نگاهی به منافع مشترک ایران و عربستان
ساعت24 -حوزه منطقهای در دهههای اخیر همواره برای ایران و سیاست خارجی آن پرچالش بوده است. با تامل در روند تحولات سیاسی منطقه خاورمیانه و سیاست خارجی ایران، این واقعیت آشکار میشود که با وجود برجستگی مسائل بینالمللی بهویژه چالش ایالات متحده و پس از آن اروپا، مسائل و چالشهای منطقهای بیشترین انرژی دستگاه سیاست خارجی ایران را به خود اختصاص داده است.
div style="text-align:justify">
علیرضا سلطانی-عضو هیئت علمی دانشگاه در روزنامه شرق نوشت: حوزه منطقهای در دهههای اخیر همواره برای ایران و سیاست خارجی آن پرچالش بوده است. با تأمل در روند تحولات سیاسی منطقه خاورمیانه و سیاست خارجی ایران، این واقعیت آشکار میشود که با وجود برجستگی مسائل بینالمللی بهویژه چالش ایالات متحده و پس از آن اروپا، مسائل و چالشهای منطقهای بیشترین انرژی دستگاه سیاست خارجی ایران را به خود اختصاص داده است.
این مهم به نحو آشکار و چشمگیری در سالهای اخیر بهویژه همزمان با مذاکرات هستهای ایران و ١+٥ و پس از اجرائیشدن برجام، افزایش یافته است. بهطور قطع بخش درخور توجهی از چالشهای اخیر منطقهای، ناشی از تحرکات برنامهریزیشده کشورهای منطقه با هدف ناکامگذاشتن مذاکرات هستهای در مرحله اول و بیخاصیتکردن برجام در مرحله دوم بوده است. بهطور طبیعی، کشورهای منطقه به رهبری عربستان، حل چالشهای سیاسی و امنیتی میان ایران و غرب را مطلوب خود نمیدانند و از زمان آغاز روند مذاکرات سیاسی ایران و آمریکا، بیشترین تلاش را برای ناکامگذاشتن این مذاکرات داشتند و با موفقنشدن در این رویکرد، به ایجاد چالشهای سیاسی و امنیتی در حوزه منطقهای روی آوردند. پیدایش داعش و دیگر گروههای تروریستی منطقه و تقویت آنها در کشورهایی که ایران در آنها صاحب نفوذ است، از این نوع تحرکات برنامهریزیشده هستند.
برایند و پیامد این شرایط برای ایران چیزی جز افزایش چالش و تخصیص انرژی بالا و درعینحال خنثیشدن بخش درخور توجهی از دستاوردهای برجام نبوده است. به عبارت دیگر، میتوان اذعان کرد کشورهای منطقه تا حد زیادی توانستهاند از تحرکات ضدایرانی خود در منطقه نتیجه بگیرند. رویکارآمدن ترامپ در ایالات متحده شرایط را برای تحرکات ضدایرانی در منطقه از طریق افزایش مراودات و هماهنگیها میان ایالات متحده و برخی کشورهای منطقه مانند عربستان شدت بخشید. در واقع اگر تا قبل از ترامپ، حمایت آمریکا از تحرکات منطقهای علیه ایران با هدف خنثیکردن برجام به صورت پنهانی و غیرآشکار بود، با رویکارآمدن ترامپ و سیاست علنی او در مخالفت با برجام، این حمایت نهتنها آشکار شد بلکه تقویت نیز شد.
در واقع پس از ناکامی ترامپ در موضوع لغو برجام، این کشور با حمایت برخی کشورهای منطقه، سیاست برخورد و مواجهه با ایران و افزایش چالشهای منطقهای علیه این کشور را در پیش گرفته است. به نظر میرسد ترامپ قصد دارد میدان رویارویی با ایران را به سطح منطقه و به پشتوانه و هزینه کشورهای منطقه منتقل کند. در این راستا، عربستان سعودی نقش محوری را بر عهده دارد. رویکرد این کشور پس از پروژه داعش و برخی گروههای تروریستی علیه ایران و متحدان منطقهای آن، ایجاد شکاف سیاسی میان ایران با کشورهای منطقه بهویژه عراق و کشورهای حوزه جنوبی منطقه خلیجفارس است.
با وجود مهار برخی تحرکات امنیتی مانند داعش، شرایط منطقه برای ایران چندان مطلوب به نظر نمیرسد. بخشی از این شرایط به گذشته و پیشبینی نادرست شرایط منطقه پس از اجرای برجام و سیاستگذاری نامناسب در حوزه منطقهای بازمیگردد. واقعیت این است که سیاست خارجی ایران در بحبوحه مذاکرات هستهای و همچنین پس از اجرای برجام، فاقد پیوست منطقهای بود، به این دلیل با وجود تلاش و موفقیت در حوزه بینالمللی بهویژه در حوزه اروپا، روسیه و شرق آسیا، در حوزه منطقهای استراتژی مشخص و مؤثری اتخاذ و اجرا نشد.
این در حالی است که درحالحاضر، ایران خواسته یا ناخواسته، حضوری فعال در تحولات منطقه دارد؛ اما این حضور بیش از آنکه کنشگرا و ابتکاری باشد، بیشتر واکنشی و تدافعی است. تداوم این شرایط بهطور طبیعی به نفع ایران نیست. درعینحال، به نظر میرسد روند تحولات خاورمیانه با سیاست ایالات متحده و عربستان در شکل مهار ایران و چالشآفرینی برای آن دنبال میشود. در شرایط کنونی، هدف نهایی آمریکا و متحدان منطقهای آن، وادارکردن ایران به مذاکره بر سر مسائل منطقهای و دریافت امتیازات سیاسی و امنیتی از تهران است. در واقع این کشورها به مدلی مانند برجام منطقهای فکر میکنند؛ رویکردی که با مخالفت شدید ایران مواجه شده است؛ اما صرف مخالفت کافی به نظر نمیرسد. ایران در شرایط کنونی باید ضمن بازتعریف سیاست منطقهای خود، ابتکار عمل را با هدف خنثیکردن سیاست تحدید و فشار منطقهای در پیش گیرد.
ابتکار عمل ایران الزاما به معنای مواجهه و تقابل با کشورهای منطقه نیست؛ هرچند این حرکت میتواند معنای مواجهه سیاسی با آمریکا را داشته باشد. در این راستا، جدا از سیاستهای کلی که ایران میتواند در راستای افزایش ثبات و امنیت منطقه ایفا کند که نمونه آن کمک به بازگشت ثبات و امنیت در عراق و کمک به حل مناقشه بدون خونریزی جدایی کردستان عراق است، باید باب مذاکره با کشورهای منطقه را باز کند. هماهنگی و همکاری ایران و ترکیه در برخی موضوعات منطقهای مانند عراق و سوریه در این رابطه شایان توجه است. اگرچه مذاکره با کشورهای منطقه، آسان و راحت نخواهد بود؛ اما واقعیت این است که ایران جز از طریق مذاکره و گفتوگو با کشورهای منطقه و ایجاد و تقویت منافع مشترک، راهکار دیگری برای کاهش چالشهای منطقهای نمیتواند داشته باشد.
این مذاکرات حتی میتواند علاوه بر عربستان به اردن و مصر نیز تسری پیدا کند. بهطور قطع، در این میان کشورهایی مانند عراق و برخی کشورهای عرب جنوب خلیجفارس مانند عمان و قطر میتوانند نقش مؤثری ایفا کرده و زمینه مذاکره دوجانبه و چندجانبه را فراهم کنند. حل بحرانهای یمن، بحرین و سوریه، علاوه بر اینکه به ثبات و امنیت خاورمیانه کمک میکند، بهانه لازم برای مواجهه با ایران را نیز از بین میبرد.
سیاست اصولی در این رابطه، تقویت منافع مشترک است. ایران و عربستان با داشتن اختلافات جدی در حوزههای سیاسی و امنیتی، منافع مشترکی نیز در حوزههای مختلف دارند که در حوزه سیاسی، مواجهه با تروریسم و در حوزه اقتصادی، قیمت نفت است. دو کشور در شرایطی که اختلافات آنها به اوج رسید، سال گذشته در قالب اوپک و همچنین در خارج از آن پیرامون برخی مشکلات نفتی مانند توافق بر سر کاهش تولید برای افزایش قیمت نفت و حتی مسئله دبیرکلی اوپک، به توافق رسیدند.
بهگونهای که میتوان اذعان کرد همکاریهای اخیر نفتی ایران و عربستان که به بهبود قیمت نفت در بازارهای جهانی منجر شد، در طول فعالیت اوپک و تاریخ نفت کمسابقه است. از طرف دیگر، حضور دوباره حجاج ایرانی در مراسم حج امسال که در بهترین شرایط و با کمترین حاشیه برگزار شد، نتیجه مذاکرات سخت و گسترده مقامات ایرانی با مقامات عربستانی بود.
این دو تجربه که هم در حوزه نفت و هم در حوزه حج ادامه خواهد داشت، میتوانست و میتواند به حوزه سیاسی نیز گسترش یابد و دو کشور چالشهای موجود را با مذاکره بدون حضور قدرتهای خارجی حل کنند. برگزاری یک نشست منطقهای چندجانبه با حضور مسئولان سیاست خارجی از ایران، ترکیه، عربستان، عراق، مصر و قطر در یکی از کشورها مانند اردن یا عمان، میتواند باب مذاکره منطقهای را باز کند.