کوبیدن بر طبل منازعه به جای ایجاد شغل
نکته عبرتانگیز داستان شغلخواهان جوان ایرانی این است که سهم دختران نزدیک به پسران شده است. برآوردها نشان میدهد در مقابل هر ۱۰۰ پسری که وارد دانشگاه میشوند ۱۲۰ دختر نیز به دانشگاهها راه یافتهاند. دختران درس میخوانند که شغل پیدا کنند و دستکم هزینههای زندگی خود را بپردازند. در غیاب شغل، دختران تحصیلکرده چه خواهند کرد؟
این آمار وحشتآفرین که لابهلای آمارگیریهای گوناگون منتشر میشود به همه ایرانیان دلسوز یادآوری میکند که باید برای در امان ماندن جامعه از پیامدهای طغیان احتمالی جوانان جویای کار باید گامهای جدیتری برداشت.
به گزارش ساعت ۲۴، به نظر میرسد اما جناحهای سیاسی فعال در جریان مبارزات سیاسی برای کسب قدرت در بهار ۱۳۹۶ باید بتوانند راهحلی جامع، مانع و اجرایی برای مهار نرخ بیکاری ارایه کنند. در حالی که پسانداز داخلی اجازه نمیدهد از این ناحیه منابعی برای رشد اشتغال پدیدار شود آیا میتوان امیدوار بود که استفاده از پساندازجهان ممکن شوند.
وقتی جامعه سیاسیون ایرانی به ویژه تندخوهایی که چشمها را بسته و صبح تا شب علیه دولت حرف میزنند و سرمایهگذاران را فراری میدهند، نباید انتظار روزهای بهتر را داشت. ایران در همه سالهای سپری شده در ۱۰ سال اخیر هرگز نتوانسته است بیش از ۳ میلیارد دلار سرمایه خارجی جذبکند و حالا در تب داغ بیکاری جوانان میسوزد و آرام آرام ذوب خواهد شد. جوانان بیکار در جایی که تعامل با جهان نیز برایشان سخت میشود و در داخل نیز جای مناسبی برای کار نیست چه عاقبتی برای ایران رقم خواهند زد؟
سیاستورزان ایرانی بدون توجه به اینکه درآمد حاصل از صادرات نفت کم شده و به اندازه کافی نمیتوان روی آن حساب کرد هیچ راهحلی ارایه نمیکنند. تندخویان سیاست در ایران از غم و اندوه خانوادههایی که جوانان بیکار را میبینند و اشک در چشمانشان جمع میشود خبر ندارند و بر طبل مجادله میکوبند و شرایط را هر روز سختتر میکنند. آنهایی که در ۸ سال ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۲ صدها میلیارد دلار پول نفت را هدر دادند حالا باید جواب دهند.