کد خبر 92127
۱۳۹۴/۰۶/۰۹ ۱۶:۴۰
مصاحبه با رئیس سابق سازمان امنیت افغانستان

اشرف غنی، ویندوز 10 و وزرایش قدیمی هستند

ساعت 24 - افغانستان با مجموعه جدیدی از چالش‌ها رو به رو شده است. از غلبه بر میراث شکست خورده کرزای گرفته تا تلاش برای شکست دادن طالبان مشکل ساز، افعانستان به‌دنبال راهی برای حرکت رو به جلو است. افزون بر چالش‌های پیش‌رو، دولت باید بدون کمک نیروهای ایالات متحده که به مرور در حال ترک افغانستان هستند، بر مشکلات فایق آید.
یکی از معدود افرادی که شاهد این چالش‌ها بوده است، امرالله صالح، مدیر سابق اداره امنیت ملی، سازمان اطلاعات ملی افغانستان است. وی از سال ۲۰۰۴ تا زمان استعفایش در سال ۲۰۱۰ خدمت کرده است. وی درباره مسائل مهم روز افغانستان دیدگاه‌های خود را در مصاحبه با سایت ورلد پالیسی بیان می‌کند.

افغانستان هم‌چنان بسیار ناامن است. درحقیقت، وضعیت کشور با رهبری رئیس جمهور غنی آشفته‌تر از پیش شده است. به نظر شما علت این حجم از ناامنی و عدم انسجام در وضعیت کنونی کشور چیست؟
از من به طور روزانه این سوال پرسیده می‌شود. از دیدگاه من دو علت عمده وجود دارد. نخست این ‌که پاکستان حمایتش را از طالبان گسترش داده است. با توجه به زمان‌بندی شدن خروج نیروهای خارجی از افغانستان و نیز پیش‌بینی‌های احتیاطی که نیروها بر اساس آن‌ها عمل می‌کنند، پاکستانی‌ها براین اعتقادند که چیزی نمی‌تواند جلوی اقدامات آن‌ها در بی ثبات کردن افغانستان را بگیرد. به این ترتیب نیروهای اطلاعاتی پاکستانی و نیروهای ارتش با جسارت بی سابقه‌ای حملات خود را ترتیب می‌دهند. نتیجتا کاهش بیش از حد تعداد نیروهای خارجی موجب کاهش در تعداد و ماهیت عملیات انجام شده توسط آن‌ها شده است. دومین علت، تلاطم سیاسی بوده است که کشور بنا به انتخابات ریاست جمهوری نامناسب و طولانی که در نهایت منجر به تشکیل دولت وحدت ملی شد از سر گذرانده است. اما فراموش نکنید که نیروهای شورشی طالبان از حمایت کشوری دارای انرژی هسته‌ای برخوردار است که اهدافش بر اساس هژمونی، ستیزه‌جویی و افراط‌گرایی در منطقه استوار است و آن کشور همان‌طور که می‌دانید، پاکستان است.

آیا راهی برای خروج از این بحران سیاسی برای افغانستان وجود دارد؟
مطمئن نیستم که کشور در بحران سیاسی قرار داشته باشد. در حال حاضر دولت وحدت ملی پذیرشی گسترده داشته است. مسئله مشروعیت و حقانیت دولت نیست بلکه توانایی و قابلیت آن است. دولت افغانستان تاکنون قادر به ارائه راهکار نبوده است اما این امر الزاما به این معنا نیست که در بحران سیاسی قرار دارد. رهبری دولت کنونی افغانستان در حال حاضر با بحران رهبری و مدیریتی رو به رو است.

شما همواره از مخالفان جنجالی مصالحه با طالبان بوده‌اید. چرا فکر می‌کنید که مصالحه با طالبان ممکن نیست؟
من هرگز مخالف مذاکرات صلح‌آمیز نبوده‌ام. هرگز! من با نوع برگزار شدن این مذاکرات و موضوعات محوری آن‌ها مخالف بوده‌ام. این مذاکرات الزاما مذاکرات صلح آمیز نبوده‌اند، بلکه مذاکراتی برای برآورد کردن منافع طالبان بوده‌اند. این کار نوعی باج دهی است و من با آن مخالفم. من با احراز هویتی جدید برای طالبان و جدا دانستن آنها از تروریست‌ها مخالفم. القا کردن این که این نیروهای مخرب دیگر حامی عقاید و افکار طالبانی نیستند، به معنی صحیح بودن این امر نیست.

پاکستان همواره از طالبان حمایت کرده است و در بی‌ثبات کردن افغانستان نقش داشته است. به نظر شما چرا پاکستان خواستار بی ثباتی افغانستان است؟ پاکستان از ناپایداری افغانستان چه منفعتی کسب می‌کند؟
پاکستان کشوری است که از لحاظ سیاسی ناامن و از لحاظ روانی ناآرام است و دیدگاه استراتژیکی تنگ‌نظرانه‌ای دارد. پاکستان خواستار تساوی با هند است. از دیدگاه استراتژیک پاکستان، اطاعت افغانستان از خواسته‌های پاکستان موجب می‌شود که جایگاه پاکستان در منطقه عمق بیشتری پیدا و به طریقی بر هندوستان فشار وارد ‌کند. آنها هم‌چنین دوست‌ ندارند ببینند که افغانستان سیستمی دموکراتیک داشته باشد. یک نظام دموکراتیک حقیقی و قوی می‌تواند پاکستان را به کشوری از لحاظ فرهنگی و اقتصادی پیرو هندوستان بدل کند. و رهبران پاکستان حاضرند به هر قیمتی از چنین رویدادی اجتناب کنند. درحالی‌که پاکستان ممکن است کشوری دارای دموکراسی به نظر رسد، درواقع دولتی‌است که توسط ارتش اداره می‌شود. در مسائل حاد سیاست خارجی – مسائلی که بالقوه توانایی تغییر سرنوشت ملی پاکستان را دارند- پارلمان کشور تصمیم گیرنده نهایی نیست، بلکه ارتش تصمیم‌گیرنده است.

شایعاتی وجود دارد مبنی بر این‌که مقامات پاکستانی و برخی از دیگر کشورهای خارجی از رهبری حاضر افغانستان خواسته‌اند به شما مقام سیاسی داده نشود. شما از مقامات باقابلیت هستید. چرا پاکستان و متحدانش تا این حد از شما ترس دارد؟
من نیز این شایعه را شنیده‌ام اما مدرک کافی برای اثبات آن ندارم.

براساس مقاله‌ای از بی بی سی، تنها حدود بیست درصد از مردم افغانستان دولت جدید را تایید می‌کنند. تلویزیون طلوع نیز گزارش کرده است که زیر نظر رهبری جدید، میزان فساد در افغانستان افزایش پیدا کرده است. با توجه به این حقایق، آیا دولت وحدت ملی دوامی خواهد داشت؟
به نظر من به نظرسنجی‌های عمومی نمی‌توان چندان اعتماد کرد. چند ماه پیش، آن‌ها گفتند که محبوبیت غنی بیش‌تر از هشتاد درصد است. چیزی که باید توضیح داده شود علت تخریب این محبوبیت است. کاری که این نظرسنجی‌ها انجام نمی‌دهند.

تمامی شخصیت‌های آگاه سیاسی در سرتاسر جهان می‌دانند که سازمان اطلاعات نظامی پاکستان نیروهای طالبان را آموزش می‌دهد، بودجه در اختیارشان قرار می‌دهند و آن‌ها را بسیج می‌کند که بمب‌گذاران انتحاری به افغانستان بفرستند. عملیات انتحاری در هفته‌های اخیر جان صدها نفر از مردم بی‌گناه افغانستان را گرفته است. دولت فعلی به‌نظر می‌رسد در متوقف کردن این حملات ناتوان است. چه اقداماتی را می‌توان برای متوقف کردن فعالیت‌های مجرمانه و تروریستی سازمان اطلاعات نظامی پاکستان در افغانستان انجام داد؟
پاکستان کشور ضعیفی است و از ضعف ذاتی رنج می‌برد. پاکستان به این زودی دست از ترور و حمله در افغانستان بر نمی‌دارد. در نتیجه وظیفه دولت افغانستان است تا با راهکاری دیپلماتیک پاکستان را از مداخله در امور افغانستان بازدارد. ایجاد مشکل کردن برای کشور همسایه چندان کار دشواری نیست.

هنگامی‌که نیروهای ایالات متحده افغانستان را به طور کامل ترک کنند و با توجه به این‌که بخش اعظم بودجه دولت را ایالات متحده تامین می‌کرده است، چه اتفاقی می‌افتد؟
افغانستان یک ایده نیست. کشوری‌است با هزاران سال تاریخ و فرهنگ. درست است که بدون حضور نیروهای خارجی افغانستان مشکلات بیش‌تری خواهد داشت، اما نه حیاتش متوقف خواهد شد و نه در مارپیچ نزولی قرار خواهد گرفت. ما همان‌گونه که تاکنون توانسته ایم، بقای خود را حفظ خواهیم کرد. ممکن است برخی از آرامش‌هایی را که امروز داریم، دیگر در اختیار نداشته باشیم، اما وجودمان را حفظ می‌کنیم.

شما در منصب خود به‌عنوان مدیر اداره امنیت ملی بسیار موفق عمل کردید. چه عواملی در موفقیت شما در این مقام موثر بوده است؟
برای من این تنها یک شغل نیست، اشتیاق درونی من است. برایم دلمشغولی بود. من خود را وقف کارم کرده و خود را از یاد برده بودم. تمام دلمشغولی‌ام این‌ بود که چگونه می‌شود تغییر ایجاد کرد، چگونه می‌شود کارها را به گونه‌ای متفاوت اداره کرد. همواره احساس می‌کردم خود را در صحنه تاریخ کشورمان می‌یابم. برایم هیجان‌انگیز بود و در عین حال موجب غرور و افتخارم بود. اغلب کسانی که با من کار می‌کردند مانند برادرانم بودند و من نیز برایشان همانند برادر بودم. هیچ فضای خشکی وجود نداشت. وقتی هم که صحبت از ایده، ابتکار و انگیزه به میان می‌آمد، چیزی به اسم سلسله مراتب وجود نداشت. برای اشتیاق و اراده به انجام رساندن کاری بزرگ هم سلسله مراتب وجود نداشت. سلسله مراتب فقط به هنگام مسائل حقوقی، منابع و تصمیم‌گیری معنا پیدا می‌کرد. من سازمان را با ساختاری مسطح اداره می‌کردم و هیچ دیواری ایجاد نکرده بودم. من قادر بودم همه را ببینم همان‌طور که همه قادر بودند مرا ببینند. این شیوه رهبری نوعی حس مالکیت در هم‌گی ایجاد کرده بود. این نوعی رهبری جمعی بود. بدون غرور و خودنمایی. همه ما کاری را انجام می‌دادیم. و همه در کنار هم به آن ایمان داشتیم.

نظر شما درباره رهبری رئیس جمهور غنی چیست؟ به عقیده شما تفاوت اصلی ریاست جمهوری غنی و کرزای در چیست؟
من نمی‌خواهم درباره رئیس جمهور سابق آقای کرزای اظهارنظر کنم. عقیده دارم رئیس جمهور غنی باید فضایی به وجود آورد که در آن حس وفاق و جمع‌گرایی وجود داشته باشد. برای نیل به این هدف وی باید بخش‌هایی از ظرفیت ذهنی و حرفه خود را فدا کند. او بسیار باهوش است و بدون شک می‌داند باید چه کار کند. با این وجود وی نمی‌خواهد دیگر افراد باذکاوت اطرافش را شناسایی کرده و از دانش و تجربیات آن‌ها یاد بگیرد. برای وی تحمل مقاماتی که در جهان‌بینی، با او هم‌عقیده‌ نیستند، دشوار است. رئیس جمهور غنی دارد تلاش می‌کند دانشش را به طور دقیق به کابینه‌اش منتقل سازد و این امری بسیار دشوار است. اگر بخواهم از مقایسه‌ ایشان استفاده کنم باید بگویم، آقای غنی مایکروسافت ۱۰ است و برخی اعضای کابینه‌اش ورد پرفکت قدیمی هستند! این خود نوعی عدم مطابقت است. آیا او خود را تغییر می‌دهد یا کابینه‌اش را با پیش فرض خودش تنظیم کرده و ارتقا می‌دهد؟؟ نمی‌دانم.

مرگ ملاعمر چه تاثیری بر طالبان خواهد گذاشت؟
ملا عمر هیچ وقت در طرح ریزی‌های استراتژیک و برنامه‌ریزی برای عملیات نقش چندانی نداشته‌است. او یک افسانه بود و در همان فضای افسانه‌وار باقی ماند. در گذشته و حال این سیستم اطلاعاتی پاکستان بوده است که به طالبان خط می‌داده است. با این‌حال با رفتن این شخصیت افسانه‌ای، رهبری جدید باید مشروعیت خود را تثبیت کرده و اثربخشی‌اش را روی زمین به نمایش بگذارد. کار آسانی نیست. بدون شک مرگ عمر، طالبان را تضعیف کرده است و هم‌چنان تضعیف خواهد کرد. انشاالله.

آیا کشمکش قدرت در بین اعضای طالبان می‌تواند باعث تقویت داعش در افغانستان گردد؟
در افغانستان داعش وجود ندارد.

لطفا کمی درباره جنبشی که شما موسس آن بوده‌اید صحبت کنید. جنبش شما چه دسته ای از فعالیت‌ها را انجام‌ می‌دهد؟
روند سبز افغانستان (AGT) سه هدف اصلی را دنبال می‌کند. نخست، افراط‌زدایی و مبارزه با گروه‌های افراطی، دوم توانمندسازی جوانان و در آخر مبارزه با فساد، نخبه‌گرایی و بی‌عدالتی. ما حدودا هشتاد هزار عضو و داوطلب داریم. گروه ما به‌خاطر قدرت خیابانی، دفاع، بهره‌وری و موضع و دید پان افغان، شناخته شده است.

اگر مجبور بودید بین آزادی و دموکراسی و نظم و امنیت یکی را انتخاب کنید، انتخاب شما کدام بود؟ چرا؟
همه این‌ها برای حیاتی شاد و عدالتمند لازم‌اند و من مایلم که همه آن‌ها را انتخاب کنم. ما افغان‌ها، باید از همه آن‌ها برخوردار باشیم. ما استحقاق آن‌ها را داریم. من در سراسر زندگی‌ام برای این حقوق جنگیده‌ام و تا زمانی‌که همه این حقوق را تصرف نکنم به مبارزه‌ام ادامه خواهم داد.

اخبار مرتبط

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.

ویترین

سام
چینی زرین

ویژه
تریبون

تازه ترین اخبار
بیشتر

تبلیغات متنی

بانک