نسخه پکن برای نفوذ در خاورمیانه
تلاش برای ایفای نقش صلحساز
طبق گزارشی که در این خصوص نشریه دیپلمات منتشر کرده است، چینیها همزمان با اینکه سعی میکنند اغلب مشکلات منطقه خاورمیانه را مرتبط با سیاستهای اشتباه امریکا عنوان کنند، در عین حال خود به دنبال فرصتهایی هستند تا با حضور در حل و فصل مشکلات ریشهدار منطقه، برای خود جایگاهی متفاوتتر از غرب به عنوان یک شریک صلحساز ایفا کنند. به طور مثال میانجیگری چین میان ایران و عربستان که به تنشزدایی 7 ساله میان این دو کشور ختم شد درحالی صورت گرفت که تهران و ریاض مدتها بود در عراق با یکدیگر مذاکره میکردند و هر دو نیز نسبت به میانجیگری غربیها و به خصوص امریکاییها بنا به شرایط داخلی خود بدبینی مضاعفی داشتند. علاوه بر این چینیها درحالی که حاضر به محکوم کردن روسیه در جنگ اوکراین نشدهاند، همزمان پیشنهاد دوازده مادهای صلح را مطرح کرده و از سوی دیگر به بزرگترین خریدار نفت روسیه تبدیل شدهاند. پس از این ماجرا بلافاصله فرستاده ویژه چین برای طرح صلح فلسطین و اسراییل نیز به سرزمینهای اشغالی سفر کرده است؛ امری که هر چند مانند طرحهای قبلی چین درخصوص صلح، کلی بوده، اما به یک مانور دیپلماتیک برای حل و فصل بحرانهای جهانی تبدیل شده است.
اهرم قدرت اقتصادی
با این حال ناظران معتقدند که قدرت واقعی چین در جذابیت تجاری و فنی این کشور است؛ جایی که نادیده گرفتنش برای بسیاری از کشورها به خصوص کشورهای در حال توسعه غیرممکن است. در این میان اما تمرکز عمومی چین بر توسعه به عنوان کلید حل بحرانها با امکانات و کمکهایی که این کشور برای این منظور اختصاص میدهد نیز سازگاری ندارد. به عنوان مثال اکنون کمکهای ایالاتمتحده به تشکیلات خودگردان فلسطین 500 برابر بیشتر از چین است. اما پکن نشان میدهد که یک بازیگر صلحساز بوده و سعی میکند باتوجه به وابستگی خود به انرژی منطقه، کسری تجاری را به محرکهای صادراتی برای خود تبدیل کند. برای نمونه چینیها در شرایطی از جذب سرمایهگذاری مستقیم اروپاییها بهرهمند میشوند که شرکتهای این کشور از نرخ بهره پایین و بازار یورو به نفع خود استفاده میکنند. عین همین قضیه درخصوص کشورهای ثروتمند خاورمیانه نیز صادق است؛ بهطوریکه چین بزرگترین خریدار نفت عربستان است، اما خریدهای عظیم انرژی خود را در قالب سرمایهگذاریهای بزرگ در زیرساختهای مختلف این کشور متعادل میکند. به همین دلیل هم هست که شاهد هستیم در تحولات ژئوپلیتیکی کنونی کشورهای منطقه مانند ترکیه که عضو ناتو هستند برای عضویت در پیمان شانگهای اشتیاق زیادی از خود نشان میدهند. یا اینکه امارات از ائتلاف دریایی با امریکا خارج شده و در شرایطی که یک بندر نظامی دراختیار چین قرار داده، برای پیوستن به طرح امنیت دریایی ارایه شده ازسوی چین متمایل میشود. در واقع چینیها از تمامی اهرمها برای افزایش وزن دیپلماتیک و ژئوپلیتیک خود استفاده میکنند. آنها به واسطه تحریمهای روسیه تبدیل به بزرگترین خریدار انرژی از این کشور شده و در عین حال در پیوند با کشورهای نفتی خاورمیانه خطرات ناشی از این ریسک اقتصادی را پوشش میدهند. به همین دلیل است که برخی ناظران معتقدند برخلاف سیاستهای اعلامی چین که نوعی قدرت گفتمانی را ترویج میکند، نفوذ عملی آنها در مناطق مختلف ازجمله خاورمیانه یک واقعیت غیر قابل کتمان است؛ هر چند که برخی آنها را نادیده گرفته یا برخی دیگر نسبت به این نفوذ اغراق کنند.
اعتماد