ایران همیشه تهاجمی نیست و می شود مذاکره کرد
نوشتار حاضرنیز با همین راهبرد از سوی فاطمه سادات میراحمدی ،همکار علمی پژوهشکده مطالعات راهبردی انتخاب و به فارسی برگردانده شده است. براساس گزارش حاضر که از سوی سایت پژوهشکده یادشده انتخاب شده برگرفته از گزارش آنتونی کوردزمن، کارشناس مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی است که در تاریخ ۱۶ ژانویه ۲۰۲۰ در وب سایت اندیشکده مذکور منتشر شده است کوردزمن در این گزارش، عناصر کلیدی برای استراتژی آمریکا در خلیج فارس و از جمله ارائه پیشنهادی به ایران که نتواند آن را رد کند و توافق با ایران را پیشنهاد و مورد بررسی قرار داده است که برخی از انها را به طور خلاصه در ادامه می خوانید.
ارائه پیشنهادی به ایران که نتواند آن را رد کند
استراتژی آمریکا برای خلیج فارس نمیتواند فرض کند ایران به طور جدی تهاجمی باقی خواهد ماند، یا احتمال وجود نوعی توافق یا ثبات وجود ندارد. با نگاه به گذشته، به نظر میرسد برجام و احتمال بهبود آهستۀ روابط و تقویت نقش «میانهروها» و «اصلاحطلبان» ایران، گزینه بسیار بهتری از ایجاد تحریمهای بیشتر بر حکومت ایران است. کنارهگیری از برجام اشتباه استراتژیک بزرگی بود. آمریکا باید به طور جدی در مورد اینکه به اروپا اجازه دهد در یافتن نوعی توافق در موضوع هستهای و تحریمها پیشگام شود، فکر کند. اگر گزینۀ دیگری نباشد، مقابله با ایران با اجماع جدید اروپایی- آمریکایی در مورد برجام اصلاحشده میتواند گامی کلیدی باشد.استراتژی آمریکا باید پایان بازی را به گونهای برای ایران ارائه دهد که فراتر از اضافهکردن لایههای تحریمها باشد. آمریکا نیازمند شکلدادن به استراتژیای است که به جای ۱۲ تقاضای غیرممکن، توافقی قابل مذاکره را ارائه دهد. آمریکا نیازمند متوسلشدن به عناصر عملگراتر نظام، معترضین ایرانی و مردم ایران برای این جذبه است که یک گزینۀ واقعی وجود دارد که در ازای تغییرات در سیاستهای ایران، امنیت و توسعه اقتصادی استوار را برای ایران فراهم میکند.
رسیدگی فوری برای حل بیاعتمادی
آمریکا نمیتواند از یک سو به صحبت از خروج یا کاهش نیرو در خلیج فارس ادامه دهد و از سوی دیگر، در پی مهیاشدن علیه تهدیدات ناگهانی از سوی داعش و ایران باشد. رویکرد آمریکا نسبت به شرکای عرب و اروپایی به قلدری در مورد تقسیم بار مسئولیت، اختصاص یافته است. این رویکرد همۀ واقعیتها را نادیده میانگارد. با توجه به مسائلی چون تمرکز شدید بر فروش سلاح و جبران خسارت به جای ایجاد نیروهای شریک مؤثر. آمریکا همچنین باید عدم توجه خود به نواحی بحرانی بیثباتی و نزاع داخلی در کشورهای شریک را تصدیق کند.اگر آمریکا بخواهد استراتژی مؤثر برای خلیج فارس تدوین کند، باید سریعاً اقدام کند. آمریکا باید به طور مداوم یک پیام ارسال کند مبنی بر اینکه نیروهای خود را در منطقه به عنوان مکانیسم بازدارنده و دفاعی مؤثر حفظ خواهد کرد، با متحدان اروپایی و عرب خود به عنوان شرکای واقعی تعامل خواهد کرد، با عراق به عنوان ملت حاکم رایزنی خواهد کرد و اهداف استراتژیک بلندمدت که به وضوح به نفع شرکا، متحدانش و همچنین خودش است را تنظیم خواهد کرد. آمریکا باید به صورت مداوم و قاطع عمل کند. آمریکا حداقل باید تلاش کند به جای تمرکز عمده بر تحریمها، تهدیدات و حملات، راههایی برای مذاکره مؤثر با ایران بیابد.
تأکید غلط بر تهدیدات روسی و چینی
وضعیت فعلی آمریکا آن را به ضامن منطقه تبدیل کرده که منابع مهم نفت و گاز طبیعی را برای چین، هند، ژاپن، کره و تایوان و دیگر قدرتهای صنعتی فراهم میکند و این کار را حداقل تا دهۀ آینده ادامه خواهد داد. این به آمریکا قدرت استراتژیک عظیمی نسبت به رقبای اصلی خود میدهد. توانایی روسیه برای نفوذ بر تولید نفت خلیج فارس و قیمتها را محدود میکند، چین را به توانایی آمریکا برای تأمین امنیت خلیج وابسته میکند و به تأمین امنیت اقیانوس هند و کشور هند، به عنوان وزنه تعادل نسبت به چین کمک میکند. هر ارزیابی از استراتژی آمریکا در خلیج فارس باید صریحاً به این موضوعات بپردازد.
امتناع از توهم استقلال انرژی
دادههای اداره آمار آمریکا نشان میدهد بخش کالاهای تولیدشده وارداتی در اقتصاد آمریکا حداقل به همان اندازه واردات نفت در گذشته اهمیت دارد و همچنین، تأثیر بسزایی در رشد و ثبات در بیشتر اقتصاد جهانی دارد. هر استراتژی در مورد خلیج فارس که به صراحت مبتنی بر ارزیابی واقعبینانه از اهمیت اقتصادی بازار آمریکا نباشد، در پرداختن به فاکتورهای اساسی که باید به استراتژی ما شکل دهند، شکست میخورد و در عوض فقط افسانه استقلال انرژی را ترغیب خواهد کرد
درک نقشی که آمریکا باید در خلیج فارس بازی کند
بخشی از واکنش فعلی به ماندن در خلیج فارس در این تصور نهفته است که حضور مداوم آمریکا هزینه بالایی دارد و مستلزم حضور گسترده نظامی است. با این حال، استراتژی آمریکا نباید توسط هزینه اشتباهات گذشته شکل بگیرد. حضور دائمی آمریکا در خیلج فارس وابسته به قابلیت جنگی مورد نیاز برای مقابله با داعش و نیز نیروهای مورد نیاز برای بازدارندگی ایران است. حضور اسمی مؤثر آمریکا به مراتب مقرون به صرفهتر از آن است که اکثر اظهار نظرها نشان میدهد. سطح اصلی نیروی انسانی درگیر آمریکا نیز نسبتاً محدود است. مهمترین حوزههایی که آمریکا باید در بهکارگیری نیروهای خود به آنها بپردازد، عبارتند از حفظ یک عامل بازدارنده در زمان صلح –در عین حال، ساخت قابلیتهای بازدارنده، دفاعی و ضد افراطگرایی شرکای استراتژیک عرب خود- و حمایت از آموزش و کمک دائمی آمریکا و نیروهای هوایی و دریایی که اکنون در عراق، بحرین، کویت، قطر، عربستان و امارات مستقر کرده است. آمریکا در حال حاضر حدود ۱۵ تا ۲۵ هزار پرسنل نظامی در منطقه دارد. دو کشور بحرین و قطر، به ویژه بسیار مهم هستند. آنها میزبان مقر فرماندهی کلیدی هوایی و دریایی و امکاناتی هستند که میتوانند طرحریزی قدرت آمریکا در یک بحران را مدیریت کنند
تصدیق اهمیت شرکای استراتژیک خیلج فارس
هر دو دولت اوباما و ترامپ مقیاس واقعی هزینههای نظامی خلیج فارس و معاملات سلاح را نادیده گرفتهاند و اغلب در حال تشویق یا حمایت از خرید سلاحهای آمریکایی هستند. برخی شرکای عرب بخش به مراتب بیشتری از تولید ناخالص داخلی خود را نسبت به هدف ۲ درصد ناتو و اغلب بسیار بیشتر از الزام اسمی ۲/۳ درصد آمریکا برای دفاع هزینه میکنند. بررسیها حاکی از سبقت عظیم کشورهای خلیج فارس بر ایران در واردات سلاح است. واضح است استراتژیای که بر ساخت یک شورای همکاری خلیج فارس تأثیرگذار متمرکز است –به جای فروش گستردۀ سلاح- میتواند مزایای احتمالی عمدهای داشته باشد و نیاز برای استقرار و مداخلات نظامی آمریکا را کاهش دهد.
عراق قوی و مستقل
حفظ حضور هوایی آمریکا در عراق به امنیت عراق کمک میکند و به آن برای توسعه کامل نیروهای خودش زمان میدهد. با این حال، مذاکره درباره توافق -توافقی که حق عراق برای تصمیمگیری در مورد هر گونه استفاده از نیروهای نظامی در خاک خود را به رسمیت بشناسد- و تهیه طرح مرحلهای برای ایجاد نیروهای زمینی و هوایی عراق تا جایی که آمریکا پس از آن میتواند خارج شود، اکنون رویکردی قابل مذاکرهتر است.در عین حال، آمریکا باید فراتر از بعد امنیتی نگاه کند و به بعد مدنی بپردازد. عراق درگیر چالش داخلی گسترده و نیز چالش امنیتی است. این بدان معنی است که آمریکا باید واقعاً از جنگهای گذشته خود درس بگیرد. استراتژی برای خلیج فارس باید به مسائل داخلی بحرانی عراق بپردازد، اما این معادل آن نیست که بار دیگر کمکهای گستردهای به عراق ارائه دهیم.