تینا در مهمانی شبانه کار دست پسر جوان داد !
ساعت 24-جوان 23 ساله هنوز امیدوار بود روزی همسر و دخترش دوباره به زندگی او بازگردند.
او ماجرای زندگی خود را اینگونه شرح داد: اولین بار «تینا» را در پارتی شبانه یکی از دوستانم دیدم و مجذوب نگاه های عاشقانه اش شدم. او دختر 19 ساله ای بود که برای تحصیل در دانشگاه از شهرستان به مشهد آمده بود. آن شب وقتی دیدم تینا از دوستانش فاصله گرفته، به او نزدیک شدم و این گونه روابط دوستانه من و او آغاز شد. ما از نظر فرهنگی و اقتصادی تفاوت زیادی با یکدیگر داشتیم اما خانواده ام که از دوستی های قبل از ازدواج هراس داشتند و می ترسیدند موجب آبروریزی برای آن ها شوم وقتی از ماجرای آشنایی من و تینا مطلع شدند اصرار کردند که با یکدیگر ازدواج کنیم. از سوی دیگر خانواده تینا نیز او را طرد کردند و بدین ترتیب پایه زندگی مشترک ما شکل گرفت. اوضاع خوب اقتصادی پدر و پول هایی که به دست و بالم می ریخت موجب شده بود رغبتی به کار کردن نداشته باشم. از آن جا که من و تینا از دوران قبل از ازدواج اهل رفیق بازی و پارتی های شبانه بودیم بعد از ازدواجمان نیز به این کارها ادامه دادیم. با آن که دخترم به دنیا آمده بود اما باز هم به همراه دوستانمان تا سپیده دم به خوشگذرانی می پرداختیم. در همین روزها بود که من به مصرف مواد مخدر آلوده شدم و تینا هم به یک فرد الکلی تبدیل شد. مدتی بعد به ارتباط تینا با برخی از دوستانمان مشکوک شده بودم و این ارتباط ها را فراتر از یک دوستی معمولی می پنداشتم همین موضوع بهانه درگیری سختی بین ما شد که حاصل آن قهر 4 ماهه تینا بود. از رفتار خودم پشیمان شده بودم تا این که تینا با گرفتن حق طلاق و حضانت دخترم حاضر به بازگشت شد. از آن روز به بعد از ترس متلاشی شدن زندگی ام جرأت مخالفت با کارهای او را نداشتم اما تینا با هر بهانه ای زندگی را بر من سخت می گرفت. در این مدت مواد مخدر را ترک کردم، اما تینا همچنان به مصرف مشروبات الکلی ادامه می داد و یک روز من را گذاشت و رفت. من هم تصمیم گرفتم از حق طلاق خود استفاده کنم.