آیا راه حل تنش میان واشنگتن و تهران گفتگوی دینی است؟
بدون شک مذاکره خود موضوعیت دارد و یک راهحل است، اما این در صورتی است که طرفین و یا اطراف مذاکره بخواهند به نتیجهای که محصول گفتگو است، برسند و بدان ملتزم باشند و نه آنکه آن را وسیلهای برای قدرتنمایی و جنجالآفرینی تبلیغاتی قرار دهند. در این حالت مذاکره صرفاً به سبک شمرده شدن در صحنه داخلی و منطقهای و بینالمللی منجر میشود.
کسانی از ما که احیاناً خواهان مذاکره هستند نمیدانند که این جریان هیچ چیزی را تغییر نخواهد داد و به احتمال فراوان شرائط را بدتر و سختتر خواهد کرد و موجب تشدید تعارض طیفهای مختلف جامعه ما میشود که بسیار زیانآور است.
به طور خلاصه، معتقدم که به رغم تعصب بیش از اندازۀ گروههای اونجلیکال، ما باید از طریق شخصیتهای دینیمان با کسانی از آنها که تفکرات و مواضع معتدلی دارند، گفتگوی دینی داشته باشیم و بهتر است اقلیتهای دینی ما نیز در این گفتگو مشارکت داشته باشند. این گفتگو میباید صرفاً در چارچوب مسائل دینی باشد و مناسب است که در مورد «چگونگی فهم نص» صحبت شود. مشکل بزرگ آنان دریافت «نصگرایانه» آنها است از کتاب مقدس. به دلیل قوّت و قدرت اصول فقه در حوزههای دینی ما، به ویژه در مورد «حجیّت ظواهر» و چگونگی فهم متن، ایران یکی از بهترین کشورهایی است که میتواند این مهم را انجام دهد و به احتمال زیاد اگر این گفتگو با توجه به همه نکات و حساسیتها صورت گیرد نتایج کوتاهمدت و بلندمدت مهمی دربرخواهد داشت. شاید برخی این سخن را نپسندند، اما این اقدام حتی در کوتاه مدت تأثیرگذار خواهد بود. خصوصاً اگر در ابتدا بدور از تبلیغات رسانهای انجام شود.