مرکز تحقیقات استراتژیک گزارش داد:
سریلانکا عرصه رقابتی جدی برای چین و هند
ساعت24- انتخابات 8 ژانویه سال 2015 در سریلانکا باعث شد که رییس جمهور سابق این کشور (راجا پاکسا) جای خود را به (سیریسینا) دبیر کل حزب آزادی سریلانکا واگذار نماید. با توجه به تغییر دولت در این کشور و تمایلی که دولت جدید سریلانکا نسبت به هند پیدا کرده است، معاونت پژوهش های سیاست خارجی مرکز تحقیقات استراتژیک در گزارش بهمن ماه خود به این تغییرات و تاثیر آن بر دو کشور چین و هند به عنوان بازیگران مهم منطقه ای پرداخته است.
به گزارش ساعت۲۴، اگر چه تغییرات نگرشی در مردم و افکار عمومی هر جامعه ای بخشی از واقعیت های پایدار (زیست جهانی) سیاسی هر کشور تلقی می شود، لیکن به نظر می رسد که تغییرات نگرشی اخیر مردم و جامعه سریلانکا که در قالب انتخابات اخیر ریاست جمهوری این کشور و پیروزی سیریسنا نمود و ظهور پیدا کرده است علاوه بر ایجاد آثار و پیامدهای داخلی، همچنین به صورت همزمان به باز تولید پازل های رقابتی برای کسب و تثبیت حوزه های نفوذ منطقه ای میان چین و هند و وزن یابی استراتژیک سریلانکا در معادلات سیاسی- امنیتی این دو کشور نیز منجر شده است.
جایگاه سریلانکا در بینش استراتژیک چین
در دوره پس از استقلال سریلانکا، روابط دوستانه دو کشور در ژانویه ۱۹۵۰ و نهایتاً روابط رسمی دیپلماتیک در سال ۱۹۵۷ تعمیق و گسترش پیدا کرد. در سال های اخیر و به خصوص در دوران ریاست جمهوری راجا پاکسا، روابط دو کشور به سطح همکاری و شراکت استراتژیک ارتقاء یافته بود. به گونه ای که رییس جمهور سابق سریلانکا جهت دهی بسیاری از بسترها و منابع اقتصادی خود را به سمت چین متمایل کرده بود.
سرمایه گذاری چشمگیر چین در حوزه های زیر ساختی سریلانکا، کمک ۴.۸ میلیارد دلاری بین سال های ۲۰۰۳ تا ۲۰۱۳، تقبل ۸۵ درصد از هزینه های توسعه فاز اول بندر هامبانتوتا، حضور و گسترش نقش چین در توسعه شهر بندری کلمبو، فروش سالانه ۱۰۰ میلیون دلار تسلیحات نظامی و ابراز تمایل سریلانکا برای پیوستن به طرح جاده ابریشم دریایی چین به عنوان یکی از پروژه های راهبردی این کشور در اقیانوس هند، از جمله مهمترین مسایلی هستند که هم پیوندهای چین و سریلانکا را به سطوح راهبردی ارتقاء داده بود و هم امکان گسست در این روابط ، با تغییر دولت سریلانکا را به یکی از نگرانی های فعلی چین تبدیل نموده است.
علاوه بر علایق و منافع ژئوپلیتیکی، شاید بتوان یکی دیگر از دلایل نگرانی چینی ها را به بینش و رهیافت این کشور نسبت به دو مساله تولید و مصرف امنیت مربوط دانست. رفتارشناسی چین در بحران های منطقه ای و بین المللی نشان می دهد که یکی از مفاهیم اساسی و بنیادی ورود چین به حوزه امنیت سازی، مفهوم مجاورت است. مجاورت در واقع به این معنی است که چینی ها به هیچ وجه تمایلی به ایفای نقش منفعلانه تولید امنیت در چیدمان اول امنیتی خود ندارند و رهیافتی کاملاٌ تولیدی به امنیت دارند، زیرا در غیر اینصورت فضا برای بهره برداری بازیگرانی مانند آمریکا و هند باز خواهد شد.
در هر حال می توان گفت، تغییر دولت سریلانکا و اتخاذ رهیافت هند گرایانه رییس جمهور جدید این کشور، دو آموخته اساسی را برای چینی ها در بر داشته است. اول آن که تحولات سیاسی ناهمسو با منافع چین در سریلانکا نشان داد که چینی ها هنوز به پختگی و بلوغ لازم برای ایجاد تغییرات مطلوب هم راستا با منافع خود نرسیده اند و دوم تبدیل نفوذ و قدرت اقتصادی به یکی از اهرم های قدرت نرم برای دست کاری در محیط سیاسی و اجتماعی سریلانکا و همچنین سایر جوامع، هنوز بافت و شکل واقعی خود را پیدا نکرده و تا رسیدن به این مرحله نیز زمان زیادی را طلب می کند.
جایگاه سریلانکا در بینش استراتژیک هند
ارجحیت و اولویت یابی همسایگان نزدیک و تمرکز بر این مساله که حرکت به سمت منطقه گرایی، شاخصی مهم در امنیت آفرینی اقتصادی است، یکی از روندهای جدید در سیاست خارجی هند است. طبیعتاً فاصله جغرافیایی ۳۰ کیلومتری سریلانکا با هند، نه تنها سریلانکا را در افق سیاست خارجی هندوستان حائز اهمیت ساخته، بلکه تلقی از این کشور به عنوان یک حیات خلوت را در بینش تصمیم سازان هندی برجسته ساخته است.
تقاطع شاخص های ژئوپلیتیکی، رهیافت سیاست خارجی هند مبنی بر تمرکز بر همسایگان نزدیک و نگرانی از چین گرایی همسایگان از جمله مهمترین دلایلی است که علاوه بر وزن یابی استراتژیک سریلانکا، آینده شطرنج منطقه ای دو کشور چین و هند را دچار ابهام نموده است.
آنچه مشخص است، تولید و حفظ منافع منطقه ای یکی از ارجحیت های اساسی در سیاست خارجی هند است و تلاش چین برای زدودن فضاهای نفوذ استراتژیک هند به خصوص در سریلانکا، مقامات و تصمیم سازان هندی را بر آن داشته است، تا ضمن توجه بیشتر به سریلانکا، زمینه های مهار نفوذ چین در این کشور را نیز فراهم آورند.
به نظر می رسد تحولات اخیر سریلانکا و رویکرد منعطف دولت جدید این کشور نسبت به هند، تا اندازه ای زمینه ها و بسترهای این مهم را فراهم نموده است. اظهارات اخیر رییس جمهور سریلانکا مبنی بر تجدید نظر در برخی از پروژه های واگذار شده به چین و همچنین تعیین هند به عنوان اولین مقصد سفر خود را می توان شاهدی بر این مدعا دانست.
البته لازم به ذکر است که بخشی از این مسایل و سخنان را می توان در قالب راهبرد سیاست خارجی سریلانکا و تلاش این کشور برای استفاده از کارت بازی دو کشور علیه هم تحلیل و بررسی کرد، زیرا در مقطع کنونی سریلانکا به جذب سرمایه گذاری خارجی و توسعه زیر ساخت های صنعتی و اقتصادی خود نیاز مبرم داشته و استفاده از کارت بازی این دو کشور می تواند به نحو بهینه تری منافع ملی این کشور را تامین نماید.
در نتیجه، همان گونه که یاد شد، هندی ها تلاش دارند تا دولت جدید سریلانکا را به سمت آشوب سازی در روابط با چین سوق داده و از این رهگذر هم بتوانند به مهار نفوذ چین در این کشور پرداخته و هم به تبع آن بتوانند بسترهای نفوذ اقتصادی خود را در این کشور فراهم آورند. به بیان دیگر می توان گفت که انتخابات سریلانکا و روی کار آمدن دولتی جدید، دو رویکرد حفظ محوری چین و تجدید نظر طلبی هند در معادلات داخلی و رفتاری سریلانکا را به عنوان رویکردهای متعارض رقیب مطرح نموده است. طبیعتاً وجود متغیرهای مداخله گر به خصوص آسیاگرایی آمریکا در سند جدید استراتژی امنیت ملی این کشورنیز بر آن تاکید شده است و حمایت این کشور از هند، می تواند به تشدید این رقابت ها دامن بزند.
باید دانست که اتخاذ سیاست واگرایی از چین و چرخش به سمت هند از سوی سریلانکا نیز می تواند به راحتی صورت گیرد. چرا که نیازمندی سریلانکا به جذب سرمایه های خارجی و کمک های اقتصادی می تواند هرگونه حرکت به سمت انفصال از چین را برای این کشور بسیار پر هزینه نماید. پراگماتیسم چینی که امکان باز تعریف سریع روابط با هر دولتی را در برآوردهای استراتژیک چین (تحقق جاده ابریشم دریایی) بازی می نماید نیز از جمله دیگر شاخص های مهمی است که ضمن تقویت سیاست حفظ محوری چین در سریلانکا، می تواند به گسترش رقابت های چین و هند در این کشور منجر شود.
جایگاه سریلانکا در بینش استراتژیک چین
در دوره پس از استقلال سریلانکا، روابط دوستانه دو کشور در ژانویه ۱۹۵۰ و نهایتاً روابط رسمی دیپلماتیک در سال ۱۹۵۷ تعمیق و گسترش پیدا کرد. در سال های اخیر و به خصوص در دوران ریاست جمهوری راجا پاکسا، روابط دو کشور به سطح همکاری و شراکت استراتژیک ارتقاء یافته بود. به گونه ای که رییس جمهور سابق سریلانکا جهت دهی بسیاری از بسترها و منابع اقتصادی خود را به سمت چین متمایل کرده بود.
سرمایه گذاری چشمگیر چین در حوزه های زیر ساختی سریلانکا، کمک ۴.۸ میلیارد دلاری بین سال های ۲۰۰۳ تا ۲۰۱۳، تقبل ۸۵ درصد از هزینه های توسعه فاز اول بندر هامبانتوتا، حضور و گسترش نقش چین در توسعه شهر بندری کلمبو، فروش سالانه ۱۰۰ میلیون دلار تسلیحات نظامی و ابراز تمایل سریلانکا برای پیوستن به طرح جاده ابریشم دریایی چین به عنوان یکی از پروژه های راهبردی این کشور در اقیانوس هند، از جمله مهمترین مسایلی هستند که هم پیوندهای چین و سریلانکا را به سطوح راهبردی ارتقاء داده بود و هم امکان گسست در این روابط ، با تغییر دولت سریلانکا را به یکی از نگرانی های فعلی چین تبدیل نموده است.
علاوه بر علایق و منافع ژئوپلیتیکی، شاید بتوان یکی دیگر از دلایل نگرانی چینی ها را به بینش و رهیافت این کشور نسبت به دو مساله تولید و مصرف امنیت مربوط دانست. رفتارشناسی چین در بحران های منطقه ای و بین المللی نشان می دهد که یکی از مفاهیم اساسی و بنیادی ورود چین به حوزه امنیت سازی، مفهوم مجاورت است. مجاورت در واقع به این معنی است که چینی ها به هیچ وجه تمایلی به ایفای نقش منفعلانه تولید امنیت در چیدمان اول امنیتی خود ندارند و رهیافتی کاملاٌ تولیدی به امنیت دارند، زیرا در غیر اینصورت فضا برای بهره برداری بازیگرانی مانند آمریکا و هند باز خواهد شد.
در هر حال می توان گفت، تغییر دولت سریلانکا و اتخاذ رهیافت هند گرایانه رییس جمهور جدید این کشور، دو آموخته اساسی را برای چینی ها در بر داشته است. اول آن که تحولات سیاسی ناهمسو با منافع چین در سریلانکا نشان داد که چینی ها هنوز به پختگی و بلوغ لازم برای ایجاد تغییرات مطلوب هم راستا با منافع خود نرسیده اند و دوم تبدیل نفوذ و قدرت اقتصادی به یکی از اهرم های قدرت نرم برای دست کاری در محیط سیاسی و اجتماعی سریلانکا و همچنین سایر جوامع، هنوز بافت و شکل واقعی خود را پیدا نکرده و تا رسیدن به این مرحله نیز زمان زیادی را طلب می کند.
جایگاه سریلانکا در بینش استراتژیک هند
ارجحیت و اولویت یابی همسایگان نزدیک و تمرکز بر این مساله که حرکت به سمت منطقه گرایی، شاخصی مهم در امنیت آفرینی اقتصادی است، یکی از روندهای جدید در سیاست خارجی هند است. طبیعتاً فاصله جغرافیایی ۳۰ کیلومتری سریلانکا با هند، نه تنها سریلانکا را در افق سیاست خارجی هندوستان حائز اهمیت ساخته، بلکه تلقی از این کشور به عنوان یک حیات خلوت را در بینش تصمیم سازان هندی برجسته ساخته است.
تقاطع شاخص های ژئوپلیتیکی، رهیافت سیاست خارجی هند مبنی بر تمرکز بر همسایگان نزدیک و نگرانی از چین گرایی همسایگان از جمله مهمترین دلایلی است که علاوه بر وزن یابی استراتژیک سریلانکا، آینده شطرنج منطقه ای دو کشور چین و هند را دچار ابهام نموده است.
آنچه مشخص است، تولید و حفظ منافع منطقه ای یکی از ارجحیت های اساسی در سیاست خارجی هند است و تلاش چین برای زدودن فضاهای نفوذ استراتژیک هند به خصوص در سریلانکا، مقامات و تصمیم سازان هندی را بر آن داشته است، تا ضمن توجه بیشتر به سریلانکا، زمینه های مهار نفوذ چین در این کشور را نیز فراهم آورند.
به نظر می رسد تحولات اخیر سریلانکا و رویکرد منعطف دولت جدید این کشور نسبت به هند، تا اندازه ای زمینه ها و بسترهای این مهم را فراهم نموده است. اظهارات اخیر رییس جمهور سریلانکا مبنی بر تجدید نظر در برخی از پروژه های واگذار شده به چین و همچنین تعیین هند به عنوان اولین مقصد سفر خود را می توان شاهدی بر این مدعا دانست.
البته لازم به ذکر است که بخشی از این مسایل و سخنان را می توان در قالب راهبرد سیاست خارجی سریلانکا و تلاش این کشور برای استفاده از کارت بازی دو کشور علیه هم تحلیل و بررسی کرد، زیرا در مقطع کنونی سریلانکا به جذب سرمایه گذاری خارجی و توسعه زیر ساخت های صنعتی و اقتصادی خود نیاز مبرم داشته و استفاده از کارت بازی این دو کشور می تواند به نحو بهینه تری منافع ملی این کشور را تامین نماید.
در نتیجه، همان گونه که یاد شد، هندی ها تلاش دارند تا دولت جدید سریلانکا را به سمت آشوب سازی در روابط با چین سوق داده و از این رهگذر هم بتوانند به مهار نفوذ چین در این کشور پرداخته و هم به تبع آن بتوانند بسترهای نفوذ اقتصادی خود را در این کشور فراهم آورند. به بیان دیگر می توان گفت که انتخابات سریلانکا و روی کار آمدن دولتی جدید، دو رویکرد حفظ محوری چین و تجدید نظر طلبی هند در معادلات داخلی و رفتاری سریلانکا را به عنوان رویکردهای متعارض رقیب مطرح نموده است. طبیعتاً وجود متغیرهای مداخله گر به خصوص آسیاگرایی آمریکا در سند جدید استراتژی امنیت ملی این کشورنیز بر آن تاکید شده است و حمایت این کشور از هند، می تواند به تشدید این رقابت ها دامن بزند.
باید دانست که اتخاذ سیاست واگرایی از چین و چرخش به سمت هند از سوی سریلانکا نیز می تواند به راحتی صورت گیرد. چرا که نیازمندی سریلانکا به جذب سرمایه های خارجی و کمک های اقتصادی می تواند هرگونه حرکت به سمت انفصال از چین را برای این کشور بسیار پر هزینه نماید. پراگماتیسم چینی که امکان باز تعریف سریع روابط با هر دولتی را در برآوردهای استراتژیک چین (تحقق جاده ابریشم دریایی) بازی می نماید نیز از جمله دیگر شاخص های مهمی است که ضمن تقویت سیاست حفظ محوری چین در سریلانکا، می تواند به گسترش رقابت های چین و هند در این کشور منجر شود.