حمايت استفان والتس استاد برجسته روابط بينالملل از توافق ايران و امريكا:
تندروها در حال نابود کردن یک فرصت طلاییاند
ساعت 24-بهنظر میرسد توافق هستهیی میان ایران و گروه ۱+۵ نه تنها معادلات سیاست بینالملل و منطقهیی را دستخوش تحول کرده، بلکه پاردایمهای مربوط به روابط بینالملل و فضای آکادمیک علم سیاست را نیز تحتتاثیر قرار داده است. درحالی که هر روز اخبار و اظهارنظرهای کارشناسی نشات گرفته از توافق هستهیی در گوشه و کنار ایران و جهان به گوش میرسد، در آخرین اظهارات والتس استاد روابط بینالملل دانشگاه هاروارد و یکی از برجستهترین نظریهپردازان این رشته در جهان طی مقالهیی در نشریه معتبر فارین پالیسی توافق هستهیی را تامینکننده منافع دو طرف دانسته و نسبت به کارشکنیهای مخالفان و لابیهای صهیونیستی در مسیر اجرایی شدن توافق هستهیی به دولتمردان امریکایی هشدار داد.
div align="justify">تندروها در تلاشند توافق هستهاي دستاوردهاي گستردهتري نداشته باشد
اين استاد روابط بينالملل دانشگاه هاروارد در اين مقاله يادآور شد كه تندروهايي كه نتوانستند توافق هستهيي با ايران را نابود كنند اكنون در تلاشاند اين توافق دستاوردهاي سياسي گستردهتري نداشته باشد. حتي افراد منطقي در واشنگتن هنوز از بازدارندگي تهران سخن ميگويند و به همين دليل است كه امريكا در آستانه از دست دادن يك فرصت كمياب است. من به دلايل مختلف نگران تصويب و اجراي اين توافق نيستم و حتي از بابت پايبندي ايران به اين توافق هم نگراني ندارم، چراكه اين توافق منافع هر دو طرف گفتوگو را تامين ميكند. نگراني من از اين است كه تندروهايي كه در ايران، امريكا و اسراييل نتوانستند اين توافق را نابود كنند، اكنون تمامي توجه خود را صرف اين هدف ميكنند كه مطمئن شوند اين توافق دستاوردهاي سياسي گستردهتري نداشته باشد. اين گروهها، به جاي استفاده از اين توافق بهعنوان گام نخست حركت به سمت يك رابطه صميميتر و شبه تجاري، تلاش خواهند كرد مناسبات ايران و امريكا را به روشهاي ديگري مسموم كرده و كاري كنند كه جنگ سرد بين تهران و واشنگتن براي هميشه ادامه پيدا كند. وي افزود: بهنظر ميرسد اهميتي ندارد كه ايرانيهاي جوانتر، خواهان تماس بيشتر با غرب (بهويژه امريكا) هستند. اين هم اهميتي ندارد كه ايران و امريكا منافع مشتركي دارند كه دو مورد آن دشمني با داعش و طالبان است. به اين واقعيت هم توجه نميشود كه روسيه، چين و متحدان اروپايي ما، در حال آمادگي براي آغاز معامله با ايران هستند تا از اين راه به منافع مادي و نفوذ بر جريان امور دست يابند. اين واقعيت ناديده گرفته ميشود كه ايالات متحده اگر مناسبات ديپلماتيك با ايران داشته باشد، از اهرمهاي بيشتري در رابطه با ديگر كشورهاي خاورميانه برخوردار خواهد بود و حتي به اين احتمال فكر نميشود كه مناسبات بهتر با ايران، به دور از بزرگنمايي، ممكن است دلايل خوبي به اين كشور بدهد كه فعاليتهايي را كه امريكاييها با آن مخالفند- همچون حمايت از گروههاي راديكال در جاهاي مختلف- كاهش دهد. وي در ادامه تصريح كرد: كوتاه سخن اينكه، اين خطر واقعي وجود دارد اكنون كه يك توافق سالم به دست آمده است، ايالات متحده اين فرصت را از دست خواهد داد كه در مناسبات عميقا مشكلدار خود با ايران، چرخشي را بهوجود آورد.
تابوي لابي اسراييل فرو خواهد ريخت
والتس در بخش ديگري از اين مقاله نوشت: حتي حاميان پابرجا و سخنور اين توافق همچون همكارم نيكلاس برنز هم با تاكيد بر نكاتي ازجمله اينكه امريكا هنوز هم بايد براي بازدارندگي ايران به سختي تلاش كند، به همان مسيري كه اشاره كردم، گرايش نشان ميدهند. من اين نگرش را درك ميكنم اما اينكه چنين مسالهيي را به اولويت اول تعامل آيندهمان با ايران تبديل كنيم حتي در شعار، بدگمانيهاي تهران به انگيزههاي امريكا را تقويت ميكند و الگوي بياعتمادي را كه براي چند دهه، بر مناسبات ايران و امريكا سايه افكنده، همچنان در مدار نگه ميدارد. ببينيد، هيچكس نبايد درباره موانع يك بده بستان معني بخش با ايران سادهانگاري كند يا نسبت به مواردي كه منافع ما در كشاكش ميافتد، بيتوجه باشد. دفعه بعد كه كسي درباره نقش اين كشور بهعنوان بزرگترين صادركننده تروريسم حرفهاي دهن پركن زد، به او يادآوري كنيد كه همين امريكاي عاشق صلح، در سالهاي اخير، كارهاي بدتري براي بيثبات كردن خاورميانه انجام داده است كه سرچشمه آنها هم تهاجم كوركورانه به عراق در سال۲۰۰۳ بود، فرآيندي كه گروههاي تروريستي را توليد كرد. به گزارش خبرگزاري جمهوري اسلامي، وي گفت: در ماهها و سالهاي پيش رو، مخالفت با يك مناسبات بهتر با ايران، از همان افراد و سازمانهايي شنيده خواهد شد كه جنگ عليه توافق هستهيي را رهبري ميكنند يعني، اسراييل و عناصر تندرو لابي اسراييلي. سخن گفتن آشكار درباره تاثير اين لابي بر سياست خاورميانهيي امريكا، يك تابو بود اما از اين پس چنين نخواهد بود. يك دليل اين دگرگوني آن است كه هر شهروند آگاهي بايد كر و كور و لال باشد تا نبيند كه اصليترين مخالفت سازمان يافته با اين توافق از ناحيه سازمانهاي اصلي اين لابي ميآيد يعني آيپكAIPAC، وينيپWINEP، ينساJINSA، اف.دي.ديFDD، زوآ ZOA، كنفرانس روساي جمهوري و غيره كه همگي زير چتر حاميان مالي طرفدار اسراييل يعني افرادي همچون مايكل اشتاين هارت و شلدون آدلسون. جي استريت و ديگر سازمانهاي صلحطلب طرفدار اسراييل از اين توافق حمايت ميكنند و همينطور روشنفكراني چون پيتر باينارت و جمع كثيري از يهوديان امريكايي. با اين حال، بزرگترين و موثرترين سازمانهاي طرفدار اسراييل تا حد مرگ پاي مخالفت با اين توافق ماندهاند. اگر مخالفتهاي مدام اينها نبود، گفتوگوها بر سر اين توافق آسانتر ميشد و كنگره هم در موضع مخالفت با آن قرار نميگرفت.
هدف صهيونيستها سرشاخ بودن امريكا با خاورميانه است
استاد دانشگاه هاروارد در اين مقاله تصريح كرد: شكست محتمل اين لابي به ما يادآور ميشود كه آيپك و ديگر سازمانهاي مشابه آن، در واقع سياست خاورميانهيي امريكا را كنترل نميكنند. هيچ گروه لابيگري نميتواند همه جنگها را ببرد- نه آيپك و نه بيگ فارما و نه حتي انجمن ملي سلاح- بهويژه زماني كه بحث جنگ و صلح مطرح است. گمانم بر اين است كه سران بسياري از اين سازمانهاي تندرو ميدانند كه در حال باختن اين دور هستند اما اينكه به جنگشان ادامه ميدهند به اين خاطر است كه جريان پول از طرف حاميان همچنان برقرار بماند و دولت و ديگر حاميان توافق را مجبور كند ۲۴ساعته براي موفقيت آن تلاش كنند. آيپك و بقيه، حتي اگر هم بدانند كه اين دور را ميبازند، ميخواهند سياستمداران را از هماوردي دوباره با آنان دلسرد و خسته كنند. اشتباه نكنيد، همين افراد و سازمانها متعهد هستند تضمين كنند كه مناسبات ويژه با اسراييل گزندي نبيند و اينكه دولت امريكا نتواند از اهرم خود براي فشار بر اسراييل در زمينه سياست شهركسازي و ديگر فعاليتهايي كه منافع امريكا را تهديد ميكند، استفاده كند. اين هدف تامين ميشود اگر توافق هستهيي در پايان مهلتش ساقط شود يا حتي پيش از آن هم اگر بشود كه بهتر. آخرين خواسته اين لابي هم يك امريكايي است كه تقريبا با هر كشوري در خاورميانه سرشاخ باشد و هيچ رابطه ويژهيي با هيچ يك از آنها نداشته باشد. وي در پايان گفت: اينطور بهنظر ميرسد كه اوباما، اين دور را برنده شده چراكه تيم مذاكرهكنندهاش، يك توافق را به سرانجام رسانده اما چالش بزرگتر بر سر آينده جهتگيري سياست خاورميانهيي امريكا، تازه در حال آغاز شدن است.
اين استاد روابط بينالملل دانشگاه هاروارد در اين مقاله يادآور شد كه تندروهايي كه نتوانستند توافق هستهيي با ايران را نابود كنند اكنون در تلاشاند اين توافق دستاوردهاي سياسي گستردهتري نداشته باشد. حتي افراد منطقي در واشنگتن هنوز از بازدارندگي تهران سخن ميگويند و به همين دليل است كه امريكا در آستانه از دست دادن يك فرصت كمياب است. من به دلايل مختلف نگران تصويب و اجراي اين توافق نيستم و حتي از بابت پايبندي ايران به اين توافق هم نگراني ندارم، چراكه اين توافق منافع هر دو طرف گفتوگو را تامين ميكند. نگراني من از اين است كه تندروهايي كه در ايران، امريكا و اسراييل نتوانستند اين توافق را نابود كنند، اكنون تمامي توجه خود را صرف اين هدف ميكنند كه مطمئن شوند اين توافق دستاوردهاي سياسي گستردهتري نداشته باشد. اين گروهها، به جاي استفاده از اين توافق بهعنوان گام نخست حركت به سمت يك رابطه صميميتر و شبه تجاري، تلاش خواهند كرد مناسبات ايران و امريكا را به روشهاي ديگري مسموم كرده و كاري كنند كه جنگ سرد بين تهران و واشنگتن براي هميشه ادامه پيدا كند. وي افزود: بهنظر ميرسد اهميتي ندارد كه ايرانيهاي جوانتر، خواهان تماس بيشتر با غرب (بهويژه امريكا) هستند. اين هم اهميتي ندارد كه ايران و امريكا منافع مشتركي دارند كه دو مورد آن دشمني با داعش و طالبان است. به اين واقعيت هم توجه نميشود كه روسيه، چين و متحدان اروپايي ما، در حال آمادگي براي آغاز معامله با ايران هستند تا از اين راه به منافع مادي و نفوذ بر جريان امور دست يابند. اين واقعيت ناديده گرفته ميشود كه ايالات متحده اگر مناسبات ديپلماتيك با ايران داشته باشد، از اهرمهاي بيشتري در رابطه با ديگر كشورهاي خاورميانه برخوردار خواهد بود و حتي به اين احتمال فكر نميشود كه مناسبات بهتر با ايران، به دور از بزرگنمايي، ممكن است دلايل خوبي به اين كشور بدهد كه فعاليتهايي را كه امريكاييها با آن مخالفند- همچون حمايت از گروههاي راديكال در جاهاي مختلف- كاهش دهد. وي در ادامه تصريح كرد: كوتاه سخن اينكه، اين خطر واقعي وجود دارد اكنون كه يك توافق سالم به دست آمده است، ايالات متحده اين فرصت را از دست خواهد داد كه در مناسبات عميقا مشكلدار خود با ايران، چرخشي را بهوجود آورد.
تابوي لابي اسراييل فرو خواهد ريخت
والتس در بخش ديگري از اين مقاله نوشت: حتي حاميان پابرجا و سخنور اين توافق همچون همكارم نيكلاس برنز هم با تاكيد بر نكاتي ازجمله اينكه امريكا هنوز هم بايد براي بازدارندگي ايران به سختي تلاش كند، به همان مسيري كه اشاره كردم، گرايش نشان ميدهند. من اين نگرش را درك ميكنم اما اينكه چنين مسالهيي را به اولويت اول تعامل آيندهمان با ايران تبديل كنيم حتي در شعار، بدگمانيهاي تهران به انگيزههاي امريكا را تقويت ميكند و الگوي بياعتمادي را كه براي چند دهه، بر مناسبات ايران و امريكا سايه افكنده، همچنان در مدار نگه ميدارد. ببينيد، هيچكس نبايد درباره موانع يك بده بستان معني بخش با ايران سادهانگاري كند يا نسبت به مواردي كه منافع ما در كشاكش ميافتد، بيتوجه باشد. دفعه بعد كه كسي درباره نقش اين كشور بهعنوان بزرگترين صادركننده تروريسم حرفهاي دهن پركن زد، به او يادآوري كنيد كه همين امريكاي عاشق صلح، در سالهاي اخير، كارهاي بدتري براي بيثبات كردن خاورميانه انجام داده است كه سرچشمه آنها هم تهاجم كوركورانه به عراق در سال۲۰۰۳ بود، فرآيندي كه گروههاي تروريستي را توليد كرد. به گزارش خبرگزاري جمهوري اسلامي، وي گفت: در ماهها و سالهاي پيش رو، مخالفت با يك مناسبات بهتر با ايران، از همان افراد و سازمانهايي شنيده خواهد شد كه جنگ عليه توافق هستهيي را رهبري ميكنند يعني، اسراييل و عناصر تندرو لابي اسراييلي. سخن گفتن آشكار درباره تاثير اين لابي بر سياست خاورميانهيي امريكا، يك تابو بود اما از اين پس چنين نخواهد بود. يك دليل اين دگرگوني آن است كه هر شهروند آگاهي بايد كر و كور و لال باشد تا نبيند كه اصليترين مخالفت سازمان يافته با اين توافق از ناحيه سازمانهاي اصلي اين لابي ميآيد يعني آيپكAIPAC، وينيپWINEP، ينساJINSA، اف.دي.ديFDD، زوآ ZOA، كنفرانس روساي جمهوري و غيره كه همگي زير چتر حاميان مالي طرفدار اسراييل يعني افرادي همچون مايكل اشتاين هارت و شلدون آدلسون. جي استريت و ديگر سازمانهاي صلحطلب طرفدار اسراييل از اين توافق حمايت ميكنند و همينطور روشنفكراني چون پيتر باينارت و جمع كثيري از يهوديان امريكايي. با اين حال، بزرگترين و موثرترين سازمانهاي طرفدار اسراييل تا حد مرگ پاي مخالفت با اين توافق ماندهاند. اگر مخالفتهاي مدام اينها نبود، گفتوگوها بر سر اين توافق آسانتر ميشد و كنگره هم در موضع مخالفت با آن قرار نميگرفت.
هدف صهيونيستها سرشاخ بودن امريكا با خاورميانه است
استاد دانشگاه هاروارد در اين مقاله تصريح كرد: شكست محتمل اين لابي به ما يادآور ميشود كه آيپك و ديگر سازمانهاي مشابه آن، در واقع سياست خاورميانهيي امريكا را كنترل نميكنند. هيچ گروه لابيگري نميتواند همه جنگها را ببرد- نه آيپك و نه بيگ فارما و نه حتي انجمن ملي سلاح- بهويژه زماني كه بحث جنگ و صلح مطرح است. گمانم بر اين است كه سران بسياري از اين سازمانهاي تندرو ميدانند كه در حال باختن اين دور هستند اما اينكه به جنگشان ادامه ميدهند به اين خاطر است كه جريان پول از طرف حاميان همچنان برقرار بماند و دولت و ديگر حاميان توافق را مجبور كند ۲۴ساعته براي موفقيت آن تلاش كنند. آيپك و بقيه، حتي اگر هم بدانند كه اين دور را ميبازند، ميخواهند سياستمداران را از هماوردي دوباره با آنان دلسرد و خسته كنند. اشتباه نكنيد، همين افراد و سازمانها متعهد هستند تضمين كنند كه مناسبات ويژه با اسراييل گزندي نبيند و اينكه دولت امريكا نتواند از اهرم خود براي فشار بر اسراييل در زمينه سياست شهركسازي و ديگر فعاليتهايي كه منافع امريكا را تهديد ميكند، استفاده كند. اين هدف تامين ميشود اگر توافق هستهيي در پايان مهلتش ساقط شود يا حتي پيش از آن هم اگر بشود كه بهتر. آخرين خواسته اين لابي هم يك امريكايي است كه تقريبا با هر كشوري در خاورميانه سرشاخ باشد و هيچ رابطه ويژهيي با هيچ يك از آنها نداشته باشد. وي در پايان گفت: اينطور بهنظر ميرسد كه اوباما، اين دور را برنده شده چراكه تيم مذاكرهكنندهاش، يك توافق را به سرانجام رسانده اما چالش بزرگتر بر سر آينده جهتگيري سياست خاورميانهيي امريكا، تازه در حال آغاز شدن است.