گزارشی از وجوه پزشكي و جامعهشناختي سرطان پستان
ترسناکترین سرطان زنــانه بیمه ندارد
ساعت 24-سالهای سخت زندگی را پشتسر گذاشته بود و به گمانش زمان آن رسیده بود که روزهای آرام و بیدغدغهیی را تجربه کند. اما اتفاقی غیر منتظره در عصر یک روزعادی بهاری توفانی وهمناک به زندگیش انداخت. در حال استراحت بود که خیلی اتفاقی تودهیی را لمس کرد که بسیار شباهت داشت به چیزهایی که شنیده بود.
سالهاي سخت زندگي را پشتسر گذاشته بود و به گمانش زمان آن رسيده بود كه روزهاي آرام و بيدغدغهيي را تجربه كند. اما اتفاقي غير منتظره در عصر يك روزعادي بهاري توفاني وهمناك به زندگيش انداخت. در حال استراحت بود كه خيلي اتفاقي تودهيي را لمس كرد كه بسيار شباهت داشت به چيزهايي كه شنيده بود. واقعيتش را باور نداشت، احساس خطر، عرق سردي بر تمام بدنش نشانده بود. بدون ترديد يك مادر 52ساله توانسته بحرانهاي بسياري را از سر بگذراند اما پذيرا بودن يك مهمان ناخوانده آن هم در شرايطي كه بچهها بيش از گذشته به آرامش نياز دارند تدبير خاصي ميطلبد. به گفته خودش به سختي عصر را به شب رساند بدون آنكه ديگران را از تلاطم درونش آگاه كند. فرداي آن روز قطعا عادي و مثل هميشه نبود. پر از اضطراب و ترس خود را به موسسه بيماريهاي پستان رساند. پس از سپري شدن ساعات تلخ انتظار و تحمل فشار روحي كه به تنهايي بارش را به دوش ميكشيد تا اطرافيان را آشفته نكند جواب آزمايشها هماني نبود كه ميخواست. مينو به سرطان پستان دچار شده بود. بدون آنكه بداند بيماريش در چه مرحلهيي است دختر كنكوري و مادر مسنش را مطمئن كرد كه غده كوچك و درمان قطعي امكان پذير است. مينو سالها پيش متوجه شده بود فيبروم كيستهايي دارد، مسالهيي كه 80درصد زنان ايراني با آن مواجهند كه با مصرف داروهاي ساده جاي هيچ نگراني براي افراد باقي نميگذارد؛ اما بيتوجهي به ادامه درمان و تشخيص اشتباه پزشك كه ميتوانست همان سالها در لابهلاي فيبروم كيستهاي عادي تودههاي غيرعادي سرطان را تشخيص دهد فصل جديدي از زندگيش را رقم زد. از دخترش قول گرفت تا خللي در روند درسي و سپري شدن سال كنكور بهوجود نيايد. قول و قرار مادر و دختر به سرانجام رسيد. دختر مينو از كنكور به سلامت گذر كرد اما فرآيند درمان به گونهيي نبود كه بيمار و خانوادهاش را راضي كند. پس از برداشته شدن توده اوليه خوشهيي از سلولهاي سرطاني به شيوهيي نامهربانانه خودش را نشان داد تا جايي كه اغلب پزشكان اين كيس و رفتار سلولهاي سرطاني را نادر خواندند. با تجويز پزشكان درمان تهاجمي با مراحل طولاني و سخت شيميدرماني آغاز شد. مينو خودش را در روزهاي شيميدرماني مرده متحركي توصيف ميكند كه دردش تنها افتادن ناخن و ريختن مو و مژه نيست. عوارض شديد دارو روزها را سختتر ميكند. قطع عضو نيز مرحله ديگري بود كه سختيهاي مسير درمان را پررنگتر و سياهتر كرد. موضوعي كه براي مينوي 52ساله كه از همسرش جدا شده و مادر دو فرزند است تنها بحراني فردي است. بحران از دست دادن آنچه ديگران زنانگياش ميخوانند و ممكن است تو را دچار بحران جنسيت كند. اما براي برخي زنان بيماري كه سرطانشان به قطع عضو منجر شده است ميتواند اوضاع وخيمتر بشود. بهويژه آنكه سن ابتلا به سرطان پستان در ايران 10سال كمتر از استاندارد جهاني است. يعني درست در سالهاي اول ازدواج و زماني كه ميخواهي مادري را تجربه كني...
همراهي براي روزهاي سخت
اين بحران ميتواند منجر به از هم پاشيدن كانون خانواده شود. مرداني كه تاب مقاومت نداشتند و با ناقص دانستن زنانشان خط بطلان بر واژه همسري كشيدند و در مقابل مرداني كه پاي به پاي زنان بيمارشان جنگيدند تا همراهي را از نو مشق كنند. بدون ترديد در اين روزها تلاطم توفان سرطان آنقدر جدي و وحشيانه حمله ميكند كه مينو يا هر بيمار ديگري در اين شرايط گمان نميكند روزي به ساحل امن برسد. اما همانگونه كه خداوند هم وعده داده بعد از هر سختي آساني است. حالا 5سالي ميشود كه مينو در سلامت كامل زندگي ميكند. او يكي از اعضاي فعال موسسه سرطان پستان است. موسسهيي كه به همت دكتر آزاده جولايي از متخصصان اين حوزه راهاندازي شده است. دكتر جولايي بيمارانش را به عضويت در موسسه دعوت كرد. انجمني كه اكنون با حضورمتخصصان زنان، جراحان و روانپزشكان و بيماران بهبود يافته بيش از گذشته رسميت دارد. پزشكان در پي آن هستند تا با به روز رساني روشها و دستگاههاي تشخيص از پيشرفت بيماري در مراحل اوليه جلوگيري كنند و با اطلاعرساني و آگاهي بخشي به زنان عده بيشتري را نجات دهند.
دست ياري هنرمندان با نمايش فيلمهاي واقعي
اما بيماران ديروز و زنان توانمند امروز كه به سلامت از توفان زندگي گذر كردهاند و به قول خودشان انسان ديگري شدهاند در اين موسسه گردهم آمدهاند تا شوكها و دردهاي مشتركشان را براي هم بازگو كنند و از اميد و انگيزه بهبود بگويند. بيماراني همچون مينو كه تشويشها و بيقراريها را پشتسر گذاشتهاند به بخش انكولوژي بيمارستانها كه بهزعم پرستاران، غمانگيزترين بخش بيمارستان است، ميروند تا قرارشان را به بيقراران بخش هديه كنند و از روزهايي بگويند كه اميد كم رنگ بود و ياري كنند تا روزهاي سخت زندگي هم گذر كند. مينو و دوستانش به اين قرارهاي اتاق شيمي درماني بسنده نكردند. آنها با حمايت آقاي عباسي از پيشكسوتان حوزه خبرنگاري كلاسهاي نويسندگي را ميگذرانند تا كتاب خاطراتشان و روزهاي سختي كه پشتسر گذاشتهاند چراغ راه هم دردانشان باشد. با حمايت پوران درخشنده بنا شده تا داستان اين زنان با زبان هنر به تصوير درآيد. فاطمه معتمدآريا نيز از ديگر هنرمنداني است كه برا ي تحقق اهداف موسسه تلاش ميكند. آخرين اقدامشان هم استفاده از حضور ماماهايي است كه پيشتر مبتلا بودهاند و اكنون در سلامت كامل به خانههاي بهداشت محلات ميروند تا با غربالگري جدي بار ديگر بر مرحله پيشگيري و تشخيص زودهنگام سرطان پستان تاكيد كنند. اين طرح كه احتمالا در اسفند ماه سال جاري اجرايي ميشود فرصتي است براي تمام زنان ايراني تا به دور از هر گونه ترس يا حتي خجالتي مرحله چكاپ را جدي گرفته و براي پيشگيري از ابتلاي زنان جوان به ياري پزشكان بيايند.
تناقضات آماري و دامن زدن به ترسهاي عمومي
چندي پيش دكتر هادي زاده، فوق تخصص جراحي پستان و دبير علمي كنگره پيشگيري و تشخيص سرطان پستان اعلام كرده بود در هر 50دقيقه يك زن در كشور به سرطان سينه مبتلا ميشود كه با توجه به شيوع عوامل سرطانساز همچون بالا رفتن سن و عوامل محيطي پيشبيني ميشود تا 10سال آينده رشد سرطان به دو برابر افزايش يابد. رقم اعلام شده بسيار نگرانكننده بود. براي پيگيري وضعيت سرطان پستان و آخرين اقدامات درماني اين حوزه با حميدرضا فتحي فوق تخصص جراحي پلاستيك و زيبايي و دانشيار دانشگاه تهران گفتوگو كرديم. وي در رابطه با آمار منتشر شده گفت: «متاسفانه در ايران آمار و اطلاعات دقيقي در دسترس پزشكان وجود ندارد در واقع ميتوان گفت مطالعات باياس دارند و قابل استناد نيستند اما آخرين مطالعاتي كه در اين رابطه انجام شده حكايت از آن دارد كه در ايران از هر 12زن يك نفر به سرطان پستان بدخيم دچار شده و از هر 4زن يك نفر درگير بيماريهاي پستان اعم از خوش خيم و بد خيم ميشود. اين در حالي است كه در امريكا از هر 8زن يك نفر به سرطان پستان بدخيم مبتلا ميشود.»
كاهش چشمگير سن ابتلا به سرطان
از دكتر فتحي ميزان رشد سرطان پستان در سالهاي اخير پرسيديم كه اينگونه پاسخ داد: «نميتوان به صراحت گفت كه ابتلا به سرطان پستان شيوع پيدا كرده چراكه صحت اين موضوع به بررسي دقيقتر و علميتر نياز دارد. عوامل متفاوتي در تغييرات نرخ ابتلا به سرطان موثر است. براي مثال طي چند دهه اخيرنه تنها جمعيت كشور دو برابر شده بلكه امكان تشخيص انواع سرطانها نيز امكانپذيرتر شده است. در گذشته مرگ افراد به دلايل نامعلومي اتفاق ميافتاد كه اكنون با پيشرفت علم و گسترش راههاي تشخيص پاسخ آن علامت سوال بزرگ پيدا شده است. درواقع ميتوان گفت از نظر علمي نرخ ابتلا تغييرات چنداني نداشته تنها آمار نهفته به واسطه عدم تشخيص، اكنون آشكار شده است. اما موضوع نگرانكننده سن ابتلا به سرطان است. ايران با تغيير فاحش سن ابتلا به سرطان رو به روست. براي مثال در گذشته زنان در حدود 50سالگي به سرطان پستان مبتلا ميشدند درحالي كه اكنون سن ابتلا به اين بيماري به 25سال كاهش يافته است.»
از وي درباره هزينههاي درمان اين بيماري پرسيديم و شنيديم: «با اجراي طرح تحول سلامت بيمار دغدغه پرداخت هزينههاي گزاف را ندارد. با قرار گرفتن اين بيماري در فهرست خدمات بيمهيي برداشتن توده سرطان پستان در بيمارستانهاي آموزشي همچون امام خميني با كيفيتي در سطح كشورهاي پيشرفته و صاحب نام در اين حوزه حدود 100هزار تومان براي بيمار هزينه دارد اقدام مهمي كه اميدواريم تداوم داشته باشد. اما در رابطه با بازسازي عضو قطع شده با روش ميكروسكوپي بيمارستان دولتي با هزينه تمام شده در حدود يك ميليون تومان اقدام به جراحي ميكند درحالي كه همين جراحي در بيمارستانهاي خصوصي قريب به 20ميليون تومان هزينه دارد.»
اين بخش از سخنان دكتر فتحي درباره هزينههاي بازسازي مرا ياد سخنان مينو بيمار مبتلا به سرطان انداخت كه در ابتداي گزارش داستان زندگياش را نقل كرديم. او ميگفت زنان مبتلا به سرطان پستان با دوگانگيهايي مواجهند. از يك سو جامعه تنها در صورت زيبايي ظاهري پذيراي آنان در بسياري از نقشهاي اجتماعي است اما زناني كه به دليل ابتلا به سرطان با قطع پستان مواجه شدهاند بهدليل هزينه بسيار زياد عمل ترميمي نميتوانند عضو را بازسازي كنند. با اين توجيه كه عمل ترميم عضو در زمره جراحيهاي زيبايي قرار ميگيرد كه مورد حمايت بيمه نيست و درواقع در چنين مراحلي جامعه طرفدار زيبايي، تلاشي برا ي بهبود و بازسازي ظاهر از دست رفته نميكند. مينو بعد از سالها بهبود هنوز نتوانسته هزينه جراحي ترميمي را فراهم كند. البته ميگويد اولويتهايش تغيير كرده و مسائل ديگري در زندگي نسبت به ترميم عضو از دست رفته اولويت رسيدگي و هزينه دارند. رشد فكري و توانمنديهاي چند سويه زن و ساير دوستانش در موسسه نميتواند در اتخاذ چنين تصميمي بيتاثير باشد.
انگيزههاي اقتصادي ژنرالهاي مكزيكي را دست به تيغ ميكند
دكتر فتحي عضو انجمن جراحان پلاستيك و زيبايي در ادامه بااشاره به اصليترين مشكل پزشكان در حوزه سرطان پستان ميگويد: «در كشورهاي اروپايي جراحيهايي از اين قبيل با همكاري قوي تيم پزشكي يعني اعضاي شيمي درماني، جراح، راديوگرافي و پزشكان زيبايي و ترميمي انجام ميشود. تقسيم كار حرفهيي و تخصصي كه منجر به كاهش هزينههاي مادي و معنوي برا ي بيماران ميشود. در حالي كه پزشكان ايراني همگي ژنرالهاي مكزيكي هستند و كسي حاضر نيست با ديگري همكاري كند. معضل فرهنگي كه در جامعه پزشكي هم به چشم ميخورد. جراحي كه توده را بر ميدارد خودش هم عمل ترميمي را انجام ميدهد. فقدان روحيه همكاري و كار گروهي و انگيزههاي مالي سبب شده تا پزشكان كيسهاي بيمار را براي طي كردن مراحل بعدي به يكديگر معرفي نميكنند. وي در بخش ديگري از سخنانش به ضعف نهادهاي نظارتي در جامعه پزشكي اشاره كرد و آن را مزيد بر علت دانست. اقداماتي كه براساس لابي و بدون منطق صورت ميگيرد و دودش به چشم مردم ميرود. وي به تنها تيم پزشكي در اين حوزه اشاره كرد كه از چند سال پيش و با كمك دكتر حريرچي تشكيل شده و همچنان عملكردي موفق دارد.
تاملي در باب وجه جنسيتي و فرهنگي
دكتر شيرين احمدنيا عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي ارزيابي جامعه شناختي از سرطان پستان دارد. وي در گفتوگو با «تعادل» ميگويد: «سرطان پستان مانند هر بيماري ديگري بر ابعاد مختلف سلامت افراد يعني برسلامت جسماني و رواني و اجتماعي فرد به ويژه زنان كه عمده مبتلايان راتشكيل ميدهند اثر ميگذارد و البته ميدانيم كه اين ابعاد نيز بر يكديگر تاثيرگذارند و مجموعه اينها وضعيت فرد را از نظر تعاملات اجتماعي و دستيابي به فرصتهاي اجتماعي و اقتصادي تحتالشعاع قرار ميدهد.»
مدير گروه جامعهشناسي پزشكي و سلامت انجمن جامعهشناسي ايران درخصوص سرطان پستان كه قريب به اتفاق مبتلايان به آن را زنان تشكيل ميدهند ميافزايد: «وجه جنسيتي و فرهنگي اين بيماري نيز حائزاهميت تلقي ميشود. ما در جوامعي زندگي ميكنيم كه زيبايي ظاهري و جسماني فرد از اهميت زيادي براي دستيابي وي به موقعيتهاي زندگي خانوادگي و حتي شغلي برخورداراست. زنان هنگام همسرگزيني ازسوي مردان غالبا در درجه اول براساس ويژگيهاي ظاهريشان ارزيابي ميشوند و حتي وقتي در چارچوب زندگي متاهلي و خانوادگي قرار داشته باشند جذابيتهاي جسمانيشان نقش زيادي در تداوم پيوند زناشويي و تعامل با همسرانشان
ايفا ميكند. زناني كه در نتيجه ابتلاي به سرطان پستان با عملهاي جراحي برداشت سينه مواجه ميشوند در شرايطي كه مجرد باشند فرصت همسرگزينيشان محدود ميشود و زنان متاهلي هم بودهاند كه بعد از اينكه به اين بيماري مبتلا شدند همسرانشان را به بهانه فقدان يا كاهش جذابيت جسماني ناشي از عمل از دست دادهاند.
تاكيد بر توليد محتواي رسانهاي و آموزشي
مديركل پيشگيري از آسيبهاي اجتماعي سازمان بهزيستي كشور ضمن اشاره به مساله زيبايي بهعنوان ملاك ارزيابي زنان ميگويد: «متاسفانه در بسياري از جوامع ارزيابي عامه از ارزشمندي زنان بر پايه ويژگيهاي ظاهري و صوري ايشان صورت ميگيرد و همچنان كه درمورد برخي بيماريهاي ديگر شايع است ارتباطات اجتماعي فرد مبتلا درنتيجه ابتلا به يك بيماري ممكن است مختل شود و به اين ترتيب از نظر كسب حمايتهاي اجتماعي در شرايطي كه اتفاقا بهشدت به آن نياز دارند دچار كمبود و محروميت شوند. زناني كه بهدليل بيماري سرطان پستان از نظر ويژگيهاي ظاهري خود را دچار نقصان تلقي ميكنند از اعتماد به نفس پايينتري رنج ميبرند و خودانگاره ضعيفتري در مقايسه با ساير زنان دارند و برايشان اين توهم بهوجود ميآيد كه از زنانگيشان كاسته شده است و از منظر خودشان ديگر افرادي خواستني و مقبول به حساب نميآيند. علاوه بر اين، رفتارهاي سوء اطرافيان نيز ممكن است بر اين ذهنيت نادرست دامن بزند. براي مواجهه با تبعات رواني اجتماعي منفي ابتلاي بيماري يعني وجوهي غير از مشكلاتي كه بيماري از بعد جسماني براي فرد پديد ميآورد كه خود به اندازه كافي سهمگين و دشوار هست، لازم است بر ضرورت آموزش و مشاوره دادن به فرد بيمار همچنين بهويژه بر آموزش به اطرافيان و اعضاي خانواده تاكيد كرد. آموزش و حساسسازي و اطلاعرسانيهاي مناسب در سطح وسيعتر نيز ميتواند بستر اجتماعي فرهنگي براي تامين حمايتهاي لازم از افراد مبتلا را به نحو موثري فراهم كند - اين امر مستلزم توليد محتواي رسانهيي و آموزشي مناسب است كه در ارتقاي كيفيت ارتباطات اجتماعي و آنچه تحت عنوان سلامت اجتماعي از آن نام برده ميشود موثر باشد. زناني كه به سرطان مبتلا ميشوند نيازمند توجه مردم و مسوولان به ابعاد اقتصادي و اجتماعي ابتلاي به اين بيماري هستند و نه صرفا توجه به ابعاد جسماني و زيست شناختي ودرماني و اين واقعيت كه اين مجموعه عوامل توامان بر سلامت افراد تاثيرگذار است معمولا مورد غفلت عمومي واقع ميشود. امروزه نقش حمايتهاي اجتماعي بهويژه در چارچوب ارتباطات خانوادگي و محلهيي در ارتباط با درمان بيماري در نتيجه مطالعات و تحقيقات ميان رشتهيي بسياري كاملا آشكار شده است. آنچه به فرد توان مقابله با بيماري دشواري چون سرطان را ميدهد نگاه او و نگاه اطرافيان به اين مشكلي است كه كليد حل آن نه فقط در دست پزشك و كادر درماني بلكه در دست خود فرد، همراهان و حاميان نزديك او، افراد خانواده و بستگان و دوستان او و در سطوح بالاتر و كلانتر مسوولان و نهادهاي اجتماعي و سياستگذاران و برنامهريزاني است كه به نيازهاي واقعي افراد آگاه هستند و نقش و وظيفه خود را در قبال بيماري و بيماران به خوبي ايفا ميكنند. اين تاكيدها به نوعي حكايت از مسووليت اجتماعي فردي و اجتماعي ما در قبال انسانهاي جامعه و ضرورت شناسايي آن دارد. همان چيزي كه ما از آموزههاي اخلاقي و فرهنگيمان ميشناسيم و انتظار داريم. در فرهنگ رسانهيي و تبليغاتي سرمايهداري كه بدن زنان و زيباييهاي ظاهري را در ايشان مورد تاكيد قرار ميدهد تصوير كاذبي از شايستگي زنان مبتني بر جذاببيتهاي ظاهري معمولا موردتبليغ قرار ميگيرد و جايگاه زنان از اين نظر مورد ارزيابي قرار ميگيرد، درنتيجه مبناي ارزشمندي فرد را ويژگيهاي ظاهري او قرار ميدهند درحالي كه در يك جامعه سالم كه ارتباطات انساني و اخلاقي حاكم باشد مبناي ارزشمندي افراد سلامت رفتار و گفتار و انديشه و عمل خيرانديشانه و بخردانه اوست. اينها اموري است كه لازم است در خانوادهها و در جريان آموزشهاي رسمي و غيررسمي ما مورد تاكيد و يادآوري قرار بگيرد.
همراهي براي روزهاي سخت
اين بحران ميتواند منجر به از هم پاشيدن كانون خانواده شود. مرداني كه تاب مقاومت نداشتند و با ناقص دانستن زنانشان خط بطلان بر واژه همسري كشيدند و در مقابل مرداني كه پاي به پاي زنان بيمارشان جنگيدند تا همراهي را از نو مشق كنند. بدون ترديد در اين روزها تلاطم توفان سرطان آنقدر جدي و وحشيانه حمله ميكند كه مينو يا هر بيمار ديگري در اين شرايط گمان نميكند روزي به ساحل امن برسد. اما همانگونه كه خداوند هم وعده داده بعد از هر سختي آساني است. حالا 5سالي ميشود كه مينو در سلامت كامل زندگي ميكند. او يكي از اعضاي فعال موسسه سرطان پستان است. موسسهيي كه به همت دكتر آزاده جولايي از متخصصان اين حوزه راهاندازي شده است. دكتر جولايي بيمارانش را به عضويت در موسسه دعوت كرد. انجمني كه اكنون با حضورمتخصصان زنان، جراحان و روانپزشكان و بيماران بهبود يافته بيش از گذشته رسميت دارد. پزشكان در پي آن هستند تا با به روز رساني روشها و دستگاههاي تشخيص از پيشرفت بيماري در مراحل اوليه جلوگيري كنند و با اطلاعرساني و آگاهي بخشي به زنان عده بيشتري را نجات دهند.
دست ياري هنرمندان با نمايش فيلمهاي واقعي
اما بيماران ديروز و زنان توانمند امروز كه به سلامت از توفان زندگي گذر كردهاند و به قول خودشان انسان ديگري شدهاند در اين موسسه گردهم آمدهاند تا شوكها و دردهاي مشتركشان را براي هم بازگو كنند و از اميد و انگيزه بهبود بگويند. بيماراني همچون مينو كه تشويشها و بيقراريها را پشتسر گذاشتهاند به بخش انكولوژي بيمارستانها كه بهزعم پرستاران، غمانگيزترين بخش بيمارستان است، ميروند تا قرارشان را به بيقراران بخش هديه كنند و از روزهايي بگويند كه اميد كم رنگ بود و ياري كنند تا روزهاي سخت زندگي هم گذر كند. مينو و دوستانش به اين قرارهاي اتاق شيمي درماني بسنده نكردند. آنها با حمايت آقاي عباسي از پيشكسوتان حوزه خبرنگاري كلاسهاي نويسندگي را ميگذرانند تا كتاب خاطراتشان و روزهاي سختي كه پشتسر گذاشتهاند چراغ راه هم دردانشان باشد. با حمايت پوران درخشنده بنا شده تا داستان اين زنان با زبان هنر به تصوير درآيد. فاطمه معتمدآريا نيز از ديگر هنرمنداني است كه برا ي تحقق اهداف موسسه تلاش ميكند. آخرين اقدامشان هم استفاده از حضور ماماهايي است كه پيشتر مبتلا بودهاند و اكنون در سلامت كامل به خانههاي بهداشت محلات ميروند تا با غربالگري جدي بار ديگر بر مرحله پيشگيري و تشخيص زودهنگام سرطان پستان تاكيد كنند. اين طرح كه احتمالا در اسفند ماه سال جاري اجرايي ميشود فرصتي است براي تمام زنان ايراني تا به دور از هر گونه ترس يا حتي خجالتي مرحله چكاپ را جدي گرفته و براي پيشگيري از ابتلاي زنان جوان به ياري پزشكان بيايند.
تناقضات آماري و دامن زدن به ترسهاي عمومي
چندي پيش دكتر هادي زاده، فوق تخصص جراحي پستان و دبير علمي كنگره پيشگيري و تشخيص سرطان پستان اعلام كرده بود در هر 50دقيقه يك زن در كشور به سرطان سينه مبتلا ميشود كه با توجه به شيوع عوامل سرطانساز همچون بالا رفتن سن و عوامل محيطي پيشبيني ميشود تا 10سال آينده رشد سرطان به دو برابر افزايش يابد. رقم اعلام شده بسيار نگرانكننده بود. براي پيگيري وضعيت سرطان پستان و آخرين اقدامات درماني اين حوزه با حميدرضا فتحي فوق تخصص جراحي پلاستيك و زيبايي و دانشيار دانشگاه تهران گفتوگو كرديم. وي در رابطه با آمار منتشر شده گفت: «متاسفانه در ايران آمار و اطلاعات دقيقي در دسترس پزشكان وجود ندارد در واقع ميتوان گفت مطالعات باياس دارند و قابل استناد نيستند اما آخرين مطالعاتي كه در اين رابطه انجام شده حكايت از آن دارد كه در ايران از هر 12زن يك نفر به سرطان پستان بدخيم دچار شده و از هر 4زن يك نفر درگير بيماريهاي پستان اعم از خوش خيم و بد خيم ميشود. اين در حالي است كه در امريكا از هر 8زن يك نفر به سرطان پستان بدخيم مبتلا ميشود.»
كاهش چشمگير سن ابتلا به سرطان
از دكتر فتحي ميزان رشد سرطان پستان در سالهاي اخير پرسيديم كه اينگونه پاسخ داد: «نميتوان به صراحت گفت كه ابتلا به سرطان پستان شيوع پيدا كرده چراكه صحت اين موضوع به بررسي دقيقتر و علميتر نياز دارد. عوامل متفاوتي در تغييرات نرخ ابتلا به سرطان موثر است. براي مثال طي چند دهه اخيرنه تنها جمعيت كشور دو برابر شده بلكه امكان تشخيص انواع سرطانها نيز امكانپذيرتر شده است. در گذشته مرگ افراد به دلايل نامعلومي اتفاق ميافتاد كه اكنون با پيشرفت علم و گسترش راههاي تشخيص پاسخ آن علامت سوال بزرگ پيدا شده است. درواقع ميتوان گفت از نظر علمي نرخ ابتلا تغييرات چنداني نداشته تنها آمار نهفته به واسطه عدم تشخيص، اكنون آشكار شده است. اما موضوع نگرانكننده سن ابتلا به سرطان است. ايران با تغيير فاحش سن ابتلا به سرطان رو به روست. براي مثال در گذشته زنان در حدود 50سالگي به سرطان پستان مبتلا ميشدند درحالي كه اكنون سن ابتلا به اين بيماري به 25سال كاهش يافته است.»
از وي درباره هزينههاي درمان اين بيماري پرسيديم و شنيديم: «با اجراي طرح تحول سلامت بيمار دغدغه پرداخت هزينههاي گزاف را ندارد. با قرار گرفتن اين بيماري در فهرست خدمات بيمهيي برداشتن توده سرطان پستان در بيمارستانهاي آموزشي همچون امام خميني با كيفيتي در سطح كشورهاي پيشرفته و صاحب نام در اين حوزه حدود 100هزار تومان براي بيمار هزينه دارد اقدام مهمي كه اميدواريم تداوم داشته باشد. اما در رابطه با بازسازي عضو قطع شده با روش ميكروسكوپي بيمارستان دولتي با هزينه تمام شده در حدود يك ميليون تومان اقدام به جراحي ميكند درحالي كه همين جراحي در بيمارستانهاي خصوصي قريب به 20ميليون تومان هزينه دارد.»
اين بخش از سخنان دكتر فتحي درباره هزينههاي بازسازي مرا ياد سخنان مينو بيمار مبتلا به سرطان انداخت كه در ابتداي گزارش داستان زندگياش را نقل كرديم. او ميگفت زنان مبتلا به سرطان پستان با دوگانگيهايي مواجهند. از يك سو جامعه تنها در صورت زيبايي ظاهري پذيراي آنان در بسياري از نقشهاي اجتماعي است اما زناني كه به دليل ابتلا به سرطان با قطع پستان مواجه شدهاند بهدليل هزينه بسيار زياد عمل ترميمي نميتوانند عضو را بازسازي كنند. با اين توجيه كه عمل ترميم عضو در زمره جراحيهاي زيبايي قرار ميگيرد كه مورد حمايت بيمه نيست و درواقع در چنين مراحلي جامعه طرفدار زيبايي، تلاشي برا ي بهبود و بازسازي ظاهر از دست رفته نميكند. مينو بعد از سالها بهبود هنوز نتوانسته هزينه جراحي ترميمي را فراهم كند. البته ميگويد اولويتهايش تغيير كرده و مسائل ديگري در زندگي نسبت به ترميم عضو از دست رفته اولويت رسيدگي و هزينه دارند. رشد فكري و توانمنديهاي چند سويه زن و ساير دوستانش در موسسه نميتواند در اتخاذ چنين تصميمي بيتاثير باشد.
انگيزههاي اقتصادي ژنرالهاي مكزيكي را دست به تيغ ميكند
دكتر فتحي عضو انجمن جراحان پلاستيك و زيبايي در ادامه بااشاره به اصليترين مشكل پزشكان در حوزه سرطان پستان ميگويد: «در كشورهاي اروپايي جراحيهايي از اين قبيل با همكاري قوي تيم پزشكي يعني اعضاي شيمي درماني، جراح، راديوگرافي و پزشكان زيبايي و ترميمي انجام ميشود. تقسيم كار حرفهيي و تخصصي كه منجر به كاهش هزينههاي مادي و معنوي برا ي بيماران ميشود. در حالي كه پزشكان ايراني همگي ژنرالهاي مكزيكي هستند و كسي حاضر نيست با ديگري همكاري كند. معضل فرهنگي كه در جامعه پزشكي هم به چشم ميخورد. جراحي كه توده را بر ميدارد خودش هم عمل ترميمي را انجام ميدهد. فقدان روحيه همكاري و كار گروهي و انگيزههاي مالي سبب شده تا پزشكان كيسهاي بيمار را براي طي كردن مراحل بعدي به يكديگر معرفي نميكنند. وي در بخش ديگري از سخنانش به ضعف نهادهاي نظارتي در جامعه پزشكي اشاره كرد و آن را مزيد بر علت دانست. اقداماتي كه براساس لابي و بدون منطق صورت ميگيرد و دودش به چشم مردم ميرود. وي به تنها تيم پزشكي در اين حوزه اشاره كرد كه از چند سال پيش و با كمك دكتر حريرچي تشكيل شده و همچنان عملكردي موفق دارد.
تاملي در باب وجه جنسيتي و فرهنگي
دكتر شيرين احمدنيا عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي ارزيابي جامعه شناختي از سرطان پستان دارد. وي در گفتوگو با «تعادل» ميگويد: «سرطان پستان مانند هر بيماري ديگري بر ابعاد مختلف سلامت افراد يعني برسلامت جسماني و رواني و اجتماعي فرد به ويژه زنان كه عمده مبتلايان راتشكيل ميدهند اثر ميگذارد و البته ميدانيم كه اين ابعاد نيز بر يكديگر تاثيرگذارند و مجموعه اينها وضعيت فرد را از نظر تعاملات اجتماعي و دستيابي به فرصتهاي اجتماعي و اقتصادي تحتالشعاع قرار ميدهد.»
مدير گروه جامعهشناسي پزشكي و سلامت انجمن جامعهشناسي ايران درخصوص سرطان پستان كه قريب به اتفاق مبتلايان به آن را زنان تشكيل ميدهند ميافزايد: «وجه جنسيتي و فرهنگي اين بيماري نيز حائزاهميت تلقي ميشود. ما در جوامعي زندگي ميكنيم كه زيبايي ظاهري و جسماني فرد از اهميت زيادي براي دستيابي وي به موقعيتهاي زندگي خانوادگي و حتي شغلي برخورداراست. زنان هنگام همسرگزيني ازسوي مردان غالبا در درجه اول براساس ويژگيهاي ظاهريشان ارزيابي ميشوند و حتي وقتي در چارچوب زندگي متاهلي و خانوادگي قرار داشته باشند جذابيتهاي جسمانيشان نقش زيادي در تداوم پيوند زناشويي و تعامل با همسرانشان
ايفا ميكند. زناني كه در نتيجه ابتلاي به سرطان پستان با عملهاي جراحي برداشت سينه مواجه ميشوند در شرايطي كه مجرد باشند فرصت همسرگزينيشان محدود ميشود و زنان متاهلي هم بودهاند كه بعد از اينكه به اين بيماري مبتلا شدند همسرانشان را به بهانه فقدان يا كاهش جذابيت جسماني ناشي از عمل از دست دادهاند.
تاكيد بر توليد محتواي رسانهاي و آموزشي
مديركل پيشگيري از آسيبهاي اجتماعي سازمان بهزيستي كشور ضمن اشاره به مساله زيبايي بهعنوان ملاك ارزيابي زنان ميگويد: «متاسفانه در بسياري از جوامع ارزيابي عامه از ارزشمندي زنان بر پايه ويژگيهاي ظاهري و صوري ايشان صورت ميگيرد و همچنان كه درمورد برخي بيماريهاي ديگر شايع است ارتباطات اجتماعي فرد مبتلا درنتيجه ابتلا به يك بيماري ممكن است مختل شود و به اين ترتيب از نظر كسب حمايتهاي اجتماعي در شرايطي كه اتفاقا بهشدت به آن نياز دارند دچار كمبود و محروميت شوند. زناني كه بهدليل بيماري سرطان پستان از نظر ويژگيهاي ظاهري خود را دچار نقصان تلقي ميكنند از اعتماد به نفس پايينتري رنج ميبرند و خودانگاره ضعيفتري در مقايسه با ساير زنان دارند و برايشان اين توهم بهوجود ميآيد كه از زنانگيشان كاسته شده است و از منظر خودشان ديگر افرادي خواستني و مقبول به حساب نميآيند. علاوه بر اين، رفتارهاي سوء اطرافيان نيز ممكن است بر اين ذهنيت نادرست دامن بزند. براي مواجهه با تبعات رواني اجتماعي منفي ابتلاي بيماري يعني وجوهي غير از مشكلاتي كه بيماري از بعد جسماني براي فرد پديد ميآورد كه خود به اندازه كافي سهمگين و دشوار هست، لازم است بر ضرورت آموزش و مشاوره دادن به فرد بيمار همچنين بهويژه بر آموزش به اطرافيان و اعضاي خانواده تاكيد كرد. آموزش و حساسسازي و اطلاعرسانيهاي مناسب در سطح وسيعتر نيز ميتواند بستر اجتماعي فرهنگي براي تامين حمايتهاي لازم از افراد مبتلا را به نحو موثري فراهم كند - اين امر مستلزم توليد محتواي رسانهيي و آموزشي مناسب است كه در ارتقاي كيفيت ارتباطات اجتماعي و آنچه تحت عنوان سلامت اجتماعي از آن نام برده ميشود موثر باشد. زناني كه به سرطان مبتلا ميشوند نيازمند توجه مردم و مسوولان به ابعاد اقتصادي و اجتماعي ابتلاي به اين بيماري هستند و نه صرفا توجه به ابعاد جسماني و زيست شناختي ودرماني و اين واقعيت كه اين مجموعه عوامل توامان بر سلامت افراد تاثيرگذار است معمولا مورد غفلت عمومي واقع ميشود. امروزه نقش حمايتهاي اجتماعي بهويژه در چارچوب ارتباطات خانوادگي و محلهيي در ارتباط با درمان بيماري در نتيجه مطالعات و تحقيقات ميان رشتهيي بسياري كاملا آشكار شده است. آنچه به فرد توان مقابله با بيماري دشواري چون سرطان را ميدهد نگاه او و نگاه اطرافيان به اين مشكلي است كه كليد حل آن نه فقط در دست پزشك و كادر درماني بلكه در دست خود فرد، همراهان و حاميان نزديك او، افراد خانواده و بستگان و دوستان او و در سطوح بالاتر و كلانتر مسوولان و نهادهاي اجتماعي و سياستگذاران و برنامهريزاني است كه به نيازهاي واقعي افراد آگاه هستند و نقش و وظيفه خود را در قبال بيماري و بيماران به خوبي ايفا ميكنند. اين تاكيدها به نوعي حكايت از مسووليت اجتماعي فردي و اجتماعي ما در قبال انسانهاي جامعه و ضرورت شناسايي آن دارد. همان چيزي كه ما از آموزههاي اخلاقي و فرهنگيمان ميشناسيم و انتظار داريم. در فرهنگ رسانهيي و تبليغاتي سرمايهداري كه بدن زنان و زيباييهاي ظاهري را در ايشان مورد تاكيد قرار ميدهد تصوير كاذبي از شايستگي زنان مبتني بر جذاببيتهاي ظاهري معمولا موردتبليغ قرار ميگيرد و جايگاه زنان از اين نظر مورد ارزيابي قرار ميگيرد، درنتيجه مبناي ارزشمندي فرد را ويژگيهاي ظاهري او قرار ميدهند درحالي كه در يك جامعه سالم كه ارتباطات انساني و اخلاقي حاكم باشد مبناي ارزشمندي افراد سلامت رفتار و گفتار و انديشه و عمل خيرانديشانه و بخردانه اوست. اينها اموري است كه لازم است در خانوادهها و در جريان آموزشهاي رسمي و غيررسمي ما مورد تاكيد و يادآوري قرار بگيرد.
تعادل