کد خبر 46111
۱۳۹۳/۱۱/۱۳ ۱۵:۱۵

داعش با اسرا چگونه رفتار میکند؟

ساعت 24 - یعلو موسی رشو، اکنون در اردوگاه خاص آوارگان فرقه ایزدی به همراه خانواده گسترده اش در منطقه کردنشین عراق به سر می برد. او دو هفته ای است که پس از چهار ماه اسارت از دست نیروهای داعش جان سالم به دربرده و به جمع دوستان و خویشانش پیوسته است. یعلو متولد 1965 است و یکی از پاهایش را به دلیل بیماری دیابت از دست داده است. محل زندگی سابق او شهرکی نزدیک موصل بود که بیشتر ساکنانش ایزدی هستند.
با پیش روی تدریجی داعش به سوی منطقه مسکونی آنها، ساکنان شهر با پای پیاده راهی کوه سنجار می شوند که ۳۰ کیلومتر با شهرک آنان فاصله داشت. خانواده یعلو نیز می روند اما وی به دلیل معلولیت جسمی قادر به طی این مسافت نبوده و در منزل می ماند. او می گوید در منزل ماندم و از پشت بام خانه، داعشی ها را می دیدم که چگونه برای پیداکردن غذا و کپسول گاز به خانه ها دستبرد می زدند. این روایت وی از تجربه اسارت در دست داعشی‌هاست که در روزنامه النهار چاپ بیروت منتشر شده است:

"یک ماه به طور مخفیانه در منزل می ماند اما با تمام شدن ذخیره غذایی اش مجبور به بیرون رفتن می‌شود. نیروهای داعش او را می بینند. خود را معرفی می کند. آنها نیز به او می گویند:مسلمان می شوی یا سرت را ببریم؟ یعلو می‌گوید گفتم مسلمان می شوم. انتخاب سختی بود.اما من تصمیم گرفته بودم زنده بمانم. آنها یزیدی ها را بین پذیرش اسلام یا قتل آزاد می گذاشتند. شهادتین را گفتم. به من آب و غذا دادند و مرا به جای دیگری منتقل کردند. در آن جا از من خواستند نام تجار اسلحه آن منطقه را به آنها بگویم. گفتم: من معلولم. به ندرت از منزل خارج می شوم و کسی از تجار اسلحه را نمی شناسم. داعشی ها مرا به قتل تهدید کردند اما بعد از کشتن من منصرف شدند. مرتب من و دیگر اسرا را از جایی به جای دیگر منتقل می کردند. دلیل این کار را نفهمیدم. سپس مرا به روستای کوجو بردند. در این روستا ایزدی های مرفه زندگی می کردند. داعش،روستا را به زندان بزرگ ایزدی ها تبدیل کرده بود.در آن جا حدود ۲۰۰۰ نفری بودند از پیر، جوان، کودک، زن و مرد. داعشی ها دختران زیبا را می بردند. بعضی از این موارد، را به چشم خودم دیدم. البته کاری به زنان متأهل نداشتند.در آن روستا، دو ماه ماندم. باز به جای دیگری بردند. از آنان خواستیم ما را آزاد کنند چون مثل آنها مسلمان شده ایم؛ گفتند: اگر آزادتان کنیم،هم دین های سابقتان، شما را می کشند. در این مدت به ما غذا می دادند و کتک نمی زدند. البته نگهداری و دادن غذا به ما، برای آنها تبدیل به معضلی شده بود. سرانجام به ما گفتند که خلیفه مسلمین، ابوبکر بغدادی، دستور عفو شما را صادر کرده و شما آزاد هستید. ما را به نزدیک خاکریز نیروهای پیشمرگ کرد رساندند. من با زبان کردی با پیشمرگ ها صحبت کردم. آنها نیز مرا به همراه گروه دیگری از ایزدی ها به اردوگاه شاریه در استان دهوک منتقل کردند."

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.

ویترین

سام
چینی زرین

ویژه
تریبون

تازه ترین اخبار
بیشتر

تبلیغات متنی

بانک