وعدهها و سواری مجانی و رقبای روحانی
احمدی نژاد کار کاندیداهای اصولگرا را سخت کرد
ساعت 24-اقتصاددانان اصطلاح «سواری مجانی» را برای وضعی توصیف و به کار میگیرند که در آنیک فرد میتواند بدون اینکه هزینهای تحمیل کند، درآمد یا مطلوبیتی به دست آورد. این وضع به ویژه درباره تعامل شهروندان با سازمانها، دستگاهها و شرکتهای دولتی به کار گرفته میشود.
بهطور مثال اگر فردی دندان ناسالمی داشته باشد اما مداوای آن نیاز فوریاش نباشد و بداند در یک روز معین قرار است دندانپزشکان برای درمان آن نوع دندان تخفیف قائل شوند، آن فرد مداوای دندان را به آن روز میاندازد. این مثال در ایران با موضوع بلیت نصف قیمت سینماها در روزهای سهشنبه که مدتی اجرا می شد قابل توجیه است. سینماهای ایران بر اساس تصمیم اتخاذشده قیمت فروش بلیت خود را در روزهای سهشنبه نیمبها تعیین کردند و آن گروه از علاقهمندان به سینما اگر شتابی برای دیدن فیلم نداشتند، همان روز را برای حضور در سینما انتخاب می کردند.. این نوع استفاده که به آن سواری مجانی میگویند در ذات همه انسانهاست و زن و مرد، پیر و جوان، آمریکایی و ایرانی یا استرالیایی ندارد. آن دسته از سیاست ورزان حرفهای که این خواسته انسانی را خوب میشناسند در جریان مبارزه سیاسی از آن استفاده میکنند. این دسته از سیاست ورزان در غرب در زمره طرفداران دولت رفاه قرار میگیرند و بیشترین وعده آنها در جریان مبارزات انتخاباتی افزایش مالیات ثروتمندان است. طرفداران و مجریان دولت رفاه وقتی با این ترفند توانستند آرای لازم را برای استیلا بر حریف کسب کنند، بلافاصله پسازآنکه دولت یا مجلس را در اختیار گرفتند، به را ی انجام وعده خویش دستبهکار میشوند. نتیجه کار آنها از پیش معلوم است: یا میتوانند مالیات گروههای پردرآمد را افزایش دهند و آن را در امور اجتماعی مثل کاهش هزینه تحصیلی یا کاهش هزینههای درمان بهکارگیرند که بر محبوبیت خود میافزایند یا فاقد توانایی برای این کار هستند که ناتوانی خود را به مقاومت مالیاتدهندگان نسبت میدهند. گروههای کمدرآمد در چنین جامعههایی و با چنین دولتهای رفتار منطبق بر این خواست ذاتی دارند و در جریان عمل نیز دولت را تشویق میکنند. این کار شهروندان یک دور ایجاد میکند که در هر چرخش ابعاد آن فزاینده میشود. به این معنی که مردم خواستههای بیشتری طلب میکنند و علاقه و عمل خود را به سواری مجانی افزایش داده و دولتها را گمراه میکنند. بهطور مثال یک گروه کمدرآمد در یک جامعه آزاد میتواند با کسب مجوز از دولت یک تجمع حمایتی از افزایش مالیات بر ثروتمندان راه انداخته و دولت را در شرایط سخت قرار دهد. در جامعههایی مثل ایران نیز این دور فزاینده دیده میشود و دولت نهم و دهم از این موضوع و از علاقه شهروندان به سواری مجانی استفاده کردند.. برای روشن شدن بیشتر بحث سفرهای استانی رئیس دولت نهم و دهم را در کانون توجه قرار میدهیم. دولت نهم در شروع فعالیت خود با شهروندان بهویژه محرومان به صورت رودررو گفت وگو کند خبر میداد که هیئت دولت به ایلام خواهد رفت. شهروندان ایلامی بهویژه ساکنان روستاها خبردار میشد ند که قرار است دولت در سفر استانی نامههای آنها را گرفته و به خواستهای آنها رسیدگی کند. فرض کنیم یک شهروند ایلامی – ضمن اینکه علاقهمند است رئیس دولت را از نزدیک ببیند با خود حساب کند اولاً احتمال دارد که نامهاش دریافت شود وثانیا فرد خوشبختی است که نامه او خواندهشده و درخواست او در دستور کار قرار میگیرد. آیا این شهروند ایلامی به ویژه اگر آن روزبیکار باشد یا درآمد یک روز او در مقایسه با میزان درآمد یک روز او در مقایسه با میزان درآمد احتمالی که از دادن یک نامه به دست میآورد، بسیار کمتر است، چنین کاری نمیکند؟ اگر به عقل و شعورو زیرکی شهروندان ایلامی با هر منطقه دیگری تردید نداریم باید کار او برای حضور در نزدیکی جایی که نامههای مردم گرفته میشود را بپذیریم. اینگونه است که شهروندان ایرانی 30 میلیون نامه به رئیس دولت دادند و بهمثابه ضربالمثل «سنگ مفت گنجشک مفت» برای استفاده از یک امتیاز تصادفی درجایی که رئیس دولت حرف میزند سرازیر میشوند. داستان سهام عدالت نیز همینطور بود. به شهروندان گفته شد که قرار است به هر نفر ایرانی برگه ای داده شود که او را مالک مقداری از سهام یک شرکت خواهد کرد و قرار است با تملک این برگه سهام، سالانه میزانی سود به آنها پرداخت شود. شهروند باشعور، زیرک و هوشیار ایرانی که زحمتی به خود نمیدهد و در کوتاهمدت هزینهای نیز پرداخت نمی کنند آیا سواری مجانی را نادیده میگیرد؟ چنین نیست و چنین نیز نخواهد بود و شهروند ایرانی همانند سایر همتاهای خود در همه کشورها و سرزمینها از این وضع استقبال میکند.
بهاینترتیب است که دولت و شهروندان که میخواهند سواری مجانی بگیرند در یک دور فزاینده قرارگرفته و سطوح خواستههای خود را بالاتر میبرند. شهروندان اما در برابر این سواری مجانی که به دست آورده یا موقعیت رانتی که از آن برخوردار شدهاند، چه تعهدی به دولت دارند؟ آیا قراردادی منعقدشده است که شهروندان را ناگزیر کند در برابر امتیازی که به دست آوردهاند کار خاصی انجام دهند؟ شهروندان ممکن است حتی در موقع عمل برخلاف خواسته کسی که به او امتیاز مجانی داده است، عمل کنند. آنها از رفتار خلاف خواست امتیاز دهنده چند هدف دارند: به وعده دهنده یادآور میشوند باید به وعدههای خود عمل کند و شمار وعدهها و ابعاد آن را افزایش دهد آنها با نشان دادن علامت به رقیب وعده دهنده نیز یادآور میشوند باید دست کم در اندازه قبلی به آنها امتیاز دهد. برای اینکه این نکات روشن شود به انتخابات شورای شهر تهران بر میگردیم. در آن انتخابات، محمود احمدینژاد که زمانی شهردار تهران بودبه شهروندان تهرانی وعده داده بود که چه کارها خواهد کرد، به طور نامحسوس از لیست انتخاباتی جریان رایحه خوش حمایت کرد وخواهر خود را به عنوان سرلیست در این لیست انتخاباتی قرار داد نتیجه چه شد؟ لیست مورد نظر وی در برابر سایر کاندیداها رای کافی نیاورد و به طور مثال شاخص ترین طرفدار دولت که مهرداد بذرپاش بود نتوانست به شورا راه یابد. این نوشته می خواهد نشان دهد نباید شهروندان ایرانی را سرزنش کرد که چرا به وعده های رییس دولت دلخوش هستند؟ واقعیت این است که آنها بر اساس منافع خود عمل کرده و از اصل «سواری مجانی» به بهترین شکل استفاده میکنند. حالا و در اینروزها شاهد استفاده از این رفتار درمیان برخی کاندیداها هستیم. اما ایرانیان که دیدند وعده های دولت احمدی نژاد لباس عمل نپوشید به حرفهایی گوش می دهند که وعده های بسیار بزرگ دهند.
بهاینترتیب است که دولت و شهروندان که میخواهند سواری مجانی بگیرند در یک دور فزاینده قرارگرفته و سطوح خواستههای خود را بالاتر میبرند. شهروندان اما در برابر این سواری مجانی که به دست آورده یا موقعیت رانتی که از آن برخوردار شدهاند، چه تعهدی به دولت دارند؟ آیا قراردادی منعقدشده است که شهروندان را ناگزیر کند در برابر امتیازی که به دست آوردهاند کار خاصی انجام دهند؟ شهروندان ممکن است حتی در موقع عمل برخلاف خواسته کسی که به او امتیاز مجانی داده است، عمل کنند. آنها از رفتار خلاف خواست امتیاز دهنده چند هدف دارند: به وعده دهنده یادآور میشوند باید به وعدههای خود عمل کند و شمار وعدهها و ابعاد آن را افزایش دهد آنها با نشان دادن علامت به رقیب وعده دهنده نیز یادآور میشوند باید دست کم در اندازه قبلی به آنها امتیاز دهد. برای اینکه این نکات روشن شود به انتخابات شورای شهر تهران بر میگردیم. در آن انتخابات، محمود احمدینژاد که زمانی شهردار تهران بودبه شهروندان تهرانی وعده داده بود که چه کارها خواهد کرد، به طور نامحسوس از لیست انتخاباتی جریان رایحه خوش حمایت کرد وخواهر خود را به عنوان سرلیست در این لیست انتخاباتی قرار داد نتیجه چه شد؟ لیست مورد نظر وی در برابر سایر کاندیداها رای کافی نیاورد و به طور مثال شاخص ترین طرفدار دولت که مهرداد بذرپاش بود نتوانست به شورا راه یابد. این نوشته می خواهد نشان دهد نباید شهروندان ایرانی را سرزنش کرد که چرا به وعده های رییس دولت دلخوش هستند؟ واقعیت این است که آنها بر اساس منافع خود عمل کرده و از اصل «سواری مجانی» به بهترین شکل استفاده میکنند. حالا و در اینروزها شاهد استفاده از این رفتار درمیان برخی کاندیداها هستیم. اما ایرانیان که دیدند وعده های دولت احمدی نژاد لباس عمل نپوشید به حرفهایی گوش می دهند که وعده های بسیار بزرگ دهند.