گفتوگو با «علی مروی»، رئیس کمیسیون انرژی مجلس
تامین آب کرمان از گسل هیمالیا
قوه قضائیه انتشار جزئیات پرونده بابک زنجانی را مصلحت نمیداند
div align="justify">با مجلس بیگانه نبود، اما چند سالی در یکی از اتاقهای ساختمان قدیمی نفت، در مقام معاون وزارتخانه مشغول به کار شد. انتخابات دور نهم مجلس که آغاز شد، در فهرست اولین نفرهایی قرار گرفت که از سمت خود استعفا دادند تا بار دیگر بر یکی از صندلیهای بهارستان تکیه بزند. اینبار راه دشوارتر بود؛ از شرایط اقتصادی و سیاسی کشور که بگذریم شرایط درونی مجلس و بهویژه کمیسیون انرژی هم با حضور میرکاظمی، وزیر نفت دولت دهم، کمی متفاوتتر بود. قطعا بر هیچکس پوشیده نبود که میرکاظمی سکاندار کمیسیون انرژی خواهد بود و رقیبی برای این میدان دیده نمیشد. نگاه سیاسی و تعصبهای مدیریتی وزیر سابق نفت بالاخره وی را به حاشیه کشاند و رأی بر ریاست دیگری داده شد. تنشها آرام گرفت و نگاههای کمیسیون انرژی به مدیریت دولت نرمتر شد. علی مروی ریاست کمیسیون انرژی مجلس نهم را برعهده گرفت و تاکنون نیز بر این مسند تکیه زده است. چند ماهی است که کمیسیون انرژی مجلس از حاشیهها فاصله گرفته و سعی دارد مسائل روز را در قالب کارشناسی واکاوی کند. بابک زنجانی، قرارداد کرسنت و سوآپ نفت که میرکاظمی در آن دستی بر آتش دارد، از جمله حاشیهسازترین مسائلی بوده که از ابتدای تأسیس مجلس جمهوری اسلامی تاکنون در کمیسیون انرژی به آن پرداخته شده است. شاید برای همین باشد که «شرق» به سراغ «علی مروی»، رئیس کمیسیون انرژی مجلس، رفت تا از جزئیات اتفاقهایی بشنود که شاید رازآلود و پر از ابهام باشد، اما رئیس کمیسیون انرژی مجلس نهم در گفتوگو همواره سعی دارد از حاشیههای سیاسی فاصله بگیرد، اما نگاهش و لحن صحبتش از برخی وقایع و اتفاقهای کمیسیون که حاشیههایی داشته، حکایتها دارد. رئیس کمیسیون انرژی مجلس نهم ظاهرا اینبار نیز تصمیم دارد مجددا در انتخابات دور دهم حضور یابد هرچند خودش از اطمینان کامل دراینباره نمیگوید. محبوبنبودن مجلس نهم به نسبت مجلسهای پیشین، دلایل حضور وی در مجلس، هزینه تبلیغات نشستن بر صندلی بهارستان، بررسی عملکرد کمیسیون انرژی و دغدغههای آبی کشور از جمله مواردی است که «مروی» به آنها پاسخ میدهد.
آقای مروی با توجه به اینکه شما در صنعت نفت از جایگاه خوبی برخوردار بودید چه اتفاقی افتاد که به فکر حضور مجدد در مجلس افتادید و سمت دولتی را رها کردید؟
یک نکته مهم درخواست مردم بود؛ مردم بهشدت دنبال این بودند که مجدد وارد مجلس شوم و من این را حق مردم میدانستم. همان زمان هم که در نفت بهعنوان یکی از معاونتها مشغول به فعالیت بودم بازهم حضورم در آن جایگاه را مدیون حمایت مردم میدانستم. وقتی برای اولینبار در انتخابات مجلس شرکت کردم مردم براساس سابقه کاری و شناختی که نسبت به من داشتند، به من رأی دادند و با کمترین هزینه نماینده مردم شدم. در آن زمان بنده تنها ٨٠ هزار تومان آنهم برای خرید کاغذ و چاپ هزینه کردم و مابقی موارد با کمکهای مردمی صورت گرفت. اما خوشبختانه در دور بعدی مجلس که برای دومینبار در انتخابات شرکت کردم، نسبت به دور اول ٢٢هزار رأی بیشتر به دست آوردم. در دوره نهم مجلس هم با درخواست مردم در انتخابات شرکت کردم. بنابراین تفاوتی که بین نمایندگی و جایگاه اداری من وجود داشت این بود که نمایندگی جایگاه خدمت است و سِمَت معاونت پارلمانی وزارت نفت به اندازه یک حوزه معاونتی یک وزارتخانه بود ولی در مجلس وسعت کاری فرد به اندازه کشور و حتی فراتر از کشور است. اطلاعات و تجربیاتی که در طول دوران خدمت، چه در دوران نمایندگی و چه در معاونتهای مختلف وزارتخانهها، کسب کردم این احساس را ایجاد کرد که در مجلس میتوانم مؤثرتر باشم، به همین دلیل بود که بعد از مراجعات بسیار زیاد مردم، مجدد وارد مجلس شدم. بنده باور دارم اگر شرایط کشور خیلی بهتر از این بود، کمیسیون انرژی میتوانست تصمیمات خیلی بهتری برای کشور بگیرد ولی بههرحال، محدودیتهای ایجادشده دست ما را هم برای شهرستانها و هم برای کشور بسته است.
در انتخابات دور دهم مجلس شرکت خواهید کرد؟
در این رابطه هنوز تصمیمی نگرفتهام. ولی درخواست دوستان به جز خانواده که بهشدت مخالف حضور بنده در مجلس بوده و هستند، براین اساس است که مجددا در دور بعدی انتخابات شرکت کنم.
آقای مروی این ٨٠هزار تومانی که در رابطه با هزینه تبلیغات بیان کردید، برای تبلیغات کدام دوره از مجلس بود؟
در دوره چهارم مجلس بوده است.
برای تبلیغات در انتخابات دور نهم مجلس چقدر هزینه کردید؟
در دوره نهم در رابطه با هزینه تبلیغات اجازهای به من داده نمیشد که خیلی وارد کار شوم و بیشتر در بحثهای ارتباط مردمی و رفتوآمدها بودم و در آخر هم به من نگفتند چه مقدار هزینه تبلیغات بابت نمایندگی دوره نهم بنده پرداخت شده است. البته همه دوستان از همان دور اول ورود به مجلس بهعنوان خط قرمز بنده میدانستند که نباید به نحوی در تبلیغات عمل شود که فردا بدهکار کسی شویم. درواقع در حدی کمک تبلیغاتی گرفته شد که با میل، رغبت و علاقه باشد و سپس تعهدی برای آدم ایجاد نکند. در دور نهم مجلس هم بیشتر هزینهها از سوی خانواده و دوستان نزدیک صورت گرفت.
اگر خانواده مخالف حضور شما در مجلس هستند، پس چگونه با وجود این مخالفتها همچنان مُصر به حضور در مجلس هستید؟
از یکی از علما سؤالی پرسیدم که خانواده و نزدیکان مخالف حضور من در مجلس هستند ولی جمع قابلاعتنایی از مردم درخواست دادهاند که وارد این حوزه کاری بشوم. باید چه کنم؟ ایشان در پاسخ به این سؤال گفتند که شما باید نظر مردم را به خانواده ترجیح دهی. زمانی که این را گفتند وارد شدیم و زمانی که وارد شدیم یکی از برادرها که مخالف بود با قوت وارد شد. برادرهای من با وجود مخالفت، در انتخابات با قوت وارد شدند و در همه زمینهها کمک کردند و الان هم در مجلس هستند و نیازی به کمک من ندارند. حتی خود آنها بیشتر از من به مردم کمک میکنند.
یکی از نقدهایی که به این دور مجلس و بالاخص کمیسیون انرژی مجلس وارد میشود انتخاب نمایندگانی برای حضور در این کمیسیون است که از تخصصهای دیگر به غیر از صنعت انرژی برخوردارند و همین امر را بر تصمیمگیریهای صورتگرفته بیتأثیر نمیدانند. نظر شما در این خصوص چیست؟
از آنجا که مجلس بهعنوان یک دانشگاه مطرح است و به همه نوع اطلاعات میتوان در آن دسترسی پیدا کرد فقط انگیزه و علاقه لازم است تا به هر سمتی که تمایل دارید، بروید و اطلاعات لازم را کسب کنید. ضمن آنکه در کمیسیون مجلس کار فنی و تخصصی انجام نمیشود بلکه فعالیتهای کلان مدیریتی و تصمیمگیریهای اساسی انجام میشود و میتوان از کارشناسان مختلفی که حضور دارند استفاده کرد. به هر حال دوستانی که حضور دارند عموما از حوزههای مناطق نفتخیز و گازخیز هستند و آشنایی با مسائل مربوط به نفت و گاز دارند و در عین حال انگیزه و علاقه هم داشتهاند. مواقعی هم جلسات علمی و تخصصی برگزار میشود تا متخصصان مسائل را به صورت کارشناسانه توضیح دهند.
درحالحاضر هم در هر جلسهای که تشکیل میشود، متخصصان مربوطه حضور دارند و نظرات خود را مطرح میکنند. در واقع کمک فکری، علمی و فنی نهتنها در کمیسیون انرژی بلکه در همه کمیسیونها وجود دارد. بنابراین مهم این است که نمایندگان انگیزه لازم را از زمان ورود به کمیسیون داشته باشند تا بتوانند بهخوبی فعالیت و اطلاعات لازم را کسب کنند.
آقای مروی بیش از سه سال از فعالیت مجلس نهم میگذرد. کمیسیون انرژی در این مدت چه کار کرده است؟
همانطور که میدانید یکی از مهمترین وظایف و البته شاخصهای اصلی کمیسیون انرژی بحث نظارت بر عملکرد دولت است که سعی داشتیم به خوبی به این مسئله جامه عمل بپوشانیم. از سوی دیگر به دلیل رابطه مستقیم کمیسیون انرژی با بخش آب، برق و گاز که مستقیما مردم از آنها بهره میبرند در این مدت سعی شده تا با ارتباط با دستگاههای ذیربط مشکلات مردم در این بخش مرتفع شود.
فکر میکنید مهمترین مشکل این روزهای کمیسیون انرژی چیست؟
این روزها درگیر مشکلات مربوط به آب هستیم. اگرچه دنیا هم با چالش و بحران جدی آب روبهرو شده و این تنها به کشور ما خلاصه نمیشود اما این مسئله برای ما یک بحران جدی تلقی میشود. بنابراین پیگیر هستیم تا با اقدام به موقع و نظارت بر اجرای درست برنامهها بتوانیم کمبود آب کشور را مدیریت کنیم.
به نکته خوبی اشاره کردید. وزیر نیرو در تلاش است تا مجلس را متقاعد به افزایش قیمت آب و برق کند. موضع کمیسیون انرژی دراینباره چیست؟
متعادلکردن قیمت در یک شرایط اقتصادی مناسب اتفاق خوبی است، اما با توجه به اینکه درحالحاضر در جامعه ما سطح شرایط زندگی مردم در وضعیت مطلوبی قرار ندارد، کمیسیون انرژی هم با این افزایش قیمتها موافق نیست. بنابراین بهدنبال راههای دیگری از جمله بحثهای مدیریتی هستیم. اگرچه نباید فراموش کرد که در همین شرایط هم اگر مردم با دستگاهها بهخصوص در بخش آب همکاری لازم را کنند بسیاری از مشکلات حل خواهد شد.
نقش مدیریت آب را پررنگتر میدانید یا همکاری مردم؟
آمارها نشان میدهد فقط ١٠درصد مصرف آب در بخش آب آشامیدنی است و مابقی آن در بخش کشاورزی مصرف میشود. البته بخش صنعت هم از آب استفاده میکند، اما درصد آن بسیار ناچیز است. شاید اگر بخش کشاورزی تنها ١٠درصد مصرف خود را مدیریت کند و مردم هم چیزی حدود دو تا سه درصد مدیریت مصرف را لحاظ کنند مشکلات برطرف شود. بنابراین همراهی و همکاری مردم با دستگاههای خدماتی مانند آب، برق و گاز خیلی میتواند نقش جدی و اساسی را ایفا کند.
منظور از مشکلات مدیریتی که بیان کردید، چیست؟
مدیریت منابع آب از جمله مباحث مهم است، بنابراین باید آب را به درستی استحصال، منتقل و مصرف کنیم. همچنین چگونگی توزیع آب هم از جمله موارد مهم است. درحالحاضر یکی از مشکلاتی که با آن روبهرو هستیم استفاده بیش از حد مجاز از منابع زیرزمینی است که به نظر میرسد بیشتر از مدیریت نادرست آب باشد. هرچند منظور از بحث مدیریتی زیرسؤالبردن شخص یا افراد خاصی نیست بلکه برنامهریزی، ساماندهی و تصمیمگیری در خیلی موارد اشکال داشته است. بهعنوان مثال مهار آبهای سطحی مخصوصا مهار آبهای مرزی از جمله بحثهای مهمی است که باید بیشتر به آن پرداخت. متأسفانه زیاد به این موضوع پرداخته نشده تاجاییکه برخی از متخصصان آبی داخلی و حتی خارجی از فرار آبهای زیر سطحی خبر میدهند و گزارشهای آن به دست ما رسیده است. در حال حاضر یک منبع آبی از گسل واقع در هیمالیا سرچشمه میگیرد. این منبع آب از زیرخاک افغانستان و از حدود ١٨کیلومتری زابل به سمت کرمان حرکت میکند و سپس به دریای عمان سرازیر میشود. بنابراین ما میتوانیم با برنامهریزی درست از این آبهای زیرزمینی برای کمبود آب در استان خشکی چون کرمان بهترین بهرهبرداری را داشته باشیم.
روی این گسل تحقیقاتی صورت گرفته؟ کمیسیون انرژی بررسیای روی این موضوع داشته است؟
فردی که این مطالعه و به دنبال آن اقداماتی را هم انجام داده بود، تأکید میکرد در ساوه که شهری خشک است و بهشدت با کمبود آب مواجه است، بر روی همین گسل چاهی را حفر کرده که حدود ٨٠ متر عمق دارد. این فقط یک نمونه است، گسلهای فراوان دیگری هم وجود دارد که ما میتوانیم از این گسلها استفاده کنیم. یکی از طرحهای مطالعاتی که انجام شده ولی تاکنون تکمیل نشده و در حال پیگیری هستیم، انتقال آب از دریای عمان به کویر است.
انتقال آب از چه دریاهایی به کشور مطرح است؟
با توجه به اشاره رئیسجمهور، کمیسیون انرژی در حال بررسی انتقال آب از دریای خزر، دریای عمان و انتقال آب از تاجیکستان است. ما این موارد را بررسی میکنیم و امیدواریم به یک نکته مشترک بین مجلس، دولت و کارشناسان و مرکز پژوهشهای مجلس برسیم که آیا این مطالعات عملی و اجرائی هستند یا خیر. بنابراین تمام حوزههایی که مطالعه کردیم را در کمیسیون جمعبندی میکنیم و نظرات مختلف را میشنویم و براساس نظرات، درآخر تصمیمگیری میکنیم.
بحث مربوط به دریای عمان را چه کسی پیشنهاد داده است؟
بحث مربوط به دریای عمان از گذشته مطرح بوده، کمیسیون انرژی پیشنهاد داده، وزارت دفاع و مرکز پژوهشها و درنهایت مجمع تشخیص مصلحت نظام هم روی این موضوع بررسیهایی داشتهاند. بنابراین حوزههای مختلف مطالعاتی را انجام دادهاند اما درنهایت ما همه این موارد را جمعبندی میکنیم سپس نتیجه نهایی را به دستگاه مربوطه ارجاع میدهیم و اجرای صحیح آن را بهطور جدی پیگیری میکنیم.
آقای دکتر، مشکلات آبی کشور پررنگتر شده و دراینبین بهنظر میرسد برخی از نمایندگان از نگاه ملی فاصله گرفتهاند و بیشتر سعی دارند مشکلات استان خود را در اینباره مرتفع کنند. بهنظر شما اینطور نیست؟
یکی از نکات مربوط به مدیریت منابع آب همین است. نهادهای نظارتی و دولت باید نیازهای واقعی را بررسی کنند که چه نیازهایی با چه مقدار ظرفیت و توانایی وجود دارد. البته نکتهای که درباره نمایندگان اشاره کردید، نمایندگان در رابطه با آب آشامیدنی هیچ حرفی ندارند. اگر آب آشامیدنی را برخی استانها نداشته باشند و استان دیگر این آب آشامیدنی را داشته باشد، حتما این همراهی برای این کار وجود خواهد داشت. ولی در بحث مربوط به کشاورزی، معتقد هستند عدالت باید اجرا شود و ما هم به دنبال این هستیم با عدالت رفتار شود. بهطوری که حوزه آبریز باید مشخص شود و همه باید همکاری و کمک لازم را بکنند.
در برخی از مواقع دیده میشود به دلیل اختلافات حوزهای نمایندگان با وزارت نیرو و نگاه استانی، وزیر نیرو تهدید به استیضاح میشود. دراینمیان نقش کمیسیون انرژی میان دولت و نمایندگان دیگر کمیسیونها چگونه است؟
از آنجایی که کمیسیون میتواند بحثهای کارشناسی را مطرح کند، سعی میکنیم در چنین مواردی بحثها و نظرات کارشناسان خبره را دریافت کنیم، سپس نظر خود را اعلام کنیم. اما نباید فراموش کرد بههرحال نمایندگان از اهرم و مهرههایی که در دست دارند، استفاده میکنند. حال ممکن است به صورت تذکر، سؤال، تحقیق و تفحص یا حتی استیضاح باشد. البته این در شرایطی است که قانع نشوند ولی اگر دستگاه استدلال منطقی داشته باشد، بدون شک نمایندگان قانع میشوند. گاهی کوتاهیها، کمکاریها و بیتوجهیهایی میشود که نمایندگان هم قانع نمیشوند. والا اگر استدلال قوی وجود داشته باشد و دستگاهها کار خود را بهطور منظم انجام داده باشند، دلیلی برای سماجت نمایندگان وجود نخواهد داشت. البته در خیلی موارد شاهد کوتاهی دستگاهها هستیم، مثلا به قولهایی که دادهاند عمل نکردهاند و این مسئله باعث دلخوری نمایندگان میشود ولی اگر برخورد اول کارشناسی و منطقی باشد، قطعا نماینده حرفی برای گفتن نخواهد داشت.
این روزها با نزدیکشدن به اتمام مجلس نهم، اظهارنظرهایی درباره ضعیف عملکردن مجلس نهم به نسبت مجلس هشتم، هفتم یا حتی ششم، مطرح است. نظر شما چیست؟
من از دوره چهارم یا بهعنوان نماینده یا معاون پارلمانی در مجلس حضور داشتم یا به طریقی در ارتباط با مجلس بودهام و نمیتوان اینگونه قضاوت کرد. اتفاقا در این دوره سطح تحصیلات نمایندگان بالاتر است و حتی دورههای مدیریتی بیشتری گذراندهاند و کارایی بیشتری دارند. مثلا در سالهای قبل نفت ١٢٠ دلار بود اما مجلس نهم با نفت ٤٠ دلاری تصمیمهای بودجهای کشور را گرفته است. درحالحاضر مردم توقع بسیاری دارند ولی دستگاهها نمیتوانند همه را برآورده کنند. بنابراین همه تصمیماتی که در مجلس گرفته میشود، اجرای آن برعهده دولت است. مجری قوانین دولت است و حاصل آن باید خدمت به مردم باشد.
اما آقای دکتر، حدود یکسال و خردهای از شروع مجلس نهم، نفت همچنان در مرز ١٢٠ تا ١٤٠ دلار قرار داشت.
بههرحال، شروع مجلس نهم، تقریبا همزمان با تحریمها و کاهش درآمدها بود. به خاطر دارم در سال ٩١ و در اواخر دولت احمدینژاد که مصادف با سال اول مجلس نهم بود، برای بررسی بودجه خراسان به سراغ معاون برنامهریزی رئیسجمهور رفتیم که وی تأکید کرد «دو، سه سال قبل آنقدر پول داشتیم که نمیدانستیم چهکار کنیم ولی درحالحاضر قادر به پرداخت حقوق کارمندان نیستیم» بنابراین شروع مجلس نهم با بیپولی دولت همراه بود و شاید به همین دلیل، مجلس نتوانست انتظارات و حقی که مردم در خیلی از زمینهها داشتهاند را محقق کند. آنچه من میبینم؛ جدیت و تلاش نمایندگان در همه زمینهها ازجمله اقتصادی، اجتماعی و... پابرجا است و در جلسات علنی و غیرعلنی همیشه در تکاپو هستند و اگر نگاهی به بودجه سال ٩٣ بیندازید بهطور مشخص خواستههای واقعی بحق مردم در قوانین منعکس شده است. بهعنوانمثال به نظر شما در بحث گازرسانی که یکی از خواستههای جدی مردم است اگر تدبیر مجلس و دولت نبود با این شرایط آیا گازرسانی انجام میشد؟
آقای مروی اتفاقا گازرسانی گسترده در کشور منتقدان خاص خود را دارد. چراکه صرفه اقتصادی استفاده از پنلهای خورشیدی در برخی از روستاها بسیار بیشتر از گازرسانی، از طریق لوله کشی است. بااینحال برخی از کارشناسان به اجرای این سیاست نقد وارد میکنند. به نظر شما بهتر نیست بهجای اصرار بر گازرسانی از طریق خطوط لوله به فکر صرفه اقتصادی انتقال گاز و استفاده از انرژیهای دیگر مانند انرژی خورشیدی در برخی از مناطق بود؟
این مطلب، مطلب درستی است. زمانی که بنده زمان وزارت آقای نوذری بهعنوان یکی از معاونتهای نفت مشغول به فعالیت بودم انتقال هر انشعاب گاز یکمیلیونو٥٠٠ هزار تومان هزینه دربرداشت اما بهمرور زمان این رقم به ٢٥ میلیون تومان رسید. بههرحال دسترسی به روستاها بهخصوص روستاهای صعبالعبور کار سختی است و بهسادگی نمیتوان گازرسانی کرد بههمینجهت هزینه، خیلی افزایش پیدا میکند. برای حل این مشکل قرار شد از نیروگاههای کوچک در مناطق صعبالعبور بهره برده شود تا مردم بهجای گاز از برق استفاده کنند ولی معادلسازی به قیمت گاز شود.
ولی ظاهرا این موضوع پذیرفته نشد، اینکه چه استدلالی در این رابطه بود اطلاعی ندارم و درحالحاضر هم به دنبال همین مطلب هستیم.
این پیگیریها تاکنون به کجا رسیده است؟
وقتی به کمیسیون انرژی مجلس وارد شدم این تقاضا مجددا به وزارت نفت ارسال شد و اتفاقا وزارت نفت هم برای اجرا در مناطق باقیمانده بدون گاز استقبال کرد. این موضوع از طریق کمیسیون انرژی پیگیری شد و وزارتخانه هم در این راستا مطالعاتی انجام داد ولی ظاهر امر بین کارشناسان وزارتخانه اختلاف نظر است و به توافق مشترکی در رابطه با عملیاتیکردن این موضوع نمیرسند. درحالحاضر ٢,٥میلیون نفر باقی ماندهاند که از گاز استفاده نمیکنند. بههمیندلیل بود که وزارت نفت تصمیم گرفت از بنده (ق) تبصره دو که سال گذشته مجلس تصویب کرد، بهخوبی استفاده کند. درحالحاضر آقای زنگنه شش هزارمیلیارد تومان در وزارت نفت برای گازرسانی به روستاها اختصاص داده است. به نظر میرسد براساس وعده وزارت نفت در سه سال آینده تمام مناطق کشور از گاز لولهکشی استفاده خواهند کرد.
به نظر شما تخصیص شش هزارمیلیارد تومان برای گازرسانی در این وضعیت اقتصادی که بسیاری از پروژهها تعطیل شده منطقی است؟
نکته همینجاست؛ پول را از جایی برداشت نمیکنیم؛ بلکه این منابع از محل صرفهجویی در بخش گاز در حال تأمین است. بههرحال در چنین شرایطی همین مبالغ ناشی از صرفهجویی را میتوان در اولویتهای ضروری دیگری هزینه کرد؟ نباید فراموش کرد که همه فعالیتهای ما دارای توجیه اقتصادی و فنی نیست بلکه توجیه اجتماعی هم در تصمیمها دخیل است.
به نظر شما این توقع مردم از همان سفرهای استانی آقای احمدینژاد آغاز شد؟
بههرحال زمانی که مردم میبینند شهر یا روستای همجوار خودشان دسترسی به گاز دارند آنها هم خواهان داشتن گاز میشوند. یکی از درخواستهای جدی مردم از نمایندگان گازرسانی است. حتی اگر بخواهیم مردم را قانع کنیم که برقرسانی بهجای گازرسانی انجام شود آنهم با توجه به اینکه بزرگترین منابع گازی جهان را دارا هستیم قطعا قبول نخواهند کرد. باید از ابتدا تصمیم بر جایگزینی برق بهجای گاز میشد اما الان برای گرفتن چنین تصمیمی کمی دیر است.
از آنجایی که شما مدت کوتاهی با آقای قاسمی وزیر نفت دولت دهم در مجلس همکاری داشتید و سپس هم آقای زنگنه به نظر شما این دو وزیر از جهت نحوه مدیریت نسبت به هم چه تفاوتهایی دارند؟
آقای قاسمی فردی متعهد، متدین و باتجربه بودند و در مسائل مربوط به پروژهها از تخصص بسیار خوبی برخوردار بودند. آقای زنگنه هم بههرحال فردی است که چندین سال تجربه وزارت دارند تقریبا ٢٢ سال وزیر بودند و از تجربه خیلی بیشتری نسبت به آقای قاسمی درزمینه نفت برخوردار بودند بهطوریکه قبلا وزیر نفت بودند و درحالحاضر هم وزیر نفت هستند. بههرحال هرکسی بیشتر کار کند و تجربیات بیشتری کسب کند قطعا میتواند این تجربهها را درجهت بهبود وضعیت صنعت نفت به کار بگیرد. ولی درمجموع هردو، وزرای دلسوز، پیگیر، جدی و کارآمد بودند؛ هم آقای قاسمی فردی لایق و شایسته و هم آقای زنگنه فردی خوشفکر، پیگیر، جدی و باتجربهای است که شکر خدا بهخوبی در حال فعالیت است. بههرحال کشور در شرایط حساسی قرار دارد و مشکلاتی را در این حوزه ایجاد کرده است. درحالحاضر مسائل و مشکلات مالی بسیار آزاردهنده است.
در رابطه با شایعات استیضاح آقای زنگنه که هرازگاهی مطرح میشود چه نظری دارید؟
همانطور که میدانید استیضاح آقای زنگنه از طرف کمیسیون انرژی مطرح نیست و از طرف نمایندگان غیرکمیسیون انرژی مطرح است. بههرحال زمانی که نمایندگان با مشکلی روبهرو میشوند از ابزارهایی که در اختیار دارند استفاده میکنند.
به نظرشما متوقفشدن سوآپ نفت تا چه اندازه تصمیمی منطقی بود؟
بههرحال امتیازی بود که در اختیار کشور بود. من ریز مطلب را هم در آن زمان مطلع نشدم که به چه دلیل متوقف شد. ولی با اطلاعاتی که به دست آوردیم با توجه به نرخ، قیمت و چگونگی، اختلاف نظری بین وزیر وقت و کارشناسان وجود داشته است و برای همین هم متوقف شد که متأسفانه به ضرر کشور بود. سپس محکومیتهایی هم در محافل بینالمللی شامل حالمان شد که به نفع کشور نبود. سوآپ درآمد خوبی برای کشور داشت، در آن زمان کارشناسان باید به وزیر وقت اطلاعات دقیقتری میدادند تا تصمیم بهتری میگرفت نه اینکه سوآپ را قطع کنند.
درخصوص قرارداد کرسنت، کمیسیون انرژی ورود پیدا کرده است؟
پیگیری وضعیت کرسنت در اختیار شورایعالی امنیت ملی است که دنبال این قضیه هستند و ما هم خیلی زیاد به قضیه ورود نمیکنیم.
درخصوص بابک زنجانی و پرونده وی چطور؟
در رابطه با داستان بابک زنجانی، قوه قضائیه در حال پیگیری است. قبلا ما پیگیر این قضیه بودیم و پیگیری مجلس نهایتا منجر به ارجاع پرونده به قوه قضائیه شد و مطمئنا در شرایطی که قاضی پرونده صلاح بداند، اطلاعات را در اختیار مجلس قرار خواهد داد.
مجلس حق پیگیری جزئیات پرونده را از قوه قضائیه دارد؟
ما سؤال کردیم و قاضی پرونده هم گفته است که در شرایط فعلی به مصلحت نیست اطلاعاتی که در اختیار داریم، پخش شود.
نگاه کمیسیون انرژی نسبت به عملکرد وزیر نیرو با توجه به استیضاحی که داشتهاند، چگونه بوده است؟
نظرات مختلف است. تاکنون جمعبندی جامع و کاملی در این خصوص صورت نگرفته که بتوان آن را بیان کرد. بنابراین بهطور دقیق نمیتوانم بیان کنم که کمیسیون چه نظر قطعیای در این زمینه دارد.
این روزها تلاش نمایندگان مجلس بر این است که وزرا را برای استیضاح به مجلس بکشانند؛ ازجمله وزرایی چون آقای نعمتزاده، آخوندی و زنگنه. یک نگاه بدبینانه در جامعه نسبت به این اتفاقها وجود دارد که میگویند معدودی از نمایندگان برای گرفتن امتیازهایی از وزرا جهت دریافت رأی دوباره در حوزه انتخابیه خود اقدام به چنین کارهایی میکنند. نظر شما چیست؟
من بعید میدانم که نمایندگان بخواهند بهخاطر رأی در دوره بعد وارد این مسائل شوند. ولی اینکه توقعات و خواستههای مردم را منتقل کنند، خیلی اثرگذار است. نباید فراموش کرد که نمایندگان گروهی هستند که مستقیما تحت فشار مردم هستند و هیچکسی به اندازه نماینده در معرض درخواستهای مستقیم مردم قرار ندارد. زمانی که معاون وزیر بودم، اگر کسی درخواستی داشت، حتما باید وقت قبلی میگرفت و بعد از حضور درخواست خود را مطرح میکرد. ولی در خصوص نمایندگان اینگونه نیست. چراکه یک نماینده اصلیترین وظیفهاش شنیدن صحبتها و درخواستهای مردم است. زمانی که وارد شهرستان میشویم، در دفتر ملاقات همه رفتوآمد میکنند؛ در دفتر تهران هم همینطور. نمیتوانیم افراد را از هم مجزا کنیم. نهتنها مردم حوزه انتخابیه بلکه همه مردم مراجعه میکنند. همین موارد است که نمایندگان را تحت فشار قرار میدهد و نمایندگان هم چارهای ندارند جز اینکه از وزرا و دستگاههای اجرائی درخواستهای مردم را مطالبه کنند.
نظر شما در رابطه با این اسامی چیست؟
حسن روحانی: مدیر و مدبر
علی لاریجانی: باهوش، مدیر، مدبر، توانمند
محمود احمدینژاد: نام بعدی
محمدرضا رحیمی: به این اسامی برنگردید
حمید چیتچیان: متعهد، متخصص و متدین
بیژن نامدارزنگنه: متعهد، متخصص و پرتلاش
آقای مروی با توجه به اینکه شما در صنعت نفت از جایگاه خوبی برخوردار بودید چه اتفاقی افتاد که به فکر حضور مجدد در مجلس افتادید و سمت دولتی را رها کردید؟
یک نکته مهم درخواست مردم بود؛ مردم بهشدت دنبال این بودند که مجدد وارد مجلس شوم و من این را حق مردم میدانستم. همان زمان هم که در نفت بهعنوان یکی از معاونتها مشغول به فعالیت بودم بازهم حضورم در آن جایگاه را مدیون حمایت مردم میدانستم. وقتی برای اولینبار در انتخابات مجلس شرکت کردم مردم براساس سابقه کاری و شناختی که نسبت به من داشتند، به من رأی دادند و با کمترین هزینه نماینده مردم شدم. در آن زمان بنده تنها ٨٠ هزار تومان آنهم برای خرید کاغذ و چاپ هزینه کردم و مابقی موارد با کمکهای مردمی صورت گرفت. اما خوشبختانه در دور بعدی مجلس که برای دومینبار در انتخابات شرکت کردم، نسبت به دور اول ٢٢هزار رأی بیشتر به دست آوردم. در دوره نهم مجلس هم با درخواست مردم در انتخابات شرکت کردم. بنابراین تفاوتی که بین نمایندگی و جایگاه اداری من وجود داشت این بود که نمایندگی جایگاه خدمت است و سِمَت معاونت پارلمانی وزارت نفت به اندازه یک حوزه معاونتی یک وزارتخانه بود ولی در مجلس وسعت کاری فرد به اندازه کشور و حتی فراتر از کشور است. اطلاعات و تجربیاتی که در طول دوران خدمت، چه در دوران نمایندگی و چه در معاونتهای مختلف وزارتخانهها، کسب کردم این احساس را ایجاد کرد که در مجلس میتوانم مؤثرتر باشم، به همین دلیل بود که بعد از مراجعات بسیار زیاد مردم، مجدد وارد مجلس شدم. بنده باور دارم اگر شرایط کشور خیلی بهتر از این بود، کمیسیون انرژی میتوانست تصمیمات خیلی بهتری برای کشور بگیرد ولی بههرحال، محدودیتهای ایجادشده دست ما را هم برای شهرستانها و هم برای کشور بسته است.
در انتخابات دور دهم مجلس شرکت خواهید کرد؟
در این رابطه هنوز تصمیمی نگرفتهام. ولی درخواست دوستان به جز خانواده که بهشدت مخالف حضور بنده در مجلس بوده و هستند، براین اساس است که مجددا در دور بعدی انتخابات شرکت کنم.
آقای مروی این ٨٠هزار تومانی که در رابطه با هزینه تبلیغات بیان کردید، برای تبلیغات کدام دوره از مجلس بود؟
در دوره چهارم مجلس بوده است.
برای تبلیغات در انتخابات دور نهم مجلس چقدر هزینه کردید؟
در دوره نهم در رابطه با هزینه تبلیغات اجازهای به من داده نمیشد که خیلی وارد کار شوم و بیشتر در بحثهای ارتباط مردمی و رفتوآمدها بودم و در آخر هم به من نگفتند چه مقدار هزینه تبلیغات بابت نمایندگی دوره نهم بنده پرداخت شده است. البته همه دوستان از همان دور اول ورود به مجلس بهعنوان خط قرمز بنده میدانستند که نباید به نحوی در تبلیغات عمل شود که فردا بدهکار کسی شویم. درواقع در حدی کمک تبلیغاتی گرفته شد که با میل، رغبت و علاقه باشد و سپس تعهدی برای آدم ایجاد نکند. در دور نهم مجلس هم بیشتر هزینهها از سوی خانواده و دوستان نزدیک صورت گرفت.
اگر خانواده مخالف حضور شما در مجلس هستند، پس چگونه با وجود این مخالفتها همچنان مُصر به حضور در مجلس هستید؟
از یکی از علما سؤالی پرسیدم که خانواده و نزدیکان مخالف حضور من در مجلس هستند ولی جمع قابلاعتنایی از مردم درخواست دادهاند که وارد این حوزه کاری بشوم. باید چه کنم؟ ایشان در پاسخ به این سؤال گفتند که شما باید نظر مردم را به خانواده ترجیح دهی. زمانی که این را گفتند وارد شدیم و زمانی که وارد شدیم یکی از برادرها که مخالف بود با قوت وارد شد. برادرهای من با وجود مخالفت، در انتخابات با قوت وارد شدند و در همه زمینهها کمک کردند و الان هم در مجلس هستند و نیازی به کمک من ندارند. حتی خود آنها بیشتر از من به مردم کمک میکنند.
یکی از نقدهایی که به این دور مجلس و بالاخص کمیسیون انرژی مجلس وارد میشود انتخاب نمایندگانی برای حضور در این کمیسیون است که از تخصصهای دیگر به غیر از صنعت انرژی برخوردارند و همین امر را بر تصمیمگیریهای صورتگرفته بیتأثیر نمیدانند. نظر شما در این خصوص چیست؟
از آنجا که مجلس بهعنوان یک دانشگاه مطرح است و به همه نوع اطلاعات میتوان در آن دسترسی پیدا کرد فقط انگیزه و علاقه لازم است تا به هر سمتی که تمایل دارید، بروید و اطلاعات لازم را کسب کنید. ضمن آنکه در کمیسیون مجلس کار فنی و تخصصی انجام نمیشود بلکه فعالیتهای کلان مدیریتی و تصمیمگیریهای اساسی انجام میشود و میتوان از کارشناسان مختلفی که حضور دارند استفاده کرد. به هر حال دوستانی که حضور دارند عموما از حوزههای مناطق نفتخیز و گازخیز هستند و آشنایی با مسائل مربوط به نفت و گاز دارند و در عین حال انگیزه و علاقه هم داشتهاند. مواقعی هم جلسات علمی و تخصصی برگزار میشود تا متخصصان مسائل را به صورت کارشناسانه توضیح دهند.
درحالحاضر هم در هر جلسهای که تشکیل میشود، متخصصان مربوطه حضور دارند و نظرات خود را مطرح میکنند. در واقع کمک فکری، علمی و فنی نهتنها در کمیسیون انرژی بلکه در همه کمیسیونها وجود دارد. بنابراین مهم این است که نمایندگان انگیزه لازم را از زمان ورود به کمیسیون داشته باشند تا بتوانند بهخوبی فعالیت و اطلاعات لازم را کسب کنند.
آقای مروی بیش از سه سال از فعالیت مجلس نهم میگذرد. کمیسیون انرژی در این مدت چه کار کرده است؟
همانطور که میدانید یکی از مهمترین وظایف و البته شاخصهای اصلی کمیسیون انرژی بحث نظارت بر عملکرد دولت است که سعی داشتیم به خوبی به این مسئله جامه عمل بپوشانیم. از سوی دیگر به دلیل رابطه مستقیم کمیسیون انرژی با بخش آب، برق و گاز که مستقیما مردم از آنها بهره میبرند در این مدت سعی شده تا با ارتباط با دستگاههای ذیربط مشکلات مردم در این بخش مرتفع شود.
فکر میکنید مهمترین مشکل این روزهای کمیسیون انرژی چیست؟
این روزها درگیر مشکلات مربوط به آب هستیم. اگرچه دنیا هم با چالش و بحران جدی آب روبهرو شده و این تنها به کشور ما خلاصه نمیشود اما این مسئله برای ما یک بحران جدی تلقی میشود. بنابراین پیگیر هستیم تا با اقدام به موقع و نظارت بر اجرای درست برنامهها بتوانیم کمبود آب کشور را مدیریت کنیم.
به نکته خوبی اشاره کردید. وزیر نیرو در تلاش است تا مجلس را متقاعد به افزایش قیمت آب و برق کند. موضع کمیسیون انرژی دراینباره چیست؟
متعادلکردن قیمت در یک شرایط اقتصادی مناسب اتفاق خوبی است، اما با توجه به اینکه درحالحاضر در جامعه ما سطح شرایط زندگی مردم در وضعیت مطلوبی قرار ندارد، کمیسیون انرژی هم با این افزایش قیمتها موافق نیست. بنابراین بهدنبال راههای دیگری از جمله بحثهای مدیریتی هستیم. اگرچه نباید فراموش کرد که در همین شرایط هم اگر مردم با دستگاهها بهخصوص در بخش آب همکاری لازم را کنند بسیاری از مشکلات حل خواهد شد.
نقش مدیریت آب را پررنگتر میدانید یا همکاری مردم؟
آمارها نشان میدهد فقط ١٠درصد مصرف آب در بخش آب آشامیدنی است و مابقی آن در بخش کشاورزی مصرف میشود. البته بخش صنعت هم از آب استفاده میکند، اما درصد آن بسیار ناچیز است. شاید اگر بخش کشاورزی تنها ١٠درصد مصرف خود را مدیریت کند و مردم هم چیزی حدود دو تا سه درصد مدیریت مصرف را لحاظ کنند مشکلات برطرف شود. بنابراین همراهی و همکاری مردم با دستگاههای خدماتی مانند آب، برق و گاز خیلی میتواند نقش جدی و اساسی را ایفا کند.
منظور از مشکلات مدیریتی که بیان کردید، چیست؟
مدیریت منابع آب از جمله مباحث مهم است، بنابراین باید آب را به درستی استحصال، منتقل و مصرف کنیم. همچنین چگونگی توزیع آب هم از جمله موارد مهم است. درحالحاضر یکی از مشکلاتی که با آن روبهرو هستیم استفاده بیش از حد مجاز از منابع زیرزمینی است که به نظر میرسد بیشتر از مدیریت نادرست آب باشد. هرچند منظور از بحث مدیریتی زیرسؤالبردن شخص یا افراد خاصی نیست بلکه برنامهریزی، ساماندهی و تصمیمگیری در خیلی موارد اشکال داشته است. بهعنوان مثال مهار آبهای سطحی مخصوصا مهار آبهای مرزی از جمله بحثهای مهمی است که باید بیشتر به آن پرداخت. متأسفانه زیاد به این موضوع پرداخته نشده تاجاییکه برخی از متخصصان آبی داخلی و حتی خارجی از فرار آبهای زیر سطحی خبر میدهند و گزارشهای آن به دست ما رسیده است. در حال حاضر یک منبع آبی از گسل واقع در هیمالیا سرچشمه میگیرد. این منبع آب از زیرخاک افغانستان و از حدود ١٨کیلومتری زابل به سمت کرمان حرکت میکند و سپس به دریای عمان سرازیر میشود. بنابراین ما میتوانیم با برنامهریزی درست از این آبهای زیرزمینی برای کمبود آب در استان خشکی چون کرمان بهترین بهرهبرداری را داشته باشیم.
روی این گسل تحقیقاتی صورت گرفته؟ کمیسیون انرژی بررسیای روی این موضوع داشته است؟
فردی که این مطالعه و به دنبال آن اقداماتی را هم انجام داده بود، تأکید میکرد در ساوه که شهری خشک است و بهشدت با کمبود آب مواجه است، بر روی همین گسل چاهی را حفر کرده که حدود ٨٠ متر عمق دارد. این فقط یک نمونه است، گسلهای فراوان دیگری هم وجود دارد که ما میتوانیم از این گسلها استفاده کنیم. یکی از طرحهای مطالعاتی که انجام شده ولی تاکنون تکمیل نشده و در حال پیگیری هستیم، انتقال آب از دریای عمان به کویر است.
انتقال آب از چه دریاهایی به کشور مطرح است؟
با توجه به اشاره رئیسجمهور، کمیسیون انرژی در حال بررسی انتقال آب از دریای خزر، دریای عمان و انتقال آب از تاجیکستان است. ما این موارد را بررسی میکنیم و امیدواریم به یک نکته مشترک بین مجلس، دولت و کارشناسان و مرکز پژوهشهای مجلس برسیم که آیا این مطالعات عملی و اجرائی هستند یا خیر. بنابراین تمام حوزههایی که مطالعه کردیم را در کمیسیون جمعبندی میکنیم و نظرات مختلف را میشنویم و براساس نظرات، درآخر تصمیمگیری میکنیم.
بحث مربوط به دریای عمان را چه کسی پیشنهاد داده است؟
بحث مربوط به دریای عمان از گذشته مطرح بوده، کمیسیون انرژی پیشنهاد داده، وزارت دفاع و مرکز پژوهشها و درنهایت مجمع تشخیص مصلحت نظام هم روی این موضوع بررسیهایی داشتهاند. بنابراین حوزههای مختلف مطالعاتی را انجام دادهاند اما درنهایت ما همه این موارد را جمعبندی میکنیم سپس نتیجه نهایی را به دستگاه مربوطه ارجاع میدهیم و اجرای صحیح آن را بهطور جدی پیگیری میکنیم.
آقای دکتر، مشکلات آبی کشور پررنگتر شده و دراینبین بهنظر میرسد برخی از نمایندگان از نگاه ملی فاصله گرفتهاند و بیشتر سعی دارند مشکلات استان خود را در اینباره مرتفع کنند. بهنظر شما اینطور نیست؟
یکی از نکات مربوط به مدیریت منابع آب همین است. نهادهای نظارتی و دولت باید نیازهای واقعی را بررسی کنند که چه نیازهایی با چه مقدار ظرفیت و توانایی وجود دارد. البته نکتهای که درباره نمایندگان اشاره کردید، نمایندگان در رابطه با آب آشامیدنی هیچ حرفی ندارند. اگر آب آشامیدنی را برخی استانها نداشته باشند و استان دیگر این آب آشامیدنی را داشته باشد، حتما این همراهی برای این کار وجود خواهد داشت. ولی در بحث مربوط به کشاورزی، معتقد هستند عدالت باید اجرا شود و ما هم به دنبال این هستیم با عدالت رفتار شود. بهطوری که حوزه آبریز باید مشخص شود و همه باید همکاری و کمک لازم را بکنند.
در برخی از مواقع دیده میشود به دلیل اختلافات حوزهای نمایندگان با وزارت نیرو و نگاه استانی، وزیر نیرو تهدید به استیضاح میشود. دراینمیان نقش کمیسیون انرژی میان دولت و نمایندگان دیگر کمیسیونها چگونه است؟
از آنجایی که کمیسیون میتواند بحثهای کارشناسی را مطرح کند، سعی میکنیم در چنین مواردی بحثها و نظرات کارشناسان خبره را دریافت کنیم، سپس نظر خود را اعلام کنیم. اما نباید فراموش کرد بههرحال نمایندگان از اهرم و مهرههایی که در دست دارند، استفاده میکنند. حال ممکن است به صورت تذکر، سؤال، تحقیق و تفحص یا حتی استیضاح باشد. البته این در شرایطی است که قانع نشوند ولی اگر دستگاه استدلال منطقی داشته باشد، بدون شک نمایندگان قانع میشوند. گاهی کوتاهیها، کمکاریها و بیتوجهیهایی میشود که نمایندگان هم قانع نمیشوند. والا اگر استدلال قوی وجود داشته باشد و دستگاهها کار خود را بهطور منظم انجام داده باشند، دلیلی برای سماجت نمایندگان وجود نخواهد داشت. البته در خیلی موارد شاهد کوتاهی دستگاهها هستیم، مثلا به قولهایی که دادهاند عمل نکردهاند و این مسئله باعث دلخوری نمایندگان میشود ولی اگر برخورد اول کارشناسی و منطقی باشد، قطعا نماینده حرفی برای گفتن نخواهد داشت.
این روزها با نزدیکشدن به اتمام مجلس نهم، اظهارنظرهایی درباره ضعیف عملکردن مجلس نهم به نسبت مجلس هشتم، هفتم یا حتی ششم، مطرح است. نظر شما چیست؟
من از دوره چهارم یا بهعنوان نماینده یا معاون پارلمانی در مجلس حضور داشتم یا به طریقی در ارتباط با مجلس بودهام و نمیتوان اینگونه قضاوت کرد. اتفاقا در این دوره سطح تحصیلات نمایندگان بالاتر است و حتی دورههای مدیریتی بیشتری گذراندهاند و کارایی بیشتری دارند. مثلا در سالهای قبل نفت ١٢٠ دلار بود اما مجلس نهم با نفت ٤٠ دلاری تصمیمهای بودجهای کشور را گرفته است. درحالحاضر مردم توقع بسیاری دارند ولی دستگاهها نمیتوانند همه را برآورده کنند. بنابراین همه تصمیماتی که در مجلس گرفته میشود، اجرای آن برعهده دولت است. مجری قوانین دولت است و حاصل آن باید خدمت به مردم باشد.
اما آقای دکتر، حدود یکسال و خردهای از شروع مجلس نهم، نفت همچنان در مرز ١٢٠ تا ١٤٠ دلار قرار داشت.
بههرحال، شروع مجلس نهم، تقریبا همزمان با تحریمها و کاهش درآمدها بود. به خاطر دارم در سال ٩١ و در اواخر دولت احمدینژاد که مصادف با سال اول مجلس نهم بود، برای بررسی بودجه خراسان به سراغ معاون برنامهریزی رئیسجمهور رفتیم که وی تأکید کرد «دو، سه سال قبل آنقدر پول داشتیم که نمیدانستیم چهکار کنیم ولی درحالحاضر قادر به پرداخت حقوق کارمندان نیستیم» بنابراین شروع مجلس نهم با بیپولی دولت همراه بود و شاید به همین دلیل، مجلس نتوانست انتظارات و حقی که مردم در خیلی از زمینهها داشتهاند را محقق کند. آنچه من میبینم؛ جدیت و تلاش نمایندگان در همه زمینهها ازجمله اقتصادی، اجتماعی و... پابرجا است و در جلسات علنی و غیرعلنی همیشه در تکاپو هستند و اگر نگاهی به بودجه سال ٩٣ بیندازید بهطور مشخص خواستههای واقعی بحق مردم در قوانین منعکس شده است. بهعنوانمثال به نظر شما در بحث گازرسانی که یکی از خواستههای جدی مردم است اگر تدبیر مجلس و دولت نبود با این شرایط آیا گازرسانی انجام میشد؟
آقای مروی اتفاقا گازرسانی گسترده در کشور منتقدان خاص خود را دارد. چراکه صرفه اقتصادی استفاده از پنلهای خورشیدی در برخی از روستاها بسیار بیشتر از گازرسانی، از طریق لوله کشی است. بااینحال برخی از کارشناسان به اجرای این سیاست نقد وارد میکنند. به نظر شما بهتر نیست بهجای اصرار بر گازرسانی از طریق خطوط لوله به فکر صرفه اقتصادی انتقال گاز و استفاده از انرژیهای دیگر مانند انرژی خورشیدی در برخی از مناطق بود؟
این مطلب، مطلب درستی است. زمانی که بنده زمان وزارت آقای نوذری بهعنوان یکی از معاونتهای نفت مشغول به فعالیت بودم انتقال هر انشعاب گاز یکمیلیونو٥٠٠ هزار تومان هزینه دربرداشت اما بهمرور زمان این رقم به ٢٥ میلیون تومان رسید. بههرحال دسترسی به روستاها بهخصوص روستاهای صعبالعبور کار سختی است و بهسادگی نمیتوان گازرسانی کرد بههمینجهت هزینه، خیلی افزایش پیدا میکند. برای حل این مشکل قرار شد از نیروگاههای کوچک در مناطق صعبالعبور بهره برده شود تا مردم بهجای گاز از برق استفاده کنند ولی معادلسازی به قیمت گاز شود.
ولی ظاهرا این موضوع پذیرفته نشد، اینکه چه استدلالی در این رابطه بود اطلاعی ندارم و درحالحاضر هم به دنبال همین مطلب هستیم.
این پیگیریها تاکنون به کجا رسیده است؟
وقتی به کمیسیون انرژی مجلس وارد شدم این تقاضا مجددا به وزارت نفت ارسال شد و اتفاقا وزارت نفت هم برای اجرا در مناطق باقیمانده بدون گاز استقبال کرد. این موضوع از طریق کمیسیون انرژی پیگیری شد و وزارتخانه هم در این راستا مطالعاتی انجام داد ولی ظاهر امر بین کارشناسان وزارتخانه اختلاف نظر است و به توافق مشترکی در رابطه با عملیاتیکردن این موضوع نمیرسند. درحالحاضر ٢,٥میلیون نفر باقی ماندهاند که از گاز استفاده نمیکنند. بههمیندلیل بود که وزارت نفت تصمیم گرفت از بنده (ق) تبصره دو که سال گذشته مجلس تصویب کرد، بهخوبی استفاده کند. درحالحاضر آقای زنگنه شش هزارمیلیارد تومان در وزارت نفت برای گازرسانی به روستاها اختصاص داده است. به نظر میرسد براساس وعده وزارت نفت در سه سال آینده تمام مناطق کشور از گاز لولهکشی استفاده خواهند کرد.
به نظر شما تخصیص شش هزارمیلیارد تومان برای گازرسانی در این وضعیت اقتصادی که بسیاری از پروژهها تعطیل شده منطقی است؟
نکته همینجاست؛ پول را از جایی برداشت نمیکنیم؛ بلکه این منابع از محل صرفهجویی در بخش گاز در حال تأمین است. بههرحال در چنین شرایطی همین مبالغ ناشی از صرفهجویی را میتوان در اولویتهای ضروری دیگری هزینه کرد؟ نباید فراموش کرد که همه فعالیتهای ما دارای توجیه اقتصادی و فنی نیست بلکه توجیه اجتماعی هم در تصمیمها دخیل است.
به نظر شما این توقع مردم از همان سفرهای استانی آقای احمدینژاد آغاز شد؟
بههرحال زمانی که مردم میبینند شهر یا روستای همجوار خودشان دسترسی به گاز دارند آنها هم خواهان داشتن گاز میشوند. یکی از درخواستهای جدی مردم از نمایندگان گازرسانی است. حتی اگر بخواهیم مردم را قانع کنیم که برقرسانی بهجای گازرسانی انجام شود آنهم با توجه به اینکه بزرگترین منابع گازی جهان را دارا هستیم قطعا قبول نخواهند کرد. باید از ابتدا تصمیم بر جایگزینی برق بهجای گاز میشد اما الان برای گرفتن چنین تصمیمی کمی دیر است.
از آنجایی که شما مدت کوتاهی با آقای قاسمی وزیر نفت دولت دهم در مجلس همکاری داشتید و سپس هم آقای زنگنه به نظر شما این دو وزیر از جهت نحوه مدیریت نسبت به هم چه تفاوتهایی دارند؟
آقای قاسمی فردی متعهد، متدین و باتجربه بودند و در مسائل مربوط به پروژهها از تخصص بسیار خوبی برخوردار بودند. آقای زنگنه هم بههرحال فردی است که چندین سال تجربه وزارت دارند تقریبا ٢٢ سال وزیر بودند و از تجربه خیلی بیشتری نسبت به آقای قاسمی درزمینه نفت برخوردار بودند بهطوریکه قبلا وزیر نفت بودند و درحالحاضر هم وزیر نفت هستند. بههرحال هرکسی بیشتر کار کند و تجربیات بیشتری کسب کند قطعا میتواند این تجربهها را درجهت بهبود وضعیت صنعت نفت به کار بگیرد. ولی درمجموع هردو، وزرای دلسوز، پیگیر، جدی و کارآمد بودند؛ هم آقای قاسمی فردی لایق و شایسته و هم آقای زنگنه فردی خوشفکر، پیگیر، جدی و باتجربهای است که شکر خدا بهخوبی در حال فعالیت است. بههرحال کشور در شرایط حساسی قرار دارد و مشکلاتی را در این حوزه ایجاد کرده است. درحالحاضر مسائل و مشکلات مالی بسیار آزاردهنده است.
در رابطه با شایعات استیضاح آقای زنگنه که هرازگاهی مطرح میشود چه نظری دارید؟
همانطور که میدانید استیضاح آقای زنگنه از طرف کمیسیون انرژی مطرح نیست و از طرف نمایندگان غیرکمیسیون انرژی مطرح است. بههرحال زمانی که نمایندگان با مشکلی روبهرو میشوند از ابزارهایی که در اختیار دارند استفاده میکنند.
به نظرشما متوقفشدن سوآپ نفت تا چه اندازه تصمیمی منطقی بود؟
بههرحال امتیازی بود که در اختیار کشور بود. من ریز مطلب را هم در آن زمان مطلع نشدم که به چه دلیل متوقف شد. ولی با اطلاعاتی که به دست آوردیم با توجه به نرخ، قیمت و چگونگی، اختلاف نظری بین وزیر وقت و کارشناسان وجود داشته است و برای همین هم متوقف شد که متأسفانه به ضرر کشور بود. سپس محکومیتهایی هم در محافل بینالمللی شامل حالمان شد که به نفع کشور نبود. سوآپ درآمد خوبی برای کشور داشت، در آن زمان کارشناسان باید به وزیر وقت اطلاعات دقیقتری میدادند تا تصمیم بهتری میگرفت نه اینکه سوآپ را قطع کنند.
درخصوص قرارداد کرسنت، کمیسیون انرژی ورود پیدا کرده است؟
پیگیری وضعیت کرسنت در اختیار شورایعالی امنیت ملی است که دنبال این قضیه هستند و ما هم خیلی زیاد به قضیه ورود نمیکنیم.
درخصوص بابک زنجانی و پرونده وی چطور؟
در رابطه با داستان بابک زنجانی، قوه قضائیه در حال پیگیری است. قبلا ما پیگیر این قضیه بودیم و پیگیری مجلس نهایتا منجر به ارجاع پرونده به قوه قضائیه شد و مطمئنا در شرایطی که قاضی پرونده صلاح بداند، اطلاعات را در اختیار مجلس قرار خواهد داد.
مجلس حق پیگیری جزئیات پرونده را از قوه قضائیه دارد؟
ما سؤال کردیم و قاضی پرونده هم گفته است که در شرایط فعلی به مصلحت نیست اطلاعاتی که در اختیار داریم، پخش شود.
نگاه کمیسیون انرژی نسبت به عملکرد وزیر نیرو با توجه به استیضاحی که داشتهاند، چگونه بوده است؟
نظرات مختلف است. تاکنون جمعبندی جامع و کاملی در این خصوص صورت نگرفته که بتوان آن را بیان کرد. بنابراین بهطور دقیق نمیتوانم بیان کنم که کمیسیون چه نظر قطعیای در این زمینه دارد.
این روزها تلاش نمایندگان مجلس بر این است که وزرا را برای استیضاح به مجلس بکشانند؛ ازجمله وزرایی چون آقای نعمتزاده، آخوندی و زنگنه. یک نگاه بدبینانه در جامعه نسبت به این اتفاقها وجود دارد که میگویند معدودی از نمایندگان برای گرفتن امتیازهایی از وزرا جهت دریافت رأی دوباره در حوزه انتخابیه خود اقدام به چنین کارهایی میکنند. نظر شما چیست؟
من بعید میدانم که نمایندگان بخواهند بهخاطر رأی در دوره بعد وارد این مسائل شوند. ولی اینکه توقعات و خواستههای مردم را منتقل کنند، خیلی اثرگذار است. نباید فراموش کرد که نمایندگان گروهی هستند که مستقیما تحت فشار مردم هستند و هیچکسی به اندازه نماینده در معرض درخواستهای مستقیم مردم قرار ندارد. زمانی که معاون وزیر بودم، اگر کسی درخواستی داشت، حتما باید وقت قبلی میگرفت و بعد از حضور درخواست خود را مطرح میکرد. ولی در خصوص نمایندگان اینگونه نیست. چراکه یک نماینده اصلیترین وظیفهاش شنیدن صحبتها و درخواستهای مردم است. زمانی که وارد شهرستان میشویم، در دفتر ملاقات همه رفتوآمد میکنند؛ در دفتر تهران هم همینطور. نمیتوانیم افراد را از هم مجزا کنیم. نهتنها مردم حوزه انتخابیه بلکه همه مردم مراجعه میکنند. همین موارد است که نمایندگان را تحت فشار قرار میدهد و نمایندگان هم چارهای ندارند جز اینکه از وزرا و دستگاههای اجرائی درخواستهای مردم را مطالبه کنند.
نظر شما در رابطه با این اسامی چیست؟
حسن روحانی: مدیر و مدبر
علی لاریجانی: باهوش، مدیر، مدبر، توانمند
محمود احمدینژاد: نام بعدی
محمدرضا رحیمی: به این اسامی برنگردید
حمید چیتچیان: متعهد، متخصص و متدین
بیژن نامدارزنگنه: متعهد، متخصص و پرتلاش