با افتخار برای فیلمم تراکت پخش میکنم
ساعت24- علی ملاقلیپور گفت: برای ساخت این فیلم و زمان نوشتن فیلمنامه آن به تکتک مردم ایران فکر کردم و حالا خواهش میکنم مردم برای شکستن رانت در سینما هم شده این فیلم را ببینند و با افتخار برای دیدن فیلمم توسط مردم تراکت پخش میکنم.
متاسفانه کمتر در سینمای ایران شاهد فیلم کمدی هستیم که شرافتمندانه مخاطب را بخنداند و مردم را به بی راهه هایی از جنس گمراهی نکشاند. فیلم سینمایی «قندون جهیزیه» توانسته با ساختار مناسب و بازیهای خوب و متفاوت از بازیگرانش کمدی را خلق کند که بتوان به آن به عنوان یک اثر قابل نقد با نگاهی مثبت نگاه کرد. فیلم سینمایی «قندون جهیزیه» در شرایطی که دست تنگی و ناتوانی مالی خانوادهای را نشان می دهد به سیاه نمایی نمی افتد در کنار انتقادها و نشان دادن شرایط سخت یک زوج، امید را به مخاطب نشان می دهد. در فیلم سینمایی «قندون جهیزیه» بعد از مدت ها خانواده و رابطه زن و شوهری را به شکل قابل پذیرشی شاهد بودیم. در شرایطی که جایگاه زن و مرد در آثار سینمایی قابل درک نیست و رابطه آن ها به زندگی شباهت ندارد «قندون جهیزیه» توانسته برای نشان دادن فرهنگ درست یک خانواده و روابط انسان ها دغدغه مند عمل کند. به همین بهانه با کارگردان و تهیه کننده فیلم به گفتگو نشستم که در پی می خوانید.
البته این گفتوگو زمانی انجام شد که کارگردان جوان سینمای ایران از استقبال مخاطبان از نخستین فیلمش خوشحال بود و هنوز شاهد این طغیان عجیب او برای احقاق حق فیلمش نبودیم، موضوعی که شاید اگر قرار بود این گفتوگو امروز انجام شود لحن و حتی مسیر مصاحبه بسیار متفاوت میشد.
*سعدی:در سینما به دنبال انجام تکلیفم هستم
_آقای سعدی شما در تهیه آثار ارزشی همواره پیش گام بودهاید چه شد که قبول کردید این فیلم کمدی را تهیه کنید؟
اگر قرار باشد که فیلمی بسازیم که دیده نشود واقعاً به چه کار میآید به همین دلیل پخش را راه اندازی کردیم تا بیشتر اثرمان دیده شود. واقعاً به شخصه تنها به دنبال منفعت مالی نیستم چرا که ارتزاق مالی من در زندگی از راه سینما نبوده است. اعتقادی به این ندارم که روزگار خود را با هزینه دریافتی از سینما بگذرانم و تمام تمرکزم بر مباحث مالی حاصل از سینما باشد. از جایی حقوق بازنشستگی دارم و زندگیام را میگذرانم. اما بر اساس شرایطی که انقلاب برای من ایجاد کرد احساس میکنم تکلیفی بر دوش من است. حالاکه بازمانده نسلی هستیم که آنها با خون دادنشان مسیر را برای ما بازکردهاند باید کمی بیش از پیش در کارهایمان دقت داشته باشیم. آنها کار خودرا انجام دادند و رفتند این ما هستیم که ماندهایم و باید کار خود را انجام دهیم. اعتقادم این است که هر آنچه را که داریم به کار بگیریم تا در جهت تعالی سینما حرکت کنیم. شخصاً در سینما به دنبال انجام تکلیفم هستم.
در فیلم بیشتر به دنبال نشان دادن انسانیت بودیم. اگر این مورد درست باشد موارد زیادی در فیلم میتواند جاری شود. اگر هر چقدر از این شرایط دور شویم جایش تهمت، سوءظن و... را میگیرد. میخواستیم در حد بضاعتمان بگوییم که از طریق انسانیت میتوان به همه چیز رسید. یکی از مشکلات ما این است که اصلاً به این فیلم آنچنان که باید پرداخت نمیشود. دلیلش را نمیدانم. ما از هر گونه نقد و انتقاد استقبال میکنیم. اصلاً نیازی نیست که نقد مثبت بشنویم مهم این است که رسانهها فیلم را ببینند.
*فیلمی که از آن شرم مان میشد آنقدر در موردش صحبت شد که سه میلیارد فروخت
چطور میشود که فیلمی در زمان اکرانش که باعث شرم بسیاری از دوستان بود در موردش صحبت میشود و برایش تبلیغات انجام میشود و سه میلیارد هم میفروشد این همان فیلمی است که یک خانواده با هم نمیتوانند در سالن به تماشای آن بنشینند. تصور کنید فیلم کمدی شریفی هم تولید میشود اما همین دوستان به گونهای عمل نمیکنند تا شرایط دیده شدنش فراهم شود. چرا نباید به این فیلم خوب سانس بدهند؟!
* ملاقلیپور:«قندون جهیزیه» نقد به خود است
_یکی از نکاتی که در فیلم احساس میشد این بود که اثر و شرایط به وجود آمده به دنبال مقصر کردن یک فرد یا گروه خاص نبود.
این فیلم بیشتر نقد به خود است. خود میتواند مردم باشد یا مسئولینی که در رأس امور فعالیت میکنند. در پایان فیلم به این نتیجه میرسیم که نباید به همین راحتی قضاوت کنیم و ندیده و نشناخته حرفی بزنیم. به گفته دوستی من در فیلم سینمایی «قندون جهیزیه» شرایط را ترسیم کردهام اما همه چیز را به گردن شرایط و اتفاقات نیانداختم. معتقدم که تا همدلی به وجود نیاید شاهد اتفاق مثبتی نخواهیم بود واین مملکت درست نمیشود باید همدل باشیم. باید به هم امید دهیم منظورم امید واهی نیست بلکه امیدی که میتواند شکل بگیرد.
* میتوان به «قندون جهیزیه» اطمینان کرد
_مدتی است که در سینمای ایران موج عجیبی از نمایش خیانت وجود دارد اینکه آیا این فیلمها آیینه جامعه بودهاند یا بخش زیادیشان دغدغهها و تجربههای فردی کارگردانها، بحث جداگانهای را میطلبد، از طرفی باید آسیبشناسی دقیق صورت بگیرد که تاثیر این نوع فیلمها بر مخاطب مثبت است یا نه که در قابل مواقع حال مخاطب هنگام خروج از سالن خوب نیست نمیداند برای گرفتن امید به کدام سمت نگاه کند اما در چنین شرایطی «قندون جهیزیه» که مانند هر فیلمی انتقادهایی به آن وارد است حال مخاطب را خوب میکند و شانه به شانه آثار جشنوارهای سیاه نمایی نمیکند و ارزشها همچنان ارزش میشمارد.
به نظرم در طی این سالها گفتگو در فیلمهایمان گم شده است و دائم شاهد دعوا بودهایم و یا میخواستیم حق را به یک طرف بدهیم و یا اگر فردی فقیر است حتماً حق با او است. فکر میکنم در زندگی و جامعه مدیر و مسئول و یا یک فرد عادی در طبقه بندی بعدی معادلات قرار میگیرد چیزی که مهم و ملاک است انسان است. همه از دید خداوند انسان هستند. هر چقدر سعی کنیم ایرادها را ابتدا از خود دور کنیم قطعاً مسیر درستی را رفتهایم. «قندون جهیزیه» به این موضوع میپردازد. در فیلم میبینیم که پیامی دارد بر این اساس که هر کاری ناشایستی انجام دهیم یک روز خودمان نیز باید تاوانش را بدهیم. در لحظات کمیکی که در فیلم مشاهده میکنید حرفهایی وجود دارد که به آنها اشاره کردم. ببینید ما آنقدر در سینمایمان بر موج خیانت سوار شدهایم که وقتی زن و شوهری را در فیلمی میبینیم که زندگیشان را دوست دارند برایمان جذابیت دارد. میتوان به «قندون جهیزیه» اطمینان کرد. به خانوادهها میگویم به سینما بیایید و با هم یک فیلم را بدون دغدغه نگاه کنید.
* حال یک جامعه با خواست مردمش تغییر میکند
_یعنی اعتقاد دارید که نگاه در این فیلم کلیتر است و به سمتی نمیرود که بخواهد مسئول و مدیری را به چالش بکشد؟
درست است. در مجموع انسان است که شرایط را تغییر میدهد. به نظرم حال یک جامعه ومردمش زمانی خوب میشود که مردمش بخواهند. در قرآن آیه ۱۱ سوره رعد است که گفته شده «ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا بانفسهم»، (خدا وضع و حال هیچ قومی را عوض نخواهد کرد مگر آنکه انسانها به خودشان وضع و حال خودشان را تغییر دهند (. مگر میشود تا خودمان را عوض نکنیم بخواهیم جهانی را تغییر دهیم.
* برخی از بازیها در فیلم ریپ میزند
_یکی از انتقادهایم به این فیلم در انتخاب بازیگرانی است که گویا از عوامل غیر حرفهای انتخاب شدهاند و در نقش عوامل ساخت یک فیلم در «قندون جهیزیه» ایفای نقش میکنند. این افراد که در فیلم بازی میکنند جنس بازیشان من را یاد آثار دهه شصت میاندازد که البته برای مخاطب آن دوران میتواند نوستالژی خواصی را زنده کند اما در مجموع تسلط نداشتن این افراد بر کارشان «بازیگری» کاملاً مشهود است. البته به واسطه سالها دستیاری شما در سینما توقع میرفت این بخش با کیفیت بهتری اجرا شود.
این بخش را قبول دارم و خیلی نتوانستهاند بازیشان را با بازیگران دیگر هم سطح کنند. چرا باید دروغ بگویم این ضعف خودم است. به هر حال اولین تجربه من در یک فیلم بلند سینمایی است. این بخش میتواند یکی از اشکالاتم باشد. برخی از بازیها توسط این دوستان اصطلاحاً ریپ میزند و مشکل دارد. این بخش را میپذیریم.
* زن ایرانی نمیخواهد ذرهای از شیرینی زندگی کم شود
_یکی از نقاط قوت فیلم این است که بعد از مدتها رابطه زن و شوهری را آنگونه که باید باشد و به عنوان یک ارزش میتوان از آن یاد کرد در این فیلم دیدیم. متاسفانه در فیلمهایی که ساخته میشود فیلمنامه نویس و کارگردان آدرس غلط میدهند بدین معنی که جایگاه زن و مرد را به درستی تعریف نمیکنند یا اگر تعمدی در غلط نشان دادن آن دارند دلیل و نتیجه کافی را به مخاطب در پایان انتقال نمیدهند و مخاطب امروز با دیدن متوالی چنین آثاری کم کم در پیچ تکنولوژی و هجوم فرهنگ غربی جایگاه عناصر یک خانواده را فراموش میکند. «قندون جهیزیه» میتواند دوباره خانواده و همسایه را به یادمان بیاورد چقدر به این موضوع فکر کردید؟
ببینید بگذارید مثالی بزنم. جهیزیه به چه معنا است؟ به معنای شروع زندگی است. جهیزیه که نشانه امید و شروع دوبارهای است توسط زن وارد زندگی میشود قندون هم نشانه شیرینی این زندگی است. زن ایرانی نمیخواهد ذرهای از شیرینی این زندگی کم شود. کما اینکه در فیلم وقتی قندون جهیزیه زن گم میشود به یک باره التهاب و نگرانی آن رامی بینیم.
به شدت دقت داشتیم خانواده در سالن سینما احساس آرامش کند و حرف بیادبی در فیلم زده نشود. واقعاً تمام سنین را در نظرگرفتیم این گونه میشود یک فیلم خانوادگی ساخت. این فیلم واقعیت است واقعیتی که در آن امید وجود دارد و مخاطب لذتش را میبرد.
_البته نشان دادن یک خانواده ایرانی و همچنین رابطه همسایهها در میان فیلمهایی که ساخته میشود و شاهد آن هستیم گم شده بود این فیلم توجه خوبی به این بخش کرده بود.
طراحی صحنه لباس و بسیاری از بخشهای دیگر بازی بازیگران در به وجود آوردن این فضا بسیار تاثیر گذار هستند. روابط در فیلممان کاملاً ایرانی است. طراحی صحنه در راستای فیلم نامه شکل گرفته اگر کمی دقت داشته باشیم متوجه میشویم که لباس زن خانه با گل تزئین شده، وسایل خانه و حتی قندون این زن به گل نقش بسته که نشان از مهر و محبت دارد. در ناخودآگاه ما این موضوع شکل میگیرد که تمام خانه بوی این زن را گرفته و با سلیقه ایرانی او چیده شده است. واقعاً در مورد جزء جزء آکساسوار صحنه فکر شده بود.
* گاهی یادمان میرود که اکبر عبدی بازیگر است
_در میان بازیگران اکبر عبدی نیز حضور مثبتی داشت بیآنکه کارگردان بخواهد از آن برای پر کردن ضعف فیلمنامه استفاده کند و بازی این بازیگر توانا هم کاملاً کنترل شده و حساب شده به نظر میرسید.
اکبر عبدی منت گذاشت بر سر من و در این فیلم حضور پیدا کرد. با شرایط سختی که داشتند در این فیلم حضور پیدا کردند. اکبر عبدی طناز است ما از او خواستیم که غیر از آن چیزی باشد که مخاطب از او انتظار دارد چرا که ایمان داشتیم یک بازیگر چون او میتواند در قالبهای مختلف حضور پیدا کند. در حقیقت همه چیز کنترل شده و طبق قرارمان انجام شد. گاهی یادمان میرود که اکبر عبدی بازیگر است و میتواند نقشهایی را ایفا کند که به آنها فکر هم نمیکنیم. در این فیلم همه چیز تلاش شده برای مخاطب شکل نویی داشته باشد.
*نگار جواهریان گفت «اگر فکر میکنید درست نیست من نباشم؟»
_این نو بودن در بازی بازیگران حس میشود. صابر ابر بازی متفاوتی را ارائه داده است که به خوبی آن را کنترل کرد و در تمام طول فیلم شاهد بازی یکدست او هستیم. نگار جواهریان جزو بازیگران شجاعی است که همواره برای حضور در نقشهای جدید آمادگی دارد اما برای خلق کاراکترش و ساخت تیپ مورد نظرش در بخشهایی از این فیلم به تمارض کردن میافتد که در اصطلاح از قاب تصویر بیرون میزند.
این بخش را نیز قبول دارم در یک الی دو سکانس این مورد وجود دارد. ابتدا باید بگویم که خیلی جسارت داشت که بازی در این نقش را پذیرفت. به نظرم تماشاگر او را بازی او را در فیلم دوست دارد. وی به دلیل مشغلهای که داشت نتوانستیم در پیش تولید از حضورشان استفاده کنیم. تا جایی که خودش گفت: «اگر فکر میکنید درست نیست من نباشم؟» اما حضورشان را مغتنم میدانستیم. این سکانسهای که اشاره داشتم مربوط به ابتدای کار است اما رفته رفته به یکدستی در بازی رسیدند.
* مردم برای شکستن رانت سینما «قندون جهیزیه» را ببینند
حرفهایم را بگذارید به حساب یک فیلم ساز جوان خام، اما اعتقاد دارم در مورد فیلم من بایکوت وجود دارد. در این شرایط تنها خواهش من از مردم این است که موج راه بیاندازند و کمپینی را تشکیل دهند و قندون جهیزیه را ببینند. من خواهش میکنم مردم برای شکستن رانت سینما «قندون جهیزیه» را ببینند. مردم پای «قندون جهیزیه» بایستند.
*در نوشتن فیلمنامه لحظه به لحظه به مردم فکر کردم/ با افتخار تراکت پخش میکنم
خداگواه است که وقتی لحظه به لحظه فیلمنامه «قندون جهیزیه» را مینوشتم به تمام مردم ایران فکر کردم. طی سالها دستیاری تمام شهرهای ایران را دیدهام و هم و غمهایم همین مردم بودهاند به خصوص در زمان نوشتن فیلمنامه که به آنها فکر میکردم برای دیده شدن فیلمم با افتخار تراکت پخش میکنم.
* خبرگزاری فارس از شرافت فیلمم دفاع کند/ این فیلم در مورد اتحاد و همدلی است
از شما میخواهم اینها را بنویسید خواهشاً برای یک بار هم شده علی ملاقلیپور را بیاورید صفحه اول فارس. نه به خاطر خودش به خاطر فیلمی که ساخته و طی ساخته شدنش به تک تک ارزشها و مردم فکر کرده است. خبرگزاری فارس از شرافت فیلمم دفاع کند. این فیلم در مورد اتحاد و همدلی است. همه فیلم را دوست داشتهاند. چند فیلم وجود دارد که این شرایط را داشته باشد؟! امید وارم این بخش از صحبتهایم ابتر نماند.
البته این گفتوگو زمانی انجام شد که کارگردان جوان سینمای ایران از استقبال مخاطبان از نخستین فیلمش خوشحال بود و هنوز شاهد این طغیان عجیب او برای احقاق حق فیلمش نبودیم، موضوعی که شاید اگر قرار بود این گفتوگو امروز انجام شود لحن و حتی مسیر مصاحبه بسیار متفاوت میشد.
*سعدی:در سینما به دنبال انجام تکلیفم هستم
_آقای سعدی شما در تهیه آثار ارزشی همواره پیش گام بودهاید چه شد که قبول کردید این فیلم کمدی را تهیه کنید؟
اگر قرار باشد که فیلمی بسازیم که دیده نشود واقعاً به چه کار میآید به همین دلیل پخش را راه اندازی کردیم تا بیشتر اثرمان دیده شود. واقعاً به شخصه تنها به دنبال منفعت مالی نیستم چرا که ارتزاق مالی من در زندگی از راه سینما نبوده است. اعتقادی به این ندارم که روزگار خود را با هزینه دریافتی از سینما بگذرانم و تمام تمرکزم بر مباحث مالی حاصل از سینما باشد. از جایی حقوق بازنشستگی دارم و زندگیام را میگذرانم. اما بر اساس شرایطی که انقلاب برای من ایجاد کرد احساس میکنم تکلیفی بر دوش من است. حالاکه بازمانده نسلی هستیم که آنها با خون دادنشان مسیر را برای ما بازکردهاند باید کمی بیش از پیش در کارهایمان دقت داشته باشیم. آنها کار خودرا انجام دادند و رفتند این ما هستیم که ماندهایم و باید کار خود را انجام دهیم. اعتقادم این است که هر آنچه را که داریم به کار بگیریم تا در جهت تعالی سینما حرکت کنیم. شخصاً در سینما به دنبال انجام تکلیفم هستم.
در فیلم بیشتر به دنبال نشان دادن انسانیت بودیم. اگر این مورد درست باشد موارد زیادی در فیلم میتواند جاری شود. اگر هر چقدر از این شرایط دور شویم جایش تهمت، سوءظن و... را میگیرد. میخواستیم در حد بضاعتمان بگوییم که از طریق انسانیت میتوان به همه چیز رسید. یکی از مشکلات ما این است که اصلاً به این فیلم آنچنان که باید پرداخت نمیشود. دلیلش را نمیدانم. ما از هر گونه نقد و انتقاد استقبال میکنیم. اصلاً نیازی نیست که نقد مثبت بشنویم مهم این است که رسانهها فیلم را ببینند.
*فیلمی که از آن شرم مان میشد آنقدر در موردش صحبت شد که سه میلیارد فروخت
چطور میشود که فیلمی در زمان اکرانش که باعث شرم بسیاری از دوستان بود در موردش صحبت میشود و برایش تبلیغات انجام میشود و سه میلیارد هم میفروشد این همان فیلمی است که یک خانواده با هم نمیتوانند در سالن به تماشای آن بنشینند. تصور کنید فیلم کمدی شریفی هم تولید میشود اما همین دوستان به گونهای عمل نمیکنند تا شرایط دیده شدنش فراهم شود. چرا نباید به این فیلم خوب سانس بدهند؟!
* ملاقلیپور:«قندون جهیزیه» نقد به خود است
_یکی از نکاتی که در فیلم احساس میشد این بود که اثر و شرایط به وجود آمده به دنبال مقصر کردن یک فرد یا گروه خاص نبود.
این فیلم بیشتر نقد به خود است. خود میتواند مردم باشد یا مسئولینی که در رأس امور فعالیت میکنند. در پایان فیلم به این نتیجه میرسیم که نباید به همین راحتی قضاوت کنیم و ندیده و نشناخته حرفی بزنیم. به گفته دوستی من در فیلم سینمایی «قندون جهیزیه» شرایط را ترسیم کردهام اما همه چیز را به گردن شرایط و اتفاقات نیانداختم. معتقدم که تا همدلی به وجود نیاید شاهد اتفاق مثبتی نخواهیم بود واین مملکت درست نمیشود باید همدل باشیم. باید به هم امید دهیم منظورم امید واهی نیست بلکه امیدی که میتواند شکل بگیرد.
* میتوان به «قندون جهیزیه» اطمینان کرد
_مدتی است که در سینمای ایران موج عجیبی از نمایش خیانت وجود دارد اینکه آیا این فیلمها آیینه جامعه بودهاند یا بخش زیادیشان دغدغهها و تجربههای فردی کارگردانها، بحث جداگانهای را میطلبد، از طرفی باید آسیبشناسی دقیق صورت بگیرد که تاثیر این نوع فیلمها بر مخاطب مثبت است یا نه که در قابل مواقع حال مخاطب هنگام خروج از سالن خوب نیست نمیداند برای گرفتن امید به کدام سمت نگاه کند اما در چنین شرایطی «قندون جهیزیه» که مانند هر فیلمی انتقادهایی به آن وارد است حال مخاطب را خوب میکند و شانه به شانه آثار جشنوارهای سیاه نمایی نمیکند و ارزشها همچنان ارزش میشمارد.
به نظرم در طی این سالها گفتگو در فیلمهایمان گم شده است و دائم شاهد دعوا بودهایم و یا میخواستیم حق را به یک طرف بدهیم و یا اگر فردی فقیر است حتماً حق با او است. فکر میکنم در زندگی و جامعه مدیر و مسئول و یا یک فرد عادی در طبقه بندی بعدی معادلات قرار میگیرد چیزی که مهم و ملاک است انسان است. همه از دید خداوند انسان هستند. هر چقدر سعی کنیم ایرادها را ابتدا از خود دور کنیم قطعاً مسیر درستی را رفتهایم. «قندون جهیزیه» به این موضوع میپردازد. در فیلم میبینیم که پیامی دارد بر این اساس که هر کاری ناشایستی انجام دهیم یک روز خودمان نیز باید تاوانش را بدهیم. در لحظات کمیکی که در فیلم مشاهده میکنید حرفهایی وجود دارد که به آنها اشاره کردم. ببینید ما آنقدر در سینمایمان بر موج خیانت سوار شدهایم که وقتی زن و شوهری را در فیلمی میبینیم که زندگیشان را دوست دارند برایمان جذابیت دارد. میتوان به «قندون جهیزیه» اطمینان کرد. به خانوادهها میگویم به سینما بیایید و با هم یک فیلم را بدون دغدغه نگاه کنید.
* حال یک جامعه با خواست مردمش تغییر میکند
_یعنی اعتقاد دارید که نگاه در این فیلم کلیتر است و به سمتی نمیرود که بخواهد مسئول و مدیری را به چالش بکشد؟
درست است. در مجموع انسان است که شرایط را تغییر میدهد. به نظرم حال یک جامعه ومردمش زمانی خوب میشود که مردمش بخواهند. در قرآن آیه ۱۱ سوره رعد است که گفته شده «ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا بانفسهم»، (خدا وضع و حال هیچ قومی را عوض نخواهد کرد مگر آنکه انسانها به خودشان وضع و حال خودشان را تغییر دهند (. مگر میشود تا خودمان را عوض نکنیم بخواهیم جهانی را تغییر دهیم.
* برخی از بازیها در فیلم ریپ میزند
_یکی از انتقادهایم به این فیلم در انتخاب بازیگرانی است که گویا از عوامل غیر حرفهای انتخاب شدهاند و در نقش عوامل ساخت یک فیلم در «قندون جهیزیه» ایفای نقش میکنند. این افراد که در فیلم بازی میکنند جنس بازیشان من را یاد آثار دهه شصت میاندازد که البته برای مخاطب آن دوران میتواند نوستالژی خواصی را زنده کند اما در مجموع تسلط نداشتن این افراد بر کارشان «بازیگری» کاملاً مشهود است. البته به واسطه سالها دستیاری شما در سینما توقع میرفت این بخش با کیفیت بهتری اجرا شود.
این بخش را قبول دارم و خیلی نتوانستهاند بازیشان را با بازیگران دیگر هم سطح کنند. چرا باید دروغ بگویم این ضعف خودم است. به هر حال اولین تجربه من در یک فیلم بلند سینمایی است. این بخش میتواند یکی از اشکالاتم باشد. برخی از بازیها توسط این دوستان اصطلاحاً ریپ میزند و مشکل دارد. این بخش را میپذیریم.
* زن ایرانی نمیخواهد ذرهای از شیرینی زندگی کم شود
_یکی از نقاط قوت فیلم این است که بعد از مدتها رابطه زن و شوهری را آنگونه که باید باشد و به عنوان یک ارزش میتوان از آن یاد کرد در این فیلم دیدیم. متاسفانه در فیلمهایی که ساخته میشود فیلمنامه نویس و کارگردان آدرس غلط میدهند بدین معنی که جایگاه زن و مرد را به درستی تعریف نمیکنند یا اگر تعمدی در غلط نشان دادن آن دارند دلیل و نتیجه کافی را به مخاطب در پایان انتقال نمیدهند و مخاطب امروز با دیدن متوالی چنین آثاری کم کم در پیچ تکنولوژی و هجوم فرهنگ غربی جایگاه عناصر یک خانواده را فراموش میکند. «قندون جهیزیه» میتواند دوباره خانواده و همسایه را به یادمان بیاورد چقدر به این موضوع فکر کردید؟
ببینید بگذارید مثالی بزنم. جهیزیه به چه معنا است؟ به معنای شروع زندگی است. جهیزیه که نشانه امید و شروع دوبارهای است توسط زن وارد زندگی میشود قندون هم نشانه شیرینی این زندگی است. زن ایرانی نمیخواهد ذرهای از شیرینی این زندگی کم شود. کما اینکه در فیلم وقتی قندون جهیزیه زن گم میشود به یک باره التهاب و نگرانی آن رامی بینیم.
به شدت دقت داشتیم خانواده در سالن سینما احساس آرامش کند و حرف بیادبی در فیلم زده نشود. واقعاً تمام سنین را در نظرگرفتیم این گونه میشود یک فیلم خانوادگی ساخت. این فیلم واقعیت است واقعیتی که در آن امید وجود دارد و مخاطب لذتش را میبرد.
_البته نشان دادن یک خانواده ایرانی و همچنین رابطه همسایهها در میان فیلمهایی که ساخته میشود و شاهد آن هستیم گم شده بود این فیلم توجه خوبی به این بخش کرده بود.
طراحی صحنه لباس و بسیاری از بخشهای دیگر بازی بازیگران در به وجود آوردن این فضا بسیار تاثیر گذار هستند. روابط در فیلممان کاملاً ایرانی است. طراحی صحنه در راستای فیلم نامه شکل گرفته اگر کمی دقت داشته باشیم متوجه میشویم که لباس زن خانه با گل تزئین شده، وسایل خانه و حتی قندون این زن به گل نقش بسته که نشان از مهر و محبت دارد. در ناخودآگاه ما این موضوع شکل میگیرد که تمام خانه بوی این زن را گرفته و با سلیقه ایرانی او چیده شده است. واقعاً در مورد جزء جزء آکساسوار صحنه فکر شده بود.
* گاهی یادمان میرود که اکبر عبدی بازیگر است
_در میان بازیگران اکبر عبدی نیز حضور مثبتی داشت بیآنکه کارگردان بخواهد از آن برای پر کردن ضعف فیلمنامه استفاده کند و بازی این بازیگر توانا هم کاملاً کنترل شده و حساب شده به نظر میرسید.
اکبر عبدی منت گذاشت بر سر من و در این فیلم حضور پیدا کرد. با شرایط سختی که داشتند در این فیلم حضور پیدا کردند. اکبر عبدی طناز است ما از او خواستیم که غیر از آن چیزی باشد که مخاطب از او انتظار دارد چرا که ایمان داشتیم یک بازیگر چون او میتواند در قالبهای مختلف حضور پیدا کند. در حقیقت همه چیز کنترل شده و طبق قرارمان انجام شد. گاهی یادمان میرود که اکبر عبدی بازیگر است و میتواند نقشهایی را ایفا کند که به آنها فکر هم نمیکنیم. در این فیلم همه چیز تلاش شده برای مخاطب شکل نویی داشته باشد.
*نگار جواهریان گفت «اگر فکر میکنید درست نیست من نباشم؟»
_این نو بودن در بازی بازیگران حس میشود. صابر ابر بازی متفاوتی را ارائه داده است که به خوبی آن را کنترل کرد و در تمام طول فیلم شاهد بازی یکدست او هستیم. نگار جواهریان جزو بازیگران شجاعی است که همواره برای حضور در نقشهای جدید آمادگی دارد اما برای خلق کاراکترش و ساخت تیپ مورد نظرش در بخشهایی از این فیلم به تمارض کردن میافتد که در اصطلاح از قاب تصویر بیرون میزند.
این بخش را نیز قبول دارم در یک الی دو سکانس این مورد وجود دارد. ابتدا باید بگویم که خیلی جسارت داشت که بازی در این نقش را پذیرفت. به نظرم تماشاگر او را بازی او را در فیلم دوست دارد. وی به دلیل مشغلهای که داشت نتوانستیم در پیش تولید از حضورشان استفاده کنیم. تا جایی که خودش گفت: «اگر فکر میکنید درست نیست من نباشم؟» اما حضورشان را مغتنم میدانستیم. این سکانسهای که اشاره داشتم مربوط به ابتدای کار است اما رفته رفته به یکدستی در بازی رسیدند.
* مردم برای شکستن رانت سینما «قندون جهیزیه» را ببینند
حرفهایم را بگذارید به حساب یک فیلم ساز جوان خام، اما اعتقاد دارم در مورد فیلم من بایکوت وجود دارد. در این شرایط تنها خواهش من از مردم این است که موج راه بیاندازند و کمپینی را تشکیل دهند و قندون جهیزیه را ببینند. من خواهش میکنم مردم برای شکستن رانت سینما «قندون جهیزیه» را ببینند. مردم پای «قندون جهیزیه» بایستند.
*در نوشتن فیلمنامه لحظه به لحظه به مردم فکر کردم/ با افتخار تراکت پخش میکنم
خداگواه است که وقتی لحظه به لحظه فیلمنامه «قندون جهیزیه» را مینوشتم به تمام مردم ایران فکر کردم. طی سالها دستیاری تمام شهرهای ایران را دیدهام و هم و غمهایم همین مردم بودهاند به خصوص در زمان نوشتن فیلمنامه که به آنها فکر میکردم برای دیده شدن فیلمم با افتخار تراکت پخش میکنم.
* خبرگزاری فارس از شرافت فیلمم دفاع کند/ این فیلم در مورد اتحاد و همدلی است
از شما میخواهم اینها را بنویسید خواهشاً برای یک بار هم شده علی ملاقلیپور را بیاورید صفحه اول فارس. نه به خاطر خودش به خاطر فیلمی که ساخته و طی ساخته شدنش به تک تک ارزشها و مردم فکر کرده است. خبرگزاری فارس از شرافت فیلمم دفاع کند. این فیلم در مورد اتحاد و همدلی است. همه فیلم را دوست داشتهاند. چند فیلم وجود دارد که این شرایط را داشته باشد؟! امید وارم این بخش از صحبتهایم ابتر نماند.