نابودی بورژوازی در دولت سیزدهم
بهطور مثال سیاستمداران دارای قدرت سیاسی هستند و از این قدرت برای ثروتمند شدن به روشهای گوناگون استفاده کرده و قدرت سیاسی را تبدیل به قدرت اقتصادی میکنند. تاریخ تحول جوامع انسانی نشان میدهد طبقه سرمایهدار یا بورژوازی استعداد بالایی برای تبدیل قدرت اقتصادی به قدرت سیاسی دارد و در این مسیر برنامهریزی و کوشش میکند.
همین مقوله است که گروههای تندروی تمامیتخواه در هر جامعهای به ویژه جامعهای که نهادهای مدنی مثل خانواده، بنگاهها و نیز احزاب زوری در برابر دولتها ندارند هرگاه احساس کنند بورژوازی پا را از گلیم خود درازتر کرده و با استفاده از نهادهایی که در اختیار دارد میخواهد اقتدارشان را خدشهدار کند با همه نیرو بر بورژوازی و نهادهای متعلق به آنها یورش میبرد. واقعیت این است که نهاد اتاق بازرگانی در دهه تازهسپریشده و به ویژه از دهه ۸۰ بهاین سو تنها نهاد انتقادی از دولت بوده و هنوز نیز هست.
بنابراین باید قدرت این نهاد از بیخ و بن برکنده شود و رسانههای حکومتی با راهنمایی نیروهای پشت و پسپردهاین راهبرد را پس از یکپارچه شدن قدرت در دستور کار قرار دادهاند. آخرین پردهاین نمایش تراژیک نابودسازی اتاق بازرگانی به بهانهاین است که ریاست اتاق در انتخابات تخلف کرده است که البتهاینگونه نیست و هر کس که دگرگونی را از نزدیک دنبال میکند این را به خوبی میفهمد. جریانهای سیاسی که حزبهای سیاسی و نیروهای سیاسی اصلاحطلب را بیقدرت کرده و آنها را از رقابت واقعی دور کردهاند و پس از یکدست کردن نسبی آموزش عالی و تلاش برای خالصسازی فرهنگ و هنر دنبال حذف بورژوازی هستند که میخواهد و نه حقش است که سهمیاز قدرت سیاسی را طلب کند. کمدی تراژدی به وقوع پیوسته در ماههای تازهسپریشده برای نابودی اتاق بازرگانی که پیشینه آن به شروع کار مجلس یازدهم میرسد نشان میدهد اقتدارگرایان نمیخواهند ریسک کنند و سهمی هر چند کوچک از قدرت را به غیر خود دهند.