نیکزاد و مثلثی برای تصاحب راس هرم
ساعت 24-وقتی محمود احمدینژاد در خرداد 84 رییسجمهوری ایران شد، بسیاری ایراد میگرفتند که او تا پیش از رسیدن به بالاترین مقام اجرایی کشور، جز چند صباحی تصدی شهرداری پایتخت و استانداری اردبیل، کارهای نبوده.
اما به هر حال او از خرداد 84 تا 8 سال بعد، بالاترین مقام اجرایی کشور ماند و ازقضا، کسی را به عنوان جایگزین خود در استانداری اردبیل به کار گرفت که بعدها نه یک وزارتخانه، بلکه دو وزارتخانه مهم اقتصادی مملکت را به حفظ سمت و بهطور همزمان به دست او سپرد و این سیاستمدار آذریزبان کسی نبود مگر علی نیکزاد، منتخب اردبیل در مجلس یکدست اصولگرای یازدهم که اگرچه این روزهای پیش از آغاز به کار دوره یازدهم مجلس که رقابت بر سر کرسیهای کلیدی دوره یازدهم بالا گرفته، بهمراتب کمتر از سایر دانهدرشتهای مجلس آینده، جار و جنجال رسانهای داشته اما سابقه سیاسی و جایگاهی که نزد جناح راست - به عنوان جناح پیروز در انتخابات مجلس- دارد و البته وضعیت قومیتیاش که همواره در مناسبات مجلس تعیینکننده بوده، نشان میدهد او نهتنها رقیب از پیش بازندهای برای قالیباف، میرسلیم و زوج آقاتهرانی-زاکانی نیست، بلکه شاید بهمراتب بیش از برخی از آنها به کرسی ریاست مجلس یازدهم نزدیک باشد. فاصلهای که ازقضا او با رویکرد و مشی سیاسی مورد انتظار از یک اصولگرا، محافظهکارانه و چراغ خاموش پیش گرفته و بعید نیست وقتی اصولگرایان در مثلث سنتیها-پایداریها- نواصولگرایان سرگرم کنار زدن یکدیگر برای نشستن بر کرسی علی لاریجانی باشند، ناگهان متوجه شوند که نیکزاد زودتر به مقصد رسیده و کرسی شماره یک مجلس یازدهم را صاحب شده است.
از مثلث اصلی اصولگرایان گفتیم که هیچکدام از اضلاعش به علی نیکزاد نمیرسد اما اگر نگاهی دوباره به همان مثلث بیندازیم میبینیم که هیچکدام از اضلاع این مثلث، آنقدرها هم از نیکزاد و عقبه سیاسی و گفتمانیاش دور نیست. فارغ از این اما مثلثی دیگر هم میتوان رسم کرد تا بهکمک اضلاعش، از این گفت که چرا نمیتوان بهراحتی از کنار نام علی نیکزاد به عنوان یکی از گزینههای جدی رقابت بر سر ریاست مجلس یازدهم گذشت. مثلثی که یکسر آن به دولت احمدینژاد و تعداد قابلتوجه احمدینژادیهایی میرسد که ازقضا آنها هم در جریان انتخابات با همین مشی «چراغ خاموش» خود را تا میدان «بهارستان» تهران رساندند. سر دیگرش به آذریزبانان به عنوان یکی از مهمترین طیفهای قومیتی موثر در مناسبات درونپارلمانی وصل میشود و ضلع سوم هم مستقیم از انتخابات ریاستجمهوری اخیر و مرکز اردوگاه جناح راست در آن انتخابات، یعنی ستاد مرکزی سیدابراهیم رییسی، گزینه اصلی اصولگرایان در انتخابات 96 میگذرد. جایی که نیکزاد در مقام رییس ستاد، همهکاره انتخابات اصولگرایان بود. آن هم انتخاباتی که اگرچه با شکست رییسی به اتمام رسید اما بزرگان جناح راست، از عملکرد ستادی رییسی تقدیر کرده و گفتند نزدیک 16 میلیون رایی که به دست آوردهاند، توشه راه دستراستیها در انتخابات بعدی خواهد شد. و از قضا چنین هم شد. اصولگرایان در اولین انتخابات پس از شکست سال 96، در همین انتخابات اسفندماه 98 برای تشکیل مجلس یازدهم پیروز میدان شدند. هرچند که اینبار علت توفیقات انتخاباتیشان، عملکرد ستادی در دوران انتخابات نبود. هرچه بود حالا علی نیکزاد که در دولت احمدینژاد نهتنها وزیر راه و شهرسازی دولت بود، بلکه در مقطعی بیش از مهلت قانونی 3 ماهه، سرپرستی وزارت ارتباطات را هم برعهده گرفت و جالب آنکه وقتی موعد 3 ماهه سرپرستی بهسر رسید، تمدید این سمت، بهدرخواست رییسجمهوری مهرورز و البته با حکم حکومتی رهبری و تایید ایشان ممکن شد. او علاوه بر این، چنانکه اشاره شد اگر بخواهد میتواند دستکم بخشی عمده از آرای آذریزبانان مجلس یازدهم را هم در کیسه خود داشته باشد و در شرایطیکه قالیباف بادار و دسته «نواصولگرایانی»اش، عملا راه خود را از هسته مرکزی جناح راست، کج کرده و پایداریها هم طرف دیگر این بازی را به سوی خود میکشند، گزینهای همچون نیکزاد که شاید همچنان حمایت رییسی را هم پشت سر داشته باشد، احتمالا کمخطرترین و شاید عاقلانهترین گزینه برای اصولگرایان باشد. گزینهای که در بدترین حالت میتواند با این سرمایه چشمگیری که این سالها اندوخته، بتواند کرسی مهمی، شاید در حد نایبرییسی یا ریاست فراکسیون اکثریت پارلمان را برای خود به ارمغان بیاورد.
از مثلث اصلی اصولگرایان گفتیم که هیچکدام از اضلاعش به علی نیکزاد نمیرسد اما اگر نگاهی دوباره به همان مثلث بیندازیم میبینیم که هیچکدام از اضلاع این مثلث، آنقدرها هم از نیکزاد و عقبه سیاسی و گفتمانیاش دور نیست. فارغ از این اما مثلثی دیگر هم میتوان رسم کرد تا بهکمک اضلاعش، از این گفت که چرا نمیتوان بهراحتی از کنار نام علی نیکزاد به عنوان یکی از گزینههای جدی رقابت بر سر ریاست مجلس یازدهم گذشت. مثلثی که یکسر آن به دولت احمدینژاد و تعداد قابلتوجه احمدینژادیهایی میرسد که ازقضا آنها هم در جریان انتخابات با همین مشی «چراغ خاموش» خود را تا میدان «بهارستان» تهران رساندند. سر دیگرش به آذریزبانان به عنوان یکی از مهمترین طیفهای قومیتی موثر در مناسبات درونپارلمانی وصل میشود و ضلع سوم هم مستقیم از انتخابات ریاستجمهوری اخیر و مرکز اردوگاه جناح راست در آن انتخابات، یعنی ستاد مرکزی سیدابراهیم رییسی، گزینه اصلی اصولگرایان در انتخابات 96 میگذرد. جایی که نیکزاد در مقام رییس ستاد، همهکاره انتخابات اصولگرایان بود. آن هم انتخاباتی که اگرچه با شکست رییسی به اتمام رسید اما بزرگان جناح راست، از عملکرد ستادی رییسی تقدیر کرده و گفتند نزدیک 16 میلیون رایی که به دست آوردهاند، توشه راه دستراستیها در انتخابات بعدی خواهد شد. و از قضا چنین هم شد. اصولگرایان در اولین انتخابات پس از شکست سال 96، در همین انتخابات اسفندماه 98 برای تشکیل مجلس یازدهم پیروز میدان شدند. هرچند که اینبار علت توفیقات انتخاباتیشان، عملکرد ستادی در دوران انتخابات نبود. هرچه بود حالا علی نیکزاد که در دولت احمدینژاد نهتنها وزیر راه و شهرسازی دولت بود، بلکه در مقطعی بیش از مهلت قانونی 3 ماهه، سرپرستی وزارت ارتباطات را هم برعهده گرفت و جالب آنکه وقتی موعد 3 ماهه سرپرستی بهسر رسید، تمدید این سمت، بهدرخواست رییسجمهوری مهرورز و البته با حکم حکومتی رهبری و تایید ایشان ممکن شد. او علاوه بر این، چنانکه اشاره شد اگر بخواهد میتواند دستکم بخشی عمده از آرای آذریزبانان مجلس یازدهم را هم در کیسه خود داشته باشد و در شرایطیکه قالیباف بادار و دسته «نواصولگرایانی»اش، عملا راه خود را از هسته مرکزی جناح راست، کج کرده و پایداریها هم طرف دیگر این بازی را به سوی خود میکشند، گزینهای همچون نیکزاد که شاید همچنان حمایت رییسی را هم پشت سر داشته باشد، احتمالا کمخطرترین و شاید عاقلانهترین گزینه برای اصولگرایان باشد. گزینهای که در بدترین حالت میتواند با این سرمایه چشمگیری که این سالها اندوخته، بتواند کرسی مهمی، شاید در حد نایبرییسی یا ریاست فراکسیون اکثریت پارلمان را برای خود به ارمغان بیاورد.