چپ وراست افراطی علیه جهانی شدن
در پاسخ به این پرسش، تکرار می کنیم که بیماری های واگیر دار هزاران سال پیش از «جهانی شدن» به معنای امروزی آن وجود داشته و بخش جدایی ناپذیر زندگی انسانی بوده اند. با این حال تردیدی نیست که این بار کانون زایش کرونا و سرعت انتشار آن زیر تاثیر فرایند «جهانی شدن» ابعادی پیدا کردند که در گذشته نمی توانستند داشته باشند. همه محافل علمی و کارشناسی جهان متفق القولند که مبدا این بیماری شهر ووهان در چین است، کشوری که اوج گیری آن در اقتصاد بین المللی مهم ترین نماد «جهانی شدن» به شمار میرود و در نقش دومین قدرت اقتصادی و نخستین قدرت صادراتی جهان بر تمامی منطقه آسیایی اقیانوس آرام و بخش بسیار بزرگی از دنیا تاثیر دارد. با اطمینان می توان گفت که در چین دوران مائوتسه تونگ، با اقتصاد خود کفا و مرز های بسته اش، ویروسی مشابه «کوید -١٩» به احتمال فراوان یا در درون امپراتوری زرد در جا می زد، و یا با سرعتی بسیار کند و محدود و احتمالا قابل کنترل به دیگر کشور ها و قاره ها سر می کشید.
در ورای کانون اصلی کرونا، سیل عظیم مبادلات و مراودات در زمین و هوا و دریا، وجود فرودگاه های عظیم، جا به جایی میلیون ها توریست و نمایندگان محافل کسب و کار با استفاده از مرز های کم و بیش باز، همه و همه شاهراه هایی را برای پراکنده شدن در سطح جهانی به ویروس ناقل کرونا عرضه کردند که تصور آنها حتی در گذشته نه چندان دور امکان ناپذیر بود.
دو - اگر بپذیریم که فرآیند «جهانی شدن» در گسترش بحران بهداشتی کنونی نقشی مهم بر عهده داشته و، به دلیل همین فرایند، تکرار بحران هایی مشابه در آینده وجود دارد، آیا نباید اصل «جهانی شدن» را زیر پرسش ببریم و حتی زمینه بازگشت به دنیای کم و بیش بسته گذشته را فراهم بیاوریم؟
منتقدان فرآیند «جهانی شدن»، که بخش بزرگی از آنها به افراطیون جریان های چپ و راست تعلق دارند، به این پرسش پاسخ مثبت می دهند. از دیدگاه هر دو جریان، بر انگیختن یک بحران بهداشتی بین المللی جرم تازه ای است که بر جرایم پیشین «جهانی شدن» افزوده شده است. چپ افراطی، که «جهانی شدن» را به توطئه میلیاردر ها و تکنوکرات های سرمایه داری علیه «توده ها» نسبت می دهد ، بازرگانی آزاد و سرمایه گذاری های خارجی را متهم می کند که در راه تامین منافع خود و به نام آزادی داد و ستد، سلامت ملت ها را به مخاطره انداخته اند. راست افراطی نیز که «جهانی شدن» را مغایر حاکمیت ملی می داند، بر شرکت های چند ملیتی ایراد می گیرد که با از میان بردن مرز ها، نه تنها ملت ها را از تصمیم گیری در عرصه های اقتصادی محروم کرده اند، بلکه امکان حفظ امنیت بهداشتی را نیز از آنها گرفته اند. برای هردو جریان، راست و چپ افراطی، راه چاره زیر پرسش بردن فرآیند «جهانی شدن»، پایان دادن به همگرایی های منطقه ای (از جمله اتحادیه اروپا) و بازگشت به مرز های زیر کنترل تمام عیار حاکمیت ملی است.
چشم به راه داروی جهانی
هر دو دیدگاه با بهره برداری از بحران کرونا، به جای یافتن پاسخ برای چالش های نوین، در پی بازگشت به گذشته ای هستند که دیگر وجود ندارد. اینان نمی پذیرند که همگرایی اقتصادی، چه در ابعاد جهانی و چه در قالب های منطقه ای (همچون اتحادیه اروپا)، یکی از بزرگ ترین دستآورد های تمدن انسانی است. در واقع این همگرایی نه تنها صلح و امنیت بین المللی را تحکیم کرده، بلکه صد ها میلیون نفر از جمعیت جهان در آسیا و آمریکا و دیگر مناطق جهان را، که پیش از این در فقر مطلق «جهان سومی» دست و پا میزدند، ازحاشیه به متن اقتصاد جهانی آورده است. بدون «جهانی شدن»، و بدون مشارکت مغز و بازوی صد ها میلیون آسیایی، فرآورده های تکنولوژی مدرن در عرصه های ارتباطی و اطلاعاتی (به ویژه رایانه ها و تلفن های همراه) به این قیمت و با این سرعت در سراسر جهان پراکنده نمیشدند. همچنین انبوه کالا های ساخته شده در کشور های در حال توسعه (ملقب به قدرت های نوظهور) به بخش بزرگی از طبقات کم در آمد در کشور های پیشرفته امکان داد به کالا های مورد نیازشان دست پیدا کنند.این فرآیند همگرایی به عقب باز نخواهد گشت و ملت هایی که به برکت بازرگانی بین المللی از فقر مطلق بیرون آمده اند، حاضر نخواهند شد امتیاز های به دست آمده را از دست بدهند.
آیا به نفع کشور های غربی است که بخش بزرگی از صنایع دارویی خود را به قاره های دور انتقال دهند، با این اطمینان که هر وقت اراده کنند خواهند توانست از راه بازرگانی بین المللی همه نیاز های خود را تامین کنند؟ ایا به سود کشور ها است که با فدا کردن امنیت غذایی خود، بخش بزرگی از نیاز های غذایی خود را از خارج تامین کنند؟ آیا دموکراسی ها حق دارند تنها بر پایه ملاک های اقتصادی، سرنوشت بسیاری از کالا های حیاتی مورد نیاز خود را به دست یک نظام توتالیتر همچون جمهوری خلق چین بسپارند؟ آیا مفهوم «امنیت» نباید از حریم صرفا نظامی خود خارج شود و ابعاد دیگری چون محیط زیست و بهداشت را در بر بگیرد؟
و سر انجام یک پرسش اساسی دیگر در رابطه با فرآیند «جهانی شدن» : اگر قرار باشد این فرآیند کره خاک را به «دهکده جهانی» بدل کند، ایا هر کشوری می تواند به راه خود برود و همکاری های بین المللی را به فراموشی بسپارد؟به رغم همه این تردیدها و پرسشها، فرآیند «جهانی شدن» همچنان دست به کار است، از جمله در انتظار یافتن واکسن و دارو برای مقابله با ویروس کرونا. چشمها به زنجیره جهانی داروسازی دوخته شده است.
فریدون خاوند – رادیو فرانسه