یادی از شیوههای مبارزه زنان در سالگرد مردادی قیام مشروطه
زنانی که روی نمایندگان تپانچه کشیدند
ساعت 24-وطن فتاده به گرداب و جز به کشتی علم
محال باشد جز بر شما نجات وطن
چو دختران وطن علم و دانش آموزند
شوند از اثر دانش امهات وطن
فاطمهسلطانخانم فراهانی (شاهین)
خواهر ادیبالممالک یکی از زنان شاعر دوره مشروطه
div align="justify">زنان در جریان مشروطه حکایت تازهای را در تاریخ ایران آغاز کردند. این حکایت چه بیداری بود و چه جنبش توانست دیوارهای اندرونی را فروبریزد و هوای تازه را به ریههای زنان ارمغان دهد. اگرچه بنا به گفته منصوره اتحادیه، پژوهشگر و مورخ، منابع بسیار اندکی از آن دوران باقی مانده و براساس این اطلاعات اندک نمیتوان نتایج قطعی در مورد تأثیر مستقیم زنان بر جریان مشروطه گرفت اما به نظر میرسد که زنان در این دوران بهصورت خودجوش راهکارهای مختلفی را برای همراهی مشروطهطلبان پیش میگرفتند. این رویکردها هنوز هم در روند اعتراضی زنان نسبت به حقوق ازدسترفتهشان در عرصههای مختلف خانوادگی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی دیده میشود بهطوریکه این اعتراض را حتی با رنگ مو و بلندکردن ناخن یا کشیدن سیگار بروز میدهند. برخی از جامعهشناسان بر این باورند که واکنشهای ناهنجاری از این دست خود گویای یک نوع مقاومت و ایستادگی و ایجاد جریان متفاوت برای غلبه بر جریان مسلط است. هرچند همایون سپهر، جامعهشناس، از این روش برداشت دیگری هم دارد: «در جوامع سنتی دختران و زنان جوان با کشیدن سیگار هویت و شخصیت خود را به نمایش میگذارند». با وجود این به نظر میرسد که سنتشکنی همواره روشی اعتراضی بهشمار میرفته است. مروری بر چگونگی حضور زنان در جنبش مشروطه میتواند دریچهای نو باشد به دریافت بهتر از جامعه زنان امروز.
رویآوردن به آموختن
یکی از مهمترین رویکردهای پیشروی زنان که از پیش از انقلاب مشروطه آغاز شد، آگاهی زنان برای باسوادشدن و تحصیل بود. چنانچه امروز تعداد دانشجویان دختر از دانشجویان پسر بهطور چشمگیری بیشتر است. در منابع تاریخی آمده است: تاجالسلطنه دختر ناصرالدینشاه هم که به ریشهیابی علل عقبماندگی زنان پرداخته، علت را در بیسوادی آنها یافته است. کارلاسرنا، سیاح اروپایی، نیز به این نکته توجه کرده و چنین نوشته است: در اندرون زنها کم مینویسند و کم کتاب میخوانند، کتاب و قلمدان جای خود را به وسایل دیگری از قبیل آینه و سرمهدان داده است. بیبیخانم استرآبادی که از زنان درسخوانده و آشنا به فرهنگ اصیل ایرانی است، با آنکه از وضعیت اسفبار زنان انتقاد میکند، برای دفاع از حیثیت آنها وارد عرصه میشود و در پاسخ به نویسنده تادیبالنسوان که به تحقیر زن پرداخته است، در کتاب معایبالرجال از زنان برجسته ادیان گوناگون نام میبرد و نتیجه میگیرد فضیلت به انسانیت است، نه به مرد یا زنبودن.
شکستن قلیان و سنتشکنی
مرور تصاویر و اسناد بهجایمانده از دوران قاجاری گویای آن است که قلیان عضو جدانشدنی از محافل زنانه بوده است بااینحال، رویکری که زنان برای حضور و همراهی با مسائل سیاسی آن زمان یعنی جنبش تنباکو پیش گرفتند، نوعی «سنتشکنی» به شمار میرود. در زمان ناصرالدینشاه انبوه زنان در سنگلج برای حمایت از تحریم تنباکو و تداوم مبارزه، اقدام به بستن بازار کرده و با این اقدام حیات اقتصادی بازار را به مخاطره انداختند و برای به حرکت درآوردن مردان با تظاهرات خیابانی و حرکت به سمت ارک دولتی بر حضور خود مهر تایید زدند. زنان دربار شاهی نیز که در آن زمان تحت تأثیر فتوای مراجع قرار گرفته بودند، در دربار قلیانها را شکسته و در برابر اعتراض شاه گفتند؛ «همان کس که ما را به شما حلال کرده قلیان را تا در اراده خارج از مذهب است به ما حرام کرده است.» به این ترتیب زنان با نوعی سنتشکنی توانستند راه جدیدی پیشروی جریان مشروطه باز کنند.
عریضهنویسی توسل دوباره به سنت
اگر شکستن قلیان در مشروطه را نوعی سنتشکنی برای رساندن پیام اعتراضی زنان بتوان به شمار آورد. زنان از سنت عریضهرساندن در پیشبرد اهداف مشروطه استفاده شایانی کردند. عریضهنویسی در آن زمان رسم معمولی بود که به شکل یک سنت اجرا میشد. درواقع آنها برای رسیدن به هدف از روش سنتی سود جستند. یکی از نمونههای آن به زمانی برمیگردد که مظفرالدینشاه مریضاحوال چندان از کموکیف قضایا باخبر نبود؛ اما از بخت بد صدراعظم یا خوشاقبالی مهاجران، ظهر ٢١ دیماه که در خانه امیربهادر جنگ (وزیر دربار) میهمان بود، هنگام بازگشت برای اولینبار در تاریخ قاجار با زنانی روبهرو شد که دور کالسکهاش را گرفتند و پیامی را که مردان با آن همه دادوبیداد نتوانسته بودند به گوش اعلیحضرت برسانند، با جیغ و فریاد رساندند: درخواست تأسیس عدالتخانه را. یکی از زنان هم با هزاربدبختی خودش را به مظفرالدینشاه رساند و عریضهای را به او داد. این حادثه جلو در خانه امیربهادر رخ داد که در خیابان امیریه (ولیعصر) در محل پل امیربهادر واقع شده بود. هنوز پس از صدسال این محل را به همین نام میخوانند؛ شاید به این علت که بخشی از خانه امیربهادر همچنان باقی است؛ خانهای که شاهد نخستین تظاهرات سیاسی زنان ایرانی بوده و اکنون نیز «انجمن آثار و مفاخر ملی» در آن دایر است.
مبارزه مسلحانه
اینکه سنتشکنی یا توسل به سنت بیشتر حضور زنان را در موضوعات اجتماعی و سیاسی پررنگ کرد، معلوم نیست. با وجود این، زنان به روشهای گوناگونی در پی احقاق خواستههای خود بودند یکی از این روشها در دوران مشروطه، همراهی با مردان در مبارزات بود. در منابع متعدد آمده است: گروهی دیگر از زنان به سرکردگی زنی مشهور به زن حیدرخان تبریزی مراقبت و حفاظت از جان علمای مشروطهخواهی را که بر منابر سخنرانی میکردند، برعهده داشتند. از طرف دیگر زنان در هنگامه جنگ تبریز همراه مردان تبریزی مبارزه کردند. در جنگهای مشروطهخواهان تبریز با قوای محمدعلیشاه، زنان علاوهبر کمکهایی که در پشت جبهه میکردند، با لباس مردانه در میدان جنگ نیز حاضر شدند. پس از فتح تهران و تشکیل مجلس دوم شورای ملی و در جریان اولتیماتوم روسیه به ایران نیز زنان حضوری جدی و فعال داشتند، عملکرد زنان را مورگان شوستر اینچنین توصیف میکند: زمانی که شایعه تسلیم نمایندگان مجلس ملی در مقابل خواستههای روس قوت پیدا کرد، این سؤال پیش آمد که چهکار میتوان انجام داد تا جلو این حقارت را گرفت، زنان ایران پاسخ دادند؛ آنها از درون خانه و حرمسراها، ٣٠٠ زن به طرف خیابانها راهپیمایی کردند... در حالی که بسیاری از آنها تپانچه زیر دامن و یا در آستینهایشان حمل میکردند... مستقیما به طرف مجلس رفته و در آنجا اجتماع کردند. از رئیس مجلس خواستند تا به آنها اجازه ورود دهد... در مقابلش ایستادند... تپانچهها را با تهدید مقابل او گرفتند، روبندههایشان را کنار زدند و تهدید کردند که اگر نمایندگان کوتاهی کنند و آزادی و استقلال ایران و مردم آن را به بیگانگان بدهند پسرها و شوهرانشان را خواهند کشت و سپس خود را خواهند کشت. ازهمینرو بود که آن روز زن روبندهداری که زیر یوغ خانواده و همسر کوچکترین حق مدنی و شرعی نداشت، امروز توانسته بسیاری از مشاغل مهم دولتی و اداری را برعهده بگیرد و در زمینههای تخصصی و علمی گامهای بلندی بردارد.
رویآوردن به آموختن
یکی از مهمترین رویکردهای پیشروی زنان که از پیش از انقلاب مشروطه آغاز شد، آگاهی زنان برای باسوادشدن و تحصیل بود. چنانچه امروز تعداد دانشجویان دختر از دانشجویان پسر بهطور چشمگیری بیشتر است. در منابع تاریخی آمده است: تاجالسلطنه دختر ناصرالدینشاه هم که به ریشهیابی علل عقبماندگی زنان پرداخته، علت را در بیسوادی آنها یافته است. کارلاسرنا، سیاح اروپایی، نیز به این نکته توجه کرده و چنین نوشته است: در اندرون زنها کم مینویسند و کم کتاب میخوانند، کتاب و قلمدان جای خود را به وسایل دیگری از قبیل آینه و سرمهدان داده است. بیبیخانم استرآبادی که از زنان درسخوانده و آشنا به فرهنگ اصیل ایرانی است، با آنکه از وضعیت اسفبار زنان انتقاد میکند، برای دفاع از حیثیت آنها وارد عرصه میشود و در پاسخ به نویسنده تادیبالنسوان که به تحقیر زن پرداخته است، در کتاب معایبالرجال از زنان برجسته ادیان گوناگون نام میبرد و نتیجه میگیرد فضیلت به انسانیت است، نه به مرد یا زنبودن.
شکستن قلیان و سنتشکنی
مرور تصاویر و اسناد بهجایمانده از دوران قاجاری گویای آن است که قلیان عضو جدانشدنی از محافل زنانه بوده است بااینحال، رویکری که زنان برای حضور و همراهی با مسائل سیاسی آن زمان یعنی جنبش تنباکو پیش گرفتند، نوعی «سنتشکنی» به شمار میرود. در زمان ناصرالدینشاه انبوه زنان در سنگلج برای حمایت از تحریم تنباکو و تداوم مبارزه، اقدام به بستن بازار کرده و با این اقدام حیات اقتصادی بازار را به مخاطره انداختند و برای به حرکت درآوردن مردان با تظاهرات خیابانی و حرکت به سمت ارک دولتی بر حضور خود مهر تایید زدند. زنان دربار شاهی نیز که در آن زمان تحت تأثیر فتوای مراجع قرار گرفته بودند، در دربار قلیانها را شکسته و در برابر اعتراض شاه گفتند؛ «همان کس که ما را به شما حلال کرده قلیان را تا در اراده خارج از مذهب است به ما حرام کرده است.» به این ترتیب زنان با نوعی سنتشکنی توانستند راه جدیدی پیشروی جریان مشروطه باز کنند.
عریضهنویسی توسل دوباره به سنت
اگر شکستن قلیان در مشروطه را نوعی سنتشکنی برای رساندن پیام اعتراضی زنان بتوان به شمار آورد. زنان از سنت عریضهرساندن در پیشبرد اهداف مشروطه استفاده شایانی کردند. عریضهنویسی در آن زمان رسم معمولی بود که به شکل یک سنت اجرا میشد. درواقع آنها برای رسیدن به هدف از روش سنتی سود جستند. یکی از نمونههای آن به زمانی برمیگردد که مظفرالدینشاه مریضاحوال چندان از کموکیف قضایا باخبر نبود؛ اما از بخت بد صدراعظم یا خوشاقبالی مهاجران، ظهر ٢١ دیماه که در خانه امیربهادر جنگ (وزیر دربار) میهمان بود، هنگام بازگشت برای اولینبار در تاریخ قاجار با زنانی روبهرو شد که دور کالسکهاش را گرفتند و پیامی را که مردان با آن همه دادوبیداد نتوانسته بودند به گوش اعلیحضرت برسانند، با جیغ و فریاد رساندند: درخواست تأسیس عدالتخانه را. یکی از زنان هم با هزاربدبختی خودش را به مظفرالدینشاه رساند و عریضهای را به او داد. این حادثه جلو در خانه امیربهادر رخ داد که در خیابان امیریه (ولیعصر) در محل پل امیربهادر واقع شده بود. هنوز پس از صدسال این محل را به همین نام میخوانند؛ شاید به این علت که بخشی از خانه امیربهادر همچنان باقی است؛ خانهای که شاهد نخستین تظاهرات سیاسی زنان ایرانی بوده و اکنون نیز «انجمن آثار و مفاخر ملی» در آن دایر است.
مبارزه مسلحانه
اینکه سنتشکنی یا توسل به سنت بیشتر حضور زنان را در موضوعات اجتماعی و سیاسی پررنگ کرد، معلوم نیست. با وجود این، زنان به روشهای گوناگونی در پی احقاق خواستههای خود بودند یکی از این روشها در دوران مشروطه، همراهی با مردان در مبارزات بود. در منابع متعدد آمده است: گروهی دیگر از زنان به سرکردگی زنی مشهور به زن حیدرخان تبریزی مراقبت و حفاظت از جان علمای مشروطهخواهی را که بر منابر سخنرانی میکردند، برعهده داشتند. از طرف دیگر زنان در هنگامه جنگ تبریز همراه مردان تبریزی مبارزه کردند. در جنگهای مشروطهخواهان تبریز با قوای محمدعلیشاه، زنان علاوهبر کمکهایی که در پشت جبهه میکردند، با لباس مردانه در میدان جنگ نیز حاضر شدند. پس از فتح تهران و تشکیل مجلس دوم شورای ملی و در جریان اولتیماتوم روسیه به ایران نیز زنان حضوری جدی و فعال داشتند، عملکرد زنان را مورگان شوستر اینچنین توصیف میکند: زمانی که شایعه تسلیم نمایندگان مجلس ملی در مقابل خواستههای روس قوت پیدا کرد، این سؤال پیش آمد که چهکار میتوان انجام داد تا جلو این حقارت را گرفت، زنان ایران پاسخ دادند؛ آنها از درون خانه و حرمسراها، ٣٠٠ زن به طرف خیابانها راهپیمایی کردند... در حالی که بسیاری از آنها تپانچه زیر دامن و یا در آستینهایشان حمل میکردند... مستقیما به طرف مجلس رفته و در آنجا اجتماع کردند. از رئیس مجلس خواستند تا به آنها اجازه ورود دهد... در مقابلش ایستادند... تپانچهها را با تهدید مقابل او گرفتند، روبندههایشان را کنار زدند و تهدید کردند که اگر نمایندگان کوتاهی کنند و آزادی و استقلال ایران و مردم آن را به بیگانگان بدهند پسرها و شوهرانشان را خواهند کشت و سپس خود را خواهند کشت. ازهمینرو بود که آن روز زن روبندهداری که زیر یوغ خانواده و همسر کوچکترین حق مدنی و شرعی نداشت، امروز توانسته بسیاری از مشاغل مهم دولتی و اداری را برعهده بگیرد و در زمینههای تخصصی و علمی گامهای بلندی بردارد.