خود بدبختی مهم است نه سرچشمه اش
خوشبختانه یا بدبختانه در این باره که روزگار شهروندان ایرانی در موقعیت دشواری است دولتیها، مردان حکومتی و منتقدان دولت در جناح سیاسی رقیب و نیز منتقدان خارج از قدرت اتفاق نظر دارند اما این روزها بر سر اینکه «سرچشمه بدبخت شدن ایرانیان از نظر سطح رفاه مادی داخل یا خارج از ایران است» اختلافنظر پدیدار شده است به این معنی که منتقدان دولت به ویژه برخی از منتقدان که به تازگی یک نهاد از نهادهای قدرت را به دست آوردهاند در هر فرصتی رییس دولت را نکوهش میکنند که چرا میگوید سرچشمه بدبختیها خارج از ایران است و علت اصلی آن تشدید تحریمهاست. روحانی با صدای بلند و با رمز و رازهایی که باید خوب از آنها رمزگشایی شود گفت مردم به تنگ آمده از روزگار سخت معیشت مادی بهتر است آمریکا را لعنت کنند. روحانی میگوید در این دو سال ۱۵۰ میلیارد دلار درآمد نفت ایران از دست رفته است و این میزان منابع ارزی میتوانست سطح معیشت و سطح اشتغال در ایران را بالا نگه دارد. مخالفان سرسخت او اما پا را در یک کفش کردهاند که سرچشمه بدبختیهای شهروندان را باید درد درون دولت و ناتوانیهای مدیران دولت از مدیران صدرنشین تا مدیران میانی دید. مخالفان دولت باور دارند اگر قدرت نهاد دولت در اختیارشان بود با شتاب شهروندان را از بدبختی نجات میدادند و این دولت بیرمق و کارنابلد است که مردم را بدبخت کرده است. خوب که به این دو داوری نگاه کنیم خواهیم دید هر دو نظر رگههایی از حقیقت را دارند. اما آیا برای شهروندان در رنج ایران مهم است که سرچشمه بدبختیشان دولت ایران است یا دولت آمریکا؟ برای مردم مهم و اندوهبار این است که بدبخت شدهاند و کمتر برایشان اهمیت دارد که عامل بدبختی کیست. اگر مدیران دولت یا منتقدان با مردم درست و حسابی حرف بزنند و شهروندان نیز امن و امان باشند میگویند برای ما مهم این است که بدبختیم.