سیاست نابخردانه تورم سازو جرم آفرین
وی تصریح کرد این اقدام و سیاست که به بهانه حذف رانت اتخاذ و قرار است اجراشود به تنهایی 6درصد بر نرخ تورم می افزاید و فراتر از آن رانتی 350 برابر بیشتر از رانت ادعایی فعلی ایجاد می . ما می دانیم و مطالعات نیز نشان می دهد تجربه های جهانی و مطالعات نشان می دهد سیاستهای تورم زا نابرابری ها را اضافه می کند ، فساد درست می کند ، به صورت مستمر فعالیت های سرمایه گذاری را کاهش می دهد ، بهروه وری کل عوامل تولید را کاهش می دهد، انتقال منابع کمیاب از تولید به بخش مالی را تسریع می کند ، به کاهش رشد اقتصادی و افزایش جرم و جنایت منجر می شود. مؤمنی درنشست این موسسه که درباره مسایل اقتصادایران درسال 1398 بود گفته بود با انتقاد از دیدگاه هایی که افزایش قیمت ارز کالاهای اساسی را دنبال می کردند گفت: در ماههای پایانی سال 1397 ناگهان موجی راه افتاد که ارز ترجیحی به نیازهای اساسی مردم کارکرد انتظاری را نداشته است. خوب دقت کنید به شیوهای که مافیای رسانهای دنبال میکنند و این که چگونه مسائلی که خلق رانت میکند را پشتیبانی میکنند. آنها به صراحت نمیگویند در رانت ما دچار اختلال شده و اجازه دهید رانتهای جدید ایجاد شود. بحث این بود که سیاست ناکارآمد بود. بانک مرکزی اطلاعیه داد و گفت خیلی کارآمد بوده و کسی اصلاً اعتناء نکرد. آقای دکتر راغفر و بعضی از دوستان دیگر گزارش تحلیلی منتشر کردند و توضیح دادند که اگر سطوحی از ناکارآمدی مشاهده میشود به واسطهی این است که شوک نرخ ارز فضای آینده هراسانه ایجاد کرد و ما با پدیدهی غارت تحت عنوان صادرات غیر نفتی روبرو شدیم که تمام آمارهای آن وجود دارد و من در جلسات هفتگی با جزئیات آمارهای آن را اعلام کرده بودم. اما این افراد دست بردار نبودند، تلاش کردند از کانال مجلس این کار را انجام دهند ولی خوشبختانه مجلس رأی نداد و اکنون دوباره از کانال جلسهی سران سه قوه برای انجام چنین کاری مجوز میگیرند. رئیس محترم مرکز پژوهشهای تحت تأثیر این افراد قرار گرفت و صحبت عمومی کرد و گفت: اگر ما دلار کالاهای اساسی را دلار نیمایی کنیم چیزی اتفاق نمیافتد فقط 6 درصد به تورم اضافه میشود. در حالی که اگر ما هزینهی تورم 6 درصد را نپردازیم یک رانت بزرگ به عدهای تعلق میگیرد.
مؤمنی گفت: من از باب اتمام حجت شرعی با مسئولان کشور که چقدر راحت خودشان را تسلیم چنین فضاسازیهای فاسد و رانتی و فاجعه ساز میکنند، چند بار صحبت کردم و گفتم نامهی دوم اقتصاددانها در سال 1397 توضیح میدهد حدود 74 درصد اضافه تولید و اضافه وارداتی که در سال 96 داشتیم به فروش نرسیده و به قسمت موجودی انبار اضافه شده است. در آن سال جهشی که در موجودی انبارها اتفاق افتاد در تاریخ معاصر ایران جزو بیسابقهها است. زمانی که تولیدات فروش نمیروند و وارد موجودی انبار میشوند بدین معناست که کشور با بحران تقاضای مؤثر روبرو است. این در اثر سیاستهای نابخردانهای که طبقهی متوسط درآمدی را به آستانهی فروپاشی کشانده و فقر گستردهای است که ایجاد شده است. در نامهی دوم اقتصاددانها گفته شد با قیمتهای پایهی دلار سه هزار و پانصد تومان 74 درصد اضافه تولید و اضافه واردات مشتری پیدا نکرده است. آدمها باید قادر باشند تا سیاستهای تورم زا را تحمل کنند ولی چون در ماه آخر سال آن بحث را کنار گذاشتند و گفتند نسبت به رانتی که وجود دارد خیلی آلرژی داریم.در سال 2017 گزارشهای سالانهی OECD اشاره میکند مسئلهی اساسی، مسئلهی بهروری است. بعد مثال میزد و میگوید ریشهی اصلی بحرانهای مزمن یونانیها این است که به توریسم تکیه کردند و فکر کردند از طریق خدمات در آن سطح میتوان کشور اداره کرد. اینها از تولید صنعتی مدرن و سرمایهگذاری بایسته دربارهی آن غافل شدند و بعد گزارش داده و میگوید: در سال 2017 یونانیها سالی 700 ساعت از نیروی کار آلمانی بیشتر کار میکنند اما عایدی سرانهی آنها یک سوم آلمانیها است.
وی افزود: عزیزان از رانتی که خیلی ناراحت هستند چیزی حدود بیست هزار میلیارد تومان رانت است. بعد با استفاده از یافتههای بسیار خارق العادهی توماس پیکتی در کتاب سرمایه در قرن 21 چون ما برای ارزش موجودی داراییهای کشور گزارشهای موثق در حد نصب نداریم. پیکتی در دورهی صد ساله که کشورهای متعدد را بررسی کرده میگوید: در جایی که دادههای آماری وجود ندارد یا روزآمد نیست شما میتوانید این گونه برآورد کند که ارزش موجودی داراییهایی هر کشور بین 6 تا 8 برابر تولید ناخالص داخلی آن کشور در زمان خاص است. من میانگین 7 برابر را با GDP سال 1396 که آخرین گزارش رسمی هست که در ایران منتشر شده محاسبه کردم و متوجه شدم تورم 6 درصدی به غیر از همهی فجایع انسانی و اجتماعی دیگری که ایجاد و میزان رانتی که خلق میکند 350 برابر بیست هزار میلیارد تومان است. اگر این افراد به رانت حساسیت داشته باشند، جزو الفبا هست کسانی که در مبارزه با رانت جویی صادق هستند به هیچ وجه توصیه به سیاستهای تورم زا نمیکنند. این افراد میگویند ما میخواهیم از طریق سیاست تورم زا با رانتجویی مبارزه کنیم و یک فریب خیلی بزرگ هست. من خیلی متأثر میشود زمانی که میبینم در جلسات سران قوا و سطوح دیگر مثل حرفهای رئیس محترم مرکز پژوهشها تا این حد خامی و ناپختگی مشاهده میشود که نشان میدهد هیچ وجه دقت بایسته را در این زمینه ندارند.
نظام سیاستگزاری ما آگاه یا ناخودآگاه درست از مقطع 1385 که ما با جدّی شدن موج تحریم روبرو شدیم بیشترین فشارها را به بخش تولید صنعتی مدرن در ایران تحمیل کرده است. از حول و حوش 1385 تاکنون سهم بخش صنعت از ماندهی تسهیلات بانکی چیزی حدود 50 درصد سقوط کرده است. انگار به تحریم کنندهها پاس گل میدهد که آنها گفته بودند ما باید کمر تولید را خرد کنیم تا اینها را تسلیم کنیم فشار آن گونه وارد شده است. جدول داده و ستاندهی سال 90 را نگاه میکنید و متوجه میشوید سهم تولید صنعتی مدرن از مالیات پرداختی در ایران چیزی حدود 4 برابر سهمی هست که این رشته فعالیت در تولید ناخالص داخلی ایران دارد. آنگاه سهم مالیات برای بخش خدمات تقریباً چیزی حدود یک چهارم سهمی هست که آنها در تولید ناخالص داخلی دارند.