کد خبر 92223
۱۳۹۴/۰۶/۱۰ ۰۸:۵۲

چیزهایی که ممکن است درباره اقتصاد کوبا ندانید

مترجم: مازيار معتمدي
در دسامبر ۲۰۱۴ وقتي روابط بين ايالات متحده و كوبا دوباره از سر گرفته شد، اقتصاد كوبا هم جان تازه‌اي گرفت. حالا سفارت امريكا در هاوانا دوباره افتتاح شده است. سفر و رفت و آمد كمي آسان‌تر شده و پاپ فرانسيس، سپتامبر از اين كشور بازديد خواهد كرد. بنابراين به نظر مي‌رسد تنها اميد براي تجارت و فراتر از آن پيش روي كوباست. اما براي اينكه بفهميم كوبا ممكن است كجا برود، بايد درك كنيم كه اقتصاد، مردم، دولت و بازار آن كجا بوده‌اند.
سرانه توليد ناخالص داخلي كوبا در سال ۲۰۱۵ تقريبا همان مقداري است كه در سال ۱۹۸۵ بود. خلاصه تاريخ اقتصادي اخير كوبا اين است كه در فصل آخر سال ۱۹۸۴ به اوج خود رسيد و طي نيمه دوم دهه ۱۹۸۰ به آرامي شروع به افول كرد. بعد هم در چهار سال اول دهه ۱۹۹۰ با سقوطي فاجعه‌بار مواجه شد. تا جايي كه مي‌توان تخمين زد، يك سوم اقتصاد كشور در اين دوره از بين رفت و بهبود آرامي به دنبالش آمد. در دهه ۲۰۰۰ وقتي ونزوئلا شروع به تامين نفت خام با قيمت پايين كرد، افزايشي ديده شد و اين افزايش درست قبل از بحران اقتصادي ۲۰۰۹-۲۰۰۸ به اوج خود رسيد. بعد از ۲۰۰۹، اقتصاد كوبا حقيقتا بهبود نيافت. در كل، اقتصاد اين كشور در حد همان رشد ۲ درصدي ظاهري خود باقي ماند، اما با توجه به غيرقابل اعتماد بودن آمار كوبا مي‌توان گفت اين رقم بايد به صفر نزديك‌تر باشد.
جمعيت كوبا كه حالا حدود ۱۱.۲ ميليون نفر است، دارد كاهش پيدا مي‌كند و به سرعت پير مي‌شود. براي درست كردن اين وضع، كشور نيازمند مردمي است كه در اوج نيروي كاري خود قرار داشته باشند اما اين همه واقعيت آمار جمعيتي كوبا نيست. كوبا دارد مدرسه‌هاي ابتدايي را مي‌بندد و خانه سالمندان باز مي‌كند، دارد بخش‌هاي كودكان را مي‌بندد و بخش افراد مسن باز مي‌كند. اين براي رشد اقتصادي يك بار سنگين است، اما فعاليت و فرصت تجاري هم به وجود مي‌آورد: كوبا حالا ناگهان نيازمند ساخت جوامع بازنشسته‌ها شده است. اين كشور نشان مي‌دهد تا سال ۲۰۳۰ جمعيتي ۱۰.۸ ميليون نفري خواهد داشت و قرار است از حدود دو ميليون نفر بالاي ۶۰ سال به ۳.۲۵ ميليون نفر تا سال ۲۰۳۰ برسد. اما همه‌چيز هم تا اين حد غم‌زده به نظر نمي‌رسد. اميد به زندگي در كوبا تقريبا به ميزاني است كه انتظار ديدنش را در امريكاي شمالي يا اروپاي غربي داريد: به اين معني است كه درجه آموزش خوب است. به اين معني است كه دسترسي به حمايت از سلامت پايه‌اي و باكيفيت وجود دارد. به اين معني نيست كه مي‌توانيد هر روز يك ضيافت برگزار كنيد، بلكه نيازهاي پايه‌اي تغذيه‌اي تامين مي‌شود. موقعيت‌هايي براي ورزش وجود دارد. اينها چيزهايي هستند كه به رفاه كمك مي‌كنند و نيازمند سازمان‌دهي موثر بسياري هستند.
وقتي تمام اين قطعات را حول محور آموزش و حمايت از سلامت كنار هم مي‌گذاريد، مشخص است كه كوبا يكي از قهرمان‌هاي احتمالي سرمايه‌گذاري در زمينه توسعه سرمايه‌هاي انساني است، اما در ۵۰ سال گذشته بازگشت اقتصادي بسيار پاييني از سرمايه‌گذاري‌هايش در اين زمينه داشته است. اگر شما چه در كمپاني خود و چه در كشور خود روي سرمايه انساني حساب باز كنيد، در صورتي كه انگيزه درست داشته باشيد، سرمايه‌گذاري‌تان دير يا زود جواب مي‌دهد. به عبارت ديگر، نيازمند يك طراحي سازمان‌دهي‌شده خوب هستيد تا تمام اين مردم خوب تمرين ديده‌شده و تحصيل‌كرده بتوانند كارشان را انجام بدهند. اين دقيقا چيزي است كه كوبا ندارد. اما يك نيروي كاري خيلي خوب تعليم‌داده‌شده دارد. احتمالا بهترين و تعليم‌داده‌شده‌ترين نيروي كاري با پايين‌ترين قيمت كاري را دارد كه هر سرمايه‌گذاري مي‌تواند در دنيا پيدا كند. شما مي‌توانيد چنين افراد درجه يكي را در سنگاپور هم پيدا كنيد، اما آنها ارزان نخواهند بود.
اين مساله با وجود زيرساخت‌هاي بسيار ضعيف كشور حقيقت دارد. در كوبا، به ازاي هر ۱۰۰ نفر تنها ۷ كامپيوتر وجود دارد كه يكي از پايين‌ترين ارقام در قاره امريكاست. دسترسي به اينترنت در كوبا بسيار گران‌قيمت است. اين مساله را در نظر داشته باشيد كه وقتي حقوق متوسط ماهانه در كوبا را به دلار تبديل كنيد، معادل كمي پايين‌تر از ۲۰ دلار در ماه خواهد بود. بعد به اين فكر كنيد كه در كشوري مانند ايالات متحده مردم براي دريافت خدمات پخش آنلاين شركتي مانند نت‌فليكس چقدر پول پرداخت مي‌كنند. براي بسياري از كوبايي‌ها، حتي اگر بخواهيم با تخفيف حساب كنيم، نيمي از درآمد ماهيانه امريكايي‌ها به نت‌فليكس مي‌رسد.
پس كوبا چطور پول مي‌سازد؟ منبع اصلي سود فعلي اين كشور، صادرات خدمات حفاظت از سلامت به وسيله فرستادن دكترها، پرستاران و متخصصان حمايت از سلامت به كشورهايي از جمله ونزوئلا و برزيل است – قلمي كه اين كشور هنوز در آمار رسمي منتشرشده‌اش چاپ نمي‌كند. منبع اصلي تبادل كوبا با جهان ديگر نيشكر نيست. اين كشور توريسم – از جمله ساحل و خورشيد و يكي از آخرين سيستم‌هاي سياسي ژوراسيكي دنياي كمونيست – دارد اما دارايي اصلي‌اش مغز مردمانش است. اين كشور مي‌تواند موقعيتي ايده‌آلي براي سازمان‌هاي حفاظت از سلامت و همچنين علوم كاربردي، بيوتكنولوژي و صنايع دارويي باشد.
از دهه ۱۹۶۰ تا به حال تحريم‌هاي ايالات متحده در زمينه‌ مبادلات اقتصادي با كوبا پابرجا بودند. سفر توريستي امريكايي‌ها هنوز هم محدويت‌هايي دارد. ساحل رفتن چيزي است كه رييس‌جمهوري ايالات متحده هم نمي‌تواند اجازه‌اش را بدهد چون نيازمند يك لايحه در كنگره امريكاست. كنگره در سال ۲۰۰۰ تصميم گرفت توريسم ساحلي را ممنوع كند و رييس‌جمهوري هم هيچ قدرتي در اين زمينه نداشته باشد. حالا با وجود اينكه مردم بيشتري اجازه بازديد از كشور را دارند، هنوز هم نمي‌توانند به ساحل بروند. اما در سمت صادرات، پرزيدنت جورج دبليو. بوش اواخر سال ۲۰۰۱ تحت صلاحديد رياست‌جمهوري اجازه صادرات كشاورزي امريكايي به كوبا را داد كه مقدار آن بين سال‌هاي ۲۰۰۲ و ۲۰۱۴ از ۵ ميليارد دلار عبور كرد. اما نكته‌اي كه عجيب است اين است كه از زمان اعلانيه پرزيدنت اوباما، صادرات امريكا به كوبا به ميزان بيش از يك سوم كاهش پيدا كرد. رشد قوي داد و ستد بين امريكا و كوبا هنوز صورت خارجي به خود نگرفته است. كوبا بخش خصوصي دارد كه آن را «بخش غيردولتي» مي‌نامد. اين بخش شامل شركت‌هاي گوناگون (شركت‌هاي خارجي و دولتي) و يك «بخش خوداستخدامي» مي‌شود. با استناد به گزارش پرزيدنت رائول كاسترو به انجمن ملي كوبا در ماه جولاي امسال، با جمعيتي كمتر از ۱۱.۲ ميليون نفر، بيش از ۵۰۰ هزار نفر در اين كشور پروانه خوداستخدامي دارند. حساب سرانگشتي محققان كوبايي كه درباره اين مساله تحقيق مي‌كنند اين است كه به ازاي هر پروانه بطور ميانگين چهار نفر هستند كه بطور قانوني استخدام مي‌شوند كه يعني دو ميليون نفر در بخش خوداستخدامي مشغول به كار هستند. يكي از دلايل اينكه عدد ميانگين كارمندان چهار نفر است اين است كه وقتي به پنج يا تعداد بيشتري از كارمندان مي‌رسيد، ميزان ماليات‌تان بالاتر مي‌رود. سيستم جمع‌آوري ماليات دولت كوبا ابتدايي است. ماليات شخصي در كوبا وجود ندارد. ماليات بر شركت در كوبا وجود ندارد. ماليات افزوده بر ارزش در كوبا وجود ندارد. ماليات فروش در كوبا وجود ندارد. اما مالياتي براي تعداد كارمندان وجود دارد. اين سيستم مالياتي باعث سست‌شدن رشد اقتصادي و شغلي مي‌شود.
دولت كوبا ليستي از مشاغل را تهيه كرده كه اسما اجازه ورود به آنها وجود دارد؛ تمام مشاغل ديگر ممنوع هستند يا تنها براي شركت‌هاي دولتي رزرو شده‌اند. شغل‌هاي مجاز شامل لوله‌كشي و سيم‌كشي برق مي‌شوند. اينها كارگران تعليم‌ديده هستند، اما اين ليست به ندرت شامل كساني مي‌شود كه در دانشگاه درس خوانده‌اند. در نتيجه در كشوري كه تا اين حد روي توسعه سرمايه انساني خود سرمايه‌گذاري كرده، عملا اگر دانشگاه رفته باشيد، بايد براي دولت كار كنيد.
از روي داد و ستد كوبا مي‌توان همكاران بين‌المللي‌اش را شناخت. در سال ۲۰۱۳، كوبا با احتساب دلار ايالات متحده، ۳۴۳ ميليون دلار به چين صادر كرد و ۱.۵ ميليارد دلار از آن كالا وارد كرد. در تضاد با اين مساله، اين كشور ۸۱ ميليون دلار به برزيل صادر كرد و ۶۱۴ ميليون دلار وارد كرد. كوبا ۲.۳ ميليارد دلار به ونزوئلا كه شريك اصلي‌اش است صادر كرد و ۴.۸ ميليارد دلار از آن وارد كرد.
ممكن است بعضي مواقع به آساني بتوان نسبت به قابليت خارق‌العاده رهبران سياسي كوبا بي‌توجه بود. آنها در مديريت سياست‌هاي خود شديدا توانا هستند. آنها توانسته‌اند در قدرت باقي بمانند. چه كسي مي‌دانست كه تمام رژيم‌هاي كمونيستي در اروپا سقوط خواهند كرد و تنها كوبا و چهار رژيم آسياي شرقي ديگر باقي خواهند ماند؟ كوبا يك نيروي كاري بسيار بسيار خوب تعليم‌داده‌شده و همچنين شواهد آشكار از پتانسيل سرمايه‌گذاري دارد. اگر رهبران آن بتوانند محدوديت‌هاي سرمايه‌گذاري‌اش را از بين ببرند، انگيزه‌هاي درست را به وجود بياورند و سيستم مالياتي آن را اصلاح كنند، اين كشور مي‌تواند با رشد قابل توجهي روبرو شود. اما انتظار داشتن تمام اين تغييرات از دولتي منزوي و ملتي جزيره‌نشين كه در زمان گير كرده، كمي بيش از حد است.
منبع: هاروارد بيزنس ريويو

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.

ویترین

سام
چینی زرین

ویژه
تریبون

تازه ترین اخبار
بیشتر

تبلیغات متنی

بانک