راننده آژانسی که زندگیاش به خاطر یک سریال از هم پاشید!
امیرسلیمانی تصریح کرد: خیلی برایم مهم بود در رشتهای که کار میکنم، تحصیل کنم تا کسی نگوید پدرش بازیگرش کرد! برای همین سراغ بازیگری رفتم؛ وقتی رشته بازیگری تئاتر قبول شدم، خیلی دعوایم کردند؛ اما من کار خودم را پیش بردم.
او درباره زیباترین لحظه کاری اش گفت: یکی از قشنگترین لحظهها برای من، دیدن تصویر خودم روی پرده سینما برای فیلم «ترنج» بود.
امیرسلیمانی درباره سریال پدرسالار هم گفت: زمانی که بازی در این سریال پیشنهاد شد، فیلمنامه را خواندم و دیدم همه اعضای خانواده کنار هم هستند، اما آذر ساز مخالف میزند. همیشه دوست داشتم آدم خوب قصه باشم، اما وقتی دیدم این نقش چقدر با شخصیت خودم متفاوت است و در روند قصه اثر می گذارد، نقش آذر را انتخاب کردم. به نظر من شخصیت «آذر» در پدرسالار اصلاً جنبه منفی نداشت و یک دختر مستقل بود.
وی درباره خاطراتش از حضور در این مجموعه گفت: در بعضی صحنهها خجالت میکشیدم با آقای کشاورز رودر رو صحبت کنم؛ در شخصیت خودم نمیدیدم که جلوی بزرگترم اینگونه حرف بزنم. بعد از پخش سریال هم بارها از مردم شنیدم که «چرا این قدر حرص آقا اسدالله را در میآوردی!» (خنده). یک بار هم زنگ زدم آژانس؛ راننده آمد اما حال غریبی داشت. به من گفت از من متنفر است؛ چون وقتی سریال پدرسالار پخش میشد، با همسرش بر سر زندگی جمعی یا مستقل مشکل داشت و نهایتاً پدرش سکته کرد و همسرش هم از او جدا شد.