند، جلوی واردات را میگیرد و صادرات را ناقص میکند، قیمت خودروی را تعیین میکند و اجازه واردات خودرو دست دوم میدهد، ناگهان با کشورهایی ضعیف و گرفتار در آمریکایجنوبی و آفریقا پیمان میبندد و در مقابل روسیه و چین ساکت میماند، آهن، مس، روی و سرب میفروشد و قیمت اجارهخانه را تعیین میکند و… دولت همهکاره به دلیل فقدان دانش کافی و نداشتن مهارت کشورداری همه امور را از نظم خارج میکند.