سقوط سطح منازعه سیاسی در ایران
واقعیت این است که متاسفانه سطح منازعههای سیاسی در ایران پایین و تکراری شده است. فقدان احزاب نیرومند و شناسنامهداری که در روزهای حاضر طبقههای گوناگون و قشرهای متفاوت را نمایندگی کنند موجب شده ا حرفها و بحثها و منازعهکنندگان تکراری شده و سطح منازعه روندی کاهنده را تجربه کند.تهدیدوهمزمان تحدید اصلاح طلبهای حکومتی برای مشارکت اجباری در انتخاباتی که از پیش بازندگی انها معلوم شود نشان می دهد سطح منازعه کم عمق شده واز ژرفا به رو رسیده است. در حالی که می دانیم ایرانیان درحال حاضر در بدترین روزگار معیشتی قراردارند و دلیل اصلی ان نیز تحریم آمریکا است اما بعیداست در مبارزه انتخاباتی به این موضوع بشود پرداخت. آیا میتوان از منازعهکنندگان خواست درباره رد یا قبول و ضرورت «برقراری مناسبات ایران و امریکا» بحثهای کارشناسی دقیقی کنند؟ سطح منازعه اگر بالا باشد میتوان انتظار داشت که طرفین منازعه درباره اینکه هر فرد، حزب و گروه نمایندگی کدام طبقه و قشر را به طور مشخص برعهده دارد بحث کرد. حرفهای کلی مثل تامین اشتغال، کاهش تورم، افزایش رفاه، صادرات بیشتر و... آیا دردی از جامعه دوا میکند. اگر سطح منازعه بالا باشد هر گروه میتواند و باید صاف و راست بگوید که چرا طرفدار طبقه کارگر یا کارفرماست و اگر مجلس را به دست گیرد کدام اقدامهای روشن و مشخص را برای پیشبرد منافع آن طبقه انجام خواهد داد. سطح منازعه را باید بالا برد تا معلوم شود که آیا سیاست منطقهای ایران باید همین باشد که هست یا میتوان جور دیگری دید و کار دیگری انجام داد. سطح منازعه نباید آنقدر نازل شود که فقط چند چهره مشخص و آزمایش پس داده بتوانند همان حرفهای کهنه را برای چندمین بار تکرار کنند.