انعطاف اروپاييها براي حضور در پتروشيمي ايران بعد از لوزان
ظرفیت تولید پتروشیمی کشور تا سال ۹۷ معادل ۲.۵ میلیون تن افزایش مییابد
ساعت ۲۴- صنعت پتروشیمی در کشور اکنون نیاز شدیدی به سرمایهگذاری دارد. واحدهای نیمهکاره که سالهای سال است در انتظار فاینانس به سر میبرند چشم به مذاکرات میان ایران و غرب دوختهاند که در نهایت قرار است منجر به ورود سرمایه خارجیها به کشور و رونق صنعت شود. عادل نژادسلیم مدیرعامل هلدینگ خلیج فارس یکی از کارکشتهترین مدیران پتروشیمی کشور است. او که سابقه معاونت وزارت نفت را نیز در کارنامه خود دارد اکنون گزینهیی بسیار مناسب جهت ارزیابی و کارشناسی وضعیت صنعت پتروشیمی در ایران است. فرصت مناسبی پیش آمد تا در طبقه یازدهم ساختمان سابق شرکت ملی صنایع پتروشیمی ایران با مدیرعامل هلدینگ خلیج فارس دیدار کنیم.
trong>* صنعت پتروشيمي ايران بهشدت نيازمند سرمايه است. بعد از تفاهم لوزان نحوه استقبال كشورهاي اروپايي از سرمايهگذاري در ايران را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
بعد از تفاهم لوزان كشورهاي اروپايي انعطافپذيري بيشتري را از خود نشان ميدهند. اين انعطاف چه در مذاكرات و چه در عقد قرارداد ديده شده است. البته اين قراردادها از سمت خارجيها منوط به توافق نهايي در ۱۱تير است. در گذشته آنها حتي وارد مذاكره نميشدند و در صورت مكاتبه جواب مكاتبات را نميدادند و اين موفقيت بزرگي است كه اكنون خود دولتهاي اروپايي خواستار انجام مذاكرات در جهت عقد قرارداد هستند.
*در مورد هيات هندي كه به ايران براي سرمايهگذاري آمدند و با آقاي پيوندي ديدار كردند از جزييات آن مطلع هستيد؟ ابعاد اين ديدار بر چه اساسي بوده است؟
از جزييات اين مذاكرات اطلاعي نداريم اما هنديها نياز شديد به اوره و آمونياك دارند كه اين خود نشان ميدهد يكي از محورهاي اين مذاكرات تامين اين نيازها بوده است. در سالهاي اخير هنديها در اين راستا سفرهاي زيادي را انجام دادهاند اما از نظر من آنها چندان قابل اعتماد نيستند و در هر صورت با توجه به سابقه هنديها، اروپاييها گزينههاي بهتري براي ما هستند.
*برداشته شدن تحريمها چه تاثير در روند بازار منطقه و خوراك خواهد داشت؟ آيا ما خواهيم توانست با توجه به عقبافتادگي چند ساله اين ضعف را از طريق بخش خصوصي جبران كنيم؟ و چرا در سالهاي گذشته بخش خصوصي نتوانسته جايگاه خود را در توسعه صنايع پتروشيمي باز كند؟
اولا بايد گفت شركتهاي خارجي سرمايهگذار و سازندگان آنها كمتر بازاري مانند بازار ايران پيدا ميكنند كه داراي مزاياي بزرگي از قبيل دسترسي به آبهاي آزاد، موقعيت استراتژيك، خوراك در دسترس نيروي كاري مجرب و ارزان باشد. سودي كه نصيب يك سرمايهگذار در ايران ميشود به مراتب بيشتر از نقاط ديگر دنياست چرا كه پرداخت ماليات به نسبت نقاط ديگر دنيا ناچيز است. در مورد عقبماندگي صنعت پتروشيمي بايد گفت مديريت دولتي اين صنعت ناگهان مبدل به خصوصي شد و همچنين اجراي كم تجربه اصل ۴۴ مزيد بر علت شد. اما اكنون خوشبختانه همه شركتهاي خصوصي به توسعه پايدار ميانديشند و اين از اهميت خاصي برخوردار است. در سالهاي تحريم آنچه باعث كاهش سرعت توسعه شد عدم وجود فاينانسهاي لازم در زمينه سرمايهگذاري بود؛ تحريم با همه مشكلاتي كه داشت ما را خودكفا كرد ما قادر به توليد قطعات در داخل كشوريم؛ با برداشته شدن تحريمها و روند خصوصيسازي توسعه به نسبت سالهاي قبل با سرعت بالاتري صورت خواهد گرفت و ما ميتوانيم عقبماندگي صنعت پتروشيمي را جبران كنيم.
*با اين اوصاف ما قادر به باز پسگيري بازار هستيم؟
ما از قبل هم بازارهايي را داشتيم و اروپا تنها بازار ما نبوده است. اما حالا با توجه به مزيتهايي كه كشور ما و محصولات ما دارد بعد از برداشتن تحريمها با سيل عظيم متقاضي در جهت سرمايهگذاري روبهرو خواهيم بود. درست است كه رقبا زياد شدهاند اما هر روز به نيازها در زمينه استفاده از محصولات پتروشيمي نيز افزوده ميشود در نتيجه ما با تعريف پروژهيي كه چشمانداز و بازار مصرف ۱۰سال آينده را در نظر ميگيرد بازار را تا سالها براي تداوم عرضه و تقاضا ضمانت ميكنيم. از طرفي با تنوع پروژهها در صنايع پتروشيمي از قبيل بهرهبرداري از جاسك و ايرانشهر و چابهار و پارسيان كه براي سرمايهگذاري در صنايع پاييندستي در دستوركار است بيشتر و بيشتر بازار را به نفع خود تغيير خواهيم داد.
*به نظر شما از نگاه كارشناسي اكنون صنعت پتروشيمي كشور بايد روي چه مسايلي تمركز كند؟
ما در زمينه توليد پليمر و پلياتيلن اطمينان داريم چرا كه در زمينه پلياتيلن هنوز جاي رشد در بازار وجود دارد. اما در مورد توليد «متانول» و «آمونياك» در كشور اختلاف نظر كارشناسي وجود دارد. موافقان توليد آمونياك اعتقاد دارند كه هند هنوز متقاضي بزرگ اين محصول است اما مخالفان ميگويند كه بازار اشباع شده است. در مورد متانول نيز بايد دانست كه صادرات اين محصول در حالت اوليه «خامفروشي» محسوب ميشود و ما بايد در جهت توسعه صنايع پاييندستي متانول حركت كنيم.
*چرا دولت قبل از احداث صنايع مادر پتروشيمي برنامهيي دقيق براي توسعه صنايع پاييندستي و كارخانهها در كنار اين واحدها ندارد؟
سرمايههاي كوچك به ايجاد انگيزه احتياج دارد و ما در ابتدا صرفا وظيفه توسعه واحد اوليه پتروشيمي را برعهده داريم و ادامه آن برعهده ما نيست.
*به هر حال بايد در دولت ميان وزارتخانههاي مختلف در اين جهت هماهنگي وجود داشته باشد؟ اين طور نيست؟
متولي ايجاد صنايع كوچك وزارت صنايع است. گام بلندي كه به تازگي در جهت توسعه پاييندستي برداشته شده اين است كه وزارت صنايع در نظر دارد به كساني مجوز احداث واحد مادر را واگذار كند كه بنيه ايجاد صنايع پاييندستي را نيز داشته باشد. توجه داشته باشيد كه نيازهاي اوليه بازار و بررسي آن بسيار مهم است؛ دولت سرمايهگذاري نميكند و اين وظيفه بخش خصوصي است كه سرمايهگذاري كند اما يك سرمايهگذار ريسك سرمايه خود را حساب ميكند
*منظور شما از ريسك سرمايهگذاري دقيقا چه عواملي است؟
اكنون موانع قانوني وجود دارد كه ريسك سرمايهگذاري در كشور محسوب ميشود و در چنين وضعيتي سرمايهگذاران احساس امنيت نميكنند. ايران بايد براي بالا بردن امنيت طبق قانون بينالمللي سرمايهگذاري شرايطي را فراهم كند البته با برداشتن تحريمها گام بزرگي در ايمن كردن محيط سرمايهگذاري براي سرمايهگذاران پيش خواهد آمد.
دولت بايد تمام زيرساختهاي لازم جهت سرمايهگذاري را فراهم كند اما نحوه سرمايهگذاري را بخش خصوصي تعيين ميكند. برخي تصور ميكنند حضور داعش در منطقه سرمايهگذاري را ناامن ميكند اما در واقع قوانين حاكم بر كشور در بالا بردن ريسك سرمايهگذاري دخيل است چراكه براي سرمايهگذار اين مهم است كه بتواند محصول خود را صادر كند و زماني كه قوانين عليه صادرات او باشند دست به چنين عملي نميزند.
*مهمترين نياز قانوني ايران در وضعيت فعلي در اين زمينه چيست؟
ايجاد شرايط امن سرمايهگذاري مبتنيبر قوانين بينالمللي و داشتن آزادي عمل در حيطه سرمايهگذاري، اطمينان از نحوه برداشت و دخالت سرمايه در نحوه سرمايهگذاري و نيز در دسترس بودن خوراك، قيمت خوراك، دسترسي به حملونقل بينالمللي از مواردي است كه اگر رعايت شود سرمايهگذار اقدام به سرمايهگذاري خواهد كرد؛ بايد بدانيم كه تصديگري دولت باعث بالا رفتن ريسك سرمايهگذاري خواهد شد.
*يكي از مهمترين چالشهاي صنعت پتروشيمي ايران در حال حاضر دانش فني است. ورود تكنولوژي به پتروشيمي را پس از برداشتن تحريم چگونه ميبينيد؟
اين هم يكي از مشكلاتي است كه ما به دليل نداشتن دانش لازم در زمينه بهرهبرداري و... در زمان تحريم با آن دست به گريبانيم كه با برداشته شدن تحريمها و دستيابي به اين علوم ميتوانيم به تكنولوژي جديد دسترسي داشته باشيم.
*آيا بازار پتروشيمي جهان با وجود رقبايي مانند هند و چين در آينده جايگاه قابل توجهي براي ايران خواهد داشت؟
در مورد چين توجه به يك نكته اهميت بسيار زيادي دارد. چين از كشورهايي است كه هم توليد بالا و هم مصرف زياد دارد؛ به همين واسطه سالها طول ميكشد كه چين با غناي نياز داخلي به صادركننده صرف تبديل شود. در مورد هند نيز هر چند اين كشور از نظر تكنولوژي مشكلي ندارد اما مشكل خوراك دارد. به همين واسطه آنها به دنبال تامين خوراك اوره و آمونياك از ايران هستند. در نتيجه مطمئن باشيد كه ما با چنين ذخايري سالها به عنوان تامينكننده بازار جهاني پتروشيمي مطرح خواهيم ماند.
*همانطور كه مطلع هستيد قيمت نفت اكنون با نوسانات شديدي همراه است كه رسيدن قيمت به نصف قيمت سال گذشته نتيجه همين نوسانها بوده است. از آنجا كه محصولات پتروشيمي كه پايه خوراك مايع دارند با فاصله از اين كاهش تاثير خواهند گرفت، تحليل شما از آينده قيمت اين محصولات چيست؟
در مورد محصولات پتروشيمي نكته قطعي اين است كه با قيمت خوراك ارزان محصول ارزان خواهد شد و توليدكنندگان محصولات پتروشيمي نيز با توجه به قيمت نفت پيشبينيهايي انجام داده و بودجه خود را تجهيز ميكنند. اكنون پيشبيني شده كه تا دو سال قيمت نفت حول ۵۰ تا ۷۰دلار خواهد بود. ولي ما نگراني از بابت درآمدزايي نداريم چون عمده درآمدزايي از نحوه پيشبيني عرضه و تقاضاي بازار هدف شكل ميگيرد و اگر در اين زمينه هوشيار و توانا باشيم به مشكلي برنخواهيم خورد.
*ميخواهيم سراغ مساله پر مناقشه نرخ خوراك پتروشيمي برويم. وزير نفت اعتقاد دارد كه مشخص كردن نرخ ثابت براي خوراك در وضعيت فعلي منطقي نيست. شما در اين زمينه چه نظري داريد؟ چه نرخ خوراكي درحال حاضر براي بازار ايران مفيد خواهد بود؟
نخستين سوال يك سرمايهگذار در حوزه پتروشيمي اين است كه آيا تامين خوراك ميشوم؟ قيمت خوراك براي من چگونه خواهد بود؟ رنج تغييرات آن در چه اندازه است؟ در بدترين شرايط قيمت عرضه محصولاتمان چقدر است؟ ما زماني خواهيم توانست به اين سوالها پاسخگو باشيم كه «فرمول قيمتي مشخص» براي حداقل ۱۰سال داشته باشيم. اكنون براي مثال اگر براي اروپايي به صرفه نباشد براي سرمايهگذاري به كشور نخواهند آمد. قيمت خوراك ما بايد از يك فرمول خاص برخوردار باشد و اگر بخواهيم هر سال دست به تعيين نرخ جديد براي خوراك پتروشيمي بزنيم، انگيزه سرمايهگذاران را از بين خواهيم برد.
*در همين زمينه اخبار منتشر شده، نشان ميدهد شما در هلدينگ خليج فارس براي نخستينبار موفق به دست يافتن به فرمول مشخص نرخ خوراك با وزارت نفت در پالايشگاه بيد بلند شدهايد. جزييات بيشتر اين توافق چيست؟
در اين قرارداد براي ۱۴سال فرمول ثابت مشخص شده و براي هر سال نيز قيمت حداقلي در نظر گرفته شده است. اين نخستينبار است كه بعد از تعيين مدت زمان و نرخ خوراك قرارداد بسته شد تا از به وجود آمدن هرگونه دليل براي عدم سرمايهگذاري جلوگيري شود. در واقع در هر قراردادي بايد درصدي از ضرر و زيان در نطر گرفته شود كه اخيرا آقاي زنگنه هم با اشاره به دريافت پنالتي از سوي توليدكنندگان جهت كاهش ميزان نارضايتي آنها گامي مثبت برداشتهاند.
*صنعت پتروشيمي ايران، صنعتي است كه دولت در توسعه آن نقش بسيار جدي داشته است. اكنون اين صنعت را نه ميتوان خصوصي خواند و نه دولتي و در واقع اين صنعت در برزخ مانده است. به نظر شما در وضع فعلي دولت بايد در صنعت پتروشيمي چه نقشي را ايفا كند؟ آيا بخش خصوصي ما به تنهايي ميتواند بار توسعه اين صنعت پردرآمد را به دوش بكشد؟
در هزاره سوم بازار اقتصاد جهاني در دست خصوصيهاست. دولت نقش ناظر و تعيينكننده افق را بر عهده دارد. در چنين حالتي دولت بازيگر عرصه اقتصادي نيست. اما اكنون بازار سرمايه ايران سردرگم است چراكه پول به جاي سرمايهگذاري در بازار در بانك روي هم تلنبار ميشود. ما بايد بازار قوي اقتصادي خصوصي داشته باشيم. اتاق بازرگاني مشاور و انتقالدهنده مشكلات بخش خصوصي به دولت است كه دولت در انتخاب راهكارهاي خود درست عمل كند. وظيفه اتاق بازرگاني تسهيل شرايط براي رقابت ميان بخش خصوصي است. مسير بايد به گونهيي باشد كه قوانين دست و پاگير برچيده شود.
تنها از اين راه است كه بخش خصوصي خواهد توانست به رشد برسد. دولت بايد مسيرهاي دلالي را به بنبست تبديل كند. ميدانيد وقتي قيمت دلار آزاد شد، دلالان پتروشيمي چه پولي به جيب زدند؟ اينجا بايد از آقاي نعمتزاده تشكر كرد كه دست دلالان را از بازار سرمايه كوتاه كردند. قيمتگذاري دستوري تنها درحالتي معنا دارد كه رقابتي وجود نداشته باشد. اگر عرضه و تقاضا و رقابت موجود باشد، نيازي به دستكاري قيمتها نداريم.
*آيا اعتقاد داريد كه ما درحال حاضر «بخش خصوصي» واقعي در صنعت پتروشيمي داريم؟ در اين حالت نقش «خصولتيها» را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
من خود هم به اين موضوع نقد دارم. بخش دولتي ما به يك باره تبديل به خصوصي شد كه با مشكلاتي همراه بود. اما يك نكته نيز نبايد مغفول بماند كه در كشورهاي ديگر نيز صنعت ابتدا از دولتي به حالت «عمومي» سپس به «خصوصي» تبديل ميشود. توجه كنيد ما اكنون بخش خصوصي توانمند و داراي سرمايه بالا نداريم كه چنين نقشي را بازي كند در واقع در آستانه تبديل به بخش خصوصي هستيم. البته در اينجا نبايد منفينگر باشيم.
از ابتداي واگذاري اصل ۴۴ تاكنون رشد داشتهايم و اين رشد افق خوب در آينده را نويد ميدهد. ما در اين سالها توانستيم به توليد داخل اتكا كنيم و از همين مسير به سرمايهگذاري در كشورهاي همسايه نيز دست پيدا كنيم. اكنون متانول باكو توسط ايرانيها راهاندازي شده است.
*در سالهاي گذشته بسياري از واحدهاي پتروشيمي به دليل عدم راهاندازي فازهاي گازي عسلويه چندان پيشرفتي نداشتهاند اما وزارت نفت در يك سال اخير دست به توسعه اين فازها زد كه فاز ۱۲بزرگترين آنها بود. نقش توسعه عسلويه در بهبود وضعيت پتروشيمي كشور را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
تمام واحدهاي پتروشيمي ساخته شده در عسلويه مرتبط به فازهاي گازي اين منطقه هستند. عدم هماهنگي در تامين خوراك كه سالهاي گذشته مشكلاتي را ايجاد كرده بود با راهاندازي واحدهاي جديد تامين خواهد شد. اكنون حتي تزريق اتيلن به پارسيان نيز آغاز شده در نتيجه با راهاندازي فازهاي جديد عسلويه مانند فازهاي ۱۵ و ۱۶ پتروشيمي با سرعت بيشتري پيش خواهد رفت.
*در صورت برداشته شدن تحريمها و تسهيل وضعيت سرمايهگذاري در صنعت پتروشيمي ايران چه افقي را در توليد محصولات پتروشيمي براي كشور پيشبيني ميكنيد؟
در اين حالت ما خواهيم توانست طبق برنامه ششم توسعه به توليد ۱۲۰ميليون تن محصولات پتروشيمي در افق ۱۴۰۴ برسيم. با باز شدن درهاي سرمايهگذاري به روي كشور و آمدن فاينانسهاي خارجي صنعت پتروشيمي به سرعت توسعه خواهد يافت.
*برآورد شما از ميزان فاينانسي كه درحال حاضر صنعت پتروشيمي كشور به آن احتاج دارد، چيست؟
من در مورد مجموعه هلدينگ خليج فارس ميتوانم بگويم كه براي ۴سال آينده به ۶ ميليارد يورو فاينانس احتياج داريم.
*كوتاهترين افقي كه ميتوان براي توسعه صنعت پتروشيمي و افزايش توليد محصولات ترسيم كرد، چيست؟
پروژههاي پتروشيمي براي پيشرفت به ۳ الي ۴سال زمان احتياج دارند. در اين حالت ميتوانيم برآورد كنيم كه سه سال ديگر ما افزايش ۲.۵ميليون تني ظرفيت توليد محصولات پتروشيمي در كشور را شاهد خواهيم بود.
ما در هلدينگ خليج فارس در يك سال گذشته با افزايش ۸ درصدي ظرفيت توليد پتروشيمي مواجه بوديم و ما در سال ۹۲ با ۸.۱ ميليارد دلار صادرات دومين صادركننده بزرگ در منطقه خاورميانه بودهايم.
*به عنوان سوال آخر با توجه به واگذاري پالايشگاه بيدبلند به هلدينگ خليج فارس اهميت رونق گرفتن اين پالايشگاه بر صنعت پتروشيمي را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
اين پروژه ملي اهميت زيادي در توسعه صنعت پتوسيمي به خصوص در توليد گاز شيرين دارد. محصولات اين پالايشگاه موجب توليد محصولات با ارزشي مانند ال پي جي، بوتان اتان و پروپان خواهد شد. سپس با تفكيك اين محصولات و رساندن اتان به گچساران فعاليت اين واحد نيز رونق خواهد گرفت. متان توليد شده از اين واحد نيز وارد شبكه گاز كشور خواهد شد.
بعد از تفاهم لوزان كشورهاي اروپايي انعطافپذيري بيشتري را از خود نشان ميدهند. اين انعطاف چه در مذاكرات و چه در عقد قرارداد ديده شده است. البته اين قراردادها از سمت خارجيها منوط به توافق نهايي در ۱۱تير است. در گذشته آنها حتي وارد مذاكره نميشدند و در صورت مكاتبه جواب مكاتبات را نميدادند و اين موفقيت بزرگي است كه اكنون خود دولتهاي اروپايي خواستار انجام مذاكرات در جهت عقد قرارداد هستند.
*در مورد هيات هندي كه به ايران براي سرمايهگذاري آمدند و با آقاي پيوندي ديدار كردند از جزييات آن مطلع هستيد؟ ابعاد اين ديدار بر چه اساسي بوده است؟
از جزييات اين مذاكرات اطلاعي نداريم اما هنديها نياز شديد به اوره و آمونياك دارند كه اين خود نشان ميدهد يكي از محورهاي اين مذاكرات تامين اين نيازها بوده است. در سالهاي اخير هنديها در اين راستا سفرهاي زيادي را انجام دادهاند اما از نظر من آنها چندان قابل اعتماد نيستند و در هر صورت با توجه به سابقه هنديها، اروپاييها گزينههاي بهتري براي ما هستند.
*برداشته شدن تحريمها چه تاثير در روند بازار منطقه و خوراك خواهد داشت؟ آيا ما خواهيم توانست با توجه به عقبافتادگي چند ساله اين ضعف را از طريق بخش خصوصي جبران كنيم؟ و چرا در سالهاي گذشته بخش خصوصي نتوانسته جايگاه خود را در توسعه صنايع پتروشيمي باز كند؟
اولا بايد گفت شركتهاي خارجي سرمايهگذار و سازندگان آنها كمتر بازاري مانند بازار ايران پيدا ميكنند كه داراي مزاياي بزرگي از قبيل دسترسي به آبهاي آزاد، موقعيت استراتژيك، خوراك در دسترس نيروي كاري مجرب و ارزان باشد. سودي كه نصيب يك سرمايهگذار در ايران ميشود به مراتب بيشتر از نقاط ديگر دنياست چرا كه پرداخت ماليات به نسبت نقاط ديگر دنيا ناچيز است. در مورد عقبماندگي صنعت پتروشيمي بايد گفت مديريت دولتي اين صنعت ناگهان مبدل به خصوصي شد و همچنين اجراي كم تجربه اصل ۴۴ مزيد بر علت شد. اما اكنون خوشبختانه همه شركتهاي خصوصي به توسعه پايدار ميانديشند و اين از اهميت خاصي برخوردار است. در سالهاي تحريم آنچه باعث كاهش سرعت توسعه شد عدم وجود فاينانسهاي لازم در زمينه سرمايهگذاري بود؛ تحريم با همه مشكلاتي كه داشت ما را خودكفا كرد ما قادر به توليد قطعات در داخل كشوريم؛ با برداشته شدن تحريمها و روند خصوصيسازي توسعه به نسبت سالهاي قبل با سرعت بالاتري صورت خواهد گرفت و ما ميتوانيم عقبماندگي صنعت پتروشيمي را جبران كنيم.
*با اين اوصاف ما قادر به باز پسگيري بازار هستيم؟
ما از قبل هم بازارهايي را داشتيم و اروپا تنها بازار ما نبوده است. اما حالا با توجه به مزيتهايي كه كشور ما و محصولات ما دارد بعد از برداشتن تحريمها با سيل عظيم متقاضي در جهت سرمايهگذاري روبهرو خواهيم بود. درست است كه رقبا زياد شدهاند اما هر روز به نيازها در زمينه استفاده از محصولات پتروشيمي نيز افزوده ميشود در نتيجه ما با تعريف پروژهيي كه چشمانداز و بازار مصرف ۱۰سال آينده را در نظر ميگيرد بازار را تا سالها براي تداوم عرضه و تقاضا ضمانت ميكنيم. از طرفي با تنوع پروژهها در صنايع پتروشيمي از قبيل بهرهبرداري از جاسك و ايرانشهر و چابهار و پارسيان كه براي سرمايهگذاري در صنايع پاييندستي در دستوركار است بيشتر و بيشتر بازار را به نفع خود تغيير خواهيم داد.
*به نظر شما از نگاه كارشناسي اكنون صنعت پتروشيمي كشور بايد روي چه مسايلي تمركز كند؟
ما در زمينه توليد پليمر و پلياتيلن اطمينان داريم چرا كه در زمينه پلياتيلن هنوز جاي رشد در بازار وجود دارد. اما در مورد توليد «متانول» و «آمونياك» در كشور اختلاف نظر كارشناسي وجود دارد. موافقان توليد آمونياك اعتقاد دارند كه هند هنوز متقاضي بزرگ اين محصول است اما مخالفان ميگويند كه بازار اشباع شده است. در مورد متانول نيز بايد دانست كه صادرات اين محصول در حالت اوليه «خامفروشي» محسوب ميشود و ما بايد در جهت توسعه صنايع پاييندستي متانول حركت كنيم.
*چرا دولت قبل از احداث صنايع مادر پتروشيمي برنامهيي دقيق براي توسعه صنايع پاييندستي و كارخانهها در كنار اين واحدها ندارد؟
سرمايههاي كوچك به ايجاد انگيزه احتياج دارد و ما در ابتدا صرفا وظيفه توسعه واحد اوليه پتروشيمي را برعهده داريم و ادامه آن برعهده ما نيست.
*به هر حال بايد در دولت ميان وزارتخانههاي مختلف در اين جهت هماهنگي وجود داشته باشد؟ اين طور نيست؟
متولي ايجاد صنايع كوچك وزارت صنايع است. گام بلندي كه به تازگي در جهت توسعه پاييندستي برداشته شده اين است كه وزارت صنايع در نظر دارد به كساني مجوز احداث واحد مادر را واگذار كند كه بنيه ايجاد صنايع پاييندستي را نيز داشته باشد. توجه داشته باشيد كه نيازهاي اوليه بازار و بررسي آن بسيار مهم است؛ دولت سرمايهگذاري نميكند و اين وظيفه بخش خصوصي است كه سرمايهگذاري كند اما يك سرمايهگذار ريسك سرمايه خود را حساب ميكند
*منظور شما از ريسك سرمايهگذاري دقيقا چه عواملي است؟
اكنون موانع قانوني وجود دارد كه ريسك سرمايهگذاري در كشور محسوب ميشود و در چنين وضعيتي سرمايهگذاران احساس امنيت نميكنند. ايران بايد براي بالا بردن امنيت طبق قانون بينالمللي سرمايهگذاري شرايطي را فراهم كند البته با برداشتن تحريمها گام بزرگي در ايمن كردن محيط سرمايهگذاري براي سرمايهگذاران پيش خواهد آمد.
دولت بايد تمام زيرساختهاي لازم جهت سرمايهگذاري را فراهم كند اما نحوه سرمايهگذاري را بخش خصوصي تعيين ميكند. برخي تصور ميكنند حضور داعش در منطقه سرمايهگذاري را ناامن ميكند اما در واقع قوانين حاكم بر كشور در بالا بردن ريسك سرمايهگذاري دخيل است چراكه براي سرمايهگذار اين مهم است كه بتواند محصول خود را صادر كند و زماني كه قوانين عليه صادرات او باشند دست به چنين عملي نميزند.
*مهمترين نياز قانوني ايران در وضعيت فعلي در اين زمينه چيست؟
ايجاد شرايط امن سرمايهگذاري مبتنيبر قوانين بينالمللي و داشتن آزادي عمل در حيطه سرمايهگذاري، اطمينان از نحوه برداشت و دخالت سرمايه در نحوه سرمايهگذاري و نيز در دسترس بودن خوراك، قيمت خوراك، دسترسي به حملونقل بينالمللي از مواردي است كه اگر رعايت شود سرمايهگذار اقدام به سرمايهگذاري خواهد كرد؛ بايد بدانيم كه تصديگري دولت باعث بالا رفتن ريسك سرمايهگذاري خواهد شد.
*يكي از مهمترين چالشهاي صنعت پتروشيمي ايران در حال حاضر دانش فني است. ورود تكنولوژي به پتروشيمي را پس از برداشتن تحريم چگونه ميبينيد؟
اين هم يكي از مشكلاتي است كه ما به دليل نداشتن دانش لازم در زمينه بهرهبرداري و... در زمان تحريم با آن دست به گريبانيم كه با برداشته شدن تحريمها و دستيابي به اين علوم ميتوانيم به تكنولوژي جديد دسترسي داشته باشيم.
*آيا بازار پتروشيمي جهان با وجود رقبايي مانند هند و چين در آينده جايگاه قابل توجهي براي ايران خواهد داشت؟
در مورد چين توجه به يك نكته اهميت بسيار زيادي دارد. چين از كشورهايي است كه هم توليد بالا و هم مصرف زياد دارد؛ به همين واسطه سالها طول ميكشد كه چين با غناي نياز داخلي به صادركننده صرف تبديل شود. در مورد هند نيز هر چند اين كشور از نظر تكنولوژي مشكلي ندارد اما مشكل خوراك دارد. به همين واسطه آنها به دنبال تامين خوراك اوره و آمونياك از ايران هستند. در نتيجه مطمئن باشيد كه ما با چنين ذخايري سالها به عنوان تامينكننده بازار جهاني پتروشيمي مطرح خواهيم ماند.
*همانطور كه مطلع هستيد قيمت نفت اكنون با نوسانات شديدي همراه است كه رسيدن قيمت به نصف قيمت سال گذشته نتيجه همين نوسانها بوده است. از آنجا كه محصولات پتروشيمي كه پايه خوراك مايع دارند با فاصله از اين كاهش تاثير خواهند گرفت، تحليل شما از آينده قيمت اين محصولات چيست؟
در مورد محصولات پتروشيمي نكته قطعي اين است كه با قيمت خوراك ارزان محصول ارزان خواهد شد و توليدكنندگان محصولات پتروشيمي نيز با توجه به قيمت نفت پيشبينيهايي انجام داده و بودجه خود را تجهيز ميكنند. اكنون پيشبيني شده كه تا دو سال قيمت نفت حول ۵۰ تا ۷۰دلار خواهد بود. ولي ما نگراني از بابت درآمدزايي نداريم چون عمده درآمدزايي از نحوه پيشبيني عرضه و تقاضاي بازار هدف شكل ميگيرد و اگر در اين زمينه هوشيار و توانا باشيم به مشكلي برنخواهيم خورد.
*ميخواهيم سراغ مساله پر مناقشه نرخ خوراك پتروشيمي برويم. وزير نفت اعتقاد دارد كه مشخص كردن نرخ ثابت براي خوراك در وضعيت فعلي منطقي نيست. شما در اين زمينه چه نظري داريد؟ چه نرخ خوراكي درحال حاضر براي بازار ايران مفيد خواهد بود؟
نخستين سوال يك سرمايهگذار در حوزه پتروشيمي اين است كه آيا تامين خوراك ميشوم؟ قيمت خوراك براي من چگونه خواهد بود؟ رنج تغييرات آن در چه اندازه است؟ در بدترين شرايط قيمت عرضه محصولاتمان چقدر است؟ ما زماني خواهيم توانست به اين سوالها پاسخگو باشيم كه «فرمول قيمتي مشخص» براي حداقل ۱۰سال داشته باشيم. اكنون براي مثال اگر براي اروپايي به صرفه نباشد براي سرمايهگذاري به كشور نخواهند آمد. قيمت خوراك ما بايد از يك فرمول خاص برخوردار باشد و اگر بخواهيم هر سال دست به تعيين نرخ جديد براي خوراك پتروشيمي بزنيم، انگيزه سرمايهگذاران را از بين خواهيم برد.
*در همين زمينه اخبار منتشر شده، نشان ميدهد شما در هلدينگ خليج فارس براي نخستينبار موفق به دست يافتن به فرمول مشخص نرخ خوراك با وزارت نفت در پالايشگاه بيد بلند شدهايد. جزييات بيشتر اين توافق چيست؟
در اين قرارداد براي ۱۴سال فرمول ثابت مشخص شده و براي هر سال نيز قيمت حداقلي در نظر گرفته شده است. اين نخستينبار است كه بعد از تعيين مدت زمان و نرخ خوراك قرارداد بسته شد تا از به وجود آمدن هرگونه دليل براي عدم سرمايهگذاري جلوگيري شود. در واقع در هر قراردادي بايد درصدي از ضرر و زيان در نطر گرفته شود كه اخيرا آقاي زنگنه هم با اشاره به دريافت پنالتي از سوي توليدكنندگان جهت كاهش ميزان نارضايتي آنها گامي مثبت برداشتهاند.
*صنعت پتروشيمي ايران، صنعتي است كه دولت در توسعه آن نقش بسيار جدي داشته است. اكنون اين صنعت را نه ميتوان خصوصي خواند و نه دولتي و در واقع اين صنعت در برزخ مانده است. به نظر شما در وضع فعلي دولت بايد در صنعت پتروشيمي چه نقشي را ايفا كند؟ آيا بخش خصوصي ما به تنهايي ميتواند بار توسعه اين صنعت پردرآمد را به دوش بكشد؟
در هزاره سوم بازار اقتصاد جهاني در دست خصوصيهاست. دولت نقش ناظر و تعيينكننده افق را بر عهده دارد. در چنين حالتي دولت بازيگر عرصه اقتصادي نيست. اما اكنون بازار سرمايه ايران سردرگم است چراكه پول به جاي سرمايهگذاري در بازار در بانك روي هم تلنبار ميشود. ما بايد بازار قوي اقتصادي خصوصي داشته باشيم. اتاق بازرگاني مشاور و انتقالدهنده مشكلات بخش خصوصي به دولت است كه دولت در انتخاب راهكارهاي خود درست عمل كند. وظيفه اتاق بازرگاني تسهيل شرايط براي رقابت ميان بخش خصوصي است. مسير بايد به گونهيي باشد كه قوانين دست و پاگير برچيده شود.
تنها از اين راه است كه بخش خصوصي خواهد توانست به رشد برسد. دولت بايد مسيرهاي دلالي را به بنبست تبديل كند. ميدانيد وقتي قيمت دلار آزاد شد، دلالان پتروشيمي چه پولي به جيب زدند؟ اينجا بايد از آقاي نعمتزاده تشكر كرد كه دست دلالان را از بازار سرمايه كوتاه كردند. قيمتگذاري دستوري تنها درحالتي معنا دارد كه رقابتي وجود نداشته باشد. اگر عرضه و تقاضا و رقابت موجود باشد، نيازي به دستكاري قيمتها نداريم.
*آيا اعتقاد داريد كه ما درحال حاضر «بخش خصوصي» واقعي در صنعت پتروشيمي داريم؟ در اين حالت نقش «خصولتيها» را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
من خود هم به اين موضوع نقد دارم. بخش دولتي ما به يك باره تبديل به خصوصي شد كه با مشكلاتي همراه بود. اما يك نكته نيز نبايد مغفول بماند كه در كشورهاي ديگر نيز صنعت ابتدا از دولتي به حالت «عمومي» سپس به «خصوصي» تبديل ميشود. توجه كنيد ما اكنون بخش خصوصي توانمند و داراي سرمايه بالا نداريم كه چنين نقشي را بازي كند در واقع در آستانه تبديل به بخش خصوصي هستيم. البته در اينجا نبايد منفينگر باشيم.
از ابتداي واگذاري اصل ۴۴ تاكنون رشد داشتهايم و اين رشد افق خوب در آينده را نويد ميدهد. ما در اين سالها توانستيم به توليد داخل اتكا كنيم و از همين مسير به سرمايهگذاري در كشورهاي همسايه نيز دست پيدا كنيم. اكنون متانول باكو توسط ايرانيها راهاندازي شده است.
*در سالهاي گذشته بسياري از واحدهاي پتروشيمي به دليل عدم راهاندازي فازهاي گازي عسلويه چندان پيشرفتي نداشتهاند اما وزارت نفت در يك سال اخير دست به توسعه اين فازها زد كه فاز ۱۲بزرگترين آنها بود. نقش توسعه عسلويه در بهبود وضعيت پتروشيمي كشور را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
تمام واحدهاي پتروشيمي ساخته شده در عسلويه مرتبط به فازهاي گازي اين منطقه هستند. عدم هماهنگي در تامين خوراك كه سالهاي گذشته مشكلاتي را ايجاد كرده بود با راهاندازي واحدهاي جديد تامين خواهد شد. اكنون حتي تزريق اتيلن به پارسيان نيز آغاز شده در نتيجه با راهاندازي فازهاي جديد عسلويه مانند فازهاي ۱۵ و ۱۶ پتروشيمي با سرعت بيشتري پيش خواهد رفت.
*در صورت برداشته شدن تحريمها و تسهيل وضعيت سرمايهگذاري در صنعت پتروشيمي ايران چه افقي را در توليد محصولات پتروشيمي براي كشور پيشبيني ميكنيد؟
در اين حالت ما خواهيم توانست طبق برنامه ششم توسعه به توليد ۱۲۰ميليون تن محصولات پتروشيمي در افق ۱۴۰۴ برسيم. با باز شدن درهاي سرمايهگذاري به روي كشور و آمدن فاينانسهاي خارجي صنعت پتروشيمي به سرعت توسعه خواهد يافت.
*برآورد شما از ميزان فاينانسي كه درحال حاضر صنعت پتروشيمي كشور به آن احتاج دارد، چيست؟
من در مورد مجموعه هلدينگ خليج فارس ميتوانم بگويم كه براي ۴سال آينده به ۶ ميليارد يورو فاينانس احتياج داريم.
*كوتاهترين افقي كه ميتوان براي توسعه صنعت پتروشيمي و افزايش توليد محصولات ترسيم كرد، چيست؟
پروژههاي پتروشيمي براي پيشرفت به ۳ الي ۴سال زمان احتياج دارند. در اين حالت ميتوانيم برآورد كنيم كه سه سال ديگر ما افزايش ۲.۵ميليون تني ظرفيت توليد محصولات پتروشيمي در كشور را شاهد خواهيم بود.
ما در هلدينگ خليج فارس در يك سال گذشته با افزايش ۸ درصدي ظرفيت توليد پتروشيمي مواجه بوديم و ما در سال ۹۲ با ۸.۱ ميليارد دلار صادرات دومين صادركننده بزرگ در منطقه خاورميانه بودهايم.
*به عنوان سوال آخر با توجه به واگذاري پالايشگاه بيدبلند به هلدينگ خليج فارس اهميت رونق گرفتن اين پالايشگاه بر صنعت پتروشيمي را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
اين پروژه ملي اهميت زيادي در توسعه صنعت پتوسيمي به خصوص در توليد گاز شيرين دارد. محصولات اين پالايشگاه موجب توليد محصولات با ارزشي مانند ال پي جي، بوتان اتان و پروپان خواهد شد. سپس با تفكيك اين محصولات و رساندن اتان به گچساران فعاليت اين واحد نيز رونق خواهد گرفت. متان توليد شده از اين واحد نيز وارد شبكه گاز كشور خواهد شد.