کد خبر 454600
۱۳۹۸/۰۵/۰۹ ۰۹:۲۸
پرونده هسته ای ایران، در مرز بحران عصبی

آیا داستان بحران ایران - آمریکا پایان زودهنگام دارد؟

ساعت 24-نشریه لوموند دیپلماتیک یک رسانه دراختیار طرفداران چپ گرایی است که سیاستهای آمریکارا را درهرحال نقد و محکوم می کند. این نشریه فرانسوی درایران نیز خوانندگان قابل اعتنایی دارد و همین علاقمندی موجب شده است که لوموند توافق کرده است نوشته هایش به طورکامل به فارسی ترجمه و منتشر شود. مقاله حاضر از تازه ترین لوموند فارسی برداشته شده است و موضوع محوری ان درباره طولانی شدن منازعه ایران و آمریکا است.
آیا  داستان بحران ایران - آمریکا پایان زودهنگام  دارد؟
نویسنده باوردارد پرنده هسته ای ایران درمرزیک بحران عصبی قرار دارد و باوردارد طولانی شدن داستان منازعه ایران _ آمریکا شرایط را بدتر خواهد کرد. گزارش را به نقل از لومونددیپلماتیک می خوانید:
شدت عمل ضد ایرانی کاخ سفید دستکم یک خوبی داشته است. این را می توان در بیانیه اول ژوئیه [آمریکا]، پس از گذر ایران از میزان ذخیره ٣٠٠ کیلوگرم اورانیوم غنی شده با غلظت پائین، که در توافق امضاء شده در وین در سال ٢٠١٥ مقرر شده بود دید. امضاء کنندگان این توافق آلمان، فرانسه، انگلستان، چین و روسیه بودند. در این متن نوشته شده: «تردید چندانی نیست که حتی پیش از امضاء توافق، ایران شرایط آن را نقض می کرده است». دراین مورد اظهارنظر نمی کنیم... سه هفته پیش از آن، هنگامی که تهران فقط قصد خود برای گذر از این میزان ذخیره، درصورت عدم برخورداری از مزایای برجام، را اعلام کرد، سفیر ایالات متحده در آژانس بین المللی انرژی اتمی (AIEA) صریحا از ایران خواست که «بی درنگ تعهدات خود را رعایت کند». فرمانی تعجب برانگیز از جانب کشوری که خودش با خروج از توافق به تعهدات خویش پشت پا زده است. اگر به این امر اظهارات تندوتیز – و غالبا متناقض – مسئولان آمریکایی افزوده شود، [این تعجب بیشتر هم می شود]. چنین التهاب ذهنی در دستگاه دولتی امریکا اززمان جنگ اخیر عراق (٢٠٠٣) به این سو سابقه نداشته است.
خفقان اقتصادی
از جمله دلیل های اخیر این تشنج تصمیم آمریکا در پایان ماه آوریل سال جاری، در پایان دادن به معافیت های خرید نفت از ایران است. از آن پس، ایران نمی بایست بتواند حتی یک قطره نفت بفروشد. این به معنای محکوم کردن ایران به خفقان اقتصادی بود. یک هفته پیش از آن، در اقدامی به شدت تحقیرآمیز، سازمان سپاه پاسداران انقلاب در فهرست سازمان های تروریستی خارجی آمریکا قرارگرفت. یک ماه بعد نوبت به تصمیمی، آن هم به شدت توهین آمیز، رسید و رهبر انقلاب و مسئولان مستقیما منصوب شده توسط وی در فهرست تروریستی قرارگرفتند.در آغاز ماه مه، آمریکایی ها برای نخستین بار در سرراه صدور اورانیوم غنی شده با غلظت پائین و آب سنگین مازاد مقداری که در توافق هسته ای [برجام] تصریح شده بود، مانع ایجاد کردند. سپس در ٨ ماه مه، سالگرد خروج آمریکا از توافق هسته ای، صادرات آهن، فولاد، آلمینیوم و مس تحریم شد. در آغاز ماه ژوئن، شرکت های اصلی پتروشیمی ایران نیز تحریم شدند.بین ماه های مه و ژوئن، یک رشته تحریم های بی سابقه برسر ایران فروبارید که هدف اعلام شده آنها واداشتن ایران به مذاکره درباره همه موضوع هایی بود که آمریکا از آنها ناخرسند بود: مسئله هسته ای و نیز برنامه موشک های بالیستیک و نفوذ ایران در کشورهای منطقه. برای بسیاری از «بازها»ی جمهوری خواه، هدف این است که رژیم ایران به انجام کاری خطا وادار شود که دستاویز درگیری ای گردد که از راه جنگ یا قیام عمومی داخلی، منجر به سقوط رژیم شود.
فوریت دیپلوماتیک


همه اینها برای این گفته شد که فوریتی درکار نیست، ولی رسیدن به توافق به عهده دیپلوماسی، و نه حمله و جنگ، است. اکنون این پرسش دربرابر ما قراردارد که: چگونه می توان ایران را واداشت که به رعایت توافق وین بازگردد؟ به طور قطع این کار را با اقداماتی مانند فرستادن پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل، بازگشت تحریم های سازمان ملل و اتحادیه اروپا نمی توان انجام داد. با انجام این کارها ایران به خشم آمده یکباره از توافق خارج می شود. تنها راه پیش رو این است که دستکم بخشی از منافعی که ایران از پیوستن به توافق برجام متصور بوده به آن داده شود. شریک های دربرجام مانده ایران این موضوع را به خوبی فهمیده اند.هم اکنون، اروپایی ها با زحمت زیاد یک سازوکار دادوستد مالی ایجاد کرده اند که از انجام معامله با دلار، که عامل تحریم های آمریکا است، اجتناب می شود. این سازوکار که «اینستکس» نامیده شده، در روزهای اخیر عملیاتی شده اما بازده آن برای مدتی نامعلوم ناچیز خواهد بود. شرکت های بزرگ اروپایی و حتی شرکت های متوسط، که خیلی درمعرض تحریم ها هستند، قصد استفاده از این سازوکار را ندارند. بنابراین، «اینستکس» نمی تواند برای خرید نفت ایران، که این کشور نومیدانه می کوشد برای آن خریدارانی بیابد، مورد استفاده قرارگیرد. از آن تنها می توان برای فروش فرآورده های دارویی و غذایی، که به دلیل های بشردوستانه مشمول تحریم ها نیست، استفاده کرد.آیا روس ها و چینی ها می توانند کارآمدتر باشند؟ روس ها پیشتر اعلام کرده اند که به ایران در فروش نفت کمک خواهند کرد. درحال حاضر دراین مورد اطلاع بیشتری دردست نیست. چینی ها، که مشتری بزرگ نفت ایران هستند نیز گفته اند که دربرابر «تحریم های غیرقانونی» آمریکا تسلیم نخواهند شد. اما، آنها که سرگرم مذاکرات بازرگانی حساسی با آمریکا هستند، باید مراقب باشند که بخت موفقیت خود دراین مذاکرات را ازدست ندهند. به طورکلی، روس ها و چینی ها بهای نفت دریافتی خود را با پول ملی خودشان [روبل و یوآن] می پردازند و مشتریانی انحصاری خواهند بود. بنابراین، راه حل هایی که ارایه می کنند، با آن که از آنها استقبال می شود، راه حل هایی بی عیب و نقص نخواهد بود.بنابراین، ایرانی ها همچنان از اروپا توقع های زیاد و حتی بیش از حدی خواهند داشت. این امر دونالد ترامپ را به بازگشت به توافق وین و ایرانی ها را به گفتگوی دوباره درمورد این توافق متقاعد نخواهد کرد. تنها راه تنگی که باقی می ماند، دادن امتیازهای متقابلی است که هریک از دوطرف می تواند آن را پیروزی وانمود کند. درحقیقت، ترامپ خوشحال خواهد شد که در آستانه انتخابات ریاست جمهوری بتواند موفقیت دیپلوماسی خود را به نمایش بگذارد. ایرانی ها هم از هر فرصتی که برایشان پیش آید احساس تسلی خواهند کرد. معافیت های نفتی دربرابر کند شدن برنامه هسته ای می تواند چنین فرصتی باشد. اروپا هم باید ایفای نقش میانجی را بپذیرد و در انجام این کار پذیرای خطر باشد. هنوز همه چیز، بهترین و بدترین، ممکن است.

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.

ویترین

سام
چینی زرین

ویژه
تریبون

تازه ترین اخبار
بیشتر

تبلیغات متنی

بانک