جوانان پولدار آدم های بدی هستند!
ساعت24-نشر برخی نوشته ها خبر از برخوردهای جدید از دیگر دلواپسان جامعه در خصوص قشری که بچه پولدارها خطاب قرار گرفته اند، خبر می دهد. برخوردهایی از سر ناراحتی با ماشین های لوکس و جوانانی که دلخوش گردش با این ماشین ها در شهر به بهانه تفریح هستند کم کم به صورت جدی در حال نشر در برخی سایت های خاص هستند. اینکه ماشین لوکس بد است یا خیر، می توان بعنوان سوال اصلی در این مطلب نگاه کرد. اینکه جوانی با ماشین چند صد میلیونی در این شهر تردد کند مرتکب چه جرمی شده است را البته در مطالب منتشر شده ذکر نکرده اند.
صحبت از امنیت روانی مردم در جامعه است، صحبت ها از سر دلسوزی برای مردم است و بس، صحبت درباره احترام به حقوق شهروندی است اما دوستان علاقه مند به این صفات خوب زمان اختلاس ۳ هزار میلیاردی، محکوم شدن معاون اول رئیس جمهور، ماجرای سازمان تامین اجتماعی و ... آیا نگران امنیت روانی مردم بوده اند که در حال حاضر نگران شده اند؟
البته می توان سوال را به گونه دیگری هم پرسید. آیا مشکل اصلی جامعه ما همین جوانان و ماشین هایشان است؟ اگر اینگونه است که از ایشان خواهش کنیم چند روزی را در خانه خود بمانند تا مردم با امنیت روانی کامل روزهای خود را به شب برسانند.
از دیرباز گفته اند نقد کردن کار ساده ای است اما اینکه بتوانیم راهکار ارائه دهیم کار بس مشکل و البته کار هر کسی نخواهد بود. اینکه ما ناراحت امنیت روانی جامعه باشیم خوب است اما آیا امنیت روانی به دلیل ماشین های مدل بالا در حال تردد در شهر به خطر می افتد یا دعواهای سیاسی که به دلیل رسیدن به قدرت است؟
در بخشی دیگر از نوشته عجیب منتشر شده آمده است:"در هفته گذشته نیز خبر تصادف مرگبار چند جوان در خودروی BMW در اتوبان همت و همچنین خبر جان باختن دختر پورشهسوار در یکی از خیابانهای پایتخت به یکی از اخبار داغ فضای مجازی تبدیل شد " این منطقی است برای اعلام ناراحتی خود از جوانانی که با خودروهای خود در شهر پرسه می زنند این اخبار را بهانه کنیم؟ در این شهر و جاده های این کشور تنها این تصادفات مهم هستند یا تعداد کشته ها و زخمی های حوادث جاده ای که تعدادشان از شهدای بزرگوار جنگ تحمیلی هم بیشتر است؟
حال تعدادی جوان با ماشین های میلیاردی خود یا خودروهای پدران خود در این شهر تردد می کنند، چه جرمی واقع شده است؟ چرا می خواهیم مشکلات مردم شهر را آنقدر کوچک فرض کنیم؟ نویسنده مطلبی که به جوانان این شهر انتقاد می کند که چرا با خودروهای گران قیمت در حال تردد است واقعا از مشکلات مردم خبر ندارد؟
بله این درست است که عده از جامعه از تمکن مالی بسیاری برخوردار هستند، اما مشکل بنده که جوان خطاب قرار می گیرم، جوانانی با ماشین های میلیاردی نیست، مشکل من هزینه های سرسام آور اجاره بها برای دیگر جوانان است که برای شروع زندگی مشترک خود چشم انتظار معجزه ای هستند، نگرانی من دختربچه ای است که در چهارراه خیابان سهروردی و خیابان مطهری دستفروشی می کند شب به امید غذای رستوران همان خیابان روز خود را به شب می رساند، مشکل من بچه هایی هستند که پدران خود را به دلیل بدهکاری در زندان ملاقات می کنند، مشکل من پدری است که وقتی فرزندش از او تقاضای خرید یک کیلو پرتقال را دارد توان خرید ندارد و بهانه می آورد که پرتقال هایش تلخ است، مشکل من خانمی است که با سنی در حدود ۶۰ سال زندگی در این شهر خانه ای برای خود ندارد و آنقدر که برایش خیرین با بهزیستی و کمیته امداد مذاکره کرده اند نتوانسته اند خانه ای ۴۰ متری در تهران برایش تهیه کنند، مشکل من اختلاس ۳ هزار میلیاردی است و آقای خاوری، مشکل من بابک زنجانی است که پول بیت المالی را نمی دانم چه کار کرده است، مشکل من این است که معاون اول رئیس جمهور کشورم به جرم مشکلات مالی در زندان است، مشکل من مشکل مردم است مشکل من همان مشکلاتی است که نویسنده مطلب بچه های پولدار به عمد نمی بیند یا به دلیل تعصب روی نگاهی خاص نمی تواند ببیند.
آقای نویسنده مشکل بنده به عنوان جوان این شهر ماشین های لوکس هم سن های خودم نیست مشکل من نگاه شماست، مشکل من همین نگاهی است که نمی گذارد و نمی خواهد که مشکلاتمان را ریشه یابی کنیم.
البته می توان سوال را به گونه دیگری هم پرسید. آیا مشکل اصلی جامعه ما همین جوانان و ماشین هایشان است؟ اگر اینگونه است که از ایشان خواهش کنیم چند روزی را در خانه خود بمانند تا مردم با امنیت روانی کامل روزهای خود را به شب برسانند.
از دیرباز گفته اند نقد کردن کار ساده ای است اما اینکه بتوانیم راهکار ارائه دهیم کار بس مشکل و البته کار هر کسی نخواهد بود. اینکه ما ناراحت امنیت روانی جامعه باشیم خوب است اما آیا امنیت روانی به دلیل ماشین های مدل بالا در حال تردد در شهر به خطر می افتد یا دعواهای سیاسی که به دلیل رسیدن به قدرت است؟
در بخشی دیگر از نوشته عجیب منتشر شده آمده است:"در هفته گذشته نیز خبر تصادف مرگبار چند جوان در خودروی BMW در اتوبان همت و همچنین خبر جان باختن دختر پورشهسوار در یکی از خیابانهای پایتخت به یکی از اخبار داغ فضای مجازی تبدیل شد " این منطقی است برای اعلام ناراحتی خود از جوانانی که با خودروهای خود در شهر پرسه می زنند این اخبار را بهانه کنیم؟ در این شهر و جاده های این کشور تنها این تصادفات مهم هستند یا تعداد کشته ها و زخمی های حوادث جاده ای که تعدادشان از شهدای بزرگوار جنگ تحمیلی هم بیشتر است؟
حال تعدادی جوان با ماشین های میلیاردی خود یا خودروهای پدران خود در این شهر تردد می کنند، چه جرمی واقع شده است؟ چرا می خواهیم مشکلات مردم شهر را آنقدر کوچک فرض کنیم؟ نویسنده مطلبی که به جوانان این شهر انتقاد می کند که چرا با خودروهای گران قیمت در حال تردد است واقعا از مشکلات مردم خبر ندارد؟
بله این درست است که عده از جامعه از تمکن مالی بسیاری برخوردار هستند، اما مشکل بنده که جوان خطاب قرار می گیرم، جوانانی با ماشین های میلیاردی نیست، مشکل من هزینه های سرسام آور اجاره بها برای دیگر جوانان است که برای شروع زندگی مشترک خود چشم انتظار معجزه ای هستند، نگرانی من دختربچه ای است که در چهارراه خیابان سهروردی و خیابان مطهری دستفروشی می کند شب به امید غذای رستوران همان خیابان روز خود را به شب می رساند، مشکل من بچه هایی هستند که پدران خود را به دلیل بدهکاری در زندان ملاقات می کنند، مشکل من پدری است که وقتی فرزندش از او تقاضای خرید یک کیلو پرتقال را دارد توان خرید ندارد و بهانه می آورد که پرتقال هایش تلخ است، مشکل من خانمی است که با سنی در حدود ۶۰ سال زندگی در این شهر خانه ای برای خود ندارد و آنقدر که برایش خیرین با بهزیستی و کمیته امداد مذاکره کرده اند نتوانسته اند خانه ای ۴۰ متری در تهران برایش تهیه کنند، مشکل من اختلاس ۳ هزار میلیاردی است و آقای خاوری، مشکل من بابک زنجانی است که پول بیت المالی را نمی دانم چه کار کرده است، مشکل من این است که معاون اول رئیس جمهور کشورم به جرم مشکلات مالی در زندان است، مشکل من مشکل مردم است مشکل من همان مشکلاتی است که نویسنده مطلب بچه های پولدار به عمد نمی بیند یا به دلیل تعصب روی نگاهی خاص نمی تواند ببیند.
آقای نویسنده مشکل بنده به عنوان جوان این شهر ماشین های لوکس هم سن های خودم نیست مشکل من نگاه شماست، مشکل من همین نگاهی است که نمی گذارد و نمی خواهد که مشکلاتمان را ریشه یابی کنیم.