پروژههای کوتاهمدت احمدینژاد
ساعت 24-«مکتب ایرانی»، «گفتمان بهار» و حالا هم احیای «خط امام». احمدینژاد به دنبال چیست؟
div align="justify">مهسا جزینی در روزنامه شرق نوشت: دولت پنجم و ششم را به دولت توسعهمحور یا به سازندگی میشناختند. بعد دولت اصلاحات و حالا هم دولت اعتدال. گرچه خیلیها معتقدند که اعتدال روش است و گفتمان نیست. اما بههرحال در هر یک از این دولتها کنشی، یا وجهی غلبه داشته است که بعدا بتوان آن دولت را به آن متصف کرد. درباره دولت هشتساله محمود احمدینژاد اما چنین اجماعی وجود ندارد. اگرچه همچنان و بدون اغماض میتوان به دلایل بسیاری نام دولت اصولگرا را بر آن نهاد، اما این نام را اصولگرایان و خود احمدینژاد قبول ندارند. احمدینژاد ابتدا با شعار مهرورزی و عدالتمحوری روی کار آمد و بر دولتش هم همین نام را گذاشت. این اما خیلیمهم نبود. مهم نامی است که در گردونه سیاست پذیرفته شود و بعدا در افواه با آن بخوانندش. بهنظر نمیرسد سیاسیون روی هویتی که مشخصه ویژه دولت قبل باشد به توافق رسیده باشند. دولت احمدینژاد دولت فاقد گفتمان بود. تلاشش هم برای ثبت آن به نتیجه نرسید. نه خودش توانست خود را با آن بشناسد و نه حامیان اولیه و حتی منتقدان از ابتدایش، دولت او را حتی به هیچکدام از آن تعابیری که خودش دوست داشت، شناسایی نکردند. حامیان نخستین که اتفاقا برعکس، نام اصولگرا را از او کندند و برچسب مکتب انحرافی را بر پیشانیاش چسباندند. مشخص نیست سرنوشت آنچه او و مشایی «مکتب ایرانی» مینامیدند چه شد؟ «گفتمان بهار»شان به کجا رسید؟ احمدینژاد در دوران ریاستش بر دولت بهویژه این اواخر از هرچه سخن میگفت، گریزی به واژه «بهار» میزد و آن را با بحث «مهدویت» پیوند میداد، گرچه نهایت مشخص شد که شعار پیشاتبلیغاتی مشایی برای انتخابات ٩٢ بوده است که آن هم به ثمر نرسید. دولت احمدینژاد دولت کوتاهمدت بود. کوتاهمدت نه از بابت هشت سال ریاستش بر دولت که دیگران هم همین مدت ماندند و رفتند. کوتاهمدت از این نظر که هیچ تهنشستی در سیاست نداشت. دولت کوتاهمدت پروژههایش هم کوتاهمدت و معطوف به هدف زودهنگام است. (بنگاههای زودبازده، سهام عدالت، مسکن مهر و...) در این شرایط پروژههای بهاصطلاح گفتمانی آن دولت هم کوتاهمدت میشود و ابزاری برای بهثمررسیدن پروژههای سیاسی زودبازده و ماندگاریاش بسته به عمر پروژه سیاسی. خواه به نتیجه برسد یا شکست بخورد. در هر دو صورت تمام میشود. مکتب ایرانی و گفتمان بهار هم قرار بود برای دولت احمدینژاد عقبه اجتماعی-سیاسی بیاورد،حامی بپرورد و دولتش را ماندگار کند. پروژه اما شکست خورد. دولت احمدینژاد عقبهای نیافت. پس پروژههای بهاصطلاح گفتمانی هم کنار رفتند. حالا احمدینژاد ولنجک نشین در آخرین حرفهایش در افطاری با دولتمردان سابق دیگر نه نامی از گفتمان بهار میآورد و نه اثری از مکتب ایرانی دیده میشود. گفته که قصد بازگشت به سیاست را ندارد بلکه میخواهد خط امام را احیا کند. در شهرستانها کارگروه درست کند و از علاقهمندان هم دعوت کرده است به او بپیوندند. احمدینژاد، هم راست میگوید هم نمیگوید. راست میگوید از این بابت که او الان نمیخواهد به عرصه سیاست بازگردد اما نگفته که قرار است دیگر هیچوقت بازنگردد. کما اینکه در همان جلسه افطاری گفته است: «البته شما من را میشناسید. اگر تصمیم یا تکلیفی داشتم که کاری را انجام دهم، در آن صورت خودم صراحتا به ملت اعلام میکردم. بنده با سیاسیکاریهایی که معمولا در گروههای سیاسی مطرح است میانهای ندارم...». به نظر میرسد مشایی و احمدینژاد دارند باز به یک راه تازهتر برای بازگشت فکر میکنند. یک پروژه گفتمانی جدید. اینبار موفق میشوند؟