تغییرات عمیق فرهنگی، شرط مبارزه با جرم یقه سفید
ساعت 24 - در سال 1939 بود که یک جامعهشناس به نام ادوین سادرلند مفهوم جرم یقه سفید را به منظور بسط دادن موضوع مجرم بودن به فراتر از حوزه اقدامات غیرقانونی در میان مهاجران و کارگران قشر فقیر و اطلاق آن به قدرتمندان ابداع کرد. اما بسیاری از کارشناسان معتقدند دستگاه قضایی همچنان به نسبت جرایم خیابانی، برخورد ملایمتری با جرم یقه سفید دارد. جیمز ویلیام کولمن جامعهشناس در مقالهای که سالها نوشت خاطر نشان کرد که جرم یقه سفید بیش از هر گونه جرم دیگری باعث مرگ و مصدومیت میشود.
دلیل اینکه افراد دست به جرایم یقه سفید میزنند، چیست؟ یک دلیل آن است که راهی پیدا میکنند که رفتارشان را برای خودشان توجیه میکنند. اختلاسکنندگان به خود میگویند پول را فقط قرض میگیرند. مدیرانی که مقررات دولتی را درباره ایمنی کارگران یا آلودگی زیر پا میگذارند، این مقررات را دخالت بیدلیل در بازار آزاد میدانند. مدیرانی که در برابر مشتریان شرکت خود تقلب میکنند، میگویند فقط کارشان و خواسته روسایشان را انجام میدهند. نظرسنجیها نشان میدهد که اکثر مدیران رفتار غیراخلاقی و حتی غیرقانونی را در صنایع خود رایج میدانند. این امر سبب میشود که برخی راحتتر خلاف بکنند.
اما انگیزه جرم یقه سفید به قدری ساده است که شاید به خود زحمت اندیشیدن درباره آن را ندهیم، یعنی پول درآوردن. اما کولمن معتقد است دقیقتر به فرهنگ رقابت نگاه کنیم که بر دستاورد شخصی و کسب ثروت و جاه تاکید میکند. اغلب مالاندوزی و رقابت مادی را صفات ارثی انسان قلمداد میکنیم، اما محققان دریافتهاند که این صفات به شکارچیان و ضعفا در جوامع کشاورزی ارتباط ندارند. این صفات به طور فزایندهای از قرن هفدهم به بخشی مهم از انگیزه ما تبدیل شدند، یعنی زمانی که سرمایهداری و تحرک اجتماعی شکل گرفت. یک عنصر مهم در جرم یقه سفید، اهمیت فزاینده انگیزه موفق شدن و به همراه آن ترس از شکست است.
حالا این سوال شاید مطرح شود که چرا جرایم در شرکتها فراگیرتر نیست. کولمن مینویسد که پاسخ آن هنجارهای اجتماعی است که مانع از رفتار مخرب اقتصادی میشود. اما همان طور که نتایج نظرسنجیها نشان میدهد این هنجارها به محیط کار و صنعت بستگی دارد و متفاوت است. کارکنان یک شرکت داروسازی نتایج مطالعهای را پنهان کردند که عوارض جانبی یکی از محصولات آن را نشان میداد. به نظر میرسد آنان بدون فکر کردن زیاد به این موضوع دست به این کار زدند. البته عوامل خارجی دیگری وجود دارد، از جمله اینکه یک شغل چه قدر فرصت برای رفتار مجرمانه ایجاد میکند، آیا فرهنگ محیط کار اجازه انتشار اطلاعات درباره چگونگی انجام جرم را میدهد، امکان گرفتار شدن و مجازات جنایی احتمالی. به مانند رفتار مجرمانه فرد، این عوامل تا حدی به هنجارهای مبهم اجتماعی مربوط میشود که خلافکاری اداری را متفاوت از دیگر جرایم میداند. و این امر نشان میدهد رسیدگی واقعی به جرایم اداری و شرکتی نیازمند تغییرات عمیق فرهنگی است.
اما انگیزه جرم یقه سفید به قدری ساده است که شاید به خود زحمت اندیشیدن درباره آن را ندهیم، یعنی پول درآوردن. اما کولمن معتقد است دقیقتر به فرهنگ رقابت نگاه کنیم که بر دستاورد شخصی و کسب ثروت و جاه تاکید میکند. اغلب مالاندوزی و رقابت مادی را صفات ارثی انسان قلمداد میکنیم، اما محققان دریافتهاند که این صفات به شکارچیان و ضعفا در جوامع کشاورزی ارتباط ندارند. این صفات به طور فزایندهای از قرن هفدهم به بخشی مهم از انگیزه ما تبدیل شدند، یعنی زمانی که سرمایهداری و تحرک اجتماعی شکل گرفت. یک عنصر مهم در جرم یقه سفید، اهمیت فزاینده انگیزه موفق شدن و به همراه آن ترس از شکست است.
حالا این سوال شاید مطرح شود که چرا جرایم در شرکتها فراگیرتر نیست. کولمن مینویسد که پاسخ آن هنجارهای اجتماعی است که مانع از رفتار مخرب اقتصادی میشود. اما همان طور که نتایج نظرسنجیها نشان میدهد این هنجارها به محیط کار و صنعت بستگی دارد و متفاوت است. کارکنان یک شرکت داروسازی نتایج مطالعهای را پنهان کردند که عوارض جانبی یکی از محصولات آن را نشان میداد. به نظر میرسد آنان بدون فکر کردن زیاد به این موضوع دست به این کار زدند. البته عوامل خارجی دیگری وجود دارد، از جمله اینکه یک شغل چه قدر فرصت برای رفتار مجرمانه ایجاد میکند، آیا فرهنگ محیط کار اجازه انتشار اطلاعات درباره چگونگی انجام جرم را میدهد، امکان گرفتار شدن و مجازات جنایی احتمالی. به مانند رفتار مجرمانه فرد، این عوامل تا حدی به هنجارهای مبهم اجتماعی مربوط میشود که خلافکاری اداری را متفاوت از دیگر جرایم میداند. و این امر نشان میدهد رسیدگی واقعی به جرایم اداری و شرکتی نیازمند تغییرات عمیق فرهنگی است.