اصلاحطلبان«آرای خاکستری» را دریابند تا تاییدصلاحیت

با توجه به اینکه گفته میشود طی 5 ماه آینده باید تحولی صورت بگیرد تا مردم بازهم به اصلاحطلبان متمایل شوند این امید وجود دارد که بازهم اصلاحطلبان موفقیت سال 94 را تکرار کنند؟
طبیعی است که شرایط کنونی با شرایط قبل متفاوت و منفی است. بنابر این امیدواریها کمتر شده ولی اگر شرایط درک شده و در جهت امیدواری مردم تغییر کند، قطعا انتخابات پرشوری را شاهد خواهیم بود. لذا این مساله به درک مسئولان از شرایط موجود و تغییر روشهای گذشته بستگی دارد. مسئولان میتوانند با ایجاد شرایط انتخاباتی آزاد و اجازه حضور حداکثری به تمام جریانهای سیاسی شرایط حضوری گسترده در انتخابات را مهیا کند، اما اگر وضعیت به همین شکل پیش برود بعید بهنظر میرسد که شاهد انتخابات پرشکوهی باشیم.
شرایط اصلاحطلبان در فاصله 5ماهه تا انتخابات را چطور میبینید و با توجه به شرایط جامعه این جریان چگونه و با چه رویکردی وارد انتخابات خواهد شد؟
اینکه اساسا استراتژی اصلاحطلبان در شرایط موجود چه خواهد بود فعلا نمیتوان صحبتی کرد چراکه هنوز تصمیم مشخصی در این ارتباط گرفته نشده و با توجه به سازوکار موجود این تصمیم علیالقاعده باید در شورای عالی سیاستگذاری به بحث گذاشته شود و نهایتا به تصویب شورای عالی برسد. البته نظر غالب اصلاحطلبان این است که دیگر نمیتوان مثل گذشته تحت هر شرایطی به انتخابات تن داد. بهویژه شرایطی که همیشه محدودیتهای بسیاری را برای اصلاحطلبان بهوجود میآورد و طرف مقابل را کاملا ایمن نگه داشته است. این شرایط باعث شده تا آنها بتوانند از قبل برنامهریزی کنند، اما اصلاحطلبان هنوز برنامه مشخصی برای نحوه حضور در انتخابات نداشته باشند و تا زمان تایید صلاحیتها منظر بمانند. این خود محدودیتی است که اصلاحطلبان از مجلس چهارم به این سو با آن مواجه بودند و هنوز این مساله برطرف نشده است. شواهد و قرائن نیز حاکی از باز شدن فضا نیست بلکه همه چیز حکایت از همان روال گذشته دارد. در چنین شرایطی با توجه به هزینه سنگینی که اصلاحطلبان در انتخاباتهای گذشته پرداختند، ضعف عملکرد منتخبان باعث شد که به اعتبار اصلاحطلبان آسیب جدی وارد شود. طبعا اصلاحطلبان نمیخواهند بیش از این هزینه کنند و فایدهای نبرند. بنابراین شرط عقل این است که با بررسی وضع موجود اصلاحطلبان در پی این باشند که هزینه فایده کنند و ببینند از هزینههایی که میکنند چه سودی میبرند و اینکه مردم در چه شرایطی و چقدر حاضرند که پای رایو نظر اصلاحطلبان بایستند و حاضر شوند که به رغم مواجهه با مشکلات موجود بهویژه در عرصه معیشتی بازهم به تجربه جدیدی تن در دهند. مگر اینکه واقعا اصلاحطلبان بتوانند اعتماد مردم را جلب کنند؛ یعنی تضمینی ارائه دهند تا مردم امیدوار شوند که وضعیت فرق خواهد کرد. این تضمین میتواند تفاوت چشمگیر کاندیداهای اصلاحطلبان نسبت به دورههای گذشته باشد. بدین نحو که اصلاحطلبان به مردم بگویند با توجه به عدم تایید صلاحیتها، محبور به معرفی کاندیداهای حداقلی شدیم و برای اینکه شرایط و اوضاع را تغییر دهیم و برای اصلاح قدرت وارد صحنه شویم، این افراد را وارد مجلس کردیم، اما انتخاب آنها تضمینی برای اتخاذ مشی اصلاحطلبی نبود و باعث شد که اوضاع مردم سختتر شود. لذا اگر افراد اصلاحطلب شناسنامهداری که معرفی میکنیم تایید صلاحیت شوند، میتواند تضمین مطمئنی برای مردم در جهت تغییر وضعیت موجود باشد. نکته دیگر برنامههای اثباتی و ایجابی است؛ در دوره گذشته وضعیت تفاوت داشت و رویکردها سلبی بود. از همین رو اصلاحطلبان تلاش کردند که تندروها وارد مجلس نشوند، اما اکنون باید بر مبنای رویکرد ایجابی عمل کنند و بگویند که وضعیت چگونه بهتر خواهد شد، صرفا با تغییر افراد یا با اجرای برنامههایی جدید و بر مبنای مطالبات مردم.
براساس آنچه که طی دهههای گذشته شاهد بودیم، جریانات سیاسی باید در قدرت اجرایی و تصمیمگیری باشند که بتوانند به مردم تضمین تغییر شرایط را بدهند. اینکه صرفا وعده تغییر شرایط داده شود و در عمل اتفاقی نیفتاد موجب ریزش باقی سرمایه اجتماع اصلاحطلبان نخواهد شد؟
بهنظر من ما نباید منتظر باشیم که اوضاع کاملا و صددرصد در جهت خواستههای ما پیش برود، چون هیچوقت این اتفاق نخواهد افتاد و اساسا وجود رقابت در جامعه نشاندهنده این است که به هر حال همیشه ممکن است سهمی را که در حاکمیت پیدا میکنیم آنچنان تاثیرگذار نباشد یا اگر هم به جایگاه مهمتری وارد شویم بهدلیل عدم همکاری قسمتهای دیگری نتوانیم کاری انجام دهیم. اما واقعیت این است در دوره مجلس ششم و دولت اصلاحات نیز با همین محدودیتهایی که اکنون شمرده میشود آن زمان نیز رئیس دولت اصلاحات با چنین محدودیتهایی مواجه بود و خود میگفت که هر 9 روز یک بحران بهوجود میآید، اما آن زمان همه شاخصها مثبت بود و اگر مجلس ششم نتوانست مطالبات حداکثری مردم را تامین کند، اما منفی نبود و در جهت مثبت پیش رفت. این در حالی است که اکنون همه شاخصها منفی است و اوضاع بدتر شده که حاصل محدودیتها و تن در دادن به نیروها و کاندیداهایی ناشناخته و غیرقابل کنترل است. اصلاحطلبان برای اصلاح قدرت اصول اصلاحطلبی را زیر پا گذاشتند و از شاخصهای اصلاحطلبی کوتاه آمدند که چنین نتیجههایی رقم خورد. البته اصلاحطلبان به زعم خودشان کار مفیدی انجام دادند و قدرت را از دست تندروها گرفتند. گرچه این امر لازم بود، اما کافی نبود. در شرایط حاضر نیز باید شرط لازم و کافی وجود داشته باشد تا بتوانیم در صحنه انتخابات ورود کنیم چرا که در غیراین صورت در بر همان پاشنه خواهد چرخید، اوضاع برای مردم اطمینان بخش نخواهد بود و نگرانیهای مردم تشدید خواهد شد.
در حال حاضر و با توجه به شرایط اقتصادی و معیشتی مردم جامعه بهخصوص سرمایه اجتماعی اصلاحطلبان و آرای خاکستری با دوگانه مشارکت یا عدم مشارکت روبهرو هستند؛ آیا اصلاحطلبان با وجود سرمایهگذاری در این بخش هنوز با این تناقض و دوگانگی روبهرو هستند؟
همین که میگویید آرای خاکستری بدین معناست که این دسته از آرا گرایش خاصی ندارند و منتظرند ببینند که چه جریانی لیست جذابتری میدهد و با آن میتوان اوضاع را تغییر داد یا به تغییر اوضاع امیدوار بود؟ آن وقت است که پای صندوق رای میآیند. گرچه این طیف نیز معمولا قابل پیشبینی نیستند و بیشتر در روز انتخابات تصمیم میگیرند، اما گرایش آرای خاکستری بیشتر به اصلاحطلبان است. نکته اساسی این است که به هر حال ما نظامی داریم که طبق قانون اساسی تعریف شده است. بخش انتخابی دارد که اعمال حاکیمت مردم در سرنوشتشان در همین بخش انتخابی است. در بخش انتصابی نیز سازوکار جداست و تصمیمات به مسئولان امر واگذار شده است. تنها جایی که مردم نقش دارند و حق دارند در سرنوشت خود مشارکت کنند انتخابات است که طی آن میتوانند دو قوه از 3 قوه را مشخص کنند و امیدوار باشند که مطالبات و خواستههایشان تامین شود. راه سومی وجود ندارد و مردم نیز این را فهمیدهاند. برای همین است که آرای خاکستری یا آرائی که از قبل برای حضور در انتخابات تصمیم نمیگیرند و منتظر شرایط هستند نیز در روز انتخابات اغلب رای میدهند. اصلاحطلبان تاکنون از این آرا سود بردهاند و اگر این آرا اضافه نشود اصلاحطلبان ضرر خواهند کرد، اوضاع به نفع رقیب رقم خواهد خورد و آنها برنده خواهند شد. البته اگر یأس و ناامیدی مردم به جایی رسد که ببینند دیگر فایدهای ندارد در روز انتخابات آن موج راه نخواهد افتاد و آرای اصیل حامی اصلاحات نیز بدان حدی نیست که بتوانند در مقابل رقیب مقاومت کنند که در اینجا شکست خواهند خورد. از این رو است که میگویم اصلاحطلبان باید اعتماد مردم را جلب کنند و دارای افرادی باشند که در مجلس و دولت جهت گیریهای اصلاحطلبانه داشته باشند. این رویکرد حداقل موجب میشود که تا حدی مورد قبول مردم واقع شوند. اصلاحطلبان باید برنامهها و راهکارهای مشخص منطقی و عملیاتی خود را برای برون رفت از این شرایط ارائه دهند تا بتوانند اعتماد مردم را جلب کنند. من معتقدم که اصلاحطلبان هیچچارهای ندارند جز اینکه ترجمان احساسات مردم باشند. یعنی با تغییر گفتمان در جهت احساس مردم که تبعیض، فاصله فاحش طبقاتی و مقابله فقر و غناست قدم بردارند.
اگر میخواهیم ترجمان احساسات مردم باشیم و گفتمانی ارائه دهیم که برای مردم جذاب باشد غیراز این نمیتوان رویکرد دیگری اتخاذ کرد. نمیتوان به همان گفتمان قبلی که بر مطالبات و نیازهای 10 سال پیش مردم میپرداخت متکی بود. در گذشته نارضایتی مردم از یکدست شدن فضای سیاسی، انزوای بینالمللی و مشکلات اقتصادی بود که اصلاحطلبان با ارائه گفتمان جدیدی روی کار آمدند. اما اکنون مطالبات مردم فرق کرده چراکه میگویند اگر دلواپسان باعث ایجاد مصیبتهایی برای ما شدند، جریان اعتدال نیز که پس از آن مطرح شده عملکرد بهتری نداشته و وضع ما تغییر نکرده و بدتر هم شده است. لذا مطالبات مردم فعلا در سطح اول یعنی تامین نیازهای مادی و معیشتی قرار دارد و دیگر به هرم مازلو نرسیده است. مردم مطالبات سیاسی ندارند و اصل مطالباتشان اقتصادی و معیشتی است. اصلاحطلبان باید این امر را درک کنند تا مردم بدانها رو بیاورند. هر جریان دیگری هم که بتواند این گفتمان را داشته باشد مردم به آن جریان متمایل خواهند شد.
چندی پیش رئیس دولت اصلاحات در دیدار با دانشجویان تاکید کرد که اگر شرایط برای لیست بستن مهیا نباشد اجباری به ارائه لیست ازسوی اصلاحطلبان نیست؛ لیستبندی اصلاحطلبان در انتخابات را حائز چه شرایطی میدانید؟
مسلما اگر اصلاحطلبان بخواهند برای انتخابات لیستی ارائه بدهند یکی از مهمترین مسائل حائز اهمیت تایید صلاحیت ژنرالها و کاندیداهای شاخص اصلاحطلبان است. جز این نیز راهی وجود ندارد و رئیس دولت اصلاحات نیز به درستی گفته که رای دادن قطعی است و باید رای داد، اما لیستی که اصلاحطلبان بخواهند ارائه کنند قطعا باید لیستی با هویت اصلاحطلبانه و مبتنی بر شاخصهای اصلاحطلبلانه باشد. من فکر میکنم رویکردی که رئیس دولت اصلاحات مطرح کرده بسیار معقول و منطقی است. البته نظری وجود دارد که میگوید اصلاحطلبان نباید منتظر باشند که صلاحیتها تایید شود و سپس لیست بدهند. چون پیش از این همیشه منتظر احراز صلاحیتها بودیم که چه کسانی باقی میمانند و بر اساس آنها لیست میبستیم، اما اکنون باید از قبل کاندیداها مشخص شوند و اعلام شود که کاندیداهای اصلاحطلبان چه افرادی هستند که جامعه و نهادهای حاکمیتی بدانند که وقتی تایید صلاحیتها اعلام شد، کاملا مشخص شود که اصلاحطلبان فرافکنی نمیکنند. از قبل گفته بودند و اکنون نیز نتیجه مشخص است که در منظر دید مردم است و میتوانند قضاوت کنند.
در انتخابات پیش رو به غیراز اصلاحطلبان و اصولگرایان 3 جریان دیگر نیز احتمال ورود دارند؛ جریان احمدینژاد؛ قالیباف و جبهه پایداری و جلیلی. این مجموعهها چه میزان میتوانند بر انتخابات تاثیرگذار باشند و معادلات را تغییر دهند؟
مردم از گفتمانهای اصولگرایی و اصلاحطلبی مأیوس شدند و در شرایط موجود آنها را کارساز نمیبینند. از این رو اگر اصولگرایان و اصلاحطلبان بخواهند با رویکردهای سابق به صحنه انتخابات قدم گذارند قطعا مردم از آنها حمایت نکرده و حتی در انتخابات نیز شرکت نخواهند کرد. بستگی به این دارد که هر کدام از این دو جریان چه گفتمان جدیدی مطرح کنند و چه اطمینان و تضمینی را برای بهتر شدن اوضاع به مردم بدهند. لذا معتقدم نه شعارهای پوپولیستی احمدینژاد و اطرافیانش کاربردی خواهد داشت، نه نظرات و رویکردهای آقای قالیباف که تاکنون 3 بار در پوششهای مختلف در انتخابات شرکت کرده، شکست خورد و کنار رفت. جبهه پایداری و اطرافیان آقای جلیلی هم بهدلیل پیشینه عملکردی نام مناسب مردم پسند نیستند و بر مبنای باورهای خودشان حرکت میکنند. نگاه دلواپسان به مردم استفاده ابزاری برای به دست گرفتن قدرت است و عموما دغدغه مردم ندارند. با این حال مردم باور دارند که اصلاحطلبان بر عکس جریانات مخالف دغدغه مردم دارند، اما دستشان بسته است. اگر دست اصلاحطلبان باز شود و بتوانند عملکردهای مردم محور خود را ادامه دهند مردم باز هم به جریانی روی خواهند آورد که دغدغه مردم داشته باشد، فهم و شعور اداره کشور داشته باشد و در گذشته نیز کارنامه عملکردی قابل قبولی از خود ارائه داده باشد. اینها شاخصه اصلاحطلبان است، اما در طرف دیگر جریان مخالف عملکرد مطلوبی از خود برجای نگذاشته و هیچرویکردی ناشی از اصلاح رویکردشان نشان ندادهاند که بر اساس آن بتوانند تغییر روش دهند. اگر اصلاحطلبان بتوانند با اطمینان کامل وارد صحنه شوند و به مردم اطمینان دهند فکر میکنم شانس اصلاحطلبان بیشتر است. اگر شرایط موجود به جهت گرایش مردمی برای اصلاحطلبان نامناسب است برای طرف مقابل نامناسبتر است لذا بهنظر میرسد در همین شرایط نیز گرایش مردم به اصلاحطلبان بیشتر است.
منبع : آرمان ملی