پررنگ شدن هویت ایرانی را در آثارمان دنبال میکنیم
فکر کنم بهتر است اول کمی باب آشنایی بیشتر را باز کنیم؛ «دوئت لیرا» چند ساله است؟ اول لیرا شکل گرفت یا آشنایی شما با یکدیگر؟
یگانه حسینینیا: اولین اجرای رسمی لیرا در سال 1389 در کلیسای آلمانیها بود که به صورت رسیتال کاملا کلاسیک بود و سه قطعه از ساختههای خودمان را هم در آنجا اجرا کردیم و اتفاقا بسیار مورد استقبال قرار گرفتند و بعد از آن هم در سالنهایی از قبیل تالار رودکی، فرهنگسرای نیاوران، سالن برج آزادی و فستیوالهای مختلف از جمله کلاسیک تا معاصر، موسیقی و تجربه و جشنواره فجر اجرا کردیم؛ ولی خب، قبل از آن از سال 85 با یکدیگر آشنا شده بودیم و کنسرتهای زیادی را با هم اجرا کردیم ولی همه آنها در قالب کنسرتها و فستیوالهای دانشجویی بودند.
بسیار خب؛ برویم سراغ آلبوم «بازار وکیل» و داستان جالبش؛ یک سفر فرهنگی، شنیدن صدای گیرای یک دورهگرد و... همین قدر بداهه ایده میگیرید یا اینکه مختص این آلبومتان بود؟
آرش هژیرآزاد: ما گروهی تجربهگرا هستیم و خیلی دوست داریم فیلدهای مختلف در موسیقی را تجربه کنیم. مدتی است تمایل زیادی داریم که در محیط موسیقی ایرانی فعالیت داشته باشیم. این ایده که به شکل بداهه از یک موسیقی محلی آمد به نظرمان بهترین شروع برای ورود به این حوزه موسیقی ایرانی بود. این ایده در یک محیط فرهنگی، یک شهر فرهنگی و با یک ملودی بسیار زیبای محلی شکل گرفت که برای آغاز کار در موسیقی ایرانی برای ما انگیزهبخش شد و شاید در برنامههای آینده سراغ موسیقیهای کلاسیک ایرانی برویم و بتوانیم از آن گنجینه با ارزش استفادههایی داشته باشیم یا حتی به کارهایی وارد شویم که ساخت آن هم انجام شده است. در قطعات جدیدمان که هنوز منتشر نشدهاند ما سراغ ملودیهایی رفتیم که کاملا بستر موسیقی ایرانی داشتهاند. لیرا گروهی است که از محیط پیرامون خود الهام میگیرد و این الهام گاهی طبیعت آسمان شب بوده و محیط پیرامونش به نوعی همین نواها و ملودیها و موسیقیها هستند که خلق شدهاند و حالا نیاز به یک بازگویی جدید دارند برای اینکه بتوانند فرم دیگری را درگیر و تجربه کرده باشند.
نام دو تا از آلبومهایتان با آسمان و نجوم و... مرتبط است، چرا؟ من گاهی فکر میکردم شاید شما بهطور آماتور نجوم را هم دنبال میکنید...
آرش هژیرآزاد: بله درست متوجه شدید... نجوم همیشه بخش خیلی مهم در زندگی و در کنار موسیقی ما بوده. من و یگانه سعی میکنیم خیلی مطالعه داشته باشیم و اساسا معتقدیم اگر منبع الهامی در مورد موسیقی وجود دارد ما باید در مورد آن منبع الهام اطلاعات کافی داشته باشیم. اطلاعات علمی بخشِ لاینفک تولید اثر هنری است؛ به خصوص اثری که انگیزه خودش را برای خلق شدن از آن موضوع خاص الهام میگیرد. درباره اینکه چرا طبیعت نجوم برای ما انگیزهبخش شده، به نظرم کافی است هر فردی یک بار مثلا در یک کویر و در سکوتش به آسمان پرستاره نگاه کند و کمی هم اطلاعات داشته باشد در مورد اینکه این ستارهها که الان به آنها نگاه میکنیم، چه هستند و چه حجمی دارند و در چه فاصلهای از ما قرار دارند؛ با چه متریالی ساخته شدهاند. یک مستند راجع به آنها ببیند به نظرم هیچکس با دیدن و دقت در اینها نمیتواند متعجب و متحیر نشود. این تعجب و احساس برای موسیقیدان انگیزه ایجاد میکند که ما خواستیم در پاسخ به آن انگیزه شکل موسیقایی بدهیم و اصلا نمیتوانستیم در برابر حسمان سکوت کنیم. البته این موضوعات در طول تاریخ هم با یکدیگر عجین بودهاند و در هم گره خورده بودند. از یونان باستان، فیثاغورث و تمام فیثاغورثیان میدانستند که نوعی ارتباط بین علوم به خصوص نجوم، حساب، هندسه و موسیقی وجود دارد. ما میتوانیم لااقل این را ادعا کنیم که برای لیرا، نزدیک شدن به این تفکر، برای خلق اثر هنری یک انگیزه بوده است.
کارهای شما بدون کلام است؛ در صورتی که موسیقی با کلام طرفداران زیادی دارد و در ارتباط از خوانندهسالاری انتقادات زیادی میشود؛ از ابتدا هدفتان ارایه موسیقی بدون کلام بود؟ از استقبال نکردن مردم از این نوع موسیقی نگران نبودید یا به بیان سادهتر نگرانی مالی نداشتید؟
یگانه حسینینیا: اول اینکه ما هنرمند هستیم و وظیفه داریم در مقابل احساسات خود سکوت نکنیم و این را در خلق آثار، اجرای آثار یا تدریس موسیقی میتوانیم به عنوان وظیفه هنری خودمان نشان دهیم. در حد خودمان خیلی تلاش میکنیم که سلیقه مخاطب را به سمت بهتر شدن و ارتقا یافتن تغییر بدهیم و یکی از تلاشهای ما این است که مخاطبان را به سمت موسیقیسازی و موسیقی بدون آواز جلب کنیم. از اول هم میدانستیم که بهطور قطع این موسیقی مخاطبانی مثل موسیقی پاپ یا ووکالدار و آوازی نخواهد داشت و از اول هم برای درآمدزایی برنامهریزی نکرده بودیم البته از این موضوع ناراحت هستیم که چرا باید موسیقی مورد اقبال مردم در اکثر مواقع به سمت موسیقی ووکالدار و پاپ برود؛ اما متاسفانه این به نوعی برای ما عادت شده است و ما برعکس بقیه که کار میکنند و درآمد کسب میکنند، این طور هستیم که کار میکنیم تا با درآمدش برای اینکه بتوانیم اثری را که در چارچوب دغدغهها و ایدهآلهایمان است، تولید کنیم. این آثار برای ما مهم هستند مثل بچههای ما میمانند، در واقع آنقدرها به قضیه مالی فکر نمیکنیم بیشتر حس وظیفه هنری است و اینکه خودمان از خلق آنها لذت ببریم. از آن گذشته کاش موسیقی پاپ که مردم به سمت آن گرایش پیدا کردهاند حداقل کمی باکیفیت بود. در حال حاضر واقعا موسیقی پاپ به سطح پایینی تنزل پیدا کرده و این وضعیت نگرانکننده شده است.
اما از طرف دیگر بحث نوع ارایه کار و انتخابتان هست؛ این کار -شیرین جان- برای مردم بسیار آشناست؛ خیلیها همین «آسمون به اون گپی گوشهش نوشته» را که میشنوند، باقی راه را میروند و ترانه را میخوانند؛ خب خیلی از ما هم این کار را با صدای کورش یغمایی شنیدهایم؛ هنگام کار روی «بازار وکیل»، برای اینکه اثرتان تازه باشد و برای مخاطبان تکراری نباشد، چه کردید؟ به هر حال کار کردن روی یک اثر مشهور خودش جسارت جداگانهای میطلبد، چراکه میخواهد جز یادآوری آن رنگ و حال و هوای دیگری هم داشته باشد.
آرش هژیرآزاد: بله همینطور است؛ بخش بزرگی از پاسخ این سوال در همان نام اثر است. نوشتهایم 12 واریاسیون روی یک تم محلی؛ واریاسیون فرمی است که از موسیقی کلاسیک میآید. ما یکسری تغییرات هارمونیک، ملودیک و ریتمیک روی تم اصلی که در این مورد تم فولکلور هست، انجام دادیم و این واریاسیونها در حالی که باید سعی کنند تنوع بدهند و از تکرار مدام اثر خستهکننده نشوند، باید در عین حال آن شیرازه و شالوده اصلی اثر را حفظ کنند؛ طوری که هر آن حس کنید، دارید آن تم را با دید جدیدتر گوش میکنید مثل تابلوهای مینیاتور است که از یک عکس ثابت گرفته شدهاند و انگیزه اصلی عکس بوده و هر تابلو میخواهد با یک مضمون به کل اثر نگاه کند.
با این اوصاف اول میخواهم بدانم خودتان دو نفر از این کار راضی هستید و بعد دوست دارم بدانم از بین آثار منتشر شدهتان کدام یک را بیشتر دوست دارید؟
یگانه حسینینیا: ما هیچوقت صددرصد از اثر منتشر شده راضی نیستیم و همیشه بعد از انتشار میگوییم کاش این قسمت را اینطور اجرا میکردیم؛ خلاصه همیشه بعد از انتشار داستان نقد خودمان را بهطور جدی داریم که سعی میکنیم در کارهای بعدی نواقصی را که در ذهنمان هست، جبران کنیم. درباره بخش دوم سوال هم راستش اصلا نمیتوانیم فرق بگذاریم ولی خب این آلبوم «بازار وکیل» خیلی رنگ و لعاب تازهای برای ما داشته و جدیدتر بوده و از این نظر کمی متفاوت بوده است.
و در ادامه سوال پیشین جامعه مخاطبان چطور؟ کدام اثرتان بیشتر بازخورد مثبت از سوی مخاطبان به خودش دید؟
یگانه حسینینیا: ما میتوانیم مخاطبانمان را دستهبندی کنیم، یک عده موزیسینها هستند و همکاران ما و دسته دوم مردم عادی که موسیقی جدی گوش میکنند، دسته سوم هم رسانهها هستند مثل شما. این بازخوردها برای هر کدام از آلبومهایمان با یکدیگر متفاوت بوده است؛ ولی در مورد بازار وکیل میتوانم بگویم بیشترین توجه را رسانهها به ما داشتند.
«بازار وکیل» روی یک قطعه فولکلور ساخته شده؛ تم یکی است و بیان متفاوت میشود. سوالم این است که به نظر شما چقدر میتوان روی این قطعات فولکلور کار کرد و آیا برای کارهای آتی خود باز هم برنامهای برای کار روی قطعات فولک دارید؟
آرش هژیرآزاد: با ارزشترین وجوه موسیقی ایران زمین همین ترانههای محلی و فولکلور ما هستند که شاید قرنها قدمت دارند و سینه به سینه نقل شدهاند و راوی و بازگوکننده تاریخ ما با زبان موسیقی به شمار میروند. قطعا خیلی دوست داریم روی قطعات فولک کار کنیم. البته اینبار اول نیست که این اتفاق میافتد؛ خیلی از آهنگسازهای کشورمان مثل احمد پژمان، مرتضی حنانه توجه ویژه به این موضوع داشتند، از موزیسینهای غربی بلا بارتوک را میشناسیم که مجارستانی بوده و روی ترانههای محلی مجار قطعه ساخته، یعنی اتفاقی است که بارها در موسیقی رخ داده و ما هم در این حوزه سعی خود را داریم و حالا با زبان موسیقی دوئت لیرا این کار را انجام دهیم و تلاش میکنیم تا در مسیر این بزرگان موسیقی قدم برداریم. این است که حتما و قطعا برایش برنامه داریم ولی همیشه دوست داریم به سمتی برویم که در آن لحظه احساسمان خوب بوده اگر موقعی گفتهایم مثلا دغدغه ما موسیقی ایرانی است، موسیقی کلاسیک ایرانی را هم جزو آن بتوان قرار داد که در مورد کارهای بعدی به آن بپردازیم.
یگانه حسینینیا: همانطور که قبلا اشاره کردیم لیرا تجربهگراست و بستگی دارد که در چه شرایطی باشیم. اگر آلبومهای دیگرمان را گوش کنید، میبینید که آلبوم «تهران مریخ» فضای ملهم از کلاسیک دارد، آلبوم دوم «هشت دقیقه و بیست ثانیه» الکترو آکوستیک است و مینی آلبوم ما هم فولکلور شده، اینها هرکدام سبکهای مجزایی دارند و کارهای مجزایی انجام دادهایم. در اینکه دوست داریم موسیقی ایرانی را ادامه دهیم، شکی نیست و احتمال دارد باز هم از قطعات فولکلور استفاده کنیم ولی برنامهریزی خاصی نداریم که مثلا حتما باید یک قطعه فولک دیگر را در فلان بازه زمانی کار کنیم نه اینطور نیست ولی اگر پیش بیاید و انگیزهاش در ما بیدار شود، حتما این کار را میکنیم.
باز هم درباره آلبوم اخیرتان؛ ویولن و پیانو یک کار فولک ایرانی را اجرا میکنند با همراهی پرکاشن؛ چقدر جواب گرفتید؛ پیشبینی خودتان پیش از کار کردن روی این اثر چه بود؟
یگانه حسینینیا: این اولینباری نیست که موسیقی ایرانی با سازهای کلاسیک اجرا میشود اما اگر بخواهم در پاسخ سوال شما به تجربه خودمان اشاره کنم، باید بگویم که ما سعی کردیم سراغ گامهای تعدیل شده کلاسیک برویم، مثل ماژور و مینور؛ از طرفی این را هم یادآور شوم که من از کودکی موسیقی ایرانی نواختهام و به آن کاملا آشنایی دارم ولی خب اینجا به عمد نخواستهایم وارد پیچیدگیهای موسیقی ایرانی شویم و به نوعی خواستهایم که غیر ایرانیها هم راحتتر مخاطب ما باشند و اثر را بشنوند؛ طوری که برایشان قابل هضمتر باشد؛ چون اثر براساس گامهای موسیقی کلاسیک است.
آرش هژیرآزاد: در آلبوم «بازار وکیل» از پرکاشن استفاده کردهایم. یعنی چند نوع ساز مختلف پرکاسیو را دوست خوبمان و هنرمند بسیار با ارزش، نوازنده ساز پرکاشن عرفان عاصمینژاد کنار گروه لیرا بود و در واقع سعی کردهایم به رنگآمیزی جدیدی برسیم که تا الان در لیرا تجربه آن را نداشتهایم. اصلا بعد از آلبوم تهران مریخ که یک دوئت آکوستیک صرف برای دو ساز پیانو و ویولن بود، تقریبا تمام تجربههای بعدی ما چه در اجراهای لایو، چه در آلبومهای بعد از آن، همه به دنبال اضافه کردن رنگآمیزی جدید به سازبندی دوئتی ما بوده است. نه به واسطه اینکه دوئت خلوت است و ممکن است خستهکننده باشد، بلکه بخشی از آن تجربه کردن شخصی است؛ تجربه کردن و یاد گرفتن استفاده از تنوعسازی مختلف و رنگبندیهای جدید است دوم اینکه دوئت نوشتن کار سختتری است شاید خیلیها فکر کنند که آنسامبل خلوت، راحتتر است ولی واقعیت این طور نیست و نوشتن کار دوئت دشوار است. ساخت موسیقی جذاب که برای مخاطب خستهکننده نباشد از طرفی هم وارد کردن سازهای جدید سختی خودش را دارد و البته که این درگیری را همیشه دوست داشتیم که برای کارمان داشته باشیم و از این بابت هم رضایت داریم چون این تنوع را برای ارتقای کار خودمان نیاز داریم.
جایی خواندم آلبوم بازار وکیل در یک رقابت هم برنده شده است، درباره آن توضیح میدهید.
یگانه حسینینیا: بله همین طور است. آلبوم «بازار وکیل» برنده بهترین آلبوم آکادمیا موزیک اواردز امریکا شد، برای اولینبار تصمیم به ارسال اثر به چنین مسابقهای در جغرافیای خارج از ایران گرفتیم، چون میخواستیم خودمان را ارزیابی کنیم مخصوصا این کار آخرمان را که رنگ و لعاب ایرانی هم در آن وجود دارد و از موسیقی فولک کشورمان استفاده کردیم؛ پیش خودمان فکر کردیم شاید چون مشخصه ایرانی بودن را دارد، جذاب باشد. فرستادیم و در بخش موسیقی فولکلور جایزه بهترین موسیقی (ژوئن 2021) را از آن خود کرد.
با توجه به گرایشی که داشتید، برداشتم این است که موسیقی فولک از علایق شماست؛ به نظرتان جایگاه این نوع از موسیقی و هنرمندان آن در ایران چونان که باید، هست؟
یگانه حسینینیا: بله خب ما خیلی به موسیقی فولکلور علاقه داریم. موسیقی فولکلور در کشور ما متاسفانه آنطور که باید در جایگاه واقعی خودش نیست و واقعا حیف است. مثل گنجی است که کسی به آن توجه نمیکند. بسیاری از نوازندگان موسیقی و سازهای محلی در شرایط سخت معیشتی در نقاط دورافتاده کشور ما هستند و اگر در شرایطی باشند که نتوانند شاگردی تربیت کنند، شاید خیلی از ملودیها و تکنیکهای نوازندگی سازشان را برای همیشه از دست بدهیم. من مطمئن هستم، تمام موزیسینهای غیرایرانی وقتی این قطعات را میشنوند واقعا به وجد میآیند و چقدر خوب است که ما از این گنجینه با ارزش هنر ایرانی استفاده کنیم و صدایش را به گوش جهانیان برسانیم، چه خوب که بتوانیم با یک گام تعدیل شده موسیقی کلاسیک و همچنین با سازهای کلاسیک بتوانیم این کار را انجام دهیم و در عین حال تنوعی به آن داده باشیم انگار که گردگیری کرده باشیم و به زبان خودمان آن را ارایه دهیم.
همانطور که میدانید برخی با تغییرات در موسیقی فولک موافق نیستند و معتقدند این نوع موسیقی باید اصلش حفظ شود، در این رابطه چه میگویید...
آرش هژیرآزاد: بله ببینید، دو دیدگاه در مقابل موسیقی فولک در جامعه موزیسینهای ما وجود دارد؛ یکی اینکه عدهای عقیده دارند موسیقی فولک باید به همان فرمتی که در طول تاریخ سینه به سینه نقل شده، ارایه شود و اصل آن باقی بماند و به هیچ عنوان با تغییر فرم اصلی هم موافق نیستند؛ از سوی دیگر عدهای هم معتقدند برای اینکه از این هنر حفاظت شود، باید امروزیتر به آن نگاه کنیم و با دید جدید و برای اینکه جهانیاش کنیم با سازبندی جهانی و با درنظر گرفتن ارکستراسیون آن را ارایه کنیم تا الان کلی کارهای الکترونیک شده ولی در مقایسه با این عظمت و حجم زیاد این نوع ترانههای محلی و فولکلور در اقصی نقاط کشور و موسیقیهای بسیار بکر و عجیب همچنان کم است؛ اما به نظر من هیچ یک از این نظریهها یکدیگر را نفی نمیکنند و هر دوی اینها باید به موازات هم وجود داشته باشند و هیچ یک بر دیگری برتری ندارد. هر دوی اینها یعنی هم موسیقی فولک اصیل و هم نگاه جدید به موسیقی فولک نیازمند توجه مخاطب خوب هستند.
در پایان اینکه دوئت لیرا برای آینده چه برنامهای دارد؟
آرش هژیرآزاد: یک سری قطعات هستند در همان زاویه دید جدیدی که نسبت به موسیقی ایرانی داریم که آنها هم با فرمت آکوستیک تنظیم و ساخته شدهاند و فقط منتظر فرصت هستیم که بتوانیم برویم سراغ ضبط آنها و همکاری با هنرمندان مورد علاقه و دوستانی که هنرشان را دوست داریم و ساز زدن در کنار آنها برایمان لذتبخش است. یک تک ترک که کار ضبطش تمام شده نیز با آهنگسازی بهنود یخچالی داریم که آن هم با لیرا کار شده و امیدواریم کارهای پروداکشن اصلی آن هم تمام شود و منتظر انتشارش هستیم. دیگر اینکه کارهای ارکسترال احتمالا در زمینه موسیقی ایرانی که فعلا نمیدانیم به چه فرمتی ولی همراهی ارکستر با پیانو و ویولن مدنظر ماست. دغدغههای ما همیشه تجربههای جدید و سازبندیهای جدید است ولی قطعا چیزی که فعلا همراه ماست پر رنگتر شدن هویت ایرانی و موسیقی ایرانی در کارهایی است که انجام میدهیم.
یگانه حسینینیا: ما سعی کردیم سراغ گامهای تعدیل شده کلاسیک برویم، مثل ماژور و مینور؛ از طرفی این را هم یادآور شوم که من از کودکی موسیقی ایرانی نواختهام و به آن کاملا آشنایی دارم ولی خب اینجا به عمد نخواستهایم وارد پیچیدگیهای موسیقی ایرانی شویم و به نوعی خواستهایم که غیرایرانیها هم راحتتر مخاطب ما باشند و اثر را بشنوند؛ طوری که برایشان قابل هضمتر باشد؛ چون اثر براساس گامهای موسیقی کلاسیک است.
آرش هژیر آزاد: نوشتهایم 12 واریاسیون روی یک تم محلی؛ واریاسیون فرمی است که از موسیقی کلاسیک میآید. ما یکسری تغییرات هارمونیک، ملودیک و ریتمیک روی تم اصلی که در این مورد تم فولکلور هست، انجام دادیم و این واریاسیونها در حالی که باید سعی کنند تنوع بدهند و از تکرار مدام اثر خستهکننده نشوند، باید در عین حال آن شیرازه و شالوده اصلی اثر را حفظ کنند؛ طوری که هر آن حس کنید، دارید آن تم را با دید جدیدتر گوش میکنید.