مديرعامل پتروشيمي آپادانا
صنعت پتروشیمی هنوز به متولی دولتی نیاز دارد
ايران قطب آينده توليد متانول جهان
ساعت 24- صنعت پتروشيمي در ايران در دهه۷۰ دوراني طلايي را طي كرد. دوراني كه تمام و كمال اين صنعت دراختيار دولت بود، اما بعد از آن ماجرا متفاوت شد. روند خصوصيسازي پتروشيمي چالشهاي فراواني را پيشروي اين صنعت گذاشت. روندي كه بسياري از كارشناسان و مديران با سابقه اين صنعت ازجمله سيدتورج ارونقي آن را مورد انتقاد ميدانند.
سيد تورج ارونقي، مديرعامل فعلي پتروشيمي آپادانا اعتقاد دارد كه پتروشيمي اكنون براي پيشرفت به «متولي دولتي» احتياج دارد. مديرعامل بزرگترين توليدكننده متانول در خاورميانه در گفتوگوي تفصيلي با «تعادل»، از بازار آينده «متانول» و نقش ايران در آن دفاع كرده و ادعا ميكند كه ما در آينده به «قطب توزيعي و توليدي متانول» در جهان تبديل خواهيم شد و چين همواره واردات متانول از ايران را ادامه خواهد داد.
ارونقي با محافظهكاري مخصوص مديران در ايران از اظهارنظر صريح درباره «نرخ خوراك پتروشيمي» خودداري ميكند اما اعتقاد دارد كه در نهايت خوراك ارزان باعث توليد محصول ارزان و اقتصاديتر ميشود. اما اين نكته را نيز قبول دارد كه پايين بودن نرخ خوراك ممكن است موجبات مسايلي مانند «رانت» كه البته او از به كاربردن عين كلمه پرهيز ميكند را فراهم كند. خامفروشي عدم وجود زيرساختهاي لازم درجهت توليد مواد پايه و پاييندستي، عدم همساني نرخ خوراك با نرخ خوراك عرضه شده در منطقه، عملكرد ضعيف بخش خصوصي در نحوه سرمايهگذاريهاي كلان سرمايهگذاريهاي كلان از ديگر مباحث مطرح شده ميان «تعادل» و تورج سيد ارونقي است كه بهعنوان يك كارشناس نقش مهمي در پتروشيمي تبريز، فجر، آريا ساسول، دماوند، كردستان و اكنون در آپادانا، بزرگترين توليدكننده متانول خاورميانه، ايفا ميكند. مشروح اين گفتوگو را در ادامه ميخوانيد
*بسياري دهه۷۰ در ايران را دوران طلايي صنعت پتروشيمي ميدانند، آيا ميتوان اميدوار بود كه دوران طلايي پتروشيمي دوباره از سر گرفته شود؟ آيا خصوصيسازي در سالهاي گذشته به نفع پتروشيمي بوده است و اگر نبوده دليل انجام نابهنگام آن چه بوده است؟
براي دريافت اين مطلب بايد به عقبه و چشمانداز آينده كشور نظري هرچند اجمالي بيفكنيم. صنعت نفت و پتروشيمي ما از ابتدا دولتي بوده و با ساختارهاي ويژهيي بالا آمده بود و در يك اتمسفر خاصي به آن نقطه رسيده بود. استاندارد پتروشيمي و نفت يكي از بالاترين استانداردهايي است كه ما در كشور خود داريم كه شايد خصوصيسازي در آن زمان نيازمند تدقيق و انديشه و برنامهريزيهاي بيشتر ميبود، مستحضر هستيد كه هركار زيبايي برنامهريزي دقيق و همهجانبه لازم دارد صنعت پتروشيمي صنعت حساسي است كه به ازاي توليد محصول نيازمند يك مشخصه فني است و نيز استانداردهاي قوي را مطالبه ميكند.
قيمت پتروشيمي ايران در فضاي دولتي به آن عقبه رسيده بود كه خصوصيسازي براي پتروشيمي زودتر از موعد انجام شده بود. به ازاي توليد يك مشخصه وجود دارد، تضمين ادامه اين امنيت متولي ميخواهد. ضمانت توليد برتر نيازمند نظارت بسيار قوي است كه اين نظارت به برنامه، زمان احتياج دارد مجموعه مجرب و با سابقه مديريتي بسيار بالا و از خود بدنه قبل از نهادينه شدن خصوصي شده است.
*باتوجه به حوادث كارگري پيش آمده در سالهاي اخير آيا باز هم شما صنعت پتروشيمي را صنعت ايمني ميدانيد؟
بحث من منوط به ۵ يا ۱۰سال اخير نيست بلكه مربوط به عقبهيي است كه ما از صنعتي برخوردار بوديم كه از استانداردهاي بسيار بالا برخوردار بود و به نسبت ساير شركتها از حوادث كمتري برخوردار بود. از يك منظر كوچك تضمين ادامه اين ماموريت نيازمند متولي است ضمانت توليد برتر تنها كيفيت بالا نيست. توليد ادامهدار، توليد ايمن با كمترين خطر و حادثه براي رسيدن به توليد برتر نيازمند نظارت بسيار قوي هستيم، بايد قبول كنيم بخش خصوصي ما باوجود پتانسيلهاي بالايي كه دارد ولي در جريان اين تجربه قرار نگرفته و در بدنه سازمان خصوصيسازي جريان پيدا نكرده است. از طرفي صنعت نفت و گاز هميشه يك صنعت دولتي بوده است. استانداردها، تجهيزات، حتي انتخاب كارشناسانش همه اينها دولتي بوده و همه اينها جهت واگذاري به بخش خصوصي نيازمند برنامه، زمان و مطالعه است. در نتيجه بخش خصوصي بايد نهادينه شود و بهنظر ميآيد كه اندكي شتابزده در جهت خصوصيسازي حركت شده است و اين امر نيازمند داشتن يك پشتوانه عميق و دقيق ميبوده كه اكنون ما از آن بيبهرهايم.
*در نتيجه شما اعتقاد داريد كه صنعت پتروشيمي در وضعيت فعلي احتياج به متولي دولتي دارد و بلوغ كافي را براي خصوصي بودن پيدا نكرده است؟
من معتقدم كه صنعت پتروشيمي اكنون احتياج به نظارت و توليت دولت دارد تا بتواند مسيري كه زماني به خوبي طي كرده است را ادامه دهد و خصوصيسازي آن به زمان بيشتري احتياج دارد.
*باتوجه به سالهاي طولاني تحريم، تحريم چه تاثيري در روند توليد و صادرات داشته است؟ باتوجه به اينكه برخي كشورها همچون چين يا هند در سالهاي آتي مبدل به رقباي ما خواهند شد و ديگر كشورهاي اروپايي از طريق اتان دست به توليد مواد پاييندستي پتروشيمي خواهند زد؟ آيا كشور ما خواهد توانست بازارهاي هدف از دست رفته را پس بگيرد؟
۱۰۰ درصد خواهيم توانست بازار را قبضه كنيم مگر يادمان رفته كه ما در شاهراه راه ابريشم قرار داريم. ما به كشورهاي شمالي نزديكتريم يا قطر يا عربستان؟ قطعا كشورهاي شرق اروپا به ما نزديكتر هستند. اينها از پتانسيلهايي است كه ميتوان به پشتوانه آنها به آينده اميدوار بود. هنديها ازجمله شركتهايي هستند كه تقاضامند سرمايهگذاري در كشورند گرچه اين كشور شايد در آينده به رقيب ما بدل شود. يادمان نرود كه هركشوري ميتواند رقيب ما شود و اين مهم نيست مهم ظرفيتها و پتانسيلهاي قابل اتكاي ماست اما تمام خوراك كشوري مثل هند در دست ماست. درنظر داشته باشيد عربستان و قطر بهعنوان رقباي قدر ما همان خوراك يا گازي را توليد ميكنند كه ما قادر به توليد آن هستيم. درنظر داشته باشيد كه تحريم سرعت را كم ميكند اما اينگونه نبوده كه ما در زمان تحريم قادر به انجام هيچ فعاليتي نباشيم. تحريمها در مقابل شايسته سالاري در امر مديريتي ما قادر به متوقف كردن توليد و پيشرفت ما نيست و نخواهد بود. بنده اطمينان دارم به پشتوانه مديريت كلان كشور و با همتي مضاعف ايران به سرعت به قطب توزيعي و توليدي متانول در منطقه و جهان مبدل خواهد شد.
*باتوجه به گران بودن نرخ خوراك كه اين امر توليد محصول را تحتالشعاع قرار ميدهد، اگر فكري به حال توسعه صنايع پاييندستي به خصوص پروپيلين نشود، كاهش قيمت واحدهاي عملياتي را دچار مشكلات اقتصادي جدي خواهد كرد، آيا با اين رويه ميتوان به توليد و توزيع متانول اميدوار بود؟
به شكل انتزاعي نميتوان پاسخ داد و قيمت در مجموعه سنجيده ميشود چراكه با بالا رفتن و نيز افت قيمت بازار رفتارهاي مختلفي را از خود نشان ميدهد. بايد درنظر داشت كه بازارهاي جهاني باتوجه به شرايط تغيير رفتار ميدهد سياستهاي جهاني و سياستهاي كلان دنيا را نميتوان پيشبيني كرد يا حداقل نميتوان اظهارنظر كرد از طرفي هر بازاري از نقاط اوج و فرود و پايداري برخوردار است كه اميدواريم ما به اين نقطه پايداري دست يابيم.
*از ديدگاه شما پايين بودن نرخ خوراك به نفع ماست يا بالا بودن آن؟
تصور من اين است كه باتوجه به تعاملات و بررسيهاي انجام شده وزارتخانه با صنايع پاييندستي و نيز كارشناسان مجلس كه در اين حيث صاحبنظر است به نقطه خوبي خواهند رسيد. از نظر كارشناسي نرخ خوراك پايين نرخ تمامشده پايين را در بردارد و چه به لحاظ توان رقابتي خارجي و چه به لحاظ عرضه مواد بهصرفهتر است و ميتوان گفت كه يكي از جذابيتهاي سرمايهگذاري پايين بودن نرخ خوراك است هر توليدكنندهيي دوست دارد نرخ خوراك پايين با نرخ عرضه پايين داشته باشد كه اين قيمت تمامشده پايين در برخواهد داشت. درنظر داشته باشيد كه تعيين اين پايين بودن قيمت تا جايي قابل كاهش است كه تبديل به رانت نشود و تعيين حدود ان به عهده وزارت است.
*در نتيجه پيشبيني شما از آينده چيست؟ ما توان جلو زدن يا رقابت با كشوري مثل چين را خواهيم داشت؟
ميتوان گفت كشور ما به لحاظ غناي گاز پتانسيل جلو زدن از خيلي كشورها را دارد. احداث و بهرهوري از صنعت پاييندستي در جهت ساز و كار صادرات و جذب سرمايهگذار و درنتيجه افزايش توان رقابتي ما گام بزرگي در جهت پيشرفت ما خواهد بود.
*آيا بخش خصوصي ما ميتواند شركتهاي پاييندست متانول را پشتيباني كند؟ آيا بدون كمك گرفتن از فاينانسهاي خارجي ميتوان به مشاركت بخش خصوصي اميدوار بود؟
اين مربوط به نوع شركتهاي خصوصي و توانمنديهاي آن است كه باتوجه به ضعف اين بخشها كمكهاي همهجانبه دولتي را ضروري ميكند. بخشهاي خصوصي كوچك براي بالا بردن توان سرمايهگذاري خود بايد با هم جمع شوند و تشكيل كنسرسيونها و تشكلهاي مالي دهند تا بتوانند در جهت رشد و توسعه و پشتيباني از صنايع گام بردارند.
*باتوجه به مسايل مختلفي ازجمله نرخ خوراك و قيمت واگذاري پتروشيميها هرگز با مشكلات اقتصادي در جهت توليد و صادرات روبهرو نخواهيم شد؟
مشكلات مالي و اقتصادي كه گريزناپذيرند ليكن با يك برنامهريزي دقيق و هدايت آنها بهشكل كلاسيك جهت بهرهگيري از تجربيات ساير كشورهاي پيشرو در اين زمينه و هدايت سرمايه در بخش توليد، بيشك اين مشكل نيز قابل حل است.
*پس از توافق نهايي در ۱۱تيرماه صادرات متانول چقدر افزايش خواهد يافت و صنعت پتروشيمي چقدر متحول خواهد شد؟
اگر مشكلات اكنون حل شود و در پيامد آن جريان سرمايه به داخل كشور شكل صعودي به خود بگيرد تصور من اين است با ايجاد فاينانسهاي خارجي علاوه بر صنعت پتروشيمي در صنايع وابسته كه در صنايع دست اول و صنايع دست دوم و پايين نيز منابع مالي كه امروز بخش خصوصي در تامين آن دچار مشكل است، مرتفع خواهد شد.
* از ژوئن سال گذشته تاكنون قيمت نفت افت شديد داشته است و اكنون گمانهزنيها نشان ميدهد كه افزايش صادرات نفت ايران كاهش قيمت نفت را تا مرز ۳۰دلار در پي دارد، آيا اين كاهش قيمت تاثيري بر نرخ خوراك و دست آخر بر محصول خواهد داشت؟
در اوپك همه نگراني آقاي زنگنه اين است كه افزايش توليد اينقدر نباشد كه قيمت پايين بيايد، ضمن اينكه زنگنه اعتقاد بر اين دارد كه اگر كساني كه در اوپك هستند به تعهدات خود عمل كنند ايران جايگاه خود را در اوپك پيدا خواهد كرد. اين به اين معني نيست كه با افزايش صادرات قيمت پايين ميآيد و بهنظر ميرسد كه هر كسي اگر جايگاه خود را بداند قيمت نفت جايگاه خود را باز خواهد يافت اما درمورد خوراك بايد گفت كاهش قيمت خوراك تاثير اساسي در قيمت محصول نهايي داشته و آن را اقتصاديتر خواهد كرد. براي تعيين قيمت خوراك سيگنالهايي از شركتهاي توليدكننده به واحدهاي تصميمگير ارسال ميشود و براساس تعاملات وسيع انجام شده بين مجموعه صنعت پتروشيمي و دولت قيمت در يك نقطه پايدار تثبيت ميشود كه بهنفع مجموعه است كه هم آنها به سود خود دست يابند و هم كساني كه قيمت تمام شده در بالادستي برايشان منطقي است.
*باتوجه به وضعيت ژئوپليتيك خط لوله غرب و عبور آن از شاهراه آذربايجان وضعيت پتروشيمي تبريز را در مقايسه با ساير پتروشيميها چگونه ارزيابي ميكنيد؟
ما به آينده اميدواريم. با كشيده شدن خط لوله غرب و تزريق گاز اتيلن در سيستم كه آن را قابل بهرهبرداري كرده است يكي از بزرگترين موفقيتهاي پتروشيمي در غرب ايران به حساب ميآيد. باتوجه به شناختي كه از پتانسيل پتروشيمي تبريز دارم گفتني است كه پتروشيمي تبريز يكي از بهترين پتروشيميهاي ايران چه از نظر نيروي انساني مجرب چه از نظر طرح است بهطوري كه بهترين متخصصان و كارشناسان اين رشته در اين واحد جمع شدهاند از طرفي دارا بودن از يك موقعيت استراتژيك آن را مبدل به شاهراه ارتباطي با كشورهاي cis و داخل كشور كرده است، نيز فضاي بزرگي كه اين پتروشيمي دراختيار دارد با مساحتي بالغ بر ۴۰۲۰۰۰ متر مربع، آن را به يكي از بهترين و پرپتانسيلترين واحدهاي پتروشيمي ايران تبديل كرده است.
اما در مقايسه اين پتروشيمي با عسلويه بايد گفت كه پتروشيمي تبريز با پتروشيمي جنوب قابل مقايسه نيست. نوع محاسبه طرحهايي كه در حاشيه آب است با مطالعات انجام شده در داخل بافت كشوري تفاوت دارد لذا از نظر مقايسهيي بهدليل تفاوت نوع محاسبه قابل مقايسه نيست درنتيجه ميتوان اذعان كرد تمامي صنايع پتروشيمي ما از هر لحاظ روند روبهرشدي را طي ميكند.
* دليل احداث واحدي بهنام متانول در كنار واحدهاي اتيلني جنوب چه بوده است؟ آيا وجود چنين واحدي در اين شرايط بهصرفه است؟
وزارت صنايع پتروشيمي باتوجه به بررسي بازار و چشمانداز آينده اين طرحها را موفق ارزيابي ميكند. كشورهاي پيشرفته مشتري مواد توليدي پاييندست ما هستند امروزه متانول علاوه بر محصول نهايي ميتواند در صنايع تبديلي و درنتيجه براي صنايع پاييندستي خود بهشكل خوراك مصرف شود. توجه داشته باشيد كه اگر امروزه ما بهعنوان قطب توليد متانول در منطقه مطرح شويم به معني يك تهديد نيست بلكه فرصتي است كه باعث ميشود ما فرصت چانهزني در تعيين قيمتها در منطقه را دردست گيريم. در ارتباط با اتيلن و بهصرفه بودن يا نبودن آن تصميمگيرنده شركت صنايع پتروشيمي است كه باتوجه به شرايط بازارهاي جهاني اين تصميمات اتخاذ شدهاند كه بديهي است بعدها با بررسي بازار توليداتي را تغيير دهند.
*آيا ما بهدليل سالهاي طولاني تحريم فرصت رقابت و پيشرفت را در مقابل همسايگان حاشيه خليجفارس ازدست ندادهايم؟ باتوجه به اينكه بهنظر ميآيد ما با يك بازار اشباع شده از متانول روبهرو هستيم؟
هدف از توليد متانول توليد صرف آن نبوده و نيست هدف توليد مواد پاييندستي اين ماده است و نميتوان از آن به يك بازار اشباع شده و بنبست ياد كرد. يادمان نرود كه قيمت در بازارها نوساني است و نيازهاي بازار در حال افزايش و تغيير است. البته همين برداشت در زمان توليد اتيلن و پلياتيلن هم بود. بازار بهترين راهنماي سرمايهگذاري است كه مضر و بهصرفه نبودن آن را تعيين ميكند اما بهصرفه بودن آن در حال حاضر دليل بر مضر بودن آن در آينده نيست.
*آيا مواد پاييندستي توليد شده از متانول قابليت توليد از اتيلن را نيز دارد؟ اكنون باتوجه به اينكه چين از طريق زغالسنگ محصولات پاييندستي آن را توليد ميكند و از فراوري اتان نيز براي توليد اتيلن استفاده ميكند، آيا جهان به انرژي خاورميانه نياز خواهد داشت؟
كشور ما يكي از بزرگترين توليدكنندههاي گاز است، چين گاز ندارد و بهدليل دراختيار داشتن منابع بزرگ زغالسنگي توليد متانول از زغالسنگ را بهصرفه كرده است، اما مستحضر هستيد كه اين خود از آلايندههاي بزرگ محيطزيست محسوب ميشود و باتوجه به مصرف بالاي متانول در كشور چين و درصد آلودگي بالاي زغالسنگ چين همچنان بهعنوان يكي از خريداران متانول ايران باقي خواهند ماند. بازار متانول يك بازار فروش متانولي صرف نيست و ميتواند مبدل به يك بازار تبديلي شود توجه داشته باشيد كه در حال حاضر همين كشورهاي اروپايي از مشتريان مواد پاييندست توليد شده از متانول هستند. از طرفي صنايع در حال تغيير و نيازمنديهاي جهان در حال افزايش است و بهزودي ما به جايگاهي بهتر از قبل دست خواهيم يافت.
*آيا ما در شرايط موجود فاينانسهاي لازم را داريم ؟
بسياري از كشورها حاضرند در طرحهاي پتروشيمي مشاركت فاينانس كنند در همين ماه اخير چه در حيطه متانول و چه درمورد سرمايهگذاري در زمينه اوره و آمونياك دو شركت بزرگ اروپايي اعلام آمادگي كردهاند. بنده اميدوارم كه با ايجاد ثبات و امنيت مالي سرمايههاي خارجي در جهت رشد و بالندگي كشور در قسمتهاي مختلف صنعت ورود پيدا كند.
* آيا از نحوه استفاده شركتهاي صنايع پتروشيمي از فاينانس هنديها اطلاعي داريد؟
اطلاع دقيقي ندارم.
*باتوجه به ظرفيت بالاي شركت آپادانا در توليد متانول پيشبيني شما از توليد اين محصول در سالهاي آينده چيست؟ آيا اين شركت قادر به تامين نيازهاي داخل و خارج خواهد بود؟
ما ۱۰۰درصد قابليت تامين داخلي و صادرات را خواهيم داشت لذا تمام تلاش ما اين است كه سريعا به بهرهبرداري برسيم. توليد محصول باكيفيت و مطابق با استانداردهاي بينالمللي در حداقل زمان و با كمترين نرخ قيمت از اهداف ماست البته فاكتور گذشت زمان را نبايد فراموش كنيم. اميدوارم با حدقل هزينه –زمان مناسب– كيفيت بالاي محصولات را عرضه كنيم.
سيد تورج ارونقي، مديرعامل فعلي پتروشيمي آپادانا اعتقاد دارد كه پتروشيمي اكنون براي پيشرفت به «متولي دولتي» احتياج دارد. مديرعامل بزرگترين توليدكننده متانول در خاورميانه در گفتوگوي تفصيلي با «تعادل»، از بازار آينده «متانول» و نقش ايران در آن دفاع كرده و ادعا ميكند كه ما در آينده به «قطب توزيعي و توليدي متانول» در جهان تبديل خواهيم شد و چين همواره واردات متانول از ايران را ادامه خواهد داد.
ارونقي با محافظهكاري مخصوص مديران در ايران از اظهارنظر صريح درباره «نرخ خوراك پتروشيمي» خودداري ميكند اما اعتقاد دارد كه در نهايت خوراك ارزان باعث توليد محصول ارزان و اقتصاديتر ميشود. اما اين نكته را نيز قبول دارد كه پايين بودن نرخ خوراك ممكن است موجبات مسايلي مانند «رانت» كه البته او از به كاربردن عين كلمه پرهيز ميكند را فراهم كند. خامفروشي عدم وجود زيرساختهاي لازم درجهت توليد مواد پايه و پاييندستي، عدم همساني نرخ خوراك با نرخ خوراك عرضه شده در منطقه، عملكرد ضعيف بخش خصوصي در نحوه سرمايهگذاريهاي كلان سرمايهگذاريهاي كلان از ديگر مباحث مطرح شده ميان «تعادل» و تورج سيد ارونقي است كه بهعنوان يك كارشناس نقش مهمي در پتروشيمي تبريز، فجر، آريا ساسول، دماوند، كردستان و اكنون در آپادانا، بزرگترين توليدكننده متانول خاورميانه، ايفا ميكند. مشروح اين گفتوگو را در ادامه ميخوانيد
*بسياري دهه۷۰ در ايران را دوران طلايي صنعت پتروشيمي ميدانند، آيا ميتوان اميدوار بود كه دوران طلايي پتروشيمي دوباره از سر گرفته شود؟ آيا خصوصيسازي در سالهاي گذشته به نفع پتروشيمي بوده است و اگر نبوده دليل انجام نابهنگام آن چه بوده است؟
براي دريافت اين مطلب بايد به عقبه و چشمانداز آينده كشور نظري هرچند اجمالي بيفكنيم. صنعت نفت و پتروشيمي ما از ابتدا دولتي بوده و با ساختارهاي ويژهيي بالا آمده بود و در يك اتمسفر خاصي به آن نقطه رسيده بود. استاندارد پتروشيمي و نفت يكي از بالاترين استانداردهايي است كه ما در كشور خود داريم كه شايد خصوصيسازي در آن زمان نيازمند تدقيق و انديشه و برنامهريزيهاي بيشتر ميبود، مستحضر هستيد كه هركار زيبايي برنامهريزي دقيق و همهجانبه لازم دارد صنعت پتروشيمي صنعت حساسي است كه به ازاي توليد محصول نيازمند يك مشخصه فني است و نيز استانداردهاي قوي را مطالبه ميكند.
قيمت پتروشيمي ايران در فضاي دولتي به آن عقبه رسيده بود كه خصوصيسازي براي پتروشيمي زودتر از موعد انجام شده بود. به ازاي توليد يك مشخصه وجود دارد، تضمين ادامه اين امنيت متولي ميخواهد. ضمانت توليد برتر نيازمند نظارت بسيار قوي است كه اين نظارت به برنامه، زمان احتياج دارد مجموعه مجرب و با سابقه مديريتي بسيار بالا و از خود بدنه قبل از نهادينه شدن خصوصي شده است.
*باتوجه به حوادث كارگري پيش آمده در سالهاي اخير آيا باز هم شما صنعت پتروشيمي را صنعت ايمني ميدانيد؟
بحث من منوط به ۵ يا ۱۰سال اخير نيست بلكه مربوط به عقبهيي است كه ما از صنعتي برخوردار بوديم كه از استانداردهاي بسيار بالا برخوردار بود و به نسبت ساير شركتها از حوادث كمتري برخوردار بود. از يك منظر كوچك تضمين ادامه اين ماموريت نيازمند متولي است ضمانت توليد برتر تنها كيفيت بالا نيست. توليد ادامهدار، توليد ايمن با كمترين خطر و حادثه براي رسيدن به توليد برتر نيازمند نظارت بسيار قوي هستيم، بايد قبول كنيم بخش خصوصي ما باوجود پتانسيلهاي بالايي كه دارد ولي در جريان اين تجربه قرار نگرفته و در بدنه سازمان خصوصيسازي جريان پيدا نكرده است. از طرفي صنعت نفت و گاز هميشه يك صنعت دولتي بوده است. استانداردها، تجهيزات، حتي انتخاب كارشناسانش همه اينها دولتي بوده و همه اينها جهت واگذاري به بخش خصوصي نيازمند برنامه، زمان و مطالعه است. در نتيجه بخش خصوصي بايد نهادينه شود و بهنظر ميآيد كه اندكي شتابزده در جهت خصوصيسازي حركت شده است و اين امر نيازمند داشتن يك پشتوانه عميق و دقيق ميبوده كه اكنون ما از آن بيبهرهايم.
*در نتيجه شما اعتقاد داريد كه صنعت پتروشيمي در وضعيت فعلي احتياج به متولي دولتي دارد و بلوغ كافي را براي خصوصي بودن پيدا نكرده است؟
من معتقدم كه صنعت پتروشيمي اكنون احتياج به نظارت و توليت دولت دارد تا بتواند مسيري كه زماني به خوبي طي كرده است را ادامه دهد و خصوصيسازي آن به زمان بيشتري احتياج دارد.
*باتوجه به سالهاي طولاني تحريم، تحريم چه تاثيري در روند توليد و صادرات داشته است؟ باتوجه به اينكه برخي كشورها همچون چين يا هند در سالهاي آتي مبدل به رقباي ما خواهند شد و ديگر كشورهاي اروپايي از طريق اتان دست به توليد مواد پاييندستي پتروشيمي خواهند زد؟ آيا كشور ما خواهد توانست بازارهاي هدف از دست رفته را پس بگيرد؟
۱۰۰ درصد خواهيم توانست بازار را قبضه كنيم مگر يادمان رفته كه ما در شاهراه راه ابريشم قرار داريم. ما به كشورهاي شمالي نزديكتريم يا قطر يا عربستان؟ قطعا كشورهاي شرق اروپا به ما نزديكتر هستند. اينها از پتانسيلهايي است كه ميتوان به پشتوانه آنها به آينده اميدوار بود. هنديها ازجمله شركتهايي هستند كه تقاضامند سرمايهگذاري در كشورند گرچه اين كشور شايد در آينده به رقيب ما بدل شود. يادمان نرود كه هركشوري ميتواند رقيب ما شود و اين مهم نيست مهم ظرفيتها و پتانسيلهاي قابل اتكاي ماست اما تمام خوراك كشوري مثل هند در دست ماست. درنظر داشته باشيد عربستان و قطر بهعنوان رقباي قدر ما همان خوراك يا گازي را توليد ميكنند كه ما قادر به توليد آن هستيم. درنظر داشته باشيد كه تحريم سرعت را كم ميكند اما اينگونه نبوده كه ما در زمان تحريم قادر به انجام هيچ فعاليتي نباشيم. تحريمها در مقابل شايسته سالاري در امر مديريتي ما قادر به متوقف كردن توليد و پيشرفت ما نيست و نخواهد بود. بنده اطمينان دارم به پشتوانه مديريت كلان كشور و با همتي مضاعف ايران به سرعت به قطب توزيعي و توليدي متانول در منطقه و جهان مبدل خواهد شد.
*باتوجه به گران بودن نرخ خوراك كه اين امر توليد محصول را تحتالشعاع قرار ميدهد، اگر فكري به حال توسعه صنايع پاييندستي به خصوص پروپيلين نشود، كاهش قيمت واحدهاي عملياتي را دچار مشكلات اقتصادي جدي خواهد كرد، آيا با اين رويه ميتوان به توليد و توزيع متانول اميدوار بود؟
به شكل انتزاعي نميتوان پاسخ داد و قيمت در مجموعه سنجيده ميشود چراكه با بالا رفتن و نيز افت قيمت بازار رفتارهاي مختلفي را از خود نشان ميدهد. بايد درنظر داشت كه بازارهاي جهاني باتوجه به شرايط تغيير رفتار ميدهد سياستهاي جهاني و سياستهاي كلان دنيا را نميتوان پيشبيني كرد يا حداقل نميتوان اظهارنظر كرد از طرفي هر بازاري از نقاط اوج و فرود و پايداري برخوردار است كه اميدواريم ما به اين نقطه پايداري دست يابيم.
*از ديدگاه شما پايين بودن نرخ خوراك به نفع ماست يا بالا بودن آن؟
تصور من اين است كه باتوجه به تعاملات و بررسيهاي انجام شده وزارتخانه با صنايع پاييندستي و نيز كارشناسان مجلس كه در اين حيث صاحبنظر است به نقطه خوبي خواهند رسيد. از نظر كارشناسي نرخ خوراك پايين نرخ تمامشده پايين را در بردارد و چه به لحاظ توان رقابتي خارجي و چه به لحاظ عرضه مواد بهصرفهتر است و ميتوان گفت كه يكي از جذابيتهاي سرمايهگذاري پايين بودن نرخ خوراك است هر توليدكنندهيي دوست دارد نرخ خوراك پايين با نرخ عرضه پايين داشته باشد كه اين قيمت تمامشده پايين در برخواهد داشت. درنظر داشته باشيد كه تعيين اين پايين بودن قيمت تا جايي قابل كاهش است كه تبديل به رانت نشود و تعيين حدود ان به عهده وزارت است.
*در نتيجه پيشبيني شما از آينده چيست؟ ما توان جلو زدن يا رقابت با كشوري مثل چين را خواهيم داشت؟
ميتوان گفت كشور ما به لحاظ غناي گاز پتانسيل جلو زدن از خيلي كشورها را دارد. احداث و بهرهوري از صنعت پاييندستي در جهت ساز و كار صادرات و جذب سرمايهگذار و درنتيجه افزايش توان رقابتي ما گام بزرگي در جهت پيشرفت ما خواهد بود.
*آيا بخش خصوصي ما ميتواند شركتهاي پاييندست متانول را پشتيباني كند؟ آيا بدون كمك گرفتن از فاينانسهاي خارجي ميتوان به مشاركت بخش خصوصي اميدوار بود؟
اين مربوط به نوع شركتهاي خصوصي و توانمنديهاي آن است كه باتوجه به ضعف اين بخشها كمكهاي همهجانبه دولتي را ضروري ميكند. بخشهاي خصوصي كوچك براي بالا بردن توان سرمايهگذاري خود بايد با هم جمع شوند و تشكيل كنسرسيونها و تشكلهاي مالي دهند تا بتوانند در جهت رشد و توسعه و پشتيباني از صنايع گام بردارند.
*باتوجه به مسايل مختلفي ازجمله نرخ خوراك و قيمت واگذاري پتروشيميها هرگز با مشكلات اقتصادي در جهت توليد و صادرات روبهرو نخواهيم شد؟
مشكلات مالي و اقتصادي كه گريزناپذيرند ليكن با يك برنامهريزي دقيق و هدايت آنها بهشكل كلاسيك جهت بهرهگيري از تجربيات ساير كشورهاي پيشرو در اين زمينه و هدايت سرمايه در بخش توليد، بيشك اين مشكل نيز قابل حل است.
*پس از توافق نهايي در ۱۱تيرماه صادرات متانول چقدر افزايش خواهد يافت و صنعت پتروشيمي چقدر متحول خواهد شد؟
اگر مشكلات اكنون حل شود و در پيامد آن جريان سرمايه به داخل كشور شكل صعودي به خود بگيرد تصور من اين است با ايجاد فاينانسهاي خارجي علاوه بر صنعت پتروشيمي در صنايع وابسته كه در صنايع دست اول و صنايع دست دوم و پايين نيز منابع مالي كه امروز بخش خصوصي در تامين آن دچار مشكل است، مرتفع خواهد شد.
* از ژوئن سال گذشته تاكنون قيمت نفت افت شديد داشته است و اكنون گمانهزنيها نشان ميدهد كه افزايش صادرات نفت ايران كاهش قيمت نفت را تا مرز ۳۰دلار در پي دارد، آيا اين كاهش قيمت تاثيري بر نرخ خوراك و دست آخر بر محصول خواهد داشت؟
در اوپك همه نگراني آقاي زنگنه اين است كه افزايش توليد اينقدر نباشد كه قيمت پايين بيايد، ضمن اينكه زنگنه اعتقاد بر اين دارد كه اگر كساني كه در اوپك هستند به تعهدات خود عمل كنند ايران جايگاه خود را در اوپك پيدا خواهد كرد. اين به اين معني نيست كه با افزايش صادرات قيمت پايين ميآيد و بهنظر ميرسد كه هر كسي اگر جايگاه خود را بداند قيمت نفت جايگاه خود را باز خواهد يافت اما درمورد خوراك بايد گفت كاهش قيمت خوراك تاثير اساسي در قيمت محصول نهايي داشته و آن را اقتصاديتر خواهد كرد. براي تعيين قيمت خوراك سيگنالهايي از شركتهاي توليدكننده به واحدهاي تصميمگير ارسال ميشود و براساس تعاملات وسيع انجام شده بين مجموعه صنعت پتروشيمي و دولت قيمت در يك نقطه پايدار تثبيت ميشود كه بهنفع مجموعه است كه هم آنها به سود خود دست يابند و هم كساني كه قيمت تمام شده در بالادستي برايشان منطقي است.
*باتوجه به وضعيت ژئوپليتيك خط لوله غرب و عبور آن از شاهراه آذربايجان وضعيت پتروشيمي تبريز را در مقايسه با ساير پتروشيميها چگونه ارزيابي ميكنيد؟
ما به آينده اميدواريم. با كشيده شدن خط لوله غرب و تزريق گاز اتيلن در سيستم كه آن را قابل بهرهبرداري كرده است يكي از بزرگترين موفقيتهاي پتروشيمي در غرب ايران به حساب ميآيد. باتوجه به شناختي كه از پتانسيل پتروشيمي تبريز دارم گفتني است كه پتروشيمي تبريز يكي از بهترين پتروشيميهاي ايران چه از نظر نيروي انساني مجرب چه از نظر طرح است بهطوري كه بهترين متخصصان و كارشناسان اين رشته در اين واحد جمع شدهاند از طرفي دارا بودن از يك موقعيت استراتژيك آن را مبدل به شاهراه ارتباطي با كشورهاي cis و داخل كشور كرده است، نيز فضاي بزرگي كه اين پتروشيمي دراختيار دارد با مساحتي بالغ بر ۴۰۲۰۰۰ متر مربع، آن را به يكي از بهترين و پرپتانسيلترين واحدهاي پتروشيمي ايران تبديل كرده است.
اما در مقايسه اين پتروشيمي با عسلويه بايد گفت كه پتروشيمي تبريز با پتروشيمي جنوب قابل مقايسه نيست. نوع محاسبه طرحهايي كه در حاشيه آب است با مطالعات انجام شده در داخل بافت كشوري تفاوت دارد لذا از نظر مقايسهيي بهدليل تفاوت نوع محاسبه قابل مقايسه نيست درنتيجه ميتوان اذعان كرد تمامي صنايع پتروشيمي ما از هر لحاظ روند روبهرشدي را طي ميكند.
* دليل احداث واحدي بهنام متانول در كنار واحدهاي اتيلني جنوب چه بوده است؟ آيا وجود چنين واحدي در اين شرايط بهصرفه است؟
وزارت صنايع پتروشيمي باتوجه به بررسي بازار و چشمانداز آينده اين طرحها را موفق ارزيابي ميكند. كشورهاي پيشرفته مشتري مواد توليدي پاييندست ما هستند امروزه متانول علاوه بر محصول نهايي ميتواند در صنايع تبديلي و درنتيجه براي صنايع پاييندستي خود بهشكل خوراك مصرف شود. توجه داشته باشيد كه اگر امروزه ما بهعنوان قطب توليد متانول در منطقه مطرح شويم به معني يك تهديد نيست بلكه فرصتي است كه باعث ميشود ما فرصت چانهزني در تعيين قيمتها در منطقه را دردست گيريم. در ارتباط با اتيلن و بهصرفه بودن يا نبودن آن تصميمگيرنده شركت صنايع پتروشيمي است كه باتوجه به شرايط بازارهاي جهاني اين تصميمات اتخاذ شدهاند كه بديهي است بعدها با بررسي بازار توليداتي را تغيير دهند.
*آيا ما بهدليل سالهاي طولاني تحريم فرصت رقابت و پيشرفت را در مقابل همسايگان حاشيه خليجفارس ازدست ندادهايم؟ باتوجه به اينكه بهنظر ميآيد ما با يك بازار اشباع شده از متانول روبهرو هستيم؟
هدف از توليد متانول توليد صرف آن نبوده و نيست هدف توليد مواد پاييندستي اين ماده است و نميتوان از آن به يك بازار اشباع شده و بنبست ياد كرد. يادمان نرود كه قيمت در بازارها نوساني است و نيازهاي بازار در حال افزايش و تغيير است. البته همين برداشت در زمان توليد اتيلن و پلياتيلن هم بود. بازار بهترين راهنماي سرمايهگذاري است كه مضر و بهصرفه نبودن آن را تعيين ميكند اما بهصرفه بودن آن در حال حاضر دليل بر مضر بودن آن در آينده نيست.
*آيا مواد پاييندستي توليد شده از متانول قابليت توليد از اتيلن را نيز دارد؟ اكنون باتوجه به اينكه چين از طريق زغالسنگ محصولات پاييندستي آن را توليد ميكند و از فراوري اتان نيز براي توليد اتيلن استفاده ميكند، آيا جهان به انرژي خاورميانه نياز خواهد داشت؟
كشور ما يكي از بزرگترين توليدكنندههاي گاز است، چين گاز ندارد و بهدليل دراختيار داشتن منابع بزرگ زغالسنگي توليد متانول از زغالسنگ را بهصرفه كرده است، اما مستحضر هستيد كه اين خود از آلايندههاي بزرگ محيطزيست محسوب ميشود و باتوجه به مصرف بالاي متانول در كشور چين و درصد آلودگي بالاي زغالسنگ چين همچنان بهعنوان يكي از خريداران متانول ايران باقي خواهند ماند. بازار متانول يك بازار فروش متانولي صرف نيست و ميتواند مبدل به يك بازار تبديلي شود توجه داشته باشيد كه در حال حاضر همين كشورهاي اروپايي از مشتريان مواد پاييندست توليد شده از متانول هستند. از طرفي صنايع در حال تغيير و نيازمنديهاي جهان در حال افزايش است و بهزودي ما به جايگاهي بهتر از قبل دست خواهيم يافت.
*آيا ما در شرايط موجود فاينانسهاي لازم را داريم ؟
بسياري از كشورها حاضرند در طرحهاي پتروشيمي مشاركت فاينانس كنند در همين ماه اخير چه در حيطه متانول و چه درمورد سرمايهگذاري در زمينه اوره و آمونياك دو شركت بزرگ اروپايي اعلام آمادگي كردهاند. بنده اميدوارم كه با ايجاد ثبات و امنيت مالي سرمايههاي خارجي در جهت رشد و بالندگي كشور در قسمتهاي مختلف صنعت ورود پيدا كند.
* آيا از نحوه استفاده شركتهاي صنايع پتروشيمي از فاينانس هنديها اطلاعي داريد؟
اطلاع دقيقي ندارم.
*باتوجه به ظرفيت بالاي شركت آپادانا در توليد متانول پيشبيني شما از توليد اين محصول در سالهاي آينده چيست؟ آيا اين شركت قادر به تامين نيازهاي داخل و خارج خواهد بود؟
ما ۱۰۰درصد قابليت تامين داخلي و صادرات را خواهيم داشت لذا تمام تلاش ما اين است كه سريعا به بهرهبرداري برسيم. توليد محصول باكيفيت و مطابق با استانداردهاي بينالمللي در حداقل زمان و با كمترين نرخ قيمت از اهداف ماست البته فاكتور گذشت زمان را نبايد فراموش كنيم. اميدوارم با حدقل هزينه –زمان مناسب– كيفيت بالاي محصولات را عرضه كنيم.