اعتراض مغازهداران نان آسیبپذیرها را آجر کرد
بهار نکوی 1400 برای دستفروشان پایتخت!
ساعت 24-به دنبال شکایت جمعی از کاسبان به شهرداری تهران، ماموران شهرداری در برخی مناطق پایتخت، با کمک گرفتن از نیروی انتظامی، مانع از فعالیت دستفروشان در خارج از ساعت توافق شده کسبه مغازهدار با شهرداری تهران شدند.
در حالی که تنها دلخوشی دستفروشان به عنوان قشر ضعیف و کمدرآمد جامعه، به همین ایام پایانی سال است که با فروش کمی بیشتر، رکود ماههای پیشین را جبران کرده و نانی کمی دندانگیرتر به خانه ببرند، خبرنگار «اعتماد» ظرف روزهای گذشته شاهد بود که در ساعات اولیه بعدازظهر، ماموران شهرداری در نقاط پرازدحامی مثل میدان ولیعصر و چهارراه ولیعصر که از مناطق مرکزی حضور دستفروشان است، با همراهی برخی کسبه چربزبان، از بساطگستری دستفروشان در پیادهروهای مقابل مغازهها جلوگیری کردند. همزمان، ماموران نیروی انتظامی هم در ضلع شمالغربی میدان منتظر ایستاده بودند تا در صورت اعتراض دستفروشان به کمک ماموران شهرداری بیایند. یکی از ماموران شهرداری که بر جمع کردن بساط برخی دستفروشان توسط همکارانش نظارت میکرد، به خبرنگار «اعتماد» گفت: «بنا به درخواست کسبه خیابان ولیعصر از شهرداری، دستفروشان فقط از ساعت 18 اجازه فعالیت دارند و حالا هم که مقررات منع تردد شبانه به دلیل خطر شیوع کرونا در حال اجراست، دستفروشان باید ساعت 21 که ساعت اجرای منع تردد شبانه است، بساط خود را جمع کنند. بنابراین، هرگونه بساطچینی قبل از ساعت 18 و بعد از ساعت 21 ممنوع است و بساط دستفروشی، توسط شهربان توقیف و به انبار منتقل میشود که فرد متخلف، باید برای آزاد کردن اجناس خود، ضمن پرداخت جریمه تخلف از دستور شهرداری، هزینه نگهداری در انبار را هم پرداخت کند.»
یکی از ماموران نیروی انتظامی هم که از کنار ورودی متروی میدان ولیعصر، شاهد جمع کردن بساط چند دستفروش توسط شهربانها و اعتراض آرام برخی دستفروشان و استهزای آنها توسط برخی کسبه اطراف میدان بود هم به خبرنگار «اعتماد» گفت: «طبق توافقی که شهرداری تهران با کاسبان و مغازهداران خیابانهای پرتردد داشته، ظاهرا دستفروشان در باقی ایام سال، فقط 3 ساعت در روز اجازه فعالیت دارند ولی در هفته پایانی سال مجازند 2 ساعت بیشتر و از ساعت 16 بساط خود را در پیادهروها پهن کنند و حالا حضور ماموران شهرداری به این دلیل است که بعضی از دستفروشان، زودتر از این ساعت بساطچینی کردهاند.»
این مامور نیروی انتظامی که مایل به انعکاس نام خود در گزارش «اعتماد» نبود با دلخوری از اعتراض کسبه گفت: «در این شرایط اقتصادی، ما باید هوای همدیگر را داشته باشیم چون همه مردم به نوعی گرفتار مشکلات اقتصادی شدهاند. ما هم به این اقدام شهرداری معترضیم چون میدانیم که گرانی و تورم 50درصدی و 60درصدی این روزها برای بسیاری از شهروندان آبرومند چارهای جز دستفروشی نگذاشته ولی ماموریم و معذور و به هیچ وجه هم مایل به درگیری نیستیم چون خودمان را جای این برادران و خواهران میگذاریم که چطور ممکن است با درآمد دستفروشی در سرما و گرمای هوا، چرخ یک زندگی بچرخد.»
یکی از دستفروشانی که پیراهن بچگانه میفروخت و کیسه لباسهایش توسط ماموران شهرداری به وانت رفع سد معبر منتقل شده بود، به خبرنگار «اعتماد» گفت: «کاسبها رفتهاند شهرداری و از طرف ما برای خودشان تصمیم گرفتهاند. میگویند ساعت 6 بعدازظهر تا 9 شب اجازه کار داریم. شما ساعت 9 شب بیا اینجا ببین که پرنده هم در پیادهرو پر نمیزند. ما اجاره خانه نداریم؟ ما نان نمیخوریم؟ فقط مغازهدار است که نان و اجاره دارد؟ برویم دزدی کنیم؟ چطور باید زندگی کنیم وقتی یک کیلو پیاز ناقابل، 6 هزار و 500 تومن است؟ من و امثال من در این شرایط اقتصادی، چطور با 3 ساعت دستفروشی خرج زندگی را تامین کنیم؟» اعتراض کسبه خیابانهای پرتردد به فعالیت دستفروشان البته ظرف سالهای گذشته بیسابقه نبوده و به نظر میرسد علت اصلی این اعتراض هم متوجه به خطر افتادن سود کاسبی مغازهداران است آن هم در حالی که بسیاری از مغازهداران که از هیچ ضابطهای برای قیمتگذاری کالاهای خود تبعیت نمیکنند، از این دلخورند که چرا مردم، جنس گرانتر در مغازه را نمیخرند و به جای آن حاضرند از دستفروش که با رضایت به سود کمتر، ارزانتر میفروشد، خرید کنند. ظرف سالهای اخیر، کاسبان خیابان ولیعصر و اطراف میدان هفتتیر، بارها نسبت به فعالیت دستفروشان اعتراض کردند و این اعتراضات در مواردی منجر به درگیری لفظی و فیزیکی هم شده است. به نظر میرسد اعتراض بعضی کسبه، کاملا غیرمنصفانه است چون امروز در میان همین دستفروشان، تعداد زیادی را میتوان سراغ گرفت که پیش از افسارگسیختگی تورم طی سالی که با کرونا سپری شد، مستاجر مغازه بودند ولی به دلیل رکود بازار، ناچار به تخلیه مغازه شدند و همان سرمایه باقیمانده را به پیادهروی خیابانها بردند تا از این طریق معاش خانواده را تامین کنند. فعالان اقتصادی هم بارها هشدار دادهاند که ظرف یک سال گذشته و به سبب افزایش بیکاری و اخراج در کارگاههای کوچک و آسیبدیده از کرونا و همزمانی این اتفاق با اوجگیری غیرقابل کنترل تورم و گرانی قیمت تمام کالاها، دستفروشی بین اقشار کمدرآمد جامعه افزایش نگرانکنندهای یافته است. با وجود این هشدارها، ظرف چند سال اخیر، هجمه غیر منصفانهای توسط برخی کاسبان و صاحبان اتحادیههای صنفی علیه دستفروشان شکل گرفت و این معترضان که به نوعی از اقشار سرمایهدار جامعه هستند، تلاش کردند با القای فرار مالیاتی دستفروشان و فروش اجناس بیکیفیت و حتی دزدی در بساط برخی دستفروشان، ذهنیت جامعه را نسبت به این قشر مستضعف مسموم کنند. اگر واقعا دستفروشان تهران، تا این حد امکان حفظ سرمایه خود را داشتند که با نمایش خلاف واقع، مظلومنمایی کنند، یک نهاد امدادی همچون بنیاد مستضعفان، بخشی از کمک معیشت 536 میلیارد تومانی برای حمایت از اقشار آسیبدیده از کرونا را به حمایت از دستفروشان تهران اختصاص نمیداد.
ظرف یک سال گذشته و پس از شیوع ویروس کرونا در کشور، به دنبال ممنوعیت موقت فعالیت برخی صنوف غیر ضروری، دستفروشان پایتخت هم تا مدتها از فعالیت محروم بودند که بنیاد مستضعفان در دو نوبت، به تعدادی از این قشر آسیبپذیر، کمکهای مالی کرد. از جمله اینکه در روزهای پایانی اسفند 98 زهرا نژادبهرام، عضو هیات رییسه شورای شهر تهران از موافقت بنیاد مستضعفان برای پرداخت کمک معیشتی به دستفروشان پایتخت خبر داد و در گفتوگو با خبرنگار ایلنا گفت: «خوشبختانه رایزنیها با بنیاد مستضعفان به نتیجه رسید و بنیاد اعلام آمادگی کرده که برای پرداخت کمک معیشتی به دستفروشان همراهی میکند و 11 میلیارد تومان اعتبار هم برای حمایت از زنان سرپرست خانوار و دستفروشان اختصاص داده که تعدادی از دستفروشان هم برای دریافت کمک ثبتنام کردند و تعدادی هم با کمک شهرداران نواحی شناسایی شدند و قرار است این فهرست را در اختیار بنیاد مستضعفان قرار دهیم تا بتوانیم از کمک معیشتی آنها برای دستفروشان استفاده کنیم.» تا پایان فروردین ماه امسال و بنا به گفته نژادبهرام، طی دو نوبت تخصیص کمکهای حمایتی از سوی بنیاد مستضعفان، حدود 5 هزار دستفروش تهرانی مشمول دریافت این کمکها شدند علاوه بر اینکه ظرف همین مدت، تعداد قابلتوجهی از دستفروشان، به دنبال اثبات شرایط اسفبار معیشت، مشمول دریافت بستههای حمایتی 200 الی 600 هزار تومانی دولت و حتی وام کرونا هم بودند اگرچه که خبرنگار مهر، در گزارشی که اسفند ماه سال 98 منتشر شد، ضمن هشدار بابت افزایش تعداد دستفروشان ظرف سه سال گذشته، نوشت که «سال 96، فقط در تهران ۵۰ هزار دستفروش مشغول به کار بودهاند که مشخص نیست چه تعداد از آنها مشمول دریافت کمک بلاعوض دولت شدهاند. البته همه دستفروشان جزو دهکهای پایین درآمدی و افراد بهشدت آسیب پذیر نیستند و بعضا شاغلان یا بازنشستگان با حقوق ثابت، سپردهگذاران اندک بانکی، دارای منزل شخصی و... نیز برای گذران وقت یا درآمد جانبی به دستفروشی اشتغال دارند؛ اما برخی، دستفروشی، تنها منبع درآمدشان بوده و مستاجر هم هستند که این گروه قطعا باید مشمول دریافت کمک بلاعوض دولت قرار بگیرند. اخیرا فیلمی در شبکههای اجتماعی دست به دست شد که در آن فردی میانسال که شغل خود را دستفروشی عنوان میکرد، میگفت سه روز است توان خرید پنیر برای فرزندانش را ندارد، چراکه دیگر نمیتواند مانند گذشته در مقابل ایستگاه مترو بساط کرده و دستفروشی کند و درآمدی ندارد.»
یکی از ماموران نیروی انتظامی هم که از کنار ورودی متروی میدان ولیعصر، شاهد جمع کردن بساط چند دستفروش توسط شهربانها و اعتراض آرام برخی دستفروشان و استهزای آنها توسط برخی کسبه اطراف میدان بود هم به خبرنگار «اعتماد» گفت: «طبق توافقی که شهرداری تهران با کاسبان و مغازهداران خیابانهای پرتردد داشته، ظاهرا دستفروشان در باقی ایام سال، فقط 3 ساعت در روز اجازه فعالیت دارند ولی در هفته پایانی سال مجازند 2 ساعت بیشتر و از ساعت 16 بساط خود را در پیادهروها پهن کنند و حالا حضور ماموران شهرداری به این دلیل است که بعضی از دستفروشان، زودتر از این ساعت بساطچینی کردهاند.»
این مامور نیروی انتظامی که مایل به انعکاس نام خود در گزارش «اعتماد» نبود با دلخوری از اعتراض کسبه گفت: «در این شرایط اقتصادی، ما باید هوای همدیگر را داشته باشیم چون همه مردم به نوعی گرفتار مشکلات اقتصادی شدهاند. ما هم به این اقدام شهرداری معترضیم چون میدانیم که گرانی و تورم 50درصدی و 60درصدی این روزها برای بسیاری از شهروندان آبرومند چارهای جز دستفروشی نگذاشته ولی ماموریم و معذور و به هیچ وجه هم مایل به درگیری نیستیم چون خودمان را جای این برادران و خواهران میگذاریم که چطور ممکن است با درآمد دستفروشی در سرما و گرمای هوا، چرخ یک زندگی بچرخد.»
یکی از دستفروشانی که پیراهن بچگانه میفروخت و کیسه لباسهایش توسط ماموران شهرداری به وانت رفع سد معبر منتقل شده بود، به خبرنگار «اعتماد» گفت: «کاسبها رفتهاند شهرداری و از طرف ما برای خودشان تصمیم گرفتهاند. میگویند ساعت 6 بعدازظهر تا 9 شب اجازه کار داریم. شما ساعت 9 شب بیا اینجا ببین که پرنده هم در پیادهرو پر نمیزند. ما اجاره خانه نداریم؟ ما نان نمیخوریم؟ فقط مغازهدار است که نان و اجاره دارد؟ برویم دزدی کنیم؟ چطور باید زندگی کنیم وقتی یک کیلو پیاز ناقابل، 6 هزار و 500 تومن است؟ من و امثال من در این شرایط اقتصادی، چطور با 3 ساعت دستفروشی خرج زندگی را تامین کنیم؟» اعتراض کسبه خیابانهای پرتردد به فعالیت دستفروشان البته ظرف سالهای گذشته بیسابقه نبوده و به نظر میرسد علت اصلی این اعتراض هم متوجه به خطر افتادن سود کاسبی مغازهداران است آن هم در حالی که بسیاری از مغازهداران که از هیچ ضابطهای برای قیمتگذاری کالاهای خود تبعیت نمیکنند، از این دلخورند که چرا مردم، جنس گرانتر در مغازه را نمیخرند و به جای آن حاضرند از دستفروش که با رضایت به سود کمتر، ارزانتر میفروشد، خرید کنند. ظرف سالهای اخیر، کاسبان خیابان ولیعصر و اطراف میدان هفتتیر، بارها نسبت به فعالیت دستفروشان اعتراض کردند و این اعتراضات در مواردی منجر به درگیری لفظی و فیزیکی هم شده است. به نظر میرسد اعتراض بعضی کسبه، کاملا غیرمنصفانه است چون امروز در میان همین دستفروشان، تعداد زیادی را میتوان سراغ گرفت که پیش از افسارگسیختگی تورم طی سالی که با کرونا سپری شد، مستاجر مغازه بودند ولی به دلیل رکود بازار، ناچار به تخلیه مغازه شدند و همان سرمایه باقیمانده را به پیادهروی خیابانها بردند تا از این طریق معاش خانواده را تامین کنند. فعالان اقتصادی هم بارها هشدار دادهاند که ظرف یک سال گذشته و به سبب افزایش بیکاری و اخراج در کارگاههای کوچک و آسیبدیده از کرونا و همزمانی این اتفاق با اوجگیری غیرقابل کنترل تورم و گرانی قیمت تمام کالاها، دستفروشی بین اقشار کمدرآمد جامعه افزایش نگرانکنندهای یافته است. با وجود این هشدارها، ظرف چند سال اخیر، هجمه غیر منصفانهای توسط برخی کاسبان و صاحبان اتحادیههای صنفی علیه دستفروشان شکل گرفت و این معترضان که به نوعی از اقشار سرمایهدار جامعه هستند، تلاش کردند با القای فرار مالیاتی دستفروشان و فروش اجناس بیکیفیت و حتی دزدی در بساط برخی دستفروشان، ذهنیت جامعه را نسبت به این قشر مستضعف مسموم کنند. اگر واقعا دستفروشان تهران، تا این حد امکان حفظ سرمایه خود را داشتند که با نمایش خلاف واقع، مظلومنمایی کنند، یک نهاد امدادی همچون بنیاد مستضعفان، بخشی از کمک معیشت 536 میلیارد تومانی برای حمایت از اقشار آسیبدیده از کرونا را به حمایت از دستفروشان تهران اختصاص نمیداد.
ظرف یک سال گذشته و پس از شیوع ویروس کرونا در کشور، به دنبال ممنوعیت موقت فعالیت برخی صنوف غیر ضروری، دستفروشان پایتخت هم تا مدتها از فعالیت محروم بودند که بنیاد مستضعفان در دو نوبت، به تعدادی از این قشر آسیبپذیر، کمکهای مالی کرد. از جمله اینکه در روزهای پایانی اسفند 98 زهرا نژادبهرام، عضو هیات رییسه شورای شهر تهران از موافقت بنیاد مستضعفان برای پرداخت کمک معیشتی به دستفروشان پایتخت خبر داد و در گفتوگو با خبرنگار ایلنا گفت: «خوشبختانه رایزنیها با بنیاد مستضعفان به نتیجه رسید و بنیاد اعلام آمادگی کرده که برای پرداخت کمک معیشتی به دستفروشان همراهی میکند و 11 میلیارد تومان اعتبار هم برای حمایت از زنان سرپرست خانوار و دستفروشان اختصاص داده که تعدادی از دستفروشان هم برای دریافت کمک ثبتنام کردند و تعدادی هم با کمک شهرداران نواحی شناسایی شدند و قرار است این فهرست را در اختیار بنیاد مستضعفان قرار دهیم تا بتوانیم از کمک معیشتی آنها برای دستفروشان استفاده کنیم.» تا پایان فروردین ماه امسال و بنا به گفته نژادبهرام، طی دو نوبت تخصیص کمکهای حمایتی از سوی بنیاد مستضعفان، حدود 5 هزار دستفروش تهرانی مشمول دریافت این کمکها شدند علاوه بر اینکه ظرف همین مدت، تعداد قابلتوجهی از دستفروشان، به دنبال اثبات شرایط اسفبار معیشت، مشمول دریافت بستههای حمایتی 200 الی 600 هزار تومانی دولت و حتی وام کرونا هم بودند اگرچه که خبرنگار مهر، در گزارشی که اسفند ماه سال 98 منتشر شد، ضمن هشدار بابت افزایش تعداد دستفروشان ظرف سه سال گذشته، نوشت که «سال 96، فقط در تهران ۵۰ هزار دستفروش مشغول به کار بودهاند که مشخص نیست چه تعداد از آنها مشمول دریافت کمک بلاعوض دولت شدهاند. البته همه دستفروشان جزو دهکهای پایین درآمدی و افراد بهشدت آسیب پذیر نیستند و بعضا شاغلان یا بازنشستگان با حقوق ثابت، سپردهگذاران اندک بانکی، دارای منزل شخصی و... نیز برای گذران وقت یا درآمد جانبی به دستفروشی اشتغال دارند؛ اما برخی، دستفروشی، تنها منبع درآمدشان بوده و مستاجر هم هستند که این گروه قطعا باید مشمول دریافت کمک بلاعوض دولت قرار بگیرند. اخیرا فیلمی در شبکههای اجتماعی دست به دست شد که در آن فردی میانسال که شغل خود را دستفروشی عنوان میکرد، میگفت سه روز است توان خرید پنیر برای فرزندانش را ندارد، چراکه دیگر نمیتواند مانند گذشته در مقابل ایستگاه مترو بساط کرده و دستفروشی کند و درآمدی ندارد.»