برنامهریزی جامع برای مهار «کووید 19» در 4 ماه
راه اشتباه رفته ایم
سیاستهایی که تا کنون اتخاذ شده خیلی نتیجه مطلوبی نداشته و حتی وضع را بدتر هم کرده است. آسیب شناسی آنچه که در طول 8 ماه گذشته است، معنایش این است که ما نیاز داریم سیاستهای خود را تغییر دهیم و با تجاربی که به دست آوردیم، مطالعات بومی که انجام دادیم و وضعیت فعلی اپیدمی در کشور بتوانیم الگوی مناسبی طراحی کنیم.آنچه تاکنون در کشور انجام شده عملا در حوزه درمان بوده تا پیشگیری. به هرحال امکانات ما در بیمارستانها متمرکز بوده؛ به طوری که منتظر بمانیم افرادی که ابتلای شدیدی به کرونا دارند مراجعه کنند و 6 و 7 روز نگهداری و درمان آنها را انجام دهیم. به عبارت بهتر به جای اینکه به علت بپردازیم، به معلول پرداختیم. معلول بیماری و علت مواجهه افراد با افراد آلوده یا افراد با ویروس است. ویروسی که در خارج از بدن موجود زنده قادر به حیات نیست.
برای اینکه بتوانیم به علت بپردازیم، چاره این است که آن جمعیت پرخطری که قبل از اینکه به بیمارستان ورود کنند و بیماری آنها شدید شود و هم کسانی که با آنها در تماس هستند را تحت مراقبت بدهیم.عدهای که از بیمارستان ترخیص میشوند؛ این طور نیست که کاملا خوب شده باشند یا قدرت بیماریزایی دیگران را نداشته باشند؛ در نتیجه نیاز است افراد قبل از بیمارستان و هم بعد از ترخیص از بیمارستان تحت مراقبت قرار گیرند.گروه پرخطری داریم که درصد قابل توجهی از مرگها را به خود اختصاص میدهند؛ مثل افراد دارای بیماری مزمن و پرخطر و سالمندان که نیاز است این افراد را تحت مراقبت قرار بدهیم.
شناسایی پرخطرها
مراقبتها در سطوح مختلف تعریف میشود. در سطح اول نیاز است تا افرادی که نیاز به مراقبت دارند را شناسایی کنیم. تعدادی از اینها خودشان تماس میگیرند و تعدادی هستند که مراقبین بهداشت، بهورزان و رابطین بهداشت و.. متوجه بیمارشان میشوند.از بین این افراد که زیر چتر پوششی قرار میگیرند، به طور معمول 20 درصدشان نیازمند مراقبت هستند. به طور متوسط روزی حدود 100 هزار نفر زیر چتر پوشش میآیند که اگر 20 درصد آنها را در نظر بگیریم؛ یعنی روزی 20 هزار نفر نیاز به مراقبت خواهند داشت.در نتیجه اگر این 20 هزار نفر، به علاوه کسانی که با آنها در تماس هستند؛ یعنی همان 6.4 دهم درصد و نیز گروههای پرخطر را با همدیگر جمع کنیم حدود 153 هزار نفر میشوند. با محاسبه افراد آلوده و غیر آلوده ما به طور متوسط در هر دورهای یک میلیون نفر خواهیم داشت که در سطح کشور نیاز به مراقبت دارند؛ یعنی این یک میلیون نفر برابر است با 1.2 دهم درصد جمعیت کشور.
با این توضیحات آیا معقول تر است که ما 1.2 دهم درصد جمعیت کشور را تحت پوشش فعال قرار دهیم یا 84 میلیون نفر؟ نه تنها کشور ما بلکه هیچ کشور دیگری قادر نیست از افراد هم حمایت معیشتی و هم مراقبتی کند. اگر ما بتوانیم گروههای پرخطر را شناسایی کنیم، دیگر صحبت کردن در خصوص قفل کردن و تعطیل کردن شهرها معنا پیدا نمیکند.چون دلیل ندارد کسانی که نه با بیمار تماس داشتند و نه خود بیمار یا مشکوک هستند در خانه بمانند، بلکه میتوانند فعالیت روزمره خود را داشته باشند؛ البته باید رعایت مسائل بهداشتی و پروتکلها را داشته باشند.
* هدف اصلی
هدف اصلی طرح این است که با تمرکز روی گروه محدودی از جمعیت که یک درصد است، بتوانیم اپیدمی کرونا را کند کنیم. وقتی کنترل شود؛ یعنی هم میزان بستری بیمارستان را به خاطر اینکه از شدت بیماری کاستهایم و هم میزان مرگ و میر را کم میکنیم.مراقبتها در سه سطح است. اول اینکه افراد را شناسایی کرده و توصیههای اولیه را به شکل فعال به آنها ارائه میدهند. گروه دو، کسانی هستند که نیاز به مراقبتهای متوسط دارند که این کار توسط پرستاران و کارشناسان آموزش دیده انجام میگیرد.گروه سوم، پزشکان عمومی هستند. گروه دوم و سوم با مراجعه به افرادی که ذکر کردم مراقبت لازم از آنها را انجام میدهند و حتی سعی میکنند معیشت این افراد را هم تامین کنند و نیازهای آنها را به درِ خانه شان ببرند.عمده ترین کار در بیمارستان برای بیمار کرونایی و دارای حالت شدید بیماری انجام میشود؛ چون اگر بیماری بیمار شدید باشد به بیمارستان ارجاع میشوند و ارجاع این افراد هم توسط اورژانس انجام میشود نه اینکه خود فرد بیمار به بیمارستان برود و این افراد توسط سیستم درمانی به شکل فعال هدایت میشوند.
فارس