تغییر پارادایم به اقتصاد آبی برای نگهداری از ایران
براساس آنچه اقتصاددانان و فعالان و کارشناسان اقتصادی دلسوز به این سرزمین به اتحاد رای رسیدهاند شماری از تهدیدها هستند که اقتصاد و کسب و کار و زندگی ایرانیان را زیر ضرب گرفتهاند. یکی از تهدیدهای خطرناک و از مهار خارج شده شکل و ماهیت روبه رو شدن و رویارویی مدیران و نیز شهروندان با کمیت و کیفیت منابع طبیعی است. این رویارویی گونها ی بوده و هست که همه آژیرهای خطر به صدا درآمدهاند و ایران ارجمند از این نظر با تنگی نفس دست به گریبان شده است. کارشناسان و فعالان اقتصادی سالهاست به دولتها هشدار میدهند پیامدهای ازهم گسیختگی در نگهداری هوشمندانه و مسوولانه از محیطزیست حتی از بحرانهای اقتصادی مثل رشد اندک و رشد با نوسان خطرهای بیشتری دارد. به طور مثال در بخش آب واقعیتهای بسیار دهشتناکی در برابر ایران قرار دارد. سه پژوهشگر ارشد ایرانی مقیم خارج در مقالهای که در نشریه «گزارشهای علمی» از نشریات گروه Nature منتشر شد، وضعیت سفرههای آب زیرزمینی ایران در یک مقطع 14ساله از سال ۱۳۸۱ تا سال ۱۳۹۴ را بررسی کردهاند. در مقاله این نویسندگان آمده است؛ خشکسالی ناشی از فعالیت انسانی عامل اصلی تخلیه سفرههای آب زیرزمینی است. براساس برآورد این سه نفر، میزان کاهش آب آبخوانها در مقطعی ۱۴ ساله حدود ۷۴ میلیارد مترمکعب بوده است. همچنین، اضافهبرداشت در ۷۷درصد مساحت ایران به نشست بیشتر زمین و شوری خاک انجامیده است. پژوهش و بررسی آمار و ارقام نشان میدهد که در این مقطع زمانی، متوسط اضافهبرداشت از آبخوانهای کشور در حدود ۵/۲۵ میلیارد مترمکعب در سال بوده است. در این مقاله که به آمار و ارقام موجود در سایتهای وزارت نیروی کشور ارجاع داده و براساس دادههای در دسترس همگان نوشته شده، آمده است: کاهش منابع آب زیرزمینی در برخی نقاط ایران بین ۲۰ تا ۲۶۰۰درصد گزارش شده و بیشترین میزان حجمی کسری مربوط به حوضه «دریاچه نمک» است که ۲۶درصد جمعیت ایران، شامل شهرهایی نظیر تهران در آن قرار گرفته است. میزان کاهش منابع آب زیرزمینی در حوضه دریاچه بختگان از حد میگذرد. براساس این گزارش، کمترین میزان کسری مربوط به حوضه آبریز هراز-قرهسو است. وضعیت تخلیه سفرههای آب زیرزمینی در حوضههای آبریز ایران را میتوان در اینفوگرافی این گزارش دید. نویسندگان معتقدند ادامه مدیریت ناپایدار آبهای زیرزمینی میتواند به اثرات برگشتناپذیری روی محیطزیست و اراضی ایران منتهی شود و امنیت آب، غذا و امنیت اقتصادی-اجتماعی کشور را تهدید کند. لازم به ذکر است که با وجود هشدارهای کارشناسان از دهه 1360 تاکنون، سیاست دولت بر مدیریت آب سطحی استوار بوده و به منابع آب زیرزمینی به اندازه کافی توجه نکرده است. این روزها شاهد پیامدهای اجتماعی و سیاسی آن در استانهای کشور هستیم و احتمال منازعه بر سر آب بسیار افزایش یافته است.
واقعیت این است که توجه افراطی به مسائل غیر از صیانت از محیطزیست و غفلت شگفتانگیز در این باره تلخ است. کاش میشد حالا که نتیجه انتخابات 28 خرداد 1400 معلوم شده و احتمال منازعه میان نهادهای اصلی کشور کاهش مییابد، در وضعیت تازه میتوان ضمن رفع خطرهای اقتصادی به صیانت از محیطزیست و تغییر پارادایم ایران به «اقتصاد آبی» نه از سر بینیازی و سیری بلکه از نظر اینکه حیات سرزمین در خطر است توجه عمیق و همهجانبه داشته باشیم.
اقتصاد آبی دنیای دیگری است و باید در راه رسیدن به این دنیای تازه دگرگونیهای بنیادین در ذهنیت مدیران ادارهکننده کشور و نیز رهبران احزاب و گروههای سیاسی و همچنین نهادهای مدنی پدیدار شود. اقتصاد آبی ریشه در تاریخ و جغرافیای ایران دارد و با همین ساختار بوده که تمدن ایرانی صدها سال با کم آبی سازگاری یافته است. ایران را دوست داشته باشیم و زنگهای خطر به صدا درآمده را بشنویم.