سخت ترین 150 روز تاریخ معاصر
تا اینجای کار چیزی که دیده میشود، این است که به جای مبارزه سنتی میان دو جناح سیاسی برای انتخابات ریاستجمهوری، طیفهای پرشمار یک جناح به صف شدهاند و برای نشان دادن توانایی خود راه را در تضعیف نهاد دولت تشخیص دادهاند. از سوی دیگر اتفاقهای رخ داده در بیرون از مرزهای کشور از سوی رقبای منطقهای ایران و نیز رهبری کاخسفید و متحد سرسختش در تلآویو نیز هر روز نیرنگ و ترفند و اقدامهای آزاردهنده را در دستور کار دارند و نیز نامعلوم بودن رفتار دولت تازهای که از اول بهمن در آمریکا بر سر کار میآید نیز بر ابعاد فشار بر مردم میافزاید. عقل سلیم و منطق ملی و میهندوستی فرمان میدهد برای عبور از سختترین ۱۵۰ روز تاریخ معاصر به گونهای رفتار شود که از ابعاد فشار بر شهروندان کاسته شود. ایرانیان کمدرآمد در این سه سال بیشترین هزینه مقاومت را پرداختهاند و تواناییهای آنها را باید اندازه گرفت و سنجید.
اشتباه در اندازهگیری فشار وارد شده بر شهروندان و اندازه تابآوری آنها در صورت ادامه روند موجود آسیبهای دردناکی را برای تاریخ و سرزمین ایران به بار میآورد و باید بسیار با دانش و با بردباری و مدارا رفتار شود. چیزی که میدانیم این است که راه رفته شده از ۱۳۸۴ تا امروز راه ناکارآمدی بوده است و تابوتوان ایرانیان را به شدت آسیبپذیر کرده است و حالا نوبت این است که جور دیگری ببینیم و جور دیگری رفتار کنیم. این جور دیگر دیدن لابد هزینه و سختی دارد اما بدون چون و چرا از ادامه راه پیشین آسیبش کمتر خواهد بود. کسبوکار شهروندان ایرانی و معیشت گروههای پرشماری به تهخط رسیده است و نباید در اینباره با تقلیلگرایی همه چیز را تباه کنیم.