در حاشيه بحثهاي مربوط به ورود گروه دولت قبلي به انتخابات مجلس
احمدینژاد حق دارد اما مخالفان او هم حق دارند
ساعت ۲۴- محمود احمدینژاد در اوایل سالهای دهه ۱۳۸۰ ناگهان از یک چهره سیاسی معمولی که در برخی احزاب و گروهها نه چندان مشهور عضویت داشت به یک چهره سیاسی مشهور تبدیل شد. اصولگرایان سنتی در انتخابات شورای شهر تهران رای نیاوردند و مردم نیز به اصلاحطلبان که انتخابات را جدی نگرفته بودند رای نداند و جمعیت آبادگران این انتخابات را برد و محمود احمدینژاد را شهردار تهران کرد.
احمدينژاد فاصله رياست بر شهرداري تهران تا رياست جمهوري و اداره كشور را به سرعت طي كرد و در تيرماه ۱۳۸۴ بر آيتالله هاشميرفسنجاني پيروز و در تابستان ۱۳۸۴ رييس دولت نهم شد. اين مرد به اتفاق چند نفر از دوستان و همكارانش كه از قديم در دانشگاه علم و صنعت و در استانداري اردبيل دوست شده بودند هشت سال تمام بر اقتصاد، سياست خارجي و فرهنگ و امور اجتماعي ايران حاكميت داشتند.
كارنامه احمدينژاد در هشت سال حكومت بر قوه مجريه پر از نقاط منفي است كه بارها و بارها بر زبان و قلم مخالفان او جاري شده است. اكنون و در شرايط انتخابات مجلس شوراي اسلامي خبرها حاكي از فعاليت محمود احمدينژاد و برخي از دوستانش است. برخي افراد، احزاب و گروههاي سياسي ايراني از اينكه محمود احمدينژاد پس از ۸ سال فعاليت ضعيف در رياست جمهوري به فكر انتخابات مجلس افتادهاند عصبانياند و شايد اعتقاد دارند او حق ندارد در انتخابات حاضر شود.
اما واقعيت اين است كه احمدينژاد مثل هر فرد سياستورز ديگر ايراني حق دارد كه در انتخابات حاضر شود و يا از فهرست خاصي حمايت كند. تا زماني كه احمدينژاد به جرمي متهم نشده و يا به دادگاهي احضار نشده است تا جرم او اثبات شود وي حق دارد در انتخابات مربوط به مجلس يا حتي رياست جمهوري شركت كند و خواستار آن باشد كه مردم به او راي دهند. در صورتي كه شوراي نگهبان صلاحيت او را تاييد كند هيچ مانعي براي حضور در رقابت وجود ندارد.
اما مخالفان تفكر و انديشهاي كه احمدينژاد و ياران پيدا و پنهان او در نهادهاي مختلف دارند نيز حق دارند با آزادي كامل و بدون محدوديتهاي خاص رفتار و كارنامه احمدينژاد در ۸ سال رياست جمهوري را نقد كرده و از راه رسانههاي قانوني و به ويژه صدا و سيما به اطلاع مردم برسانند. مخالفان سياسي تفكر احمدينژادي كه شايد او نمايندهاي حتي نه چندان عاليرتبه از آن تفكر ترسناك باشد حق دارند بپرسند ۷۰۰ ميليارد دلار درآمد رويايي سالهاي ۸۴ تا ۹۲ را چگونه و براي چه مقاصد سياسي داخلي و خارجي هزينه كرده است و فايدههاي آنها كدام بودند؟ مخالفان حق دارند بپرسند چرا تفكر احمدينژادي ايران را به نقطهاي برد كه اكنون زير پاي آن سست شده و حاضر شدهايم كه برخي مسايل ناراحتكننده در مذاكرات را حتي با اكراه قبول كنيم؟ مگر تفكر احمدينژادي نميگفت كه تحريمهاي اعمال شده پشيزي ارزش ندارند؟ چگونه شد كه قطعنامههاي تحرم ايران شرايط اقتصاد را به بدترين مرحله رساند و درآمد ايرانيها را ۲۰ درصد نسبت به سال ۱۳۹۰ كاهش داد و مخالفان حق دارند بپرسند چرا در حالي كه تفكر احمدينژادي ميگفت دلار ۹۰۰ تومان بيشتر ارزش ندارد ناگهان هر دلار امريكا حتي به ۴ هزار تومان رسيد؟ مخالفان حق دارند در فضاي آزاد و بدون محدوديت از تفكر احمدينژادي بپرسند آيا قصد دارد مجلس را هم به روز دولت انداخته و سايه ناكارآمدي بر آن پهن كند؟
كارنامه احمدينژاد در هشت سال حكومت بر قوه مجريه پر از نقاط منفي است كه بارها و بارها بر زبان و قلم مخالفان او جاري شده است. اكنون و در شرايط انتخابات مجلس شوراي اسلامي خبرها حاكي از فعاليت محمود احمدينژاد و برخي از دوستانش است. برخي افراد، احزاب و گروههاي سياسي ايراني از اينكه محمود احمدينژاد پس از ۸ سال فعاليت ضعيف در رياست جمهوري به فكر انتخابات مجلس افتادهاند عصبانياند و شايد اعتقاد دارند او حق ندارد در انتخابات حاضر شود.
اما واقعيت اين است كه احمدينژاد مثل هر فرد سياستورز ديگر ايراني حق دارد كه در انتخابات حاضر شود و يا از فهرست خاصي حمايت كند. تا زماني كه احمدينژاد به جرمي متهم نشده و يا به دادگاهي احضار نشده است تا جرم او اثبات شود وي حق دارد در انتخابات مربوط به مجلس يا حتي رياست جمهوري شركت كند و خواستار آن باشد كه مردم به او راي دهند. در صورتي كه شوراي نگهبان صلاحيت او را تاييد كند هيچ مانعي براي حضور در رقابت وجود ندارد.
اما مخالفان تفكر و انديشهاي كه احمدينژاد و ياران پيدا و پنهان او در نهادهاي مختلف دارند نيز حق دارند با آزادي كامل و بدون محدوديتهاي خاص رفتار و كارنامه احمدينژاد در ۸ سال رياست جمهوري را نقد كرده و از راه رسانههاي قانوني و به ويژه صدا و سيما به اطلاع مردم برسانند. مخالفان سياسي تفكر احمدينژادي كه شايد او نمايندهاي حتي نه چندان عاليرتبه از آن تفكر ترسناك باشد حق دارند بپرسند ۷۰۰ ميليارد دلار درآمد رويايي سالهاي ۸۴ تا ۹۲ را چگونه و براي چه مقاصد سياسي داخلي و خارجي هزينه كرده است و فايدههاي آنها كدام بودند؟ مخالفان حق دارند بپرسند چرا تفكر احمدينژادي ايران را به نقطهاي برد كه اكنون زير پاي آن سست شده و حاضر شدهايم كه برخي مسايل ناراحتكننده در مذاكرات را حتي با اكراه قبول كنيم؟ مگر تفكر احمدينژادي نميگفت كه تحريمهاي اعمال شده پشيزي ارزش ندارند؟ چگونه شد كه قطعنامههاي تحرم ايران شرايط اقتصاد را به بدترين مرحله رساند و درآمد ايرانيها را ۲۰ درصد نسبت به سال ۱۳۹۰ كاهش داد و مخالفان حق دارند بپرسند چرا در حالي كه تفكر احمدينژادي ميگفت دلار ۹۰۰ تومان بيشتر ارزش ندارد ناگهان هر دلار امريكا حتي به ۴ هزار تومان رسيد؟ مخالفان حق دارند در فضاي آزاد و بدون محدوديت از تفكر احمدينژادي بپرسند آيا قصد دارد مجلس را هم به روز دولت انداخته و سايه ناكارآمدي بر آن پهن كند؟