تمرکز تجارت در دست حاکمان ؛علت سقوط تمدن ها
برای بسیاری مردم زمانه ما تصور این مشکل است که بیش از سه هزار سال پیش، دورانی که عصر مفرغ خوانده می شود و آهن هنوز کشف نشده بود، تمدن های بزرگ و متنعم و ثروتمندی وجود داشته اند که مانند مصر آن زمان از آن ها آثار ابنیه، کار های هنری و ادبی شگفت انگیزی باقی مانده است. تمدن هایی که با هم به تجارت، روابط دیپلماتیک، روابط انسانی، مهاجرت، جنگ، تحریم اقتصادی، معاهده و قرار داد و هرچه امروز در روابط بین کشور ها مرسوم است در گیر بوده اند. این مجموعه حدود سه قرن در حال شکوفایی بوده و مدتی نیز در حال تنزل بدون این که به عوامل تنزل خود توجه کنند و یک سقوط نا گهانی که علایم آن آتش سوزی، تخریب ناگهانی شهر ها، کاخ ها و یا خالی از سکنه شدن ناگهانی شهر های بزرگ، وجود علائم خشونت اجتماعی و جنگ مانند مشاهده بقایای اجساد در ویرانه ها و بقایای سلاح...
دلایل سقوط
اما دلیل این سقوط فاجعه آمیز ناگهانی در یک چنین منطقه وسیع چه بود؟ کتاب مزبور بر اساس شواهد باستان شناسی و مطالبی که از مطالعه لوح ها و اسناد و کالا های دست ساز آن زمان قابل استنتاج است شرایط این تمدن ها و دلائل سقوط را بررسی می کند. گرچه هنوز نمی توان نتیجه گیری مسلمی از علل حوادث بیش از سه هزار سال پیش به دست داد اما چند نکته مسلم است. این تمدن ها وجود داشته اند، با راه های زمینی و دریایی در گیر تجارت بین المللی بوده اند، بعضاً بسیار ثروتمند و متنعم چنانکه طبقه کاخ نشین در گیر در تجمل و تن آسانی، شامل حکومت گران و کاهنان، در سطحی افسانه ای و بی نظیر بوده اند و روزی به ناگهان به خاک سیاه نشسته اند.
یک دلیل سقوط این تمدن ها اضمحلال درونی نظم های اجتماعی است. به این معنی که به تدریج جامعه به کاخ نشینان و مردم حواشی کاخ ها و معابد تقسیم می شده که این دسته خدمتکاران و جیره خوار دسته اول بوده اند. نظام اقتصادی و تجارت به صورت مرکزی اداره می شده و در کنترل کاخ نشینان بوده است، مانند مصر باستان که کشاورزی و مالکیت و مدیریت محصول کشاورزی و توزیع در اختیار حکومت بوده است . در برخی دیگراز تمدن ها تجارت پر رونق بین المللی که از افغانستان فعلی تا آناتولی و یونان و مصر گسترش داشته را طبقه حاکم در اختیار داشته اند...در یک چنین بافت بی ثبات اجتماعی وقوع زلزله های مکرر و خشک سالی طولانی( که ابتدا در جزایر دریای اژه و آناتولی رخ داد) ابتدا شورش و هجوم جمعیت هایی را از مناطق یونان و کرت به طرف مناطق متنعم رقم زد، که در متون آن زمان به مردم دریا موسوم بودند . این مهاجرت ها بعضا صلح آمیز و در جهت تلاش معاش انجام شد و بعضا قهر آمیز و جنبه هجوم و تصرف و غارت پیدا کرد. بهم ریختن خطوط تجارت بین المللی شرایط اقتصادی را در اکناف این حیطه گسترده بد ترکرد. نظام های اقتصادی متمرکز و در کنترل حکومتگران، چنان که رسم است، با بد تر شدن شرایط اقتصادی سعی در حفظ سطح زندگی خود می کنند، و در شرایط کمیابی فزاینده فشار به اقشار فرو دست را افزایش و این گروهها را به مرز قحطی و گرسنگی و طغیان سوق می دهند. بسیار ی از شهر های ویران شده نشان از طغیان داخلی، غارت، قتل، آتش زدن و فرار از شهر های سوخته و تخریب شده دارد.
درسی که می توان از سقوط تمدن ها می توان آموخت را دانایان می آموزند- که معمولاً کاری از آنان ساخته نیست- و نادانان نمی آموزند. به همین دلیل هم هرکجا نادانان بر سر کار بوده اند تاریخ تکرار شده و تمدن ها پس از عروج سقوط کرده اند. ابن خلدون همین مشاهده تاریخی را در کتاب تاریخ خود در قرن هشتم نوشت: "به هوش باشید، به هوش باشید، که تمدن ناپایدار است"