دیده ها و داوری های متناقض مصباحی مقدم و سلطانی از چین
3- غلامرضا به افکار عمومی گزارش و توضیح نداده است، هدف از حضورش در چین چه بوده،با بودجه و هزینه شخصی دولتی، حکومتی و یا دعوت حزب کمونیست چین به این کشور رفته است؟ این مقام بلندپایه روحانی به افکار عمومی توضیح نمیدهد آیا حزب کمونیست چین او را به به لحاظ شخصی دعوت کرده است؟ یا بنابر مقامی که در مجمع تشخیص مصلحت دارد یا به دلیل حضورش در جامعه روحانیت مبارز؟ غلامرضا در جایی که افکار عمومی دسترسی داشته باشد یادآوری نکرده با کدام مقام حزبی حزب کمونیست چین دیدارکرده و چه گفته و چه شنیده است. او به شهروندان توضیح نمیدهد چرا او که لباس مبلغان دینی بر تن دارد و باید برای تبلیغ دین کار کند به مرکز حزبی میرود که اساس اندیشهاش ضددینی است. پدرام سلطانی اما با نگارش یک یاداشت و انتشار آن برای افکارعمومی مینویسد برای چه کاری به چین رفته است و سابقه حضورش در چین چیست و در آنجا با بازرگانان چینی که همتاهای او بودهاند گفتوگو کرده است .
4 - بنابر آنچه از غلامرضا نقل شده او معتقد است: «چین و ایران در لحظهای از تاریخ قرار گرفتهاند که میتوانند درخششی خیره کننده به روابط دو کشور ببخشند و پروژهای تاریخساز را رقم بزنند… این دو کشور میتوانند با برقراری پیمان دوجانبه و چندجانبه پولی به ارتقای سطح مبادلات تجاری اقدام کنند» اما پدرام مینویسد: «چین عزیز» آرام آرام ایران، این شریک وفادار خود را به حاشیه میراند… دولت چین سرمایهگذاری شرکتهای چینی در ایران را تقریباٌ ممنوع کرده است و به سختی مجوز سرمایهگذاری خارجی در ایران را صادر میکند… در اولین جلسه کاریام دریافتم که حسابهای شرکتهای ایرانی ثبت شده در چین یک به یک در بانکهای چینی در حال بسته شدن است و موضوع، بر خلاف آنچه که در اخبار ایران انعکاس یافته است، منحصر به دانشجویان و اشخاص حقیقی ایرانی نیست. حتی شرکتهایی که از ١٥-١٠ سال پیش در چین ثبت شدهاند مشمول این رفتار جدید بانکهای چینی شدهاند»
نویسنده :محمدصادق جنانصفت