غروب چپگرایان و طلوع راستگرایان در آمریکای لاتین
اما حالا در کشورهای مختلف، نتیجه یکسان است. رهبران طرفدار سیاستهای بازار تدریجا چپگرایانی را که ظرف دهه گذشته قدرت را در کشورهای آمریکای لاتین در دست داشتند، کنار میزنند. روسای جمهور قدرتمندی همچون لوئیز ایناسیو دا سیلوار در برزیل و کریستینا فرناندز د کرشنر در آرژانتین با تحقیقات درباره اتهام فساد روبرو هستند. با این حال، تحلیلگران سیاسی میگویند این روند ضرورتا به معنای رد کامل سیاستهایی نیست که در سالهای قبل رأیدهندگان را به سوی دولتهای چپگرا جذب میکرد. مثلا میشل تمر و موریسیو ماکری روسای جمهور برزیل و آرژانتین از حفظ برنامههای ضدفقر حمایت کردهاند.
پدرو پابلو کوژینسکی رئیس جمهور جدید پرو با ائتلاف با چپگرایان توانست کیکو فوجیموری رقیب خود و دختر آلبرتو فوجیموری رئیس جمهور سابق را شکست دهد که اکنون در زندان است. به همین شکل، رأی مردم کلمبیا درباره توافق صلح نشاندهنده پیشبینیناپذیری سیاست در برخی نقاط آمریکای لاتین است. رهبران منطقه از خاستگاههای ایدئولوژیک مختلف از این موافقتنامه پشتیبانی کردند. این موافقتنامه بین خوان مانوئل سانتوس رئیس جمهور و نیروهای مسلح انقلابی کلمبیا موسوم به فارک امضا شده بود. کلمبیاییها عمدتا به این دلیل توافق را رد کردند که معتقد بودند شرایط آسانی برای فارک در نظر گرفته شده بود که اجازه میداد بیشتر جنگجویان آن بدون مجازات پی کار خود بروند. اما نتیجه یادشده نشان داد تا چه اندازه رأیدهندگان مایل هستند آنچه را نظام حاکم پیشنهاد میکند، رد کنند. به گفته مایکل شیفتر رئیس یک گروه مشاورهای در واشنگتن گفت اینکه رأیدهندگان وضعیت موجود را رد کنند، اصلا مختص کلمبیا نیست. این روندی است که در آرژانتین، برزیل، ونزوئلا، مکزیک و دیگر کشورها قابل مشاهده است.
اکنون رهبران آمریکای لاتین به تغییر حال و هوا در کشورشان به دقت توجه میکنند. در شیلی، میشل باچله رئیس جمهور با شعار کاهش نابرابری در سال ۲۰۱۳ بار دیگر به قدرت رسید. اما با کاهش رشد اقتصادی و بر ملا شدن ماجرای فساد مالی با مشارکت اعضای خانواده، وی مجبور شد تغییر مسیر دهد و فردی مورد احترام بخش مالی کشور را به مقام وزارت دارایی گماشت. بودجه دولت وی برای سال آینده میلادی صرفهجویی مالی و مهار هزینهها را در اولویت قرار میدهد. در برزیل که ۲۰۶ میلیون نفر جمعیت دارد، یعنی نیمی از جمعیت آمریکای لاتین، چرخش به راست با اختلاف سیاسی فراوان همراه بوده است. حامیان دیلما روسف رئیس جمهور استیضاح شده میگویند برکناری وی معادل کودتا بود. این عقیده بر مشروعیت آقای تمر معاون سابق وی که علیه وی شورید و به جایش نشست، تاثیر گذاشته است. نامزدهای حزب متبوع وی یعنی حزب جنبش دموکراتیک برزیل در انتخابات شورای شهر در شهرهای بزرگ شکست خوردند.
اما حزب سوسیال دموکراسی برزیل که پیشتر جزیی از جنبش مخالفت با دیکتاتوری نظامی کشور بود، موفقیتهای بزرگی کسب کرد. این حزب اکنون ائتلاف آقای تمر را نیز در بر میگیرد. اکنون برخی از تحلیلگران معتقدند شباهتهایی با رأی مردم انگلیس برای خروج از اتحادیه اروپا وجود دارد. هکتور اباد فاسیولینس نویسنده کلمبیایی گفت رأیگیری در کلمبیا بازتاب چرخش از رئالیسم جادویی به رئالیسم تراژیک است. اشاره وی به مکاتب نویسندگی افرادی مانند گابریل گارسیا مارکز است. به گفته وی، اکنون کافی است که ترامپ پیروز شود.
توصیف صحنه سیاسی کلمبیا همیشه دشوار است. این کشور که از متحدان اصلی آمریکا در آمریکای لاتین است، همواره محافظهکارتر از برخی همسایگان خود بوده است، حتی در زمانی که چریکهای چپگرا چندین دهه در جنگلهای آن فعالیت میکردند. چرخش به راست در برخی نقاط این منطقه متوقف شده است. در ونزوئلا جناح مخالف در انتخابات مجلس پیروز شد، اما نیکولاس مادورو رئیس جمهور چپگرا توانسته است برگزاری همهپرسی را برای برکناری وی از قدرت به تاخیر بیندازد، هر چند که وضع اقتصاد نامساعد است.
در بولیوی، دولت چپگرای ایو مورالز رئیس جمهور به دلیل مدیریت مناسب اقتصاد تحسین صندوق بینالمللی را جلب کرده است. بانک مرکزی بولیوی اخیرا اعلام کرد تولید ناخالص داخلی کشور ظرف سال جاری ۵ درصد خواهد بود که در زمره بالاترین نرخ رشد در آمریکای لاتین است. الوارو گارسیا لینرا معاون رئیس جمهور بولیوی اخیرا در یک سخنرانی که پر از اشاره به گفتههای مارکس و لنین بود، به افول نفوذ چپگرایان در منطقه اذعان کرد. وی با مقایسه وضعیت جاری با دورههای خیزش محافظه کاران در آمریکای لاتین در گذشته گفت ما با یک نقطه عطف تاریخی در منطقه روبرو هستیم و برخی از بازگشت به گذشته صحبت میکنند. ما باید آنچه را در دهههای ۸۰ و ۹۰ آموختیم، یعنی زمانی که همه چیز علیه ما بود، از نو بیاموزیم.
محمد الاریان مشاور ارشد اقتصادی در گروه خدمات مالی آلیانز در آلمان گفت میتوان این چرخش را در آمریکای لاتین را مشابه گرم شدن فضای فعالیت برای جنبشهای ضد حاکمیت مستقر در غرب دانست. به گفته وی، فعلا احزاب و برنامههای اقتصادی راستگرا عمده بهرهبرندگان از ناامیدی اقتصادی و اجتماعی مردم هستند.